|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد93/8/22: موضوع انشا: دوست داريد در آينده چه كاره شويد؟
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4305
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 3106 22/8/93 > صفحه 9 (نسل چهارم) > متن
 
      


موضوع انشا: دوست داريد در آينده چه كاره شويد؟


نويسنده: مريم آقايي

قلم در دست مي گيرم و انشاي خود را با موضوع دوست داريد در آينده چه كاره شويد؟، آغاز مي كنم. معلم عزيز تر از جان خواسته اند تا ما انشايي در مورد شغل آينده مان بنويسيم.
    راستش را بخواهيد مادرمان مي گويد اينكه ما دوست داريم چه كاره شويم اهميت چنداني براي كسي ندارد. ما بايد يك كاره يي شويم كه موجب افتخار خانواده مان شويم. ما فكر مي كنيم فقط زماني آنها مفتخر مي شوند كه ما هماني شويم كه آنها مي خواهند.
    مثلاپدرمان كه يك پزشك خيلي موفق است، دوست دارد ما مثل او يك پزشك شويم و موفق بودن و نبودن مان برايش مهم نيست. مهم اين است كه پزشك باشيم. او و مادرمان هر روز سر اين مساله با هم دعواهاي شديدي مي كنند. مادرمان معتقد است كه پدرمان مي خواهد ما را مجبور كند، كاري را كه دوست نداريم انجام دهيم، كه خب به طرز عجيبي حق با مادرمان است. ما اصلادوست نداريم پزشك شويم. ما از خون بدمان مي آيد. مادرمان مي گويد ما بايد يك مهندس ساختمان ساز شويم. او مي گويد اصلااين توي خون مان است. مثل پسر خاله مهين كه يك مهندس ساختمان ساز است و خيلي باكلاس است و پولش از پارو بالامي رود. مادرمان به شعار علم براي ثروت خيلي خيلي اعتقاد دارد و مي گويد علم پزشكي پدرمان فقط به درد همايش ها مي خورد و حتي قابليت پز دادن به شوهر سوسن خانم اينا كه شوهرشان در بازار يك مغازه سه دهنه دارد، را هم ندارد ما فكر مي كنيم اگر مادرمان به كلاس مدرسه و دانشگاه اهميت نمي داد، به همين زودي ها ما را ترك تحصيل مي داد و مي فرستاد برويم براي شوهر سوسن خانم اينا يا پسر خاله مهين كار كنيم و راه و چاه را ياد بگيريم و خلاصه مردي شويم براي خودمان، اما يك بار شنيديم كه همسايه مان مي گفت اگر ما آخر سر به دانشگاه نرويم و مترقي نشويم و تحصيلكرده نباشيم، آن وقت نمي تواند سرش را توي فاميل بلند كند و جلوي خاله مهين و دايي هوشنگ و خان عمو، با آن بچه هاي از دماغ فيل افتاده و دانشگاهي اش كم مي آورد. او مي گفت آن وقت ديگر چيزي ندارد كه آن را بكوبد توي سر زن عموي مان! كاش مادرمان مارا ترك تحصيل مي داد و هم ما را و هم كل فاميل را راحت مي كرد. خلاصه كه دعواي مادر و پدرمان تمامي ندارد و هر بار خواستيم بگوييم، دوست داريم چه كاره شويم، از ما خواستند ساكت شويم و دخالت نكنيم. اما برادر كوچك مان كه خلي فهيم است يك روز به اين نتيجه رسيد كه قيافه ما خوراك خوانندگي است. او مي گويد فقط كمي تغيير در سر و صورت مان مارا تبديل به تك ستاره يي در عالم موسيقي خواهد كرد كه همه حاضرند براي مان پر پر شوند. البته ما فكر مي كنيم او بيشتر به فكر عكس هاي اينستاگرام خودش است.
    حالاشما تصور كنيد وسط دعواي پدر و مادرمان برادرمان حرف از خوانندگي مي زند و هر روز غوغايي تكراري به پا مي شود. يك بار وسط دعوا ما هم صداي مان در آمد و گفتيم كه دوست داريم مرده شور شويم. صداي داد و فرياد قطع شد و برادرمان گوشي اش را در آورد تا نخستين واكنش ها به اين حرف را ثبت كند. چند لحظه يي كه گذشت و صدايي از كسي در نيامد، فكر كرديم خانواده منطق را انتخاب كرده اند و به ما اجازه داده اند نظريه مان را شفاف سازي كنيم، پس تير خلاص را زديم و گفتيم مي خواهيم درس را ببوسيم و بگذاريم كنار و برويم پي اصول كار مورد علاقه مان، كه ناگهان گلدان چيني مورد علاقه مادرمان با نشانه گيري دقيق پدر به سمت مان پرتاب شد و اگر نمي جنبيديم، الان ما را به عنوان مرده شسته بودند. گلدان كه شكست، مادرمان ضجه يي زد و گفت: «مرده شووور ببرتت بچه»!
    اين بود انشاي ما...
    موضوع انشا: دوست داريد در آينده چه كاره شويد؟
    


 روزنامه اعتماد، شماره 3106 به تاريخ 22/8/93، صفحه 9 (نسل چهارم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 40345 بار
    



آثار ديگري از "مريم آقايي"

  طناب دار از گردن قاچاقچيان باز مي شود؟
مريم آقايي، جام جم 30/9/95
مشاهده متن    
  پشت پرده جرايم زنانه
مريم آقايي، جام جم 7/9/95
مشاهده متن    
  اعدام براي80 زنداني ايراني در مالزي / معاهده انتقال محكومان بزودي بين ايران و مالزي امضا خواهد شد
مريم آقايي، جام جم 2/9/95
مشاهده متن    
  در زندان دزدان دريايي / 8 ملوان ايراني، 21 ماه است در اسارت دزدان دريايي سومالي هستند
مريم آقايي، جام جم 27/8/95
مشاهده متن    
  باران تهران، مادر را با خود برد
مريم آقايي، جام جم 24/8/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات تطبيقي قرآن و حديث
متن مطالب شماره 10، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است