|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق93/9/10: لوون هفتوان، بازيگر «پرويز»: فيلم هاي مستقل از جايي كمك نمي گيرند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2176 10/9/93 > صفحه 7 (هنر) > متن
 
      


لوون هفتوان، بازيگر «پرويز»: فيلم هاي مستقل از جايي كمك نمي گيرند


نويسنده: امير گنجوي، نوژن نوروزي

موفقيت هر فيلم به عوامل زيادي بستگي دارد. يكي از مهم ترين آنها، بازي خوب بازيگران آن است. گاس ون سنت، كارگردان زبردست آمريكايي، در دهه90 به بازسازي دوباره رواني آلفرد هيچكاك پرداخت، اما آن بازآفريني هرگز نتوانست ذره اي هم به كار به يادمادني استاد ترس و دلهره سينماي آمريكا نزديك شود. دلايل متفاوتي براي شكست ون سنت در اين تجربه جديد مي توان ذكر كرد، اما در اين ميان نقش بازيگران بدون شك اهميت فراواني دارد؛ بازيگراني كه در فيلم جديد رواني بازي كردند به هيچ وجه نتوانستد همان حس همذات پنداري را براي بينندگان ايجاد كنند كه آنتوني پركينز و جنت لي در فيلم اول، خالق آن بودند. بايد گفت يكي از دلايل موفقيت و جذابيت پرويز مجيدبرزگر كه به تازگي به همت گروه هنروتجربه به نمايش درآمده، بدون شك به نقش آفريني «لوون هفتوان» مربوط است. هفتوان به خوبي شخصيت دوگانه جكيل و هايدي شخصيت «پرويز» را ايفا كرده و آن را كاملاباورپذير كرده است. هفتوان از بازيگران شناخته شده تئاتر در سينماي ايران است كه سال ها در اين زمينه كار كرده است. از او كمتر كاري در سينما ديده بوديم. اما بازي خوب او در پرويز و همچنين لرزانند چربي (محمد شيرواني) نشان داد كه در آينده حرف هاي بسياري براي گفتن دارد. در ادامه گفت وگوي شرق را با «هفتوان» مي خوانيم.

شما چندسال است كه در خارج از ايران اقامت داريد. مايليم با گذشته و سابقه بازيگري تان بيشتر آشنا شويم...

سال1363 در رشته تئاتر وارد دانشكده هنرهاي زيبا شدم و فارغ التحصيل اين رشته هستم. تا 1370 در ايران زندگي مي كردم و بعد از فارغ التحصيلي از ايران خارج شدم. در ايران كه بودم، در دوران دانشجويي در كارهاي دانشجويي نقش داشتم و بيشتر بازيگري مي كردم. در چندفيلم از دوستان دانشجو نقش هاي كوتاهي بازي كردم، مثلادر فيلم نيم ساعته يكي از دوستان كه پايان نامه تحصيلي اش بود، به اسم «شهري چون بهشت» ، نقش اول را بازي كردم. نقش كوتاهي هم در يكي از فيلم هاي آقاي سينايي بازي كرده بودم؛ فيلم «در كوچه هاي عشق.» اين مجموعه كارهايي بود كه در ايران و قبل از سفرم به خارج انجام دادم. سپس از ايران خارج شدم و در فرهنگستان هنرهاي نمايشي روسيه در مسكو ادامه تحصيل دادم و كارشناسي ارشد كارگرداني گرفتم. بعد در سال1374 شمسي به كانادا آمدم و مقيم اينجا شدم. در سال هاي اول بيشتر به طور جنبي كارهاي نمايشي كوتاه به زبان فارسي با دوستان فارسي زبان انجام دادم و حدود 11 سال پيش روي زبان انگليسي تمركز كردم و كارهايي از هارولد پينتر، چخوف، پيراندللو را به زبان انگليسي كارگرداني كردم. در جشنواره ها شركت كردم و اجراهاي عمومي داشتم. چون به كارگرداني بيشتر علاقه مندم، در كانادا روي بازيگري كمتر تمركز كردم. بعد از كارهاي فارسي ام در كانادا، كارهايي هم به ارمني و روسي اجرا كردم. در حوزه سينمايي، اولين كاري كه كردم، ايفاي نقش كوتاهي در فيلم كلاه قرمزي بود. آقاي طهماسب و جبلي - از دوستان قديم - دعوت كردند و نقش كوتاهي را بازي كردم. سال ها گذشت و آقاي افخمي براي مدتي به كانادا آمدند و نقش كوتاهي در فيلم «صداي تاريك» ايشان بازي كردم. اين به اصطلاح كارهاي بازيگري اي بود كه تا 1390 انجام داده ام. در بهمن90 كه براي جشنواره تئاتر به ايران رفته بودم، با آقاي شيرواني آشنا شدم كه از من خواستند در فيلم اخيرشان، «لرزاننده چربي» ، بازي كنم. از طريق آقاي پناهي هم با آقاي برزگر آشنا شدم كه پيشنهاد بازي در فيلم «پرويز» را به من دادند.

انگار اين فيلم با كمترين هزينه ساخته شده است. به طوري كه تنها در دوروز فيلمبرداري شده و تمام قسمت هاي خشكشويي و قسمت هاي مربوط به پاساژ در يك روز كار شده است. كاركردن در مدت كوتاه فيلمبرداري راحت نيست و امكان اشتباه بايد به حداقل برسد. چطور با مشكلات خاص فيلمبرداري در چنين زمان كوتاهي كنار آمديد؟ آيا قبل از اجراي بازيگري تمرين هاي طولاني مدت انجام مي داديد؟

بهتر است نكته اي را تصحيح كنم. فيلمبرداري كوتاه مدت بود؛ اما 23 روز طول كشيد. البته قرار بود كه 30 روزه باشد، اما چون سريع كار مي كرديم و همه هماهنگ بودند، كار در 23 روز انجام شد. اين فيلم جزو فيلم هاي كم هزينه سينماي ايران محسوب مي شود. فيلم هاي مستقل ايراني كمكي از جايي نمي گيرند و سرمايه گذارها هم به هرحال تقريبا مطمئن هستند كه سرمايه شان برنخواهد گشت، نمي توانند سرمايه زيادي را وقف كنند، چون اين موارد حالت وقفي دارد. اين است كه بودجه بندي سخت مي شود. فيلم در 23 روز فيلمبرداري شد و تمرين هاي قبل از فيلمبرداري هفت، هشت روز بود. فيلمنامه دوهفته قبل از فيلمبرداري، هنگامي كه در تورنتو بودم به دستم رسيد. دو، سه روز بعد به تهران رفتم و بيشتر دورخواني كرديم تا تمرين ميزانسني حركتي و چون نقش محوري با من بود، هميشه از صبح تا شب با همكارها در دفتر مي نشستم و دورخواني مي كردم. نقش هاي كوچك هم داشت به تدريج انتخاب مي شد. چون زياد كار سينمايي نكرده ام، نمي توانم قياس كنم كه اين فيلم سخت تر از فيلم هاي ديگر است يا آسان تر. به هرحال كارگردان، گروه فني و بازيگران، همكاري تنگاتنگي داشتند، چون به موضوع علاقه داشتند، تمام نيرويشان را مي گذاشتند. خودم هم فكر مي كنم تمام تمركزم بر اين بود تا بهترين كاري را كه از دستم برمي آيد و خواست كارگردان است انجام دهم. در كارهاي كوتاهي كه در سينما انجام داده ام،هميشه مساله ام اين بوده كه چون كارگردان ناظر كل ماجراست، خودم را در اختيار او قرار دهم. يكي از پيش شرط هايي كه با آقاي برزگر گذاشتم، اين بود كه گفتم اگر بخواهيد 20 بار هم صحنه اي را تكرار كنيد، ملاحظه مرا نكنيد. تكرار نه اشتباه من است و نه اشتباه شما و نه اشتباه فيلمبردار. چيزي كه مي خواهيد درنيامده و شما ناظريد و از پشت دوربين مي بينيد. يك شرط ديگر هم اين بود كه موقع فيلمبرداري نمي خواهم راش ها را ببينم. چون دوربين ديجيتالي است، همه مي توانند همان لحظه ببينند. بعضي بازيگرها دوست دارند و مي بينند كه چه شده است و با كارگردان مشورت مي كنند. من به كارگردان گفتم كه خودم دوست ندارم تصويري را قبل از تدوين فيلم ببينم، شما فقط مرا راهنمايي كنيد.

شخصيتي كه نقش آن را ايفا كرديد در طول فيلم لبخند نمي زند، اشكي نمي ريزد، خوشحال نمي شود، لحن صدايش تغيير نمي كند، حالت صورتش تفاوتي پيدا نمي كند. انگار كه از بس هميشه در حاشيه بوده و توجهي به او نشده، همه احساسات وجودش خشك شده و چهره اش حالت سنگي پيدا كرده است. از زماني كه دست به آزار و اذيت ديگران مي زنيد، اين خنثي بودن و بي حالتي چهره تان بيشتر به چشم مي آيد و كارهايتان را ترسناك تر مي كند؛ مردي كه مي تواند طوري درباره ديگران دست به خشونت بزند كه انگار در حال انجام دادن بخشي از كارهاي عادي روزمره اش است. به نظرم شخصيت تان در فيلم به يادماندني است. چنين نمونه اي از شخصيت را در فيلم «طلاي سرخ» پناهي هم ديده بودم. دوست دارم در مورد نحوه شخصيت پردازي اين شخصيت بگوييد. آيا الگوي خاصي براي اين شخصيت وجود داشت؟ آيا روش خاصي براي بازيگري مد نظر كارگردان بود؟

از آخر شروع مي كنم. روش خاصي مدنظر آقاي برزگر بود. به عمد مي خواستند اين شخصيت هيچ چيزي را بروز ندهد و هيچ چيز بيروني نداشته باشد. به اصطلاح احساسي را تحريك نكند. وقتي فيلمنامه را خواندم و با آقاي برزگر تلفني صحبت مي كردم، گفتم از اين فيلمنامه مي توان فيلم هاي مختلفي درآورد، مثلافيلم ترسناك يا چيز ديگري؟ گفتند مي خواهم همه چيز دروني باشد و چيزي نباشد كه لو بدهد. از اين نظر طبيعتا كار سخت مي شد. به هرحال من تئاتري هستم و در تئاتر بازي ها روتر است و اين بازي زيرپوستي كه ايشان مي خواستند، كار ساده اي نبود. هم در اين آدم تغييري نمي بينيم؛ هم مي بينيم. يعني ميان پرويز اول فيلم و پرويز بعدي تفاوت وجود دارد. به همين دليل نوعي همدلي ايجاد مي شود. به همين دليل معتقدم «پرويز» در سينماي ايران از لحاظ شخصيت پردازي فيلم مهمي است. بدون اينكه «قيصر» بسازيد يا شخصيت را در تلاطم بيندازيد، تماشاگر هم احساس همدلي مي كند و هم شخصيت خشن مي شود، مثلاوقتي آقاي برزگر توضيح مي داد، به ماجراهاي اطراف فكر مي كرديم و مي ديديم همسايه مان كه مثلاآدم محترمي است، در اتوبوس اسلحه مي كشد و چاقوكشي مي كند و سر يكي را مي برد يا در روزنامه مي خوانيم كه مردي زن و بچه اش را كشت و شايد بعدش خودش را هم كشته است. با راهنمايي آقاي برزگر، بيشتر مطالعه كردم و فكرم به اين سمت رفت كه اين همسايه اي كه هرروز همديگر را مي بينيم و سلام وعليك مي كنيم، آيا در باطن هم همين طور است؟ وقتي وارد اينترنت مي شود، وقتي با بچه ها صحبت مي كند؟ آقاي برزگر مي گفتند نمي خواهم بازي كني، مي خواهم زندگي كني. به همين خاطر هيچ لبخند و عصبانيت و لطافت خاصي در پرويز نمي بينيم. اما وقتي صحنه را بازي مي كردم،سعي مي كردم فكر كنم. يعني مي گفتم اين الان توي مغزم مي گذرد، بگذار بگذرد. آدم وقتي به چيزي فكر مي كند، خواهي نخواهي همان فكر در چشمانش ساطع مي شود. نمي خواهد بروز دهد، ولي معلوم است. بيشتر سعي كردم به اين سمت بروم و بروز ندهم، حتي گاهي پنهانكاري كنم. اين باعث مي شود كه بازي در فيلم «پرويز» چندلايه شود. آقاي برزگر هم در نهايت هوشياري همين را خواسته بود و خوشبختانه توانستم اين خواسته را برآورده كنم. البته اشكالات و ضعف هايي دارد كه طبيعي هم هست. آقاي برزگر دارند فيلم سوم شان را مي سازند و مي گويند كه اين فيلم بهتر از قبلي است و بايد هم كار جديدمان بهتر از كار سابقمان باشد. آقاي برزگر مي گفت مي خواهم آدمي بسازم كه بماند. يعني فيلم نه، اما آدم بماند. خوشبختانه ابر و باد و مه و خورشيد هماهنگ شدند. اول اشخاص ديگري را براي «پرويز» در نظر داشتند. فيلمنامه را دوسال پيش با دوستانشان- آقايان رجبي و يادگاري- نوشته بودند. بعد از خواندن فيلمنامه توضيح مي دادند كه هنگام نوشتن، در ذهن مان آقاي پرويز پرستويي بود. براي همين گفتيم اسم اين آدم را «پرويز» بگذاريم. بعد فكر كرديم بازيگري را انتخاب كنيم كه بيننده نسبت به او پيش قضاوتي نداشته باشد. آقاي پرستويي بازيگر خوبي اند، اما تماشاچي خودبه خود وقتي آقاي پرستويي را مي بيند، يكسري شناسه ها و ارجاعات را به شخصيت نسبت مي دهد. بعد منصرف شده بودند و سراغ بازيگرهاي ديگر از جمله آقاي بابك كريمي رفتند. بعد به پيشنهاد آقاي پناهي نظري هم به من انداختند. اولش مطمئن نبودم كه مرا بخواهند. اما همه چيز جور و خوشبختانه اين ارتباط بين من و آقاي برزگر برقرار شد و همديگر را به طور حسي درك مي كرديم و براي همين هم كار سريع پيش رفت. چون چيزي را كه مي خواستند، سريع از لحاظ بازي به دست مي آورديم. فيلمبرداري سختي هم بود. ولي به هر حال شخصيت پرويز، مديون دوچيز است: يكي رابطه هاي خوبي كه پشت صحنه برقرار بوده (همه عوامل) ، چيزهايي كه كمتر درباره شان صحبت مي شود، مثلااگر با چهره پرداز دعوايتان شود، كل روز خراب مي شود، يا با راننده. همه اين رابطه ها، ارتباط درست با بازيگران و كارگردان مهم است. دوم هم مديون توانايي اين آدم ها، توانايي آقاي برزگر كه توانست حرفش را به من بازيگر درست بگويد، بدون اينكه تنش اضافه اي ايجاد كند.

اشاره كرديد كه اين شخصيت معمولي و عادي شده است؛ يعني كسي كه بيشتر آدمي عادي به نظر مي آيد نه آدمي رواني. مي خواستم بدانم نظرتان درباره عادي شدن اين شخصيت و تاثيراتش روي جامعه چيست. چون گروهي عادي بودن را دليلي بر سياه بودن فيلم مي دانند. به نظر اين گروه، عادي بودن اين فكر را به ذهن مي اندازد كه هركس در جامعه امروز مي تواند جاني خطرناكي باشد و فقط امثال هانيبال لكتر جاني نيستند. آيا نقش خودتان را سياه نما مي دانيد؟

سوال پيچيده اي است. به نظرم اين فيلم سياه نمايي و شخصيت هم سياه نما نيست. از اول هم طرح و توطئه اي نبوده كه اين شخصيت تاريكي باشد و فيلم سياهي باشد. به هرحال چه شخصيت پردازي و چه كار، حاصل يا بر آمد آن چيزهايي است كه در جامعه اتفاق مي افتد. هركسي هم آن را به صورتي مي بيند. به هرحال فضاي شادي نيست. هركارگردان و هنرمندي يك جوري اين شرايط را انعكاس مي دهد؛ با در نظرگرفتن پيش زمينه اش. كوتاه بگويم، مثلافيلم «امروز» آقاي ميركريمي كه خيلي هم از آن خوشم آمد، شرايط جامعه را شرايط مطلوبي نشان نمي دهد. آيا فيلم سياه نمايي است؟ در آن فيلم اميد هم هست. حالاآقاي برزگر و همكارانش يك جور ديگر از شرايط زندگي متاثر مي شوند. پيش زمينه شان هم فرق مي كند. ولي در حقيقت مخالف اين هستم كه بگوييم طرف سياه نماست. اين آدم ها حداقلش اين است كه بزرگ شده آن جامعه اند و اكثرشان هم بعد از انقلاب بزرگ شده اند. يعني آدم هايي نيستند كه بگوييم مثل آقايان مهرجويي و كيميايي قبل از انقلاب هم كار مي كردند. كارگردان هاي 40ساله اند و در دوره انقلاب نسل 15،10ساله بودند؛ مثل خودم. پس مقوله سياه نمايي بحث درستي نيست و نوعي انگ زدن است. فيلم البته فيلم تلخي است. نه اينكه عمدا خواسته اند تلخ باشد. مثل اين است كه آدم يك روز تلخ در زندگي اش دارد. قرار نيست كه همه روزها شاد باشد. مثلادر فيلم آقاي ميركريمي همه آدم ها دارند قالتاق بازي درمي آورند و حتي يك نفر كه مي خواهد كار درست انجام دهد، او هم حرف نمي زند. درست است؟ پس فيلم «پرويز» فيلم تلخي است. اما عمدا اين جوري نبوده و نخواسته اند حتما تلخ باشد. ايرادي كه شايد بتوان گرفت اين است كه شخصيت پرويز شخصيت منفي، اما دوست داشتني از آب درآمده است. اين ممكن است كه بدآموزي ايجاد كند. من مثلاموقع نمايش فيلم در ژاپن ديدم كه شخصي گفت: چقدر خوب! من هم بايد بروم و همين كار را بكنم. يعني هركسي مي تواند از هرچيزي الهام ديگري بگيرد. من هم دو سال گذشته با دوستان فيلم را در جاهاي مختلف ديدم. اين ويژگي شخصيت پردازي فيلم ا ست و سياه و سفيد نكرده اند. آدمي معمولي و امكانات بالقوه اي را كه در هرآدمي هست، نشان داده اند. به نظرم آدم هايي هستند كه بالقوه مي توانند جاني باشند؛ كسي كه در يك لحظه جنون به سراغش مي آيد و با چاقو دوست، زن و همسايه اش را مي كشد همه ما تركيبي از عناصر مختلف روحي و رواني هستيم. حالاشرايط مشخص مي كند كدام وجه بروز كند. وقتي شرايط اجتماعي سخت باشد، مسلما ظرفيت هاي نامطلوب آدم ها بروز پيدا مي كند. نمي خواهم مساله را طبقاتي، سياسي و اجتماعي كنم، ولي من هم اگر مجبور باشم شايد بروم دزدي كنم. به همين دليل در شخصيت پردازي كارهاي ظريفي شده است. به نظرم مي شود اين فيلم را هزارجور تفسير كرد. يعني هركسي از ظن خود يار فيلم مي شود. اين خودش ويژگي اي است كه ناگهان مي بينيم، مثلافلان نقاشي عجب نگرش انقلابي اي دارد. حالايكي ديگر آن اثر را مي بيند و احساساتي مي شود. به نظر من اشكالي ندارد كه بعضي ها فيلم را سياسي ببينند. بعضي ها حادثه اي ببينند. همين كه فيلم لايه هاي مختلف دارد و شخصيت لايه هاي مختلف دارند، مي تواند ويژگي فيلم باشد. فيلمنامه را كه خواندم، اولين چيزي كه به ذهنم رسيد، داستان روانشناختي بود. بعد كه با آقاي برزگر صحبت كردم، ديدم اينطور نيست. به هرحال هيچ موقع درباره سياست حرف نزديم. حالابعضي ها خودشان را در اين آدم مي بينند، «نكند منظورشان من هستم.» حالااين مشكل خودشان است. اين آدم هم از لحاظ ظاهري آدم تازه اي است و اشاره اي به هيچ كس ندارد و هم از لحاظ شخصيت پردازي فكر كنم در فرهنگ سينمايي ايران آدم تازه اي است، مثلالوطي و قصاب و از اين جور شخصيت ها نيست. كسي است كه مي تواند همه باشد.

اتفاقا اين ويژگي را كه همه كس مي توانند جاني باشند، خيلي مي پسندم. كار بعدي تان چيست؟

بعد از «پرويز» تنها كاري كه در سينماي ايران انجام دادم، فيلمي است از آقاي امير ثقفي كه فيلم سوم شان است با عنوان «مردي كه اسب شد». درآن فيلم نقش مكمل داشتم. اميدوارم به جشنواره فجر سال93 برسد. پيشنهادهاي مختلفي از داخل و خارج ايران داشته ام؛ دوستان باسابقه و دوستاني كه مي خواهند فيلم اول و دومشان را بسازند. هيچ كدام جدي نشده. تنها فيلمنامه مي آيد و مي خوانم. خودم حساسيت دارم. چون «پرويز» و فيلم كمترديده شده «لرزاننده چربي» به نظر من فيلم هاي قابل توجهي هستند. همكاران اكثرا ديده اند اما مردم نديده اند.

درخصوص چه موضوعاتي حساسيت داريد؟

حساسيتي كه دارم، اين است كه نقش پيش پاافتاده و مبتذل به من پيشنهاد نكنند و اگر چنين پيشنهادي بيايد، مسلما دوست ندارم قبول كنم. هيچ موقع زندگي ام را از بازيگري نگذرانده ام و نخواهم گذراند. خودم را بيشتر كارگردان و تئاتري مي بينم. هميشه هم سعي دارم كاري را كنم كه برايم چالش داشته باشد. يعني دوباره انجام دادن كاري كه قبلاانجام داده ام، برايم اصلاجذاب نيست. صحبت هايي دارد مي شود كه نمي توانم عنوان كنم. دو،سه تا طرح دارد جدي تر مي شود. ولي به هرحال سينماست. تا قراردادي بسته و پيش توليد شروع نشود، مخصوصا در سينماي ايران، گفتن درباره آن سخت است. طرح هاي تئاتري ام جدي ترند. اميدوارم در جشنواره تئاتر فجر امسال كاري كارگرداني كنم تا بعد از سال ها در ايران متن ارمني اي كه خودم ترجمه كرده ام را به اجرا درآورم.

لوون هفتوان، بازيگر «پرويز»: فيلم هاي مستقل از جايي كمك نمي گيرند


 روزنامه شرق، شماره 2176 به تاريخ 10/9/93، صفحه 7 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه گزارش زبان فارسي
متن مطالب شماره 22، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است