|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان93/11/11: برگزاركنندگان «كنفرانس برلين» در ايران چه مي كنند؟
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22126
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 20983 11/11/93 > صفحه 8 (سياسي) > متن
 
      


برگزاركنندگان «كنفرانس برلين» در ايران چه مي كنند؟
«كلوديا روت» را بهتر بشناسيم


انقلاب هاي مخملي براي همسوسازي حکومت ها با غرب شيوه اي متداول در عصر حاضر است که در چند کشور جهان که براي غربي ها اهميت استراتژيک داشته، پياده سازي شده است.
    کشور اوکراين که امروز نيز به واسطه جنگ قدرت هاي بزرگ در آتش جنگ داخلي که ريشه در تحولات بين المللي دارد مي سوزد، يکي از عمده کشورهايي است که پروژه انقلاب مخملي در آن با موفقيت درگذشته عملياتي شد و بعد از کسب اين موفقيت غربي ها اوکراين را به عنوان الگوي عملي انقلاب مخملي در ساير کشورهاي جهان موردتوجه قراردادند.
    
    ردپاي آلمان در انقلاب نارنجي اوکراين
    اما نقش اتحاديه اروپا و ازجمله آلمان در انقلاب مخملي اوکراين بسيار پررنگ و قابل ملاحظه است. آلماني ها در سياست جديد خود براي فعال سازي ديپلماسي و استفاده از ظرفيت هاي بين المللي در راستاي منافع اين کشور دست به کار شده اند.
    در همين راستا «يوآخيم گاوک»(gauk) رئيس جمهور آلمان در سخنراني خود به مناسبت روز ملي آلمان در سال 2013 و همچنين در کنفرانس امنيتي مونيخ در 2014 گفت: «آلمان بايد براي به دست آوردن چارچوب مقررات جهاني و شکل دادن به آن مصممانه تر در سياست جهاني شرکت کند.»
    50 تن از کارشناسان سياست خارجي آلمان، ازجمله چند تن از روزنامه نگاران، پس از يک سال کار، در ماه اکتبر 2013، گزارشي رامنتشر ساخته و خواستار ارزيابي تازه سياست خارجي آلمان شدند. فارغ از اقدامات نظامي آلمان در کشورهاي آفريقايي؛ اينک فعاليت آلمان در «کي يف،نشان مي دهد که سياست خارجي جديد آلمان يک وجهه غيرنظامي نيز دارد».
    روزنامه «تاگس اشپيگل»شادمانه مي نويسد که اوکراين نشان داد اگر ديپلماسي آلمان با اعتماد به نفس به ميدان بيايد، مي تواند به چه نتايجي دست يابد. و بالاخره اينکه حالافهميديم که منظور دولت ائتلاف بزرگ چيست وقتي سخن از نقش فعال تر آلمان در سياست جهاني مي گويد.
    حضور آلماني ها در تحرکات سياسي در اوکراين بيشتر به جهت رقابت سياسي با روسيه مفهوم پيدا کرد. اما ازاين جهت آلماني ها توانستند به تجربه خاصي از دخالت سياسي و مديريت نرم در سياست خارجي خود کسب کنند که آن را در عالم واقع شدني و موفقيت آميز قلمداد مي کنند.
    نقش رسانه هاي آلماني در هدايت افکار عمومي اوکراين نيز در اينجا جالب توجه است. اوکراين که به عنوان يکي از کشورهاي اروپايي علاقه مند پيوستن به اتحاديه اروپا بود، ازاين جهت نگاهي ويژه به مطبوعات و رسانه هاي اروپايي داشت.
    سياست پيوستن به اتحاديه اروپا از سال2007 توسط «لئونيد کوچما» دومين رئيس جمهور کشور مستقل اوکراين موردتوجه قرارگرفته است. در يک دورخيز سياسي، کوچما درخواست رسمي براي عضويت در اتحاديه اروپا داد و بيان کرد که کشورش تا سال ۲۰۰۷ مي تواند به استانداردهاي لازم براي عضويت در اتحاديه اروپا برسد. چيزي که نه تنها تاکنون محقق نشده بلکه منشا اختلافات بزرگي هم در جامعه اوکراين شده است. همين موضوع دست آويز براي تخريب دولت اوکراين براي آماده سازي افکار عمومي اين کشور در جهت اجراي پروژه انقلاب مخملي شد.
    در همين زمينه «ويتالي کليتشکو» از طرف رسانه هاي غربي بخصوص آلمان، در حد رهبر اعتراضات نوامبر 2013 م. معرفي شده است. وي بعد از پا گذاشتن به عرصه اعتراضات به طور ممتد به فساد هيئت حاکمه اشاره کرده است.
    وي در گفت وگو با «روزنامه فرانکفورتر آلگمانيه» آلمان بيان داشت: «اوکراين يکي از فاسدترين کشورهاي اروپاست و نزديکي آن به اتحاديه اروپا، اصلاحات زيادي را مي طلبد که اين اصلاحات؛ براي دولت اوکراين، «تجارت هاي سياه» را غيرممکن مي کند.بنابراين رئيس جمهوري ما، هيچ علاقه اي به اروپا ندارد». او همچنين، در گفت وگو با يک روزنامه آلماني ديگر اظهار کرد: «قرارداد تجاري با اروپا براي ما به عنوان اميدي براي اصلاحات هست و باقي مي ماند. به اين ترتيب، اين اميد زنده مي ماند که ما کشور خود را اساساً تغيير داده و بر فساد رايج غلبه کنيم. ما از زمان استقلال در 22 سال پيش، به اين مسئله اميدواريم؛ اين اميد نبايد بميرد».
    «کليتشکو» همچنين در گفتگو با «شبکه خبري دويچه وله» آلمان، گفته بود که سيستم سياسي اوکراين فاسد است و بزرگ ترين ترس و نگراني اش، شکست خوردن در مسير اصلاحات اساسي است.
    از سوي ديگر حمايت از مخالفين دولت اوکراين و همچنين اپوزيسيون سازي در دستور کار دولت آلمان در اين زمينه قرار گرفت و آلماني ها جنبش دانشجويي «جوانان پورا» را موردحمايت خود قراردادند.«پورا» جنبشي بالغ بر ۱۰۰۰۰ فعال دانشجو بود که در انقلاب نارنجي 2004 م. از سوي«ائتلاف سازمان هاي غيردولتي اوکراين براي آزادي انتخابات» حمايت و بودجه اش از طرف «بنياد جامعه باز»- متعلق به جورج سوروس- تامين مي شد. «پورا» به واسطه ائتلاف فوق، با سفارتخانه هاي آمريکا و انگليس در «کيف» و «نهاد فردريش ابرت» آلمان، در ارتباط بود. جنبش پورا به معني حالاوقتشه است که به عنوان رمز فتنه گري در اوکراين و پس ازآن در فتنه سال 88 در ايران نيز از آن الگوسازي شد.
    هفته نامه اشپيگل چاپ آلمان در 14 نوامبر 2005 درباره اين جريان به بخشي از واقعيت اشاره مي کند و چنين مي نويسد: «از ژانويه 2004 جنبش «پورا» در اوکراين شکل گرفت. «پورا» به معني«حالاوقتشه!» است. همزمان رهبران اپوزيسيون در جلوي صحنه صف آرايي کردند. ويکتور يوشچنکو و يوليا تيموشنکو کساني بودند که روي آن ها سرمايه گذاري شده بود. 65 ميليون دلار تنها از مالياتي که مردم آمريکا مي پردازند، از سال 2002 آن هم فقط از صندوق وزارت امور خارجه آمريکا براي انتخابات اوکراين خرج شد.»
    اما هفته نامه اشپيگل همه واقعيت را بازگو نکرد. جنبش جوانان پورا که از طرف ائتلاف سازمان هاي غيردولتي اوکراين براي آزادي انتخاب «Freedom of Choice Coalition of Ukrainian NGOs» حمايت مي شد، با توجه به مدل جنبش هاي دانشجويي اوپتور «Optor» در صربستان و کمارا «Kmara» در گرجستان تشکيل شد. ائتلاف براي آزادي انتخاب در اوکراين به عنوان يک چتر سازماني عمل کرد. اين سازمان غيردولتي مستقيماً از طرف سفارت خانه هاي آمريکا و انگليس در کيف، و از طرف آلمان از طريق نهاد فردريش ابرت اشتيفتونگ«Fredrich Ebert Stiftung»(که يک نهاد مرتبط با سوسيال دمکرات هاي حاکم است) موردحمايت قرار گرفت.
    حال آلماني ها سعي دارند اين تجربه خود را در ديگر کشورها نيز به منصه ظهور بگذارند و ازاين جهت نقش فعال تري براي سياست خارجي خود با استفاده از انواع مختلف ديپلماسي ازجمله ديپلماسي پارلماني و عمومي قائل شده و براي آن برنامه ريزي مي کنند.
    
    کلوديا روت و ديدار با محمدرضا عارف
     البته سبزهاي آلمان، پيش از سفر روت به ايران نيز به وقايع داخلي ايران علاقه مند بودند و کنش هاي سياسي در اين زمينه انجام داده اند. نگاهي به اين کنش هاي سياسي مي تواند ديدگاه کامل تري از علت ديدار عجيب روت و عارف و حمايت گستاخانه وي از فتنه گران به ما بدهد.
    
    حمايت مداوم حزب سبز آلمان از فتنه گران
    جالب اينجاست که حزب سبز آلمان در موضعي گستاخانه نسبت به وقايع پس ازانتخابات سال 88 و بعدازآن حصر سران فتنه نسبت موضع افراطي در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ کرده است. اين حزب در بهمن ماه سال 90 با صدور بيانيه اي گستاخانه ايران را متهم به «آدم ربايي حکومتي» کرد. نکته جالب توجه ديگر در صدور اين بيانه اين است که بيانيه مذکور با امضاء خاص خانم روت همراه شده است.
    روت در اين بيانيه با متهم کردن جمهوري اسلامي ايران نوشته است: «۱۴ فوريه سالگرد ربايش و حصر ميرحسين موسوي و همسرش زهرا رهنورد و مهدي کروبي رهبران جنبش دموکراسي خواهي ايران به دستور حکومت ايران است. اين افراد، به همراه صدها معترض ديگر، به طور غيرقانوني بازداشت شدند. اين دستگيري ها نه تنها خلاف کليه قوانين بين المللي است بلکه قوانين ايران را نيز زير پا گذاشته است.»
    
    همايش مشترک سبزهاي آلمان و فتنه گران سبز
    البته پيش ازاين حزب سبز آلمان همبستگي خود را با فتنه گران سبز ايراني اعلام کرده بودند. در همين راستا در شهر دورتمند آلمان همايش همبستگي سبزهاي آلمان و سبزهاي فتنه گر برگزار شد. جالب اينجاست که خانم کلوديا روت يکي از سخنرانان اين همايش بوده است و ازاينجا بهتر مي توان متوجه شد که اشراف اطلاعاتي وي در مورد جريان فتنه سال 88 به چه خاطر است.
    روت، دبير اول حزب سبزهاي اول آلمان در اين همايش مواضع ايران و به ويژه سخنان جواد لاريجاني نماينده ايران در سازمان ملل را زير سوال برد و با توجيه علت دخالت آلمان در امور داخلي ايران بيان داشته: «اگر حقوق بشر در ايران با اين شدت زيرپا گذاشته مي شود، مردم سرکوب، شکنجه، اعدام، زخمي و کشته مي شوند، وقتي چنين سياستي در قبال تاسيسات اتمي اتخاذ مي گردد، آزادي اطلاعات محدود مي شود، اينترنت سانسور مي گردد، آزادي مطبوعات زيرپا گذاشته مي شود، حق تظاهرات از مخالفين سلب مي شود، ما بايد دخالت کنيم، دنيا بايد با شدت و جديت دخالت کند.»
    ميزان دخالت حزب سبزهاي ايران البته به اين موارد منحصر نمي شود. سبزهاي آلمان که نگاه ويژه اي به امور داخلي ايران دارند و به عنوان يک حامي اپوزيسيون ايران در آلمان فعاليت مي کنند، تحت پوشش موضوع حقوق بشر به مسئله بهايي ها نيز پرداخته و ايران را متهم به نقض حقوق عناصر بهايي وابسته به انگليس کرده است.
    سبزهاي آلماني در حمايت از اپوزيسيون ايران پيگير مسئله حصر سران فتنه نيز هستند. آنان در الگوي عملي اوکراين توانستند يوليا تيموشنکو که به علت اختلاس و فساد مالي گسترده زنداني شده بود را با ترفندهاي سياسي آزاد کنند. از همين رو در ايران نيز موضوع حصر سران فتنه را در دستور کار خود قرار داده اند و به طور مستمر اين موضوع را تحت پوشش مطالبات حقوق بشري از ايران مطرح مي کنند.
    جالب اينجاست که چند ايراني در حزب سبز آلمان فعال هستند و همين موضوع سبب شده که عطش سبزها براي دخالت در امور ايران بيشتر شود.
    
    از برگزاري همايش جنجالي برلين تا حمايت از منافقين
    يکي از مهم ترين فعاليت سبزها در قبال مسائل ايران، برگزاري کنفرانس جنجالي برلين توسط نهاد فرهنگي- سياسي زيرمجموعه اين حزب با عنوان «بنياد هاينريش بل» در سال2000 بود. واسطه توجه حزب سبز به ايران، دوستان کمونيست سابق سبزها در آلمان هستند که پيش از انقلاب همچون آن ها عقايد افراطي مارکسيستي داشتند و حالاهم راستا با ايشان همگي به ليبراليسم افراطي گرويده اند. افرادي از قبيل حسن ماسالي - مسئول امور ايران در حزب سبزهاي آلمان - و بهمن نيرومند که پيش ازاين عضو احزاب چپ آلمان بودند و حالادر حزب سبزها عضويت رسمي دارند.
    به همين دليل، حزب سبزهاي آلمان ضديت هاي فراواني با جمهوري اسلامي نشان داده است؛ تا جايي که «يوشکا فيشر» وزير وقت خارجه آلمان، داراي بيشترين ارتباط در سطح اروپا با مسعود رجوي، رهبر گروهک منافقين، است. در نامه هاي يوشکا فيشر به رجوي که در مطبوعات آلمان منعکس مي شد، وي با لفظ «مسعود عزيز» از رجوي نام مي برد. «مريم قجر عضدانلو»- همسر سابق مهدي ابريشم چي و همسر فعلي رجوي- چندي پيش از کنفرانس برلين، در کنگره زنان حزب سبزها شرکت و به سخنراني عليه جمهوري اسلامي پرداخت.
    آنچه درباره حزب سبز آلمان بايد دانست اين است که اين حزب عليرغم مواضع کنوني خود که نوعي از ليبراليسم افراطي را در مقايسه با احزاب محافظه کار آلماني ارائه مي دهد، در اساس بر خواسته از گروه هاي کمونيست افراطي دهه هفتاد و بخصوص جنبش دانشجويي چپ آلمان غربي است. هرچند که مواضع امروز حزب سبزها در قبال ايران، خاورميانه و مسائل کشورهاي جهان سوم، نشان مي دهد اين حزب راه خود را از آرمانهاي دانشجويان دهه هفتاد جدا کرده است.
    اين حزب، ميراث خوار آخرين نسل از جنبش هاي اجتماعي ضد وضع موجود در آلمان، يعني ائتلاف هاي سبز - و ازجمله «ائتلاف زيست بومي ليست سبز هسن»، «ائتلاف سبز هامبورگ» با موضع زيست بوم سوسياليستي و «ائتلاف سبز برلن»با موضع زيست بوم شبه ليبرال- است که به نوعي ميراث دار جنبش دانشجويي دهه 1960 و جنبش اشپونتي (جنبش فرهنگ بديل در دهه 1970) به شمار مي آمدند و بيشتر مواضعشان بر سر دفاع از محيط زيست در برابر بي توجهي کمپاني هاي عظيم صنعتي بود تا مبارزه باکليت نظام سرمايه داري.
    اما تغيير نگرش اين حزب سبب شده است که براي ترويج ليبرال دمکراسي و سکولاريسم در کشورهاي خاورميانه اقدام کند. اعضاي اين حزب سعي مي کنند با وارد شدن در امور داخلي کشورهاي مختلف براي حزب متبوع خود وزن سياسي و وجهه بين المللي خاصي فراهم آورند وگرنه حزب سبزي ها در آلمان چندان قدرتمند نيستند و قدرت آن ها در ائتلاف با ديگر احزاب آلمان تعريف مي شود.
    از همين روست که اعضاي حزب سبز آلمان به کشورهاي مختلف سفر مي کنند و به عنوان حامي اپوزيسيون هاي کشورهاي مختلف ظاهر مي شوند. مواضع اعضاي حزب سبز در حمايت از کردهاي عراق در مقابل دولت عراق و داعش يکي از اين موارد است.
    البته اعضاي حزب سبز پيش ازاين سفر ديگري نيز با همين رويکرد به ايران سفرکرده و با برخي از نويسندگان و کارگردانان ايراني ديدار و گفت وگو داشته اند. که ديدار با اميرحسين چهل تن، نويسنده داستان هاي مبتذل يکي از اين موارد بوده است.
    با اين اوصاف بايستي نسبت به تحرکات سياسي احزاب غربي در ايران با حساسيت بيشتري برخورد شود.اين سوال اساسي در اين زمينه وجود دارد که چگونه عناصر بيگانه که همواره سياست براندازي جمهوري اسلامي را با حمايت از اپوزيسيون خارجي مطمع نظر خود قرار داده اند و با صدور بيانه و مواضع گستاخانه همواره ايران را متهم به نقض حقوق بشر کرده اند، اين گونه آزادانه در کشور حضور مي يابند و در قالب ديدارهاي ديپلماتيک به فعاليت موردنظر خود مي پردازند.
    جالب اينجاست که برخي از رسانه هاي اصلاح طلب نيز به اين افراد تريبون مي دهند و موارد حساسي مانند مذاکرات هسته اي که به صورت کلي در حيطه وظايف و صلاحيت اين افراد نيست را با آنان در ميان گذاشته و نظر آنان را جويا مي شوند.اين در حالي است که درگذشته اين احزاب پيشنهاد هاي مضحکي جهت تعطيلي فعاليت هسته اي به جمهوري اسلامي ايران داده اند.
    به هر جهت تحرکات اين حزب سياسي در ايران نشان دهنده نوع برنامه ريزي غربي ها براي ايجاد تغيير در قالب هاي مختلف در راستاي منافعشان است، که در اين زمينه هوشياري سياسي، اصل اساسي مقابله با اين برنامه ريزي هاست.
    منابع در دفتر روزنامه موجود است.
    برگزارکنندگان «کنفرانس برلين» در ايران چه مي کنند؟ / «کلوديا روت» را بهتر بشناسيم
    


 روزنامه كيهان، شماره 20983 به تاريخ 11/11/93، صفحه 8 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 65 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه انتظار موعود
متن مطالب شماره 60، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است