|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد93/11/16: مرور پيروزي انقلاب از « فرح آباد» تا « پيروزي»
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 3174 16/11/93 > صفحه 9 (جامعه - محله) > متن
 
      


مرور پيروزي انقلاب از « فرح آباد» تا « پيروزي»
خاطرات مردم محله پيروزي و نيرو هوايي از روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب

نويسنده: زهرا آزاد

در جريان وقوع انقلاب اسلامي، خيابان هاي شهر حال و هواي ديگري داشتند. علاوه بر صداي تير و گلوله و كشتار تظاهرات كنندگان، حركت گاه و بيگاه تانك ها و پرواز هليكوپتر بر فراز سر مردم، خيابان ها را به صحنه مبارزه عليه رژيم تبديل كرده بود. اين مبارزه پس از تصرف اسلحه خانه به جنگي شهري تبديل شد و مردم با سنگربندي خيابان ها به مبارزه مسلحانه عليه رژِيم پرداختند. يكي از خيابان هايي كه مهم ترين نقش را در پيروزي انقلاب اسلامي داشت، خيابان پيروزي تهران بود.
    آقاي كاظميان، كاسب قديمي خيابان پيروزي: «سال ٤٢ كه من اومدم اينجا، فقط پادگان نيروي هوايي تو اين خيابون قرار داشت. دور تا دور پادگان بيابون بود. شش بعدازظهر به بعد اينجا پرنده پر نمي زد. به اين خيابون فرح آباد مي گفتن كه از ميدون ژاله (شهداي كنوني) شروع شده و به يوشون تپه مي رسيد. يوشون تپه، كه الان سر خيابون پنجم نيروهوايي ميشه، شكارگاه شاهنشاهي بود كه بعضي از پنجشنبه ها شاه براي شكار مي رفت اونجا.
    ميرحسن سعادت، كلاهدوز قديمي مقابل پادگان نيروي هوايي: «من از سال ٥٤ در اين مغازه براي فرماندهان نيروهوايي كلاه مي دوختم. به خاطر پادگان نيروهوايي و اسلحه خونه زمان انقلاب اينجا خيلي شلوغ شد. يادمه يه روز صداي «مرگ بر شاه، مرگ بر شاه» شنيدم. اومدم بيرون مغازه و ديدم كه پرسنل نيروي هوايي از پادگان با لباس فرم خارج شدن. مردم خيلي تعجب كرده بودن. رو سرشون نقل مي ريختن. از گل فروشي نزديك چهارراه نبرد گل خريدن و به پرسنل نيروي هوايي دادن.»
    آقاي كاظميان، كاسب قديمي خيابان پيروزي از سال هاي اوايل سكونتش در سال ١٣٤٢ مي گويد: «سال ٤٢ كه من اومدم اينجا، فقط پادگان نيروي هوايي تو اين خيابون قرار داشت. دور تا دور پادگان بيابون بود. شش بعدازظهر به بعد اينجا پرنده پر نمي زد. به اين خيابون فرح آباد مي گفتن كه از ميدون ژاله (شهداي كنوني) شروع شده و به يوشون تپه مي رسيد. يوشون تپه، كه الان سر خيابون پنجم نيروهوايي ميشه، شكارگاه شاهنشاهي بود كه بعضي از پنجشنبه ها شاه براي شكار مي رفت اونجا. تو زمين هاي اطراف فرح آباد بيشتر زراعت مي كردن. آب زمين هاي كشاورزي از چندتا قنات توي خيابان تامين مي شد. اوايل، زمين هاي اين منطقه همه مال وثوق الدوله بود. اين زمين ها را بعدا تفكيك كردن و به مردم فروختن. كارخونه كوكاكولاسر چهار راه نبرد، كه اون موقع بهش مي گفتن چهارراه كوكاكولا، قرار داشت. يه فروشگاه كوروش هم سر چهارراه بود كه در جريان انقلاب مردم آتيشش زدن. مردم ساكن اين دور و بر بيشتر كاسب بودن. همه مسلمون و پيرو دينشون بودن. از ٥٢ به بعد به خاطر نيرو هوايي اينجا رونق گرفت و كم كم شلوغ شد. پادگان نيروي هوايي باند هم داشت. هواپيماي نظامي اينجا مي نشست و بلند مي شد. يك هواپيما هم اينجا خورد زمين. از اون موقع به بعد ديگه پروازها متوقف شد».
    ميرحسن سعادت، كلاهدوز قديمي مقابل پادگان نيروي هوايي در خيابان پيروزي، نخستين جرقه هاي انقلاب در اين خيابان را اين گونه توصيف مي كند: «من از سال ٥٤ در اين مغازه براي فرماندهان نيروهوايي كلاه مي دوختم. به خاطر پادگان نيروهوايي و اسلحه خونه زمان انقلاب اينجا خيلي شلوغ شد. يادمه يه روز صداي «مرگ بر شاه، مرگ بر شاه» شنيدم. اومدم بيرون مغازه و ديدم كه پرسنل نيروي هوايي از پادگان با لباس فرم خارج شدن. مردم خيلي تعجب كرده بودن. رو سرشون نقل مي ريختن. از گل فروشي نزديك چهارراه نبرد گل خريدن و به پرسنل نيروي هوايي دادن.»
    كتاب «تاريخ شفاهي نقش نيروي هوايي در انقلاب اسلامي» تدوين مجيد نجف پور به نقل از حسين درويش ابيانه، از پرسنل نيروي هوايي در زمان انقلاب، از خاطرات راهپيمايي ششم بهمن ماه ١٣٥٧ مي نويسد: «پلاكاردي با مضمون ما پرسنل نيروي هوايي انزجار خودمان را از خاندان سلطنت اعلام مي كنيم تهيه كرده بوديم. همه دوستاني كه قبلابا آنها هماهنگي شده بود، بعد از خارج شدن از ستاد در كوچه هاي اطراف رو به روي در ستاد با يونيفورم نظامي نيروي هوايي كم كم وسط خيابان آمدند. من و سروان آريان فر و سرتيپ بدوي (در سال ٥٧ افراد فوق جزو همافران بودند) با در دست گرفتن پلاكارد و سردادن «زنده باد خميني، ما سرباز خميني هستيم» به همه برادران و پرسنلي كه در اطراف خيابان بودند شجاعتي داديم و در زمان كوتاهي يك جمعيت ٢٠٠ يا ٣٠٠ نفري در خيابان شكل گرفت و به طرف چهارراه كوكاكولاحركت كرديم.
    قرار بر اين بود كه طول راهپيمايي از مقابل در ستاد تا چهارراه كوكاكولاباشد و در آنجا نيز به راهپيمايي خاتمه دهيم. از قبل نيز به تمام دوستان و آشنايان خاطرنشان كرده بوديم كه با ماشين هاي شان در اطراف خيابان و كوچه هاي منتهي به چهارراه كوكاكولامستقر باشند تا به محض پايان گرفتن راهپيمايي از محل خارج شويم. راهپيمايي شروع شد و فقط پرسنل نيروي هوايي در خيابان پيروزي حضور داشت. اتومبيل هايي كه از روبه رو مي آمدند، هرگز فكر نمي كردند كه پرسنل نيروي هوايي چنين راهپيمايي را ترتيب داده اند و اصلاباور نمي كردند كه نظاميان شعار «مرگ بر شاه» سر بدهند. همه مردم به تظاهرات پيوستند. تمام طول خيابان در قسمت چپ و راست خيل جمعيت موج مي زد و پرسنل نيروي هوايي پيشاپيش جمعيت شعار «ما همه سرباز توييم خميني» را فرياد مي زدند. در نزديكي چهارراه كوكاكولايك گل فروشي بود. مردم تمام گل هاي آن مغازه را خريدند و بر سر پرسنل ريختند، نقل و شيريني بود كه آن روز بين جمعيت پخش مي شد. در حال و هواي تظاهرات و راهپيمايي و سر دادن شعارها بوديم كه به ما اطلاع دادند عوامل ضد اطلاعات ارتش به عوامل و فرماندهان حكومت نظامي اطلاع دادند و بلافاصله يك فروند هليكوپتر در بالاي سر تظاهرات كنندگان ظاهر شد.
    شايع كرده بودند كه عناصر رژيم دستور تيراندازي صادر كرده اند و ادامه راهپيمايي ممكن است باعث قتل عام مردم شود. لذا تصميم گرفتيم در ابتداي خيابان پنجم نيروي هوايي با صدور قطعنامه مختصري به راهپيمايي خاتمه دهيم. منتها به قدري اين راهپيمايي بر مردم تاثيرگذاشته بود كه اگر ما هم مي خواستيم به راهپيمايي خاتمه دهيم، مردم حاضر نبودند متفرق و پراكنده شوند. راهپيمايي روز ششم بهمن ١٣٥٧ بيشتر شبيه يك معجزه بود و در طول نهضت اسلامي امام سابقه نداشت كه نظاميان آن هم با لباس نظامي، آن هم به صورت منسجم و متشكل در يك راهپيمايي ضد رژيم شركت كنند. نهايتا همين راهپيمايي بود كه مقدمات راهپيمايي و بيعت روز ١٩ بهمن ماه را فراهم كرد.»
    انعكاس خبر راهپيمايي افسران، همافران و درجه داران نيروي هوايي و اعضاي خانواده آنها در كيهان فرداي آن روز چنين گزارش شد: «نظاميان در حالي كه فرياد مي كشيدند: «ما پرسنل هوايي هستيم، ما منتظر خميني هستيم» از طول خيابان فرح آباد عبور كردند و تا چهارراه كوكاكولاادامه پيدا كرد. تظاهركنندگان اكثرا با لباس فرم نيروي هوايي بودند.»
    اوج درگيري هاي خيابان پيروزي به قول عليرضا حيدريان، الكتريكي قديمي خيابان دهقان، در روزهاي منتهي به ٢٢ بهمن اتفاق افتاد: « بعد از اينكه پرسنل نيروي هوايي به انقلاب اعلام وفاداري كردن و به ملاقات آقا رفتن و عكس گرفتن ، همان شب گاردي ها به اينجا حمله كردن و چند نفر از همافران را كشتن. چون نيروي هوايي نخستين نيروي نظامي بود كه به مردم و انقلاب پيوست، مردم به هر وسيله كه بود به پشتيباني از نيروي هوايي با گارد شاهنشاهي درگير شدن.»
    نصرت ابوالقاسم كه وقايع آن روزها را از پشت شيشه عكاسي اش در طبقه دوم ساختماني در خيابان پيروزي نظاره مي كرده از كشته شدن گاه و بيگاه مردم توسط گارد مي گويد:
    « گاردي ها تيراندازي هوايي مي كردن تا مردم را بترسونن. اون سمت خيابان يك فرش فروشي بود. گاردي ها كه به سمت پادگان انتهاي پيروزي مي رفتن، تير هوايي در كردن. اون تير به گردن كارگر فرش فروشي خورد كه پشت پنجره نشسته بود. بنده خدا شهيد شد. بعد هم ادعا مي كردن كه ما كسي را نمي كشيم. بعضي وقتا آنقدر خونريزي مي شد كه توي جوي ها خون راه مي افتاد. طرفداراي شاه مي گفتن اينكه جوي خون نيست. اينا رنگ مي ريزن تو آب جوي.»
    مسلح شدن مردم و تصرف اسلحه خانه، كه در خيابان پيروزي قرار داشت، از ديگر وقايع سرنوشت سازي بود كه به پيروزي انقلاب اسلامي منجر شد. سرهنگ احمد جنتي از همافران و انقلابيون پرسنل نيرو هوايي در مصاحبه با مركز اسناد انقلاب اسلامي از روز بيست و يكم بهمن ماه و تصرف اسلحه خانه مي گويد: « درگيري مسلحانه با تصرف اسلحه خانه و تقسيم اسلحه ها بين نيروها و انقلابيون آغاز شد. صداي تيراندازي يك لحظه قطع نمي شد. لحظات عجيب و سرنوشت سازي بود. ساعت تقريبا از ظهر گذشته بود و درگيري با شدت ادامه داشت. با شكسته شدن در پادگان و فرار گاردي ها از خيابان فرح آباد (پيروزي) مردم به داخل پادگان نيروي هوايي هجوم آوردند.»
    در بيرون پادگان نيز، بنا به گفته حسن نظري، صاحب لوازم خانگي در خيابان پيروزي، مردم براي ورود به اسلحه خانه تلاش مي كردند: «مردم ديوار اسلحه خونه را سوراخ كرده بودن و رفته بودن توي اسلحه خونه. من يادمه معترضان از ديوارهاي نيرو هوايي اسلحه مي گرفتن. مردم با هم اسلحه، يا كم و كسري اسلحه ها را رد و بدل مي كردن. مثلايه سري از اسلحه هاي ژ-٣ كه مردم از پادگان ها برداشته بودن، سوزن نداشت. مردم مي اومدن تو محله ها اعلام مي كردن كه سوزن اسلحه ژ-٣ نياز داريم. اونايي كه داشتن بهشون مي دادن. زماني كه ما به جنگ افزارسازي رسيديم تقريبا همه اسلحه ها را برده بودن. فقط يه سري سر نيزه مونده بود. آنها را آوردم خونه. بعد از مدتي، امام دستور داد كه هر وسيله و سلاحي كه از پادگان ها بردين را تحويل بدين. پدرم سرنيزه ها را برد و تحويل مسجد داد و رسيد گرفت». با تصرف اسلحه خانه و مسلح شدن مردم، سنگربندي خيابان ها آغاز شد: « مردم با گوني خاك آورده بودن و وسط خيابون سنگر درست كرده بودن. از امام حسين تا سر تهران نو پر از سنگر بود.»
    بر اساس خاطرات سرهنگ احمد جنتي، « در محوطه پادگان و خيابان ها هنوز درگيري ادامه داشت. در همين زمان عوامل حكومت نظامي رژيم از طريق راديو اعلام كردند كه ساعت حكومت نظامي به چهار بعدازظهر كاهش يافته و در صورت حضور مردم در خيابان ها، آنها دستگير خواهند شد. از همه مهم تر در همان بعدازظهر روز ٢١ بهمن از طرف امام خميني اعلاميه اي صادر شد كه توسط يك ميني بوس در منطقه پادگان و خيابان هاي اطراف نيروي هوايي با بلندگو پخش شد كه مردم را به حفظ آرامش دعوت مي كردند. شب فرا رسيده و مردم در خيابان ها حضور داشتند، نيروها و پرسنل و نيروي هوايي و همافران در كنار مردم در مناطق اطراف ستاد نيروي هوايي به سنگربندي مشغول بودند. ساعت تقريبا از نيمه شب گذشته بود. من و ديگر برادران مشغول پاسداري در خيابان نيروي هوايي بوديم كه يك باره متوجه شدم از سمت منطقه افسريه نورافكن هاي بسيار قوي روشن شده و هر لحظه به سمت خيابان نيروي هوايي نزديك مي شود. با تجربه اي كه در سال هاي آموزش به دست آورده بودم متوجه شدم كه اين نورها مربوط به پروژكتورهاي تانك هاست. بلافاصله به برادران و نيروهاي مردمي كه در خيابان مستقر بودند خبر دادم كه تانك هاي رژيم و خودروهاي زرهي در حال نزديك شدن به پادگان و خيابان هاي تهران نو و پيروزي و نيروي هوايي هستند. با نزديك شدن تانك ها نيروهاي مردمي با بمب هاي دست ساز (كوكتل مولوتف) به جنگ با تانك ها پرداختند.»
    حاج نصرت الله سوري ٧٣ ساله و صاحب يخچال سازي الكتروپارس در نزديكي خيابان پنجم نيرو هوايي، با تنها دارايي آن زمان خود به مقابله با تانك هاي گارد پرداخت: «من يه خاور باركش داشتم كه مثل شصت تير مي رفت. اون شب مردم مي گفتن هر كاري مي تونين بكنين تا گاردي ها نتونن برن سمت پادگان. من هم خاور را به عرض خيابون زدم و خيابون بسته شد. تانك ها هم مجبور شدن براي عبور دور بزنن و از يه خيابون ديگه برن.»
    عليرضا حيدريان، الكتريكي قديمي خيابان دهقان هم يكي ديگر از افرادي است كه به مبارزه عليه تانك هاي رژيم پرداخته است: «يه روزنامه فروشي سر چهارراه كوكاكولابود كه من و برادرم اونجا كوكتل مولوتف درست مي كرديم. بنزين و روغن سوخته و صابون را مي ريختيم توي شيشه هاي آبليمو و آب قوره و يه فتيله مي ذاشتيم توش. با اينكه اون موقع بنزين كم بود، مردم داوطلبانه براي ما بنزين مي آوردن. بعضي ها هم بهمون شيشه آبليمو و آب غوره مي دادن. مردم اين كوكتل مولوتف ها را از روي پشت بوم ها پرت مي كردن روي تانك ها چون حرارتي كه كوكتل مولوتف ايجاد مي كرد زياد بود، كساني كه توي تانك بودن مي اومدن بيرون. مردم هم به حسابشون مي رسيدن.»
    صاحب خشكشويي خيابان نبرد كه در روزهاي انقلاب، ٣٥ ساله بوده است نيز از تلاش مردم براي جلوگيري از ورود گارد شاهنشاهي به داخل پادگان نيروي هوايي مي گويد: « يه تانك مي خواست وارد پادگان بشه. من كه تو پادگان جي سرباز زرهي بودم و مي دونستم چطور بايد جلوي تانك را گرفت، با بقيه يه الوار پيدا كردم و گذاشتيم لاي شني (چرخ) تانك. شني تانك پاره شد و تانك از كار افتاد». اين وحدت دسته جمعي در نهايت به ثمر نشست.
    سرهنگ احمد جنتي آخرين سكانس هاي درگيري مردم با تانك هاي گارد و پيروزي انقلاب را اين گونه توصيف مي كند: « تيراندازي تانك ها قطع نمي شد. مردم هم از دو طرف خيابان تهران نو به سمت خودروهاي زرهي نظاميان بمب هاي دست ساز پرتاب مي كردند و جهنمي از آتش را در مقابل تانك ها به وجود آورده بودند. درگيري تا صبح ادامه داشت ولي حتي يك تانك نيروهاي رژيم هم نتوانست به پادگان برسد و با همت و پشتيباني مردم بسياري از عوامل آنها به درك فرستاده شده يا دستگير شدند. صبح روز ٢٢ بهمن فجر صادقي بود كه چشم هاي خسته ما را به افقي روشن نويد مي داد. از ديگر شهرها هم خبر رسيده بود كه مردم با عوامل رژيم درگير شده و پادگان ها را به تصرف خود درآورند. در تهران نيز كلانتري ها به تصرف نيروهاي انقلاب درآمده بود و صبح روز ٢٢ بهمن طليعه فجري بود كه به فرموده رهبر انقلاب امام خميني (ره) انفجار نور بود و به راستي كه چنين بود.»
    پس از انقلاب، نام خيابان فرح آباد به پيروزي تغيير كرد. اين روزها از اين خيابان كه روزگاري رقم زننده وقايع بزرگ ترين رويداد تاريخ معاصر ايران بوده، تقريبا به جز نام «پيروزي»، هيچ نشاني باقي نمانده است. مغازه ها و ساختمان هاي قديمي لبه خيابان پيروزي كه خاطرات انقلاب را بر دوش مي كشيدند، در طرح تعريض خيابان قرار گرفته اند و يكي پس از ديگري مغلوب مي شوند.
    گل فروشي نزديك چهارراه كوكاكولا، كه روزي دست دوستي به سمت نيروهاي نظامي دراز كرده بود در آستانه تخريب است. چراغ كلاهدوزي كه روزگاري تامين كننده نيازهاي پادگان نيروي هوايي بود، به مدد اجناس وارداتي به سوي خاموش شدن پيش مي رود. تخريب ساختمان هاي قديمي، در آينده اي نه چندان دور، خيابان پيروزي را به خياباني شبيه ساير خيابان هاي تهران براي نسل جوان تبديل خواهد كرد: خيابان هايي كه سرعت حركت در آنها، مجالي براي تجديد خاطرات باقي نمي گذارد. در نهايت نسلي جديد مي ماند كه با اتفاقاتي كه در كوچه پس كوچه هاي شهرش روي داده ناآشناست و تاريخ و هويتش را آن گونه كه بايد درك نخواهد كرد.
    مرور پيروزي انقلاب از « فرح آباد» تا « پيروزي» / خاطرات مردم محله پيروزي و نيرو هوايي از روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب
    


 روزنامه اعتماد، شماره 3174 به تاريخ 16/11/93، صفحه 9 (جامعه - محله)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 444 بار
    



آثار ديگري از "زهرا آزاد"

  فرسودگي جسم، سرزندگي جان / مروري بر ويژگي هاي اجتماعي بافت فرسوده
زهرا آزاد، اعتماد 29/1/94
مشاهده متن    
  همه جا خانه عشق است / بنا هاي مقدس خيابان سي تير
زهرا آزاد، اعتماد 21/12/93
مشاهده متن    
  خاطرات مردم از خيابان وليعصر تهران / سايه هايي كه از سر مردم كم مي شوند
زهرا آزاد، اعتماد 6/12/93
مشاهده متن    
  خيابان خاطره ها / قصه خيابان هاي شهر
زهرا آزاد، اعتماد 23/11/93
مشاهده متن    
  قصه خيابان هاي شهر
زهرا آزاد، اعتماد 9/11/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
جهان معدن
متن مطالب شماره 24، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است