|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران94/1/15: ديالكتيك تصوير و تصور
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6902
چهار شنبه 25 مهر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5895 15/1/94 > صفحه 17 (انديشه) > متن
 
      


ديالكتيك تصوير و تصور
به بهانه انتشار كتاب «در آينه ايراني» نوشته محمدرضا قانون پرور

نويسنده: فرزاد نعمتي

ايرانيان در نوشته هاي خود چگونه به «غرب و غربيان» نگريسته اند؟
    به تازگي کتاب «در آينه ايراني: تصوير غرب و غربي ها در داستان ايراني» نوشته محمدرضا قانون پرور و ترجمه مهدي نجف زاده، توسط نشر «تيسا» به بازار کتاب راه يافت. نويسنده اثر که از استادان بنام ادبيات تطبيقي فارسي و انگليسي است، در اين اثر جذاب و خواندني به بررسي بازنمايي غرب در آثار ادبي ايران پرداخته است. در متن پيش رو، نخست ضرورت و اهميت نگرش مبتني بر مطالعات فرهنگي مورد بحث قرار مي گيرد؛ سپس دو کتاب مرتبط با موضوع بازنمايي غرب در ادبيات ايراني نوشته مجيد اديب زاده معرفي مي شوند و در پايان شرح مختصري از نگرش قانون پرور به مساله بازنمايي غربي ها در داستان ايراني ذکر خواهدشد.
    
     در اهميت مطالعات فرهنگي ايراني
    نزد برخي از صاحبنظران، تاريخ نوين ايران زمين، از پس مواجهه با «ديگري» متفاوتي به نام «غرب» آغاز مي شود. طبق اين تحليل، جامعه ايراني در برخورد با تمدن غرب، مظاهر و مصنوعات و مکنونات آن، به سطحي متفاوت از خودآگاهي و دگرآگاهي دست يافته و خود را در آيينه غرب ديده است. در ادامه همين دست تحليل ها است که شکاف سنت - مدرنيته، به محوري ترين مساله تحليل هاي نظري بدل شده است و طبق آن تصويري تخت از جامعه سنتي ايراني در برابر جامعه مدرن غربي و امواج تهاجمي «اين»، برساحل افسرده «آن» به تصوير کشيده مي شود. در اين تصوير، سنت، از موضع انفعال، پذيراي صرف و خوشامدگوي مدرنيته و مدرنيزاسيون همبسته آن است.
    با وجود اين، ترديدي نيست که شناخت «غرب» به اين سهولت نيست و نمي توان تنها با اتکا به برخي پيش فرض هاي نظري، درباره موجوديت و محدوديت مفهومي آن انديشيد. غرب، همان سان که مفهومي نظري در ذهن ايرانيان بود؛ واقعيتي عيني در زيست جمعي و ذهنيت اجتماعي آنان داشت. بنابراين لازم است به درون اين ذهنيت که درآميخته با واقعيت حضور غرب در جامعه ايراني و نقش آن در تحولات معاصر است، خزيد و از منظر ايرانيان نيز به تجربه برخورد و تضاد و تقارب زندگي آنان با آنچه به نام غرب، حضوري فيزيکي و ذهني داشته است؛ نگريست. اين، امري است که در بسياري از تحليل هاي نظري مفقود است.
    سخن البته بر سر آن نيست که نگرش فلسفي به مسائلي چون ماهيت غرب، ماهيت مواجهه سنت و امر مدرن و... بيهوده است، بلکه نکته اين است که براي شناخت بهتر و درکي جامع تر از تاثيرات غرب بر جامعه ايراني، نبايد متکي بر رويکردهاي شرق شناسانه، تنها به آنچه مطمح نظر غربيان دانسته مي شود و طرز تلقي آنان نسبت به شرق و جوامع موسوم به جهان سوم يا در حال توسعه است، اعتنا کرد، بلکه لازم است گاهي نيز از جانبي ديگر به موضوع پرداخت و از منظر مخاطبان واقعي، نوع نگرش آنها را به غرب، در چنين رابطه اي، مورد بررسي قرار داد.
    چنين مطالعه اي، تحليلي صرفاً فلسفي نيست؛ زيرا نوع مواجهه واقعي آدميان با يکديگر ابعادي فرافلسفي و غيرفلسفي نيز دارد و مشمول نگرش هاي اسطوره اي و روان شناختي و جامعه شناختي نيز مي شود. «مطالعات فرهنگي» از جمله تحقيقاتي هستند که به اين ابعاد نيز التفاتي ويژه دارند و مي کوشند با ترکيبي روش شناختي از شاخه هاي گوناگون علوم انساني نظير علوم سياسي، جامعه شناسي، انسان شناسي، روانکاوي، روان شناسي، اسطوره شناسي و نقد ادبي، براي فهم نحوه شناخت جوامع و آدميان از مسائل به صورتبندي هايي معرفتي دست يابند.
    اين مقدمه را ذکر کردم تا در ادامه به معرفي سه کتاب مرتبط با حوزه مطالعات فرهنگي بپردازم و از خلال شرح مختصر اين سه اثر، توجه خوانندگان را به اهميت مطالعات فرهنگي در شناخت تحولات اجتماعي و سياسي جلب کنم و نشان دهم اگر مساله اساسي سياست در تعابير پسامدرن را، مساله «بازنمايي» بدانيم؛ يکي از راهگشاترين روش ها براي درک تحولات سياسي جوامع، استفاده از رهيافت هاي مطالعات فرهنگي و الگوهاي تحليل گفتماني مرتبط با آن است.
    
     شناخت واقعيت اجتماعي جوامع با روش «تحليل گفتمان»
    مجيد اديب زاده دانش آموخته کار شناسي ارشد علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي تهران، در سال ۱۳۸۶ از پايان نامه خود با عنوان «تکوين عنصر بيگانه ستيزي در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با تحليل ادبيات داستاني پرمصرف 1357-1332» دفاع کرد. استاد راهنماي اين پايان نامه، دکتر ابوالفضل دلاوري و مشاور پايان نامه نيز دکتر غلامرضا کاشي بودند. ماحصل اين پايان نامه دو کتاب شد؛ يکي با عنوان «زبان، گفتمان و سياست خارجي» (ديالکتيک بازنمايي از غرب در جهان نمادين ايراني) که شامل بخش دوم پايان نامه مي شد که توسط نشر اختران در سال 1387 به طبع رسيد. کتاب حاصل از بخش اول پايان نامه، اما گويا در نشر «گام نو» معطل مانده بود و در نهايت در سال 1391 توسط نشر «ققنوس» و با نام «امپراتوري اسطوره ها و تصوير غرب» و با تيتر فرعي «روانکاوي گفتمان ادبي ايران 1356-1332» به بازار عرضه شد. هر دو کتاب، آثاري ارزشمند در حوزه «مطالعات فرهنگي» هستند که با روش هاي تحليل گفتماني و روانکاوي گفتماني به ارائه تصويري از بازنمايي غرب در جامعه ايراني و تاثيرات اين بازنمايي در شکل گيري گفتمان هاي بيگانه ستيزانه در عالم سياست پرداخته اند و از لحاظ پردازش، نگاهي نو به صورت مساله ذهنيت جمعي جامعه ايراني، متوني قابل تامل و کمياب به شمار مي روند.
    اديب زاده بر آن است که آنچه از پس انقلاب اسلامي ايران در ساحت سياست داخلي و خارجي رخ داد و بسياري نام «ضديت با غرب» بر آن نهادند و در شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» بازتاب يافت؛ تنها محصول اراده صرف رهبران سياسي و نخبگان برآمده از انقلاب نبوده است، بلکه ريشه در باورهاي جمعي و ذهنيت هاي اجتماعي دارد که از پس گذشته اي آکنده از اسطوره برمي آيد.
    مي دانيم و مي دانيد که برخي نه تنها واقعيت مردمي انقلاب 1357 را نفي مي کنند، بلکه به نحوي سخن مي گويند گويي تمامي حوادث و رخدادهايي که در عالم واقعي سياست پس از انقلاب صورت پذيرفت، ناشي از انحراف از شعارهاي اصيل انقلابي بوده است. براي نمونه، عده اي بر اين گمان هستند که گفتمان غالب در انقلاب اسلامي، گفتمان غرب ستيزانه نبوده است و انقلابيون نه با امريکا و ساير کشورهاي غربي و نه با شوروي و ساير دول شرقي نه تنها هيچ مخالفتي نداشتند، بلکه اساساً انقلاب ايران، انقلابي معطوف به براندازي استبداد داخلي بوده است و لاغير. از جمله مشکلات اين دست از تحليل ها نيز يکي آن است که کمتر به واقعيت گفتمان هاي سياسي و اجتماعي موجود در جامعه توجه مي کنند و عموماً با عينک نخبه گرايانه به مسائل نظر مي افکنند.
    پرسشي در اينجا ممکن است ذهن مخاطب را مشغول خود کند: واقعيت اجتماعي را چگونه مي توان دريافت؟ پاسخي که در مقدمه مي توان به اين پرسش داد؛ از اين قرار است: از طريق «تحليل گفتماني». توضيح آنکه بر اساس رويکرد تحليل گفتماني، در جامعه گفتمان هاي رقيب فراواني با يکديگر در حال نزاع و رقابت هستند. براي نمونه در جامعه ايران پيش از انقلاب، گفتمان هاي اسلامي، ملي و مارکسيستي با نحله بندي هاي دروني متنوع حضور و بروز داشته اند و هر يک تصويري از جهان و ايران و آدميان را تبليغ و تاييد مي کردند. در کنار اينها، گفتمان غالب حکومتي نيز حضور داشته است و موقعيتي هژمونيک يافته بود. حال براي مثال اگر به تصويري که اين گفتمان هاي رايج از مقوله اي به نام غرب، بازنمايي مي کردند، توجه کنيم؛ درمي يابيم که ميان اين گفتمان ها اختلافاتي اساسي بوده است. گفتمان حکومت پهلوي به عنوان گفتمان غالب حکومتي، گفتمان «شباهت با غرب» بوده است و بر جهان گرايي، جهان وطني و همبستگي با غرب تاکيد داشته است. اما، گفتمان هاي مقاومت در برابر اين گفتمان قدرت، گفتمان «تفاوت با غرب» بوده اند و بر افتراق از غرب، بومي گرايي و مرزسازي با جهان غرب اصرار داشته اند. از ديالکتيک اين دو نگاه متضاد، گفتمان «تقابل با غرب» سر بر آورده است که مروج بومي گرايي ايدئولوژيک، رويارويي با غرب سلطه گر و هويت گفتماني ضد سلطه بوده است.
    اديب زاده براي استناد به وجود چنين گفتمان هايي در جامعه، در بخش دوم پايان نامه به اظهارات و موضعگيري هاي نخبگان سياسي استناد مي کند، اما آن سخنان و مواضع را نيز در پرتو گفتمان هاي کلان تري که در ذهنيت جامعه ريشه دارند، مورد بررسي قرار مي دهد و اين امري است که بخش نخست پايان نامه را تشکيل مي دهد و در کتاب «امپراتوري اسطوره ها و تصوير غرب» منعکس شده است.
    در اين کتاب، اديب زاده به بررسي معاني مندرج و ناخودآگاه غرب به مثابه ابژه بيگانه در ادبيات ايران از سال 1332 تا 1357 مي پردازد و با غور و تفحص نشانه شناسانه و روانکاوانه در آثار شاعران و نويسندگان اين عصر، شش تصوير در بازنمايي از غرب را شناسايي مي کند که عبارتند از: 1 بازنمايي غرب در تشابه با نشانه «شب» که بيگانه را نماد تاريکي معنا مي کند 2- بازنمايي غرب بيگانه با نشانه، نمادهاي غول، هيولا، ديو، جن، اهريمن و شيطان که دلالت بر احساس مسخ شدگي ما ايراني ها توسط غرب دارد 3- آگاهي اندوهبار از بيگانه و غرب به منزله ابژه سلطه - اسارت که مانع خودآگاهي ايراني از هويت خويشتن مي شود 4- بازنمايي غرب در ارتباط با نشانه - نمادهاي ماشين و ايده وابستگي که ترس از تکنولوژي به ترس از هجوم غرب تعبير مي شود
    5 تصوير از غرب به منزله ابژه خصومت که در زبان حماسي دهه 1340 و در بازتوليد کهن الگوهاي اساطيري و مذهبي حماسي گسترش يافت و 6- بازنمايي غرب به مثابه ابژه بيگانگي که تداعي گر احساس سرخوردگي، نااميدي و ازخودبيگانگي است.
    به زعم اديب زاده، دنياي نماديني که در سه دهه سي، چهل و پنجاه در ادبيات مدرن ايراني بازنمايي مي شود؛ محصول بازآفريني کهن الگوهاي فرهنگ ايراني در ساختار ادبي است. بنابراين آنچه در عالم سياست رخ مي دهد؛ منشا و دلايل تاريخي و فرهنگي دارد و تنها به ميل و اراده حاکمان و نخبگان نيست. حکومت پهلوي، خود نيز، اگرچه در ابعاد سياست خارجي متحد غرب محسوب مي شد؛ اما گاه در برخي نگرش هاي ناسيوناليستي خود، مروج احساسات بيگانه ستيز بود و فراتر از آن، گفتمان هاي مقاومت هستند که عموماً نگرشي بدبينانه و غيريت ساز با ديگري غرب داشته اند. با انقلاب 1357، گفتمان هژمونيک پهلوي، به گفتمان حاشيه اي بدل شد و گفتمان اسلامي موقعيت هژمونيک يافت و بالطبع، غرب ستيزي در سياست خارجي نظام جديد، موقعيتي محوري پيدا کرد.
    
    غرب ايراني
    کتاب «در آينه ايراني»، کمتر به صورت صريح به مساله سياست رسمي مي پردازد؛ اما از آنجا که ميان زبان گفتمان و سياست، پيوندي ظريف وجود دارد؛ خالي از سويه هاي سياسي نيست. قانون پرور سخن «استاندال» را مبني بر اينکه بهترين راه براي درک آگاهي مردم يک جامعه و تغييراتي که در آن به وقوع مي پيوندد، موشکافي در متون ادبي آنهاست؛ مي پذيرد و از «گرين بلات» اين گونه نقل مي کند: هرگونه مذاکره، مجادله، نزاع و جنگ طبقاتي، اجتماعي و سياسي در لابه لاي فريادها و سکوت هاي قهرمانان داستان ها و تئاترها ديده مي شود.
    کتاب حول دو پرسش شکل مي گيرد: اول، ايرانيان و در واقع، نويسندگان ايراني چگونه به غرب و غربيان نگريسته اند؟ و دوم، چه توجيه هايي در مورد واکنش هاي ويژه ايرانيان اعم از مثبت و منفي نسبت به غرب وجود دارد؟ نويسنده براي پاسخ به پرسش نخست، بازنمايي غرب در ادوار متفاوت تاريخي را در متون ايراني بررسي و به نتايجي نسبتاً صريح درباره انواع بازنمايي ها دست مي يابد، اما پرسش دوم را به صورت ضمني و غيرمستقيم پاسخ مي دهد.
    قانون پرور نيز نظير اديب زاده، نگاهي تاريخي به برساخته شدن گفتمان ها دارد و آن را از طرح هاي سياسي که محصول اراده و ميل گروهي از نخبگان باشد، متمايز مي داند: «تصوير غرب و غربي ها در ضمير باطن ايرانيان، ناگهاني يا تنها در دوره اي کوتاه مدت ساخته نشده است. ايستارهاي ظاهرشده و رشديافته طي قرون پيش که با درجاتي، همچنان نفوذ خود را بر تصور ايرانيان حفظ کرده است؛ شکل دهنده تصوير غرب و ساکنان آن در ذهنيت امروزه ايرانيان است.» (قانون پرور 1393: 21)
    از همين رو، مولف در فصل يکم، به کاربرد واژه «فرنگ» در بوستان و گلستان سعدي و تصوير خصومت آميز فرنگي با مسلمان اشاره مي کند يا در داستان شيخ صنعان در کتاب منطق الطير عطار نيشابوري، تصورات شاعر ايراني را نسبت به «ديگري مسيحي»، غيريت ساز تلقي مي کند.
    فصل دوم کتاب؛ «شناخت ناشناخته» به بررسي سفرنامه هاي مسافران ايراني به غرب اختصاص دارد. اين آثار هم داده هاي تاريخي و هم گزارش هاي تصويري هستند و در ضمن پيش درآمدي براي داستان مدرن نيز تلقي مي شوند، زيرا در آنها «بازسازي داستاني غرب» نيز به چشم مي خورد و نويسندگان سفرنامه ها بر اساس پيش فرض هاي فرهنگي خود، دانسته يا نادانسته، تصويري از غرب مي سازند که متناقض و متفاوت است، اما در آنها حيرت نسبت به پيشرفت هاي فناورانه غرب ديده مي شود و روي هم رفته، بيشتر واجد نگاهي مثبت است. افزايش مسافرت ها، تصور ايرانيان را از حالت ابهام درمي آورد و غربي را مقابل مخاطبان قرار مي دهد که در سياست و دانش و اجتماع، پيشرفته است و مي تواند محل تقليد و الگوي تاسي قرار گيرد.
    مدرنيست ها، غرب را معيار قرار مي دهند و بر آنند که تغييرات و اصلاحات در جامعه ايراني بايد بر مبناي موازين غربي اتخاذ و اجرا شود.
    در فصل سوم؛ «غرب در مقام مقايسه» آثاري نظير «سرشک» محمد حجازي و «يکي بود يکي نبود» محمدعلي جمال زاده مورد بررسي قرار مي گيرند. نگرش مدرنيستي، اما، موجبات اعتراض ديگراني را در پي دارد که نتيجه چنين خط مشي کورکورانه اي را نابودي هويت مستقل ايراني مي دانند. دسته اي از نويسندگان چون سيمين دانشور در «سووشون»، جلال آل احمد در «شوهر امريکايي»، احمد محمود در «همسايه ها» و غلامحسين ساعدي در «دنديل»، معترض به نفوذ سياسي و فرهنگي غرب هستند و نگرشي بيگانه هراسانه را نمايندگي مي کنند. در نظر آنان ادامه و گسترش چنين نفوذي، بنيان هاي فرهنگي جامعه ايران را تهديد مي کند. از اين منظر، آنان نگاهي مطلق و مبتني بر خير/ شر به مساله ايران و غرب دارند و متون شان نمودار حالتي از «درماندگي» و ترس از «ديگري سياه» نيز هست.
    در فصل پنجم؛ «تصاوير ترک خورده»، مولف به سراغ آن دسته از آثار ايراني مي رود که با اتخاذ نگرشي درون نگرانه به جامعه ايراني، مشکلات را صرفاً به بيگانگان نسبت نمي دهند، بلکه در برخورد با غرب، با شک و ترديد بيشتري به مساله مي نگرند و مي کوشند با فراروي از کليشه هاي خصمانه، تصويري واقعي تر و پيچيده تر از غرب و غربي ارائه دهند. «آقا جولو» ناصر تقوايي و «اسب چوبي» صادق چوبک و برخي از آثار هوشنگ گلشيري از جمله داستان هاي ايراني هستند که به زعم قانون پرور «نه تصوير منفي غرب و غربي را دائمي مي کند و نه به هزينه عيب جويي از ايرانيان و جامعه شان، تصويري مثبت از آنان ارائه مي کند. او فقط جهاني را خلق مي کند که در آن موجودات انساني به همديگر به عنوان اشخاص منحصربه فرد مي نگرند و از همان قرار با يکديگر ارتباط برقرار مي سازند.» (همان: ص180)
    فصل ششم کتاب؛ «واکنش هاي پسا انقلابي» به آثار نويسندگاني چون براهني، فصيح، گلابدره اي و رواني پور و انتقادهاي ضدغربي و سياسي آنان به رژيم پهلوي و پيوند آن با غرب و کارگزاري آن اختصاص دارد. هرچند، شخصيت هاي غربي اين داستان ها، عناصر فرعي هستند و تصويري انساني تر و چندبعدي از آنان عرضه مي شود.
    در مقام نتيجه گيري نيز قانون پرور ضمن اشاره به تصاوير متنوعي که از غربي ها ارائه شده است؛ تاثير تصورات نويسندگان ايراني بر توده ها را قابل تامل مي داند و اين تصاوير را بازتابي از احساسات و تصورات عمومي ايرانيان نسبت به غرب مي شمارد. از اين منظر، داستان مواجهه ايرانيان با غرب و غربي ها، «ديالکتيک تصور و تصوير» است. تصورات، تصاوير را مي سازند و تصاوير به تصوراتي نوين راه مي دهند و اين ديالکتيک، تاثير خود را در سياست و فرهنگ نمودار مي کند.
    ديالکتيک تصوير و تصور / به بهانه انتشار کتاب «در آينه ايراني» نوشته محمدرضا قانون پرور
    


 روزنامه ايران، شماره 5895 به تاريخ 15/1/94، صفحه 17 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 183 بار
    



آثار ديگري از "فرزاد نعمتي"

  «زندگي خوب» قاعده دارد اما فرمول ندارد / نگاهي به كتاب «وزن چيزها؛ فلسفه و زندگي خوب»
فرزاد نعمتي، ايران 4/10/96
مشاهده متن    
  آرزوها و نيازها / مروري بر كتاب هاي برگزيده سال 95
فرزاد نعمتي، ايران 23/12/95
مشاهده متن    
  روايتي پست مدرن از كتابخواني / تاملي بر كتاب «چگونه درباره كتاب هايي كه نخوانده ايم حرف بزنيم؟» اثر« پي ير بايار»
فرزاد نعمتي، ايران 16/12/95
مشاهده متن    
  پاشنه آشيل حكومت پهلوي / نگاهي به كتاب «جابه جايي دو انقلاب» نوشته دكتر مهدي نجف زاده
فرزاد نعمتي، ايران 13/11/95
مشاهده متن    
  فراموشي تاريخ ممكن است؟ / نگاهي به نمايشنامه «چيمريكا» اثر لوسي كرك وود
فرزاد نعمتي، ايران 11/11/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بيماريهاي پوست
شماره 1 (پياپي 83)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است