|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق94/1/15: همه آدم ها ضعف دارند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2266 15/1/94 > صفحه 12 (هنر) > متن
 
      


همه آدم ها ضعف دارند
گفت وگو با عبدالرضا كاهاني، كارگردان فيلم «استراحت مطلق»

نويسنده: فرانك آرتا

وقتي بعد از ترافيک شب عيد، بالاخره به موزه سينما رسيدم، يک ساعت به اکران فيلم «استراحت مطلق» زمان باقي مانده بود. ولي کاهاني آنجا بود. او که هميشه اصرار دارد نامش را عبدالرضا ذکر کنيم تا رضا، تلفن به دست درحال صحبت بود. وقتي به خستگي چهره اش اشاره کردم، گفت به دليل اکران فيلم، سعي مي کنم روزها و شب ها به سينماها سر بزنم. کنار مردم به تماشاي فيلم بنشينم تا از نزديک شاهد واکنش ها باشم. همين که پشت ميز کافه موزه سينما نشستيم، شيما منفرد، تدوينگر فيلم و همسر کاهاني؛ معين مطلبي، فيلمبردار؛ سعيد خاني، مجري طرح و ترانه عليدوستي هم به جمع ما پيوستند. در اين فضاي دورهمي، گفت وگو را آغاز کرديم. همين که گفتم بالاخره بعد از آن کش و قوس ها فيلم «استراحت مطلق» اکران شد، خنده بر چهره کاهاني نقش بست و سوالات را ادامه دادم...
    
    
    در تراکت هاي تبليغاتي فيلم نوشته شده «نمايش فيلم براي افراد زير ١٤سال ممنوع.» نظرتان درباره اين نکته چيست؟
     اگرچه سازمان سينمايي هم اصرار داشت اين ممنوعيت براي زير ١٤سال اعمال شود، ولي دست کم خودم در اين بخش موافق بوده و هستم. نکته عجيبي نيست. در دنيا مرسوم است. بالاخره بعضي فيلم ها مناسب برخي افراد نيستند. من هم دوست ندارم کودکان و نوجوانان زير ١٤سال با فيلمي مواجه شوند که بعضي از صحنه هاي آن مطابق شرايط سني شان نيست.
    
    با اين کار خواستيد به معذوريات اخلاقي و عرفي جامعه احترام بگذاريد؟
     بله. در همه جا مرسوم است و مشکلي با اين موضوع ندارم.
    
    مي دانيم فيلم براي اکران عمومي مميزي هايي را پشت سر گذاشت. چگونه با اين موضوع کنار آمديد؟
     اواخر مهرماه امسال، نسخه نهايي فيلم را به وزارت ارشاد براي دريافت پروانه نمايش ارايه کرديم تا بلافاصله آن را اکران کنيم. چون حتما مي دانيد فيلم در فصل بهار ساخته شد و هدف ما اين بود که در پاييز آن را اکران کنيم تا سرمايه راکد نماند.
    
    اما درنهايت چنين نشد و فيلم با موانعي برخورد کرد؟
     بله. منتها زماني که فيلم به وزارت ارشاد رفت، اصلاحيه هايي به فيلم زدند که من در ايران نبودم. ١٦مورد اصلاحيه بود که به زمان و مفهوم فيلم صدمه مي زد. من با مميزي تا جايي راه مي آيم که به فيلم صدمه اي نزند. مميزي اي که الان در فيلم اعمال شده، خوشبختانه به فيلم صدمه نمي زند. ولي رسيدن به اين مرحله، حدود شش ماه از وقت ما را گرفت تا بتوانيم يکديگر را توجيه کنيم.
    
    درحال حاضر چندمورد از ١٦مورد اصلاحيه اعمال شده است؟
     حدود پنج، شش مورد.
    
     آخرين گفت وگويي که با يکديگر داشتيم، با قاطعيت اعلام کرديد فيلم را در بازه زماني اکران نوروزي به نمايش درمي آوريد. باوجود مشکلات پيش آمده، پرسيدم چه کسي به شما مجوز اکران خواهد داد که پاسخ داديد مجوز آن را از خدا مي گيرم. طبيعتا خداوند که «مسبب الاسباب» است، براي اعمال اراده خودش، کارگزاراني دارد. کارگزاران فيلم شما در اين مسير چه کسي يا کساني بودند؟
     مي خواهيد بگوييد دست هايي پشت پرده وجود داشته؟
    
     به هرشکل اين سوال برايم مطرح شده؟
     پافشاري کردم.
    
    حمايتي از سوي آقاي ايوبي صورت نگرفت؟
     ايشان نظر خود را دادند. من خودم به وزارت ارشاد رفتم و گفتم تا وقتي مجوز مرا ندهيد، نمي روم. اين کاري بود که کردم. آنقدر در راهرو سازمان سينمايي سرپا ايستادم که به چندساعت هم رسيد. گفتند در شان شما نيست، برويد. من هم گفتم تا زماني که پروانه نمايش فيلم براي اکران نوروز که از ٢٠اسفند شروع مي شود را نگيرم، به خانه نمي روم.
    مرسوم است اکران هاي نوروزي به شرکت هاي بزرگ پخش و بانفوذ مي رسد. چگونه توانستيد اين سد را بشکنيد؟
     عده اي بدون استدلال فکر مي کنند همه چيز متعلق به آنهاست. مگر بقيه آدم نيستند؟ مگر بقيه مرده اند؟ من به اين چيزها مثل شرکت هاي بزرگ و کوچک فکر نمي کنم. فقط خواستم فيلمم اکران شود. دلايل موجه و منصفانه اي هم براي آن داشتم. فيلم در بهار و با هزينه شخصي ساخته شد. به اندازه کافي سرمايه شخصي مان خوابيده بود. ضمن اينکه براي گرفتن پروانه نمايش از مهرماه در نوبت بودم و مي خواستم آن را پاييز اکران کنم. اما مميزي مرا به نوروز کشاند.
    
     به اصطلاح دنداني براي اکران نوروزي تيز نکرده بوديد؟
     اصلا.
    
    اما مي دانيد فصل پاييز هم فصل خوبي براي اکران نيست؟
     فصل براي من مهم نيست، مثلافيلم هاي «بي خود و بي جهت» و «اسب حيوان نجيبي است» هم در ماه محرم اکران شد. براي من اين مهم است فيلم روي پرده بيايد که آمد. البته خوب است عده اي بفهمند همه چيز در اختيار آنها نيست. آدم هايي هم هستند که قدرت هايي از نوع ديگر دارند.
    
    شخصيت محوري داستان «استراحت مطلق»، زني است با موقعيت خاص خود که براي رفع مشکل زندگي اش مجبور است با پيرامون خود- به خصوص مردان - به تعامل دست بزند. اما اين بار به جاي زن، مردان پيرامون او هستند که مشکل دارند. چنين نگاهي را در سينماي ايران تجربه نکرديم؛ زني که سرش به کار خود است، اما مردان او را رها نمي کنند؟
     اصولاوظيفه من نيست که بگويم زنان مشکل دارند يا مردان. معتقدم اينگونه نگاه کردن، نگاه درستي نيست زيرا شما به طور قاطعانه نمي توانيد بگوييد چه کسي مشکل دارد و چه کسي مشکل ندارد. من قصه اي را روايت مي کنم از زني که همسر سابقش، با اينکه از او جدا شده، از او دست برنمي دارد و براي او مزاحمت هايي به وجود مي آورد. اين زن به دليل اينکه حق حيات و بچه اي دارد، بايد زندگي کند. حالاکه جدا شده، دوست دارد روي پاي خود بايستد. بايد کسب درآمد کند؛ کسب درآمدي که موجب ديدن فضاي مسموم جامعه مي شود که البته از همان ابتدا متوجه مي شويم يکي از اين آدم ها قرار است به اين خانم صدمه اي وارد کند.
    
    با وجود نگاه هاي طماع، در نهايت هيچ کدام از اين مردان به اين زن صدمه نمي زنند، بلکه جامعه است که به او ضربه مي زند؟
     بله. هيچ کدام به آن شکلي که يک درام نياز دارد، به اين زن صدمه نمي زنند. اما، زن از جايي صدمه مي خورد که ما انتظار آن را نداريم.
    
    منظورتان، نگاه حذفي است که در جامعه مرسوم است. يعني هر کس از ما نيست، بايد حذف شود؟
     در چنين جامعه اي انگار بهتر است که اين نوع آدم ها نباشند. در فيلم، چند ديالوگ وجود دارد که به اين نکته اشاره مي کند. مثل «تهران اينقدر بزرگ هست که بشه توش گم شد» يا «اگر اينجا بميرم کسي مرا پيدا نمي کند»، آدم هاي ديگر هم همين وضع را دارند. آنها هم خيلي متفاوت نيستند. وقتي جنسيتي به آنها نگاه مي کنيد، ممکن است تفاوت هايي در آنها وجود داشته باشد. ولي آنها هم، همين وضع را دارند. بالاخره روزي جامعه به آنها هم ضربه مي زند. من در فيلم هايم دوست ندارم صددرصد آدم بد يا خوب داشته باشم. من طرفدار آدم هاي ميانه هستم. چون آدم هايي که ضعف ندارند، شبيه آدم نيستند.
    
    برخي ها اعتقاد دارند براساس تعريف کلاسيک شخصيت پردازي در فيلمنامه، آدم هاي فيلم به مرز شخصيت نمي رسند و شخصيت پردازي ها کامل نيست. نظرتان چيست؟
     هرکدام شخصيتي دارند و هر بازيگري شخصيتي را بازي مي کند. کدهاي زيادي براي هر شخصيت وجود دارد که مي توانيم به درونيات آن آدم پي ببريم. مثلانقش «رضوان» را که خانم فريده فرامرزي بازي مي کند را چطور مي توانيم بگوييم که شخصيت نيست. يا نقشي که اميرشهاب رضويان، آقاي خسروي، بازي مي کند. اصلااينکه من شهاب رضويان را انتخاب کردم به همين دليل است. وگرنه آدم هاي تيپيکال زيادي در سينما بودند - اسم نمي آورم – و مي توانستند اين نقش را بازي کنند. اگر آقاي رضويان در فيلم بازي مي کند، حضورش کمک مي کند که شخصيتي خلق شود. يا نقش حامد که بابک حميديان بازي مي کند را چطور مي توانيم بگوييم شخصيت نيست.
    
     يعني معتقديد شخصيت هاي فيلمنامه با وجود بازيگر تکميل مي شود. مثل نگاهي که آرتور ميلر دارد که معتقد است شخصيت با بازي بازيگر تکميل مي شود؟
     وقتي من از رضا عطاران براي اين فيلم دعوت مي کنم، نمي خواهم رضا عطاران شبيه آدم هاي فيلم هاي قبلي ام شود. به همين دليل همزمان، هم به شخصيت و هم به بازيگر فکر مي کنم. اينها مکمل يکديگرند. حالااز نظر تماشاگر چه چيزهايي مي تواند براي عطاران جديد باشد؟ بالاخره معتقدم جدا از خلق اثر هنري، اين هنر بايد در معرض نمايش قرار گيرد. اين هنر بايد در گيشه موفق باشد تا در کارهاي بعدي به کمک ما بيايد. اينها بخشي از جذابيت هايي است که مي تواند تماشاگر را همراه کند.
    
     اصولادر فيلم هايتان از بازيگران طنز بهره گرفته ايد و با توانمندي هاي جديدي از ايشان آشنا مي شويم که پيش از آن نديده بوديم. در فيلم «استراحت مطلق» اين اتفاق براي مجيد صالحي افتاد. براساس چه معياري ايشان را انتخاب کرديد؟
     اگر مجيد صالحي انتخاب مي شود، به دليل نگاهي است که به بازيگران دارم. با احترام به کارهايي قبلي شان، هيچ وقت آنها را تک بعدي نمي بينم. کارهاي گذشته آنها، ملاکي براي انتخاب در فيلم هايم نيستند. درعوض به اين نکته توجه مي کنم حضور يک بازيگر در فيلم، چه هيجاني مي تواند به فيلم و قصه ما بدهد. اگر شما تصوير قبلي اي که از مجيد صالحي داريد را از ذهنتان پاک کنيد، آن وقت مي توانيد به درستي انتخاب من پي ببريد. فقط در انتخاب ها نبايد ترسيد.
    
    B> چرا علاقه منديد از بازيگران کمدي در نقش هاي جدي استفاده کنيد؟
     آنها بازيگران خوبي هستند. به نظرم ما بايد نگاه مان را به آدم هاي دوروبرمان عوض کنيم. چون ديگر ابعاد آنها را نمي بينيم و تواناييشان از نظر ما گم مي شود. کلااز اينکه فکر مي کنند بازيگر فقط بايد مردم را بخنداند يا به گريه بيندازد، رنج مي برم. اين تقسيم بندي ها را دوست ندارم. به نظرم بازيگر کسي است که توانايي ايفاي نقش هاي متفاوت را داشته باشد. او هم مي تواند گريه بيندازد و هم بخنداند. مجيد صالحي يکي از کساني است که احساس کردم اين انرژي و توانايي را دارد. ضمن اينکه علاقه اي که خودش وارد فيلم کرد و انرژي اي که به ساير بچه ها داد، تاثيرگذار بود. روزها و ساعت هاي زيادي تمرين کرد. اگر شما مي گوييد در فيلم خوب است يا مي شنويد که خوب بازي کرده، دليلش اين است که حتما شجاعتي از سوي من و انرژي اي از سوي او خرج شده است.
    
    کلادر فيلم هاي تان به طبقه فرودست جامعه توجه مي کنيد. به اين معني که از زاويه لانگ شات، به نظر مي رسد زندگيشان متعفن و سراسر نکبت است، اما شما آن قدر به آنها نزديک مي شويد که وجوه ديگري از زندگي آنها را به نمايش مي گذاريد که حتي دوست داشتني به نظر مي رسند. چرا؟
     واقعا نمي شود اين طور نگاه کرد. گاهي اوقات آدم هاي شيکي مي بينيد که بوي تعفن مي دهند! من آدم هاي فيلم هايم را مي شناسم و دوستشان دارم. به همين دليل حاضر نشدم حامد، (بابک حميديان) با وجود ضعف هايي که دارد، کاملامنفي به نظر برسد. به همين دليل صحنه مشترک سيگارکشيدن او با صابر (مجيد صالحي) را در فيلم گذاشتم و صحنه را طوري برگزار کردم که خودش هم به روياهاي خودش بخندد و روياهاي خودش را مسخره کند تا براي تماشاگر هم دوست داشتني بشود. زندگي مجموعه اي از اين اتفاقات است. آدم هايي که دوستشان داريم، هميشه که دوستشان نداريم. گاهي اوقات از آنها بدمان مي آيد و زماني هم خوشمان. من کمتر آدمي را سراغ دارم که هميشه خوب باشد.
    
    وجود برخي از صحنه هاي فيلم اين پرسش را مطرح مي کند که کارکردشان در فيلم چيست؟
     مثلاچه صحنه هايي؟
    
    مثلاچرا ديالوگ هايي که ميان زن و مرد (فريده فرامرزي و رضا عطاران) درخانه مطرح مي شود، حتما بايد ميان بازيگراني رخ بدهدکه در دنياي واقعي زن و شوهر هستند؟ صحنه قولنج شکستن يا صحنه فوتبال بازي؟ کرم هاي خاکي و توالت فروشي و برهنه بودن مردان و...؟
     خب آن صحنه ها براي ايجاد فضاسازي بود. من براي اينکه لايه هاي ديگر فيلمم را مطرح کنم، مجبورم تصاويري را به نمايش بگذارم تا روي ناخودآگاه تماشاگر تاثير بگذارم. اينکه اساسا فريده فرامرزي که زن واقعي رضا عطاران است، چرا در اين فيلم بازي مي کند و قولنج او را مي شکند و... يا مردان فيلم برهنه هستند همه اينها براي فضا سازي است. براي چرکين نشان دادن، مجبور بودم چنين نماهايي در فيلم بگنجانم. چون اين فضاسازي ها مسيري ايجاد مي کند که فيلم در دل خودش بتواند حرفش را پيش ببرد.
    
     آن حرف چيست؟
     آن حرف را بايد تماشاگر درک کند. گفتني نيست.
    
     چرا اسم فيلم را «استراحت مطلق» گذاشتيد؟
     همه به گونه اي در استراحت مطلق به سر مي برند. به خصوص وقتي ماجراهايي که بر زن رفته را مي بينيم بيشتر به اين باور مي رسيم که بعضي ها نبايد باشند. بعضي ها اگر نباشند، جامعه هم راحت تر است. استراحت مطلق کنايه اي است به ضد زندگي و سکون.
    
     آيا اين فيلم محصول شرايط خاصي است؟
     داستان فيلم از ماجراي واقعي گرفته شده که برايم مساله شد.
    
     منظورم شرايط خاصي از جامعه ماست؟
     هر قصه اي ممکن است با شرايط اجتماعي و سياسي و... در جامعه ارتباط داشته باشد. به اين دليل که هر آدمي که زنده است و نفس مي کشد، ديدگاه اجتماعي و سياسي و... دارد. فيلم مي تواند سياسي نباشد ولي آدم هاي فيلم نمي توانند ذهنيت سياسي، اجتماعي نداشته باشند. چون، هرکس در هر سني و شرايطي داراي ديدگاهي است.
    
     چرا مرز طنازي درفيلم هايتان تا گروتسک پيش مي رود؟
     نمي دانم که جواب درست چيست. مهم آن چيزي است که سر صحنه مي بينم و احساس مي کنم. تا زماني که تازه نباشد، به درد نمي خورد.
    
    يعني چه تازه نباشد؟
     يعني براي تماشاگر بايد تازگي داشته باشد؛ يعني تا جايي که امکان دارد بايد به زندگي نزديک و نزديک تر شويم. وقتي به زندگي نزديک تر مي شويم، بوي تازگي مي دهد. اين تنها چيزي است که به ذهن من مي رسد و مي توانم بگويم.
    
     چرا به طبقه غيرمرفه شهري علاقه مند هستيد؟
     آگاهانه نيست. وقتي فيلم نوشته و بعد ساخته مي شود، آن وقت متوجه مي شوم که اين فيلم در مورد چنين آدم هايي است. کلادر فيلم هايم به طبقه بالاو پايين و متوسط فکر نمي کنم. من فقط درباره مشاهداتم فيلم مي سازم. شايد مشاهداتم در اين طبقه مي گنجند. شايد فيلم ساختن در مورد اين طبقه براي من جذاب تر است. همه اينها را مي گويم شايد!
    
     چرا فيلمنامه را به طور مشترک با سعيد قطبي زاده نوشتيد؟
     نياز به مشورت داشتم؛ چون نمي خواستم فضاهاي فيلم هاي قبلي خودم را به طور کامل تکرار کنم. بنابراين با سعيد قطبي زاده فيلمنامه را نوشتم. او زياد فيلم مي بيند. اطلاعات خوبي از سينما دارد. کمااينکه به درستي کمکم کرد تا من بتوانم ساختار بهتري در فيلم و جديدتري داشته باشم. او به من کمک کرد تا در ساختار قصه از کجا به کدام نقطه بروم و چگونه فيلم را روايت کنم.
    
    دليل انتخاب ترانه عليدوستي چه بود؟
     ترانه در ميان بازيگران همسن وسالش براي اين نقش با توجه به فيزيک، چهره و... مناسب تر بود و مي دانستم همکاري با او جذاب خواهد شد.
    
     تحليل تان از نظرات مردم درباره «استراحت مطلق» چيست؟
     بهترين فيلم ها هم مخالفاني دارند. طبيعي است که «استراحت مطلق» مخالفاني داشته باشد و هم موافقاني. مهم اين است که تعداد موافقان به مراتب بيشتر از مخالفان است. فيلم را درسالن هاي سينما با مردم تماشا کردم. داستان را به خوبي پيگيري مي کنند و با لحظات فيلم درگير مي شوند.
    
     قصد نداريد فيلم «وقت داريم حالا» را در ايران اکران کنيد؟
     اکران کردن آن در ايران قدري سخت است، اما نااميد نيستم.
    
    همه آدم ها ضعف دارند / گفت وگو با عبدالرضا کاهاني، کارگردان فيلم «استراحت مطلق»
    


 روزنامه شرق، شماره 2266 به تاريخ 15/1/94، صفحه 12 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 123 بار
    



آثار ديگري از "فرانك آرتا"

  عذرخواهي مي كنم / روايت مدير گالري «ايوان» از تعطيلي نمايشگاه نقاشي تهمينه ميلاني
فرانك آرتا، شرق 19/6/97
مشاهده متن    
  مظفري: جاي خالي «خانه هنرهاي تجسمي» احساس مي شود / نخستين نشست رسانه اي مديركل هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 14/6/97
مشاهده متن    
  در محدوده مربع تهديد / گفت و گوي «شرق» با سيدمجتبي حسيني معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
فرانك آرتا، شرق 7/6/97
مشاهده متن    
  نصيريان: با مهرجويي وارد سينما شديم / آيين نكوداشت بيستمين جشن خانه سينما برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 4/6/97
مشاهده متن    
  مبارزه با فراموشي / گفت و گو با حسين دهباشي، تاريخ پژوه و تهيه كننده فيلم مستند
فرانك آرتا، شرق 18/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه نقد كتاب كودك و نوجوان
متن مطالب شماره 17، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است