|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد94/3/24: ماني جعفرزاده: فكر نمي كنم هنرمند بايد روشنفكر باشد
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4274
شنبه 15 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 3267 24/3/94 > صفحه 9 (هنر و ادبيات) > متن
 
      


گفت و گو 
ماني جعفرزاده: فكر نمي كنم هنرمند بايد روشنفكر باشد



زهرا جعفرزاده: دو سال پيش بود كه ماني جعفرزاده، آهنگساز و مدرس موسيقي تصميم گرفت نخستين كنسرت مستقل خودش، «صداي مناظرِ مخدوش» را در فضاي موسيقي كلاسيك معاصر در تالار رودكي به اجرا گذارد. قطعاتي كه پيشتر آن را در مجموعه كوارتت هايي با تركيب هاي سازي متفاوت در سال هاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ نوشته بود و تنها با تنظيم هاي متفاوت و اضافه كردن چند قطعه جديد اجرايش كرد. «صدايِ مناظرِ مخدوش» روايت داستاني در ١١ تكه با حضور چهار نوازنده و دو راوي بود. كنسرتي كه به گفته جعفرزاده، دست و پا زدني است ولو شكسته- بسته ميان ادبيات و موسيقي. جست وجويي و تقلايي براي يافتن آدم هاي شهري شده از سنت قصه گويي و نغمه پردازي توامان كه روزگاري بخشي جدايي ناپذير از فرهنگ شنيداري مردم همه نقاط جهان بوده است: اثري كه جعفرزاده به عنوان آهنگساز، نويسنده و اجراگردان آن را به همراه علي جعفري پويان نوازنده ويولن و سهراب برهمندي نوازنده ويُولادر كنارِ دو هنرمند ديگر آتنا مستعان اشتياقي نوازنده ويولنسل و گلنار شعاري نوازنده كلارينت روي صحنه برد. رويا تيموريان و پريوش نظريه، بازيگران سينما و تلويزيون راوي اين داستان بودند.
    
    بعد از كنسرت از همان مخاطبان خاص موسيقي كه براي شنيدن «صداي مناظر مخدوش» آمده بودند چه بازخوردي ديديد؟
     بازخورد ها هم، بازخوردهايي كنشي است و نه واكنشي. به اين معنا كه در اين نوع هنر يا تفكر، ما نمي توانيم درباره واكنش مثبت يا منفي مخاطبان صحبت كنيم. در مواجه با اثري مانند «صداي مناظر مخدوش» يا كار بعدي من «خاطرات خياط خيابان لاله زار از سقوط دكتر محمد مصدق» اصولاواكنش منفي يا مثبت معنايي ندارد، قرار نيست شما بگوييد از اين كار خوشم مي آيد يا نمي آيد، شما مي گوييد من ارتباط مي گيرم يا ارتباط نمي گيرم. با چنين نگاهي، حتي اگر در موضع نقد اثر هم باشيد يعني با استدلال هايي بر كار عذر بياوريد، همچنان جزو مخاطبان اثر محسوب مي شويد.
    
    چرا دوست نداريد؟ يعني ترجيح مي دهيد دورهمي با دوستان موزيسين تان آهنگ بنويسيد، بنوازيد و تمام شود؟
     نه به اين معنا. من همين حالاهم كارهاي بسياري دارم كه اجرا نشده اند. اشاره ام به چيز ديگري بود. يك زماني تو احساس مي كني كاري كه در حال انجامش هستي، كار مهمي است يا چراغي است كه جايي را روشن خواهد كرد. آن وقت مُصرّي كه آن را به جريان بيندازي. اما اگر بخواهم ساده و بي پيرايه بگويم، من معتقدم ما امروز در ظلماتي زندگي مي كنيم كه عجالتا اين طور كارها روشنش نمي كند. نمي تواند بكند. ما به لحاظ دانش عمومي، سطح فرهنگ اجتماعي، نوع برخورد و تلقي اي كه بايد از هنر وجود داشته باشد با حداقل هاي شرايط فرهنگي-اجتماعي اي كه در آن يك اثر بتواند راهگشاي شكلي از تفكر باشد فاصله زيادي داريم. بنابراين تلقي من اين است كه با اين طور كارها راه به جايي نمي بريم و اجراي اين نوع آثار ثمري نخواهد داشت. در نتيجه همين حالاهم كه «صداي مناظر...» منتشر شده و صحبت از كارهاي بعدي است، من هنوز هم تصورم اين است كه شايد شنونده حرفي كه دارم مي زنم در بعد يا بعد ها پيدا شود و از اين رو هيچ اصراري بر كنسرت گذاشتن يا انتشار اثر نداشته ام.
    
    قبلااشاره كرده بوديد كه «صداي مناظر مخدوش» را يك كار روشنفكري مي دانيد، چرا آن را روشنفكري مي دانيد؟
     لغت «كار روشنفكري» را من در اصطلاحي به كار برده بودم كه بابك احمدي در كتابش به همين نام به كار برده است. جاي بحثش اينجا نيست. خلاصه اش شايد اينكه «صداي مناظر مخدوش» به عنوان كنسرت قرار نيست همان كاري را انجام دهد كه مثلاكنسرتي در برج ميلاد. تلقي مخاطب از آن كنسرت برج ميلاد يك تفريح يا استراحت ذهني است. البته خيلي هم خوب است و اصلاهيچ اشكالي ندارد. اما بديهي است كسي براي خوشگذراندن به كنسرت «صداي مناظر مخدوش» نمي آيد. در واقع اين كنسرت يك نوع كنش و واكنش فرهنگي است بين كسي كه فكر مي كند حرفي دارد و كسي كه لازم مي بيند آن حرف را بشنود. در نتيجه بين من و مخاطبم با اين اثر يك گفت وگو به وجود مي آيد كه من تصور مي كنم اين نوع گفت وگو احتمالااز جنس «كار روشنفكري» تلقي مي شود.
    
    منظورم اين است كه چون اين كار را روشنفكري مي دانيد، براي تان تاثيرگذار بودنش مهم است؟ چون گفتيد ما در ظلماتي زندگي مي كنيم كه انجام چنين كارهايي در آن تاثيري ندارد.
     ما يك تاثير بلافصل داريم و يك تاثير بلندمدت. تلقي ام اين است كه انجام كارهاي اينچنيني به صورت بلافصل در حال حاضر جايي را روشن نخواهد كرد و تاثيري نخواهد گذاشت. اما هر هنرمندي قطعا مخاطبي را، ولو يك نفر در آينده اي بسيار دور طلب كرده است. در نتيجه بله من در جست وجوي اين هستم كه اثري بگذارم: اما اصراري بر بلافصل بودن اين اثرگذاري ندارم. كار مي كنم: اما اصراري به اين ندارم كه اثرم توليد انبوه شود. ولي وقتي دارم كار مي كنم به اين معناست كه اميد دارم از كارم انديشه اي ورزيده شود.
    
    براي همين آن مجموعه مفصل كوارتت هاي «صداي مناظر مخدوش» كه در فاصله سال هاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ نوشته بوديد را هيچ وقت منتشر نكرديد؟
     بله. براي همين است. همه آنها كارهايي بودند كه با هزينه شخصي ضبط شده بودند و ضبط هاي خوبي هم بودند. بعضي از لحظات آن روي سايت «ساوندكلاود» (soundcloud) هست: اما كلاهيچ وقت منتشر نشدند. البته تعدادي از آن قطعات بعدا با كمي تغييرات در كنسرت «صداي مناظر مخدوش» استفاده شد و دوباره ضبط شد. اما در آن زمان من فكر مي كردم اين قطعات به تنهايي اتفاقي نيست كه بخواهم آن را منتشر كنم.
    
    شما گفتيد علاقه منديد كارتان تاثيرگذار باشد، حتي اگر اين اتفاق ١٠ سال يا ٢٠ سال ديگر فقط روي يك نفر بيفتد. آن تاثيري كه مي خواهيد گذاشته شود از نظر شما چيست؟
     دوست دارم به يادداشت هايي مكتوب درباره تاريخ شفاهي مان برسم. براي مثال تاثير مورد توجه من از كاري مثل «صداي مناطر مخدوش» اين است: تصور مي كنم دير يا زود مشكل تك خواني زنان در ايران حل خواهد شد. به هر حال نسل هاي آينده تك خواني خواهند كرد و شايد مثلا٥٠ سال بعد اگر به بچه هاي آينده بگوييد كه روزگاري زن هااجازه نداشته اند آواز بخوانند با حيرت نگاهت كنند و بپرسند چطور چنين چيزي ممكن است؟ چرا؟ در چنين موقعيتي من معتقدم يك اثر مكتوب بايد وجود داشته باشد كه روزي به آن بچه هاي آينده بگويد ببينيد ما چه مسيري راآمده ايم. ما شايد نخستين نسل بعد از انقلاب بوديم كه تصميم گرفتيم موسيقي را به عنوان رشته تحصيلي مان انتخاب كنيم. شايد خنده تان بگيرد، كساني بودند كه وقتي به آنها مي گفتيم رشته تحصيلي مان موسيقي است، از ما مي پرسيدند مگر آدم براي موسيقي هم به دانشگاه مي رود؟ و تو نمي توانستي توضيح بدهي كه علوم آهنگسازي يك دامنه وسيعي از چندين علم بسيار پيچيده است. ما به سختي موسيقيدان شديم، خواننده شديم، اثر هنري توليد كرديم و بناي فكري اي را بنيان گذاشتيم كه تو بچه اي كه در ٥٠ سال آينده زندگي مي كني چيزي به عنوان ميراث فرهنگي در گذشته ات داشته باشي.
    
    فكر نمي كنيد براي همين تاثيري كه خودتان مي گوييد، بايد اثري را منتشر كنيد، حتي اگر مخاطبان اندكي داشته باشد؟
     اثر فرهنگي اي كه مسوولانه توليد شده باشد، ديده شدنِ درلحظه اش، اصولامهم نيست. يعني اگر يك پارتيتور نوشته شده باشد و آن پارتيتور در گنجه اتاق آهنگساز در خانه اش باشد، ٥٠ سال بعد اثر فرهنگي اي را كه بايد برجا بگذارد، خواهد گذاشت.
    
    شنيده نشده؟
     به وقتش شنيده هم خواهد شد. مساله اين نيست، چون اگر زمانش فرا برسد، شنيده خواهد شد.
    
    چرا؟
     مگه بوف كور بالاخره خوانده نشد؟ بالاخره اثر هنري راه اجتماعي خودش را پيدا مي كند و به همين دليل است كه من تصور مي كنم سانسور از اساس، كار مضحكي است.
    گفت و گو: ماني جعفرزاده: فكر نمي كنم هنرمند بايد روشنفكر باشد
    


 روزنامه اعتماد، شماره 3267 به تاريخ 24/3/94، صفحه 9 (هنر و ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 187 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه كلام
متن مطالب شماره 8، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است