|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم94/4/6: پرشور و غم انگيز
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4771
شنبه هفتم اسفند ماه 1395



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 4292 6/4/94 > صفحه 8 (فرهنگ و هنر) > متن
 
      


پرشور و غم انگيز
رماني كه براي خواندن آن به يك جعبه دستمال كاغذي نياز داريد

نويسنده: محبوبه شيدا

رمان «من پيش از تو» از آن نوع رمان هايي است که واقعا نمي توان آن را زمين گذاشت؛ از آن دست رمان هايي که به قول آسوشيتدپرس بايد با يک جعبه دستمال کاغذي فروخته شود. رمان من پيش از تو سوزناک، غم انگيز و پرشور است؛ قصه يک عشق آرماني و آسماني که در نهايت به جاودانگي مي رسد. نويسنده اين رمان يکي از مسائل روز دنيا را دستمايه قرار داده و داستاني از آن خلق کرده که حالاحالاها در ياد خواننده مي ماند و دوست دارد باز هم بخواند و بخواند.
    داستان با روايت سوم شخص آغاز و به زمان حال بيان مي شود. نويسنده در شروع داستان سوابقي از زندگي يکي از دو شخصيت اصلي داستانش را ارائه مي کند؛ گذشته اي که نشان مي دهد ويل ترينر اين مرد متمول و موفق که بود و چه کرد. نويسنده با اين هدف که پيش زمينه اي به خواننده بدهد، به سال 2007 مي رود و با بازگشتي که به گذشته دارد، صحنه اي از روزمرگي ويل را بيان مي کند و در ادامه به صحنه تصادف مي پردازد که در يک روز باراني در لندن اتفاق مي افتد. در اينجا خواننده احساس ناامني مي کند و يک بار ديگر به خاطر مي آورد که زندگي آدمي به مويي بند است و مي تواند با حادثه اي زيرورو شود.
    لوسيا کلارک، شخصيت ديگر داستان، دختري است بيست و شش ساله از يک خانواده کارگر که هرگز شهر کوچکش را ترک نکرده و قابليت خاصي ندارد. در يک کافه کار مي کرده و بعد با تعطيلي کافه مجبور شده به استخدام مادر ويل درآيد و براي پرستاري از ويل که اکنون روي ويلچر مي نشيند، به خانه شان برود. ويل ترينر، اين جوان سرزنده و موفق بعد از تصادف، زندگي اش به کلي تغيير مي کند. حالاديگر نمي تواند راه برود، کار کند و در يک کلام ديگر نمي تواند خودش باشد. اين مرد جوان، روزها و شب هاي خود را با اين فکر و خيال مي گذراند که چگونه مي تواند به زندگي اش پايان دهد و حالالوسيا به خواست مادر ميل و برخلاف ميل ويل مي آيد تا کاري کند کارستان. اين دو وقتي با هم روبه رو مي شوند، از هم خوششان نمي آيد. دختر مي خواهد کارش را ول کند، ولي مشکلات مالي و بيکاري عاملي مي شود که او با اکراه به شغلش ادامه دهد. وقتي اين دو قدم به زندگي هم مي گذارند، هر يک به شکلي نيازمند است. اين نياز و نقصان، در مرد جسمي و در دختر ذهني است. همراهي با هم و سپري شدن روزها در کنار هم، آن دو را به رابطه اي عميق و احساسي نسبت به هم مي کشاند و در اين ميان، عشقي شکل مي گيرد که ابتدا غيرممکن مي نمايد. هر دو تلاش مي کنند زندگي کردن را به هم بياموزند؛ يکي مي کوشد لذت بردن از زندگي را ياد دهد و ديگري مي کوشد ارزشمندي زندگي را گوشزد کند و هر دو مي خواهند آينده اي اميدبخش براي يکديگر بسازند.
    به نظر مي رسد لوسيا موفق مي شود تا حدودي ويل را به شادي برساند. ويل هم موفق مي شود اندکي از يکنواختي زندگي دختر بکاهد و او را به اعتماد به نفس برساند. لوسيا به توصيه ويل کتابخوان مي شود، کتابخانه مي رود و فيلم خارجي مي بيند، اما همه زندگي اش تحت الشعاع زندگي اين مرد جوان قرار مي گيرد. مي رود به کتابخانه تا از طريق اينترنت با توانخواهان و پرستارهايشان آشنا شود و رهنمودهايي بگيرد.
    جوجو مويز با انتخابش و تصميمي که در پايان داستان مي گيرد، خواننده را غافلگير مي کند. زبان و ادبياتي که نويسنده به کار مي گيرد ساده و صميمانه است، جدا از هرگونه پيچيدگي و فلسفه بافي. زبان مکالمات لوسيا و ويل، افکارشان و ملال آور بودن محيط زندگيشان رابطه شان را دردناک تر جلوه مي دهد. نويسنده با هوشمندي و ابتکار، قدم هايش را حساب شده برمي دارد. حرکت آرام صندلي چرخدار در روند داستان، روند آرام زندگي ويل ترينر را تداعي مي کند. يک صندلي چرخدار ميان اين دو نفر حائل مي شود؛ يکي پشت آن، يکي درون آن.
    در ظاهر امر عشق دختر به اين مرد بيشتر به چشم مي آيد تا عشق مرد به اين دختر جوان، ولي نويسنده به ظرافت تمام، پرده اي لطيف از جنس حرير به روي عشق مرد به اين دختر مي کشد و در پس ظواهر مي برد. مرد مي خواهد با نبودنش به دختر حيات بدهد، با مرگش دختر را آزاد کند و اين شيوه او براي عشق ورزي به دختر است.
    موضوع اصلي داستان، پديده عجيب و سوال برانگيز عصر ديجيتال است؛ سوالي که در تمام دنيا کسي پاسخ قاطعي براي آن ندارد. خواندن اين رمان مي تواند تجربه تازه اي براي خواننده باشد، او را به رهايي برساند و بغض کهنه را در او بترکاند و اشک بريزد براي انسان و انسانيت، بنالد از تقديري که اين گونه بازي مي دهد و در پايان يک نفس عميق بکشد و آرام شود. کتاب من پيش از تو نوشته جوجو مويز با ترجمه مريم مفتاحي از سوي نشر آموت براي نخستين بار در نمايشگاه کتاب تهران 1394 عرضه شد.
    پرشور و غم انگيز / رماني که براي خواندن آن به يک جعبه دستمال کاغذي نياز داريد
    


 روزنامه جام جم، شماره 4292 به تاريخ 6/4/94، صفحه 8 (فرهنگ و هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 66 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات

پايان نامه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله توليد و فرآوري محصولات زراعي و باغي
متن مطالب شماره 22 (پياپي 72)، 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1395-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است