|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران94/5/25: جولان خيال در سرزمين زعفران
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6999
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6002 25/5/94 > صفحه 8 (شعر) > متن
 
      


جولان خيال در سرزمين زعفران
نگاهي گذرا به شعر خراسان جنوبي

نويسنده: علي عبداللهي

شاعران طرفدار ادبيات تعليمي و مدح اهل بيت، نمونه هاي قدرتمندي در سنت بومي خود دارند: شاعر و نويسنده حکيم نزاري قهستاني و شاعر –دهقان، محمد بن ابن حسام خوسفي ثناگوي اهل بيت، مشهور به ملامحمدنوشتن از شعر خراسان جنوبي کاري ست کم و بيش دشوار، از آن رو که سنگ چين هاي مرزي دقيق اطلاق اين نام تازه را نمي شود به درستي مشخص کرد و هم از آن رو که نام خراسان، معناي بزرگ و کليتي رنگارنگ دارد که در سپهر فکر، فرهنگ و ادبيات، گوناگوني و تاثيرگذاري آن بر فرهنگ ايران و جهان بر کسي پوشيده نيست و به تبع، نوشتن در مورد شعر بخشي از اين گستره و بيرون آمدن از سيطره آن نام بزرگ کلي، دشواري هاي خاص خودش را دارد. از سوي ديگر، غير از همانندي هاي انکارناپذير شعر اين گستره، با شعر چهارگوشه خراسان فرهنگي -که امروزه بخش هايي از آن، ديگر جزو خاک ايران نيست - و با برخي از مناطق همجوار خود چون شمال و شرق کرمان و سيستان مشابهت ها و البته اندک تفاوت هايي نيز دارد.
    اين را نيز بايد بيفزايم که نگارنده به مرزهاي سفت و سخت منطقه اي در شعر قايل نيست، به اين دليل ساده و بنيادين که شعر صدايي جهاني است و جهاني انساني را نقش مي زند که در محدوده يک اقليم نمي گنجد اما تقسيم بندي اقليمي- استاني- شهري، خالي از فايده هم نمي تواند باشد و گاهي براي سهولت کار رسيدن به توافقي ضمني در مورد برخي مفاهيم، شايد چندان هم بد نباشد. چون تمام مرزبندي ها و تعريف ها، گفته و ناگفته چنين هدفي را دنبال مي کنند.
    خراسان جنوبي را از ديرباز، از زماني که آن را سارگارتي مي ناميدند و بعدها جزو قلمرو پارت ها شد، تا اطلاق نام تونوکاين (تون+ قاين) در کتاب مارکوپولو، و تا دوران اسلامي که قهستان (معرب کهستان) بوده و دومين مرکز اسماعيليان پس از «الموت» و حتي تا همين امروز که «خراسان جنوبي» مي نامندش، با وجود تاريخ پرفراز و نشيب خود، همواره دو خصلت ذاتي و جدايي ناپذير داشته است: نخست دوري از پايتخت ها و دوم خصلت هاي سرزميني ويژه، اقليمي نيمه خشک، کوهستاني، بياباني، نيمه بياباني و در نتيجه، با پراکندگي باشندگانش. بر اين دو خصلت، بايد چند ويژگي ديگر را نيز افزود: اين سرزمين- به درست يا نادرست- نه جاذبه جهانگردانه براي کسي داشته است و دارد و نه مرکزي زيارتي بوده و هست براي زائران مشتاق؛ و البته، اهميت استراتژيک سياسي چنداني در صد سال اخير نداشته، چنانکه مثلاً براي آن حساب جداگانه اي باز کنند. شايد از همين رو، دست نخورده، بکر و البته از نظر برخورداري مادي ساکنانش، فقيرتر از ساير مناطق ايران مانده است. استاني که هنوز مرکز آن خط آهن ندارد با آنکه جزو نخستين شهرهايي است که مدرسه مدرن و فرودگاه داشته است! طبعاً اين خصلت ها را، مي شود به روشني، هم در مردم آنجا يافت که مردماني قانع و سختکوش و قابل اعتمادند و البته محافظه کار؛ و هم در شعر و ادبيات آن: ادبياتي خاص و در عين حال مودب، شسته رفته، و مرکز-مقهور(هم از نظر مضموني، هم از نظر فرمي).
    از اينها که بگذريم، در آن سوي قضيه و در آنچه به موضوع ما، يعني شعر، ربط پيدا مي کند، خوشبختانه دو، سه کتاب نسبتاً جامع تخصصي و عمومي در مورد شعر اين بخش از ايران در دسترس خوانندگان قرار دارد و نگارنده را از ذکر تاريخچه و رديف کردن سياهه نام هاي بسيار ، در اين مجال اندک دوهزار و اندي کلمه اي، بي نياز مي کند: کتاب هاي«شعر قهستان (خراسان جنوبي) از آغاز تا امروز»، نوشته حسين زنگويي(نشر روزگار) و «بيرجند نگين کوير»، محمد رضا بهنيا (دانشگاه تهران) و آثار برخي نويسندگان و شاعران قديمي که به همت محمود رفيعي سال هاست منتشر مي شوند و البته آثار درخوري در مورد اسماعيليان نزاري و نقش شان در منظومه فکري کلاسيک ما، بخصوص تاثير شاعر بزرگ، حکيم نزاري قهستاني که در پايتخت منتشر شده اند و همگان مي شناسندش. پس اگر در اين نوشته، نام کسي از قلم افتاد و حافظه ام ياري نکرد، براحتي خواننده مي تواند به اين آثار مراجعه کند و بزرگان شعر آن ديار را در اين آثار، مفصل تر بشناسد.
    
    سرزمين اولين ها
    مي دانيم که در تاريخ معاصر، اين منطقه به فرهنگ منحصر به فرد و سطح بالاي سواد مردمش معروف است. تاسيس مدرسه شوکتيه، دومين يا سومين مدرسه مدرن امروزي، با پيشينه اي بيش از صد سال، در آنجا باعث رشد و اعتلاي فرهنگي مردم شده است و از مظاهر تجدد، تاريخچه ورود آب لوله کشي و برق کشي آنجا در نوع خود خواندني و تحسين برانگيز است. اين ها را ذکر کردم تا بگويم، وجهه خوب فرهنگي آنجا در کجاها ريشه دارد. بسياري از بزرگان تاريخ معاصر در زمينه تاريخ، جغرافيا، کشاورزي، روزنامه نگاري، ادبيات، زبان شناسي و علم و حتي برخي شاعراني که نام شان چه بسا در همين جستار کوتاه مي آيد، از دل همين تحولات فرهنگي و همين فضاي ملهم از اين دگرگوني ها سربرآورده اند.
    شعر خراسان جنوبي ، مانند شعر بسياري از مناطق ايران، مشخصاً دو گرايش کلي دارد: نخست گرايش کلاسيک و سخت وفادار به سنت بزرگ و پرافتخار ادب پارسي در شعر کهن و ديگري سنت شعر نو که نسبت به سنت نخستين، هم پيشينه کمتري دارد و هم شايد طرفداران کمتري، دست کم در آغاز کار. در کنار اين دو گرايش، سرودن شعر با لهجه محلي بيرجندي يا قائني هم از ديرباز در آن خطه وجود داشته، هنوز هم طرفداران بسياري دارد و از قضا برخي از اشعار بومي سرايندگان، ورد زبان همگان است. طبيعي است که در اين نوشته کوتاه به اين گرايش نيز نخواهم پرداخت، چون حوزه نفوذ آن در همان منطقه محدود است و اصولاً براي کساني که لهجه قائني، بيرجندي و...را نمي دانند، ذکر سير تحول و وضعيت امروز آن، چندان جذابيتي نخواهد داشت.
    بنيان شعر کلاسيک در خراسان جنوبي
    شاعران کلاسيک سراي خراسان جنوبي نيز با آنکه در يک رويکرد ساختاري مي گنجند، ولي در دل همين تقسيم بندي طيف هاي متفاوتي دارند، از جمله شاعران متمايل به سبک خراساني در شعر، با بيان ساده و سرراست و گرايش هاي غنايي کلاسيک، شاعران اهل عرفان و سلوک و شاعران طرفدار ادبيات تعليمي و مدح اهل بيت که از قضا هر دو گرايش، نمونه هاي قدرتمندي در سنت بومي خود دارند: شاعر و نويسنده حکيم نزاري قهستاني و شاعر –دهقان، محمد بن ابن حسام خوسفي ثناگوي اهل بيت، مشهور به ملامحمد.
    از قديم ترهاي کلاسيک سرا، در دوران معاصر مي توان به شاعراني چون ابراهيم صهبا و سري قائني اشاره کرد و از جديدترها، عبدالحسين فرزين، غلامحسين يوسفي(ناقوس)، سعيد عندليب وکاظم غني؛ البته «ناقوس» در دهه پنجاه کتابي به نام «سرمه خيال» را در مشهد منتشر کرده است که دربردارنده شعرهايي است در قالب نيمايي و نيز چندي پيش هم آثار سپيد خود را به چاپ رساند، ولي با اين همه بيشتر شهرت او در شاعري به سبک کلاسيک است که «ديوان معرفت» يکي از نمونه هاي آن است و او و مرحوم عبدالحسين فرزين، از پيشکسوتان و استادان برخي از شاعران جوان تر بعدي هستند که از آن ميان مي توان به چهره هاي جوان و توانمندي چون عبدالعظيم عظيمي، مجيد خزايي وفا، مجيد فرزين، فهيم بخشي، پيام يوسفي، محمدعلي رحيمي(خموش)، سميه قاضي زاده، محمد علي حافظي و ابراهيم اشراقي اشاره کرد. در زمينه شعر کلاسيک، از زهرا پردل و فرهاد شهبازيان آثار خوبي خوانده ام. گفتني است که آثار برخي از اين عزيزان در خراسان جنوبي و در تهران منتشر شده است البته در اين ميان سعيد عندليب که معلم ادبيات و از استادان شعر کلاسيک است (و از بخت خوش از آموزگاران نگارنده اين سطور نيز بوده است) ، شعرهاي درخشاني به لهجه بومي سروده که بيشترشان حتي قبل از چاپ سر زبان ها افتاده اند و برخي ابيات شان ضرب المثل شده است.
    در زمينه شعر کلاسيک بايد از محمدرضا حسيني مود هم به طور ويژه نام ببرم که از شاعران توانمند شعر کلاسيک و قالب هاي نو است . او غزل هاي درخشاني دارد و در مشهد زندگي مي کند. به همت اوست که هر ساله دهم فروردين ماه، شاعران خراسان جنوبي در سرتاسر ايران دور هم جمع مي شوند و ضمن ديدار نوروزي شعرهاي خود را براي همکاران خود مي خوانند. افزون بر اين با شاعران جوان رابطه نزديک دارد چون برگزارکننده نشست تخصصي شعر امروز خراسان در مشهد است که سه شنبه هر هفته برگزار مي شود.
    
    سابقه شعر مدرن
    در زمينه شعر مدرن اما، ماجرا کمي فرق مي کند. با آنکه شعر مدرن در اين خطه هم، قدمت کمتري نسبت به شعر کلاسيک دارد و البته شايد دنباله روهاي کمتري هم داشته باشد، ولي نمايندگان اصلي آن در ايران شناخته شده تر از کلاسيک ها هستند و آثارشان کم و بيش خوانندگان درخوري دارند.در اين ميان شعر برخي از شاعران نوگرا، نه تنها از مرز خراسان فرارفته و در کل ايران خوانندگاني دارد، بلکه حتي به زبان هاي ديگر نيز ترجمه شده اند، شماري از شعرهاي غلامحسين چهکندي نژاد، عليرضا آبيز، منصور مومني و نگارنده به آلماني و سپس به زبان هاي ديگر درآمده است. مرحوم بهروز تاجور داستان نويس، اگر چه کتاب شعر مجزايي منتشر نکرد، ولي اشعارش در مجلات قبل از انقلاب و در مجلات دو سه دهه پيش چون کلک و بخارا منتشر شده است. او که از همسايگان شاملو و دوستان آل احمد و نويسندگان آن دوره بود، نگاه مدرن پسانيمايي به شعر داشت و نقدهاي خوبي هم در مجلات منتشر کرد.
    با سابقه ترين چهره شعر مدرن خراسان جنوبي و البته پيشکسوت شاعران نوسرا که با جديت بيشتري کار مي کند و آثارش در انتشارات مختلف منتشر شده و به جنگ ها راه يافته، غلامحسين چهکندي نژاد است. او در سال 1366 نخستين کتابش را منتشر کرد: «سرود باران» اين کتاب زبان ساده و منعطفي دارد. اين کتاب، بلافاصله پس از چاپ مورد استقبال قرار گرفت و جايزه ويژه شعر کتاب کودک را از آن خود کرد، به خاطر تنوع مضامين صلح دوستانه و نيز زبان نرم و رواني که در دوره خود قابل توجه است، زماني که شعر دهه هفتاد آرام آرام مولفه هايش را شکل مي داد و هنوز بحث ساده نويسي و مسائلي از اين دست مطرح نشده بود . او بعدها آثاري چون «شيار شامگاه»، «زمان را از تو مي گيرند»، «راه زيروچ» و «بادام تلخ» را در مشهد و تهران منتشر کرد. زبان چهکندي نژاد، ساده و عميق است با رگه هايي از گرايش به طبيعت و نگاه اقليمي متاثر از دشت ها و کوهستان هاي زادگاهش. در شعر او مضامين اجتماعي و غنايي در قالب شعر سپيد ارائه شده اند و او را مي توان شاعر طبيعت و انسان و تعامل اين دو دانست و نيز بازگوکننده نوستالژي هاي کودکي.
    محمد عزيزي، نويسنده، شاعر و ناشر همسن و سال چهکندي نيز که پيش تر در حوزه داستان نوجوانان مطرح بود، آثاري در زمينه شعر کلاسيک، نيمايي و سپيد منتشر کرده است. شعر او نيز سبک و سياقي ساده و صميمي دارد و طبيعت در شعرش نقشي مهم ايفا مي کند. مجموعه شعرهاي او در شش جلد در نشر روزگار(انتشاراتي خودش) چند سال پيش منتشر شده اند.
    عليرضا آبيز از چهره هاي مطرح شعر نو خراسان جنوبي است که هم شاعر است و هم مترجم. او با کتاب «نگهدار بايد پياده شويم» در دهه هفتاد به عرصه شاعري پا گذاشت و بعدها با دو مجموعه «اسپاگتي با سس مکزيکي» و «از ميز من صداي درختي مي آيد» کار شاعري را ادامه داد. اگر چه آبيز زبان ساده اي دارد، ولي رگه هايي از طنز تلخ، گروتسک، نوعي سوررئاليسم خاص و البته توام با نوعي شورشگري مضموني نيز درکارش ديده مي شود. شايد بتوان گفت در کتاب اول آبيز عناصر بومي و اقليمي، حضور فعال تر و تعيين کننده تري دارند و بعدها، با عمق يافتن تجربه هاي زيسته و غور در ادبيات انگليسي زبان و تحصيل در انگلستان، عناصر بومي، چه زباني و چه موضوعي، پنهان تر و البته با تامل و انديشه ورزي بيشتر در کار وي نمود مي يابند. او کتاب «روايت عشق و مرگ» ريلکه و گزيده کتاب «هايکو» کراوک را از زبان انگليسي ترجمه کرده است.
    منصور مومني، شاعر و نويسنده نيز برآمده از جنوب همين خطه است.مومني در نوجواني در زاهدان زيسته است و اکنون سال هاست در تهران زندگي و کار مي کند. او در مجموعه شعر «پس از گندم» (نخستين کتابش) با زباني خاص، سنجيده و کمي متمايل به شکوه کلامي و حماسه از مضامين مختلف اجتماعي- غنايي مي سرايد، اما در مجموعه تازه اش «دوئل با داروين»، آشکارا، زباني نو و منعطف تر دارد با مضاميني تازه تر و رويکردي اجتماعي تر. در مجموع مي توان گفت منصور مومني در هر دو مجموعه، شاعري است انديشه گرا و فلسفي نگر. او هم دو جلد کتاب درخشان «ليکوهاي بلوچي» را از زبان بلوچي ترجمه کرده است و نثري محکم و خاص دارد؛ در دو کتاب نثرش، «زنده بيدار»و «درباره معاني حروف» تاملات و ايده هاي او در اين دو کتاب نو، بديع، قابل توجه و شايان بررسي هستند.
    سارا مسينايي، شاعره جواني است که با يک مجموعه شعر در قالب آزاد درخشيد ولي به تازگي از او شعري نخوانده ام. شعر سپيد البته در ميان جوان ترها هم طرفداران و پيروان پروپاقرصي دارد که برخي از آنها هنوز اثري منتشر نکرده اند، محمود صلاحي مقدم، مهرداد سيروسي، وجيهه نوزادي و ماني چهکندي نژاد از سپيدسراياني هستند که شعرهاي خوبي از آنها خوانده ايم. اين شاعران يا بسيار جوان اند و هنوز مجموعه اي منتشر نکرده اند يا شعرهاي شان در جُنگ هاي محلي و سراسري منتشر شده است يا بزودي مجموعه اي از ايشان منتشر خواهد شد.
    
    انگار هنوز نيما نيامده است
    سال ها پيش در دهه شصت که شاگرد دبيرستاني بودم، در کتابخانه بيرجند هر هفته سه شنبه شب ها شاعران دور هم جمع مي شدند و شعر مي خواندند. من هم از شرکت کنندگان هميشگي آن جمع بودم. دوم دبيرستان بودم و شعر نو را هنوز چندان که بايد نمي شناختم. فضا در آن دوره، بسيار کلاسيک و کهن پسند بود. تنها شاعري که در آن شب ها، شعر سپيد مي خواند و معمولاً توجه چنداني به کارش نمي شد، غلامحسين چهکندي نژاد بود. او اما بدون توجه به بي توجهي ها و گاهي متلک هاي دوستداران شعر کلاسيک، با سماجت شعرش را مي خواند و کارش را ادامه مي داد. بعدها نتيجه آن تلاش ها آشکار شد: حالابه يمن پشتکار آن سال ها، شاعر مطرحي است و جوانان زيادي از او الهام مي گيرند. از نقل اين خاطره مي خواهم چنين نتيجه بگيرم که اگرچه حرکت هاي مدرن، حرکت هايي بطئي و جمعي اند، ولي گاهي يک نفر هم مي تواند فضاي تک صدايي را تغيير بدهد. دو دهه است به يمن حمايت هاي برخي مراکز از شاعران کلاسيک، شاعران جوان دوباره دارند به شعر کلاسيک رو مي آورند. اين را زماني که به تک و توک محافل ادبي که مي روم حس مي کنم البته به خودي خود، اين گرايش، نه بد است نه خوب، فقط يک خصلت است و بس! جاي خوشحالي مي بود اگر همين شاعران جوان، رويکردهاي مدرني به قالب هاي کلاسيک مي داشتند، نظير کساني چون حسين منزوي و سيمين بهبهاني اما شوربختانه، در اکثر موارد چنين نيست.اين روزها وقتي به زادگاهم مي روم از وفور تکرار مضامين و مفاهيم مستعمل، کمي جا مي خورم. با خودم مي گويم: انگار نيما هنوز به اين خطه نيامده! انگار هنوز برخي در دوره «بازگشت» به سر مي برند! همه جا پر است از مضامين قرن ها به کار رفته ادبيات کهن، از همان وزن ها، از همان استعاره ها و صور خيال! بعد که به شبکه هاي اجتماعي سر مي زنم مي بينم در آن شبکه ها هم ماجرا چنين است. در شهرستان هاي ديگر هم قضيه کم و بيش به همين روال پيش مي رود. نوعي رمانتيسم تکراري، نوعي شعر غنايي-عاشقانه باسمه اي و کيچ[واژه اي آلماني به معناي پرزرق و برق، چشم پرکن، آبکي، قلنبه سلنبه و پرطمطراق!]، نوعي ميان مايگي ملال آور وعقيم. اين نوع بيانگري، اين شيوه از سرايش، دارد بخش عظيمي از توان هاي شعر ما را چه درخراسان جنوبي و چه در ساير مناطق مي بلعد. بايد به اين وضع انديشيد و آسيب شناسي اش کرد.
    
    
    
    
    جولان خيال در سرزمين زعفران / نگاهي گذرا به شعر خراسان جنوبي
    


 روزنامه ايران، شماره 6002 به تاريخ 25/5/94، صفحه 8 (شعر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 97 بار
    



آثار ديگري از "علي عبداللهي"

  چالش هاي ترجمه از زبان مبدا به مقصد / ما و كلاسيك ها
علي عبداللهي*، ايران 15/2/97
مشاهده متن    
  آميزش جهان هاي گوناگون / كتاب «خط سياه، متروي لندن»
علي عبداللهي*، ايران 17/10/96
مشاهده متن    
  سنگپراني به اشباح در تاريكي! / پاسخ به نوشته كامران جمالي در روزنامه «شرق»
علي عبداللهي، شرق 26/12/94
مشاهده متن    
  الگوي علوي براي زندگي مديران جامعه / تاملاتي در سخنان امام علي (ع) در باب سبك زندگي
علي عبداللهي، جام جم 9/7/94
مشاهده متن    
  كاركرد مميزي در شرايط امروز
علي عبداللهي*، ايران 4/7/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه گزيده دنياي سراميك
متن مطالب شماره 35، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است