|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق94/8/25: هرابال و نقش نويسنده
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2449 25/8/94 > صفحه 11 (ادبيات) > متن
 
      


هرابال و نقش نويسنده



«خدايان اين سرزمين را ترک گفته اند و قهرمانانِ افسانه اي ما را به دست فراموشي سپرده اند». اين آغاز «ني سحرآميز و چند داستان ديگر» اثر بهوميل هرابال است که به تازگي با ترجمه پرويز دوايي از طرف نشر آگه منتشر شده است. بهوميل هرابال، سال ها پيش با رمان «تنهايي پرهياهو» که آن را هم پرويز دوايي به فارسي ترجمه کرد به مخاطب فارسي زبان شناسانده شد. «تنهايي پرهياهو» رماني بود درباره مردي که شغلش خميرکردن کتاب هاست. هرابال در اين رمان با طنزي سياه، سرگذشت مردي تنها را در موقعيتي غريب به نمايش گذاشته بود و وضعيت او را به وضعيتي عام پيوند زده بود. «ني سحرآميز و چند داستان ديگر»، مجموعه اي است از داستان هاي کوتاه هرابال که از کتاب هاي مختلف او انتخاب و گردآوري شده است. اين مجموعه شامل شانزده داستان از هرابال است با عنوان هاي: «ني سحرآميز»، «يک روز در ماهِ اوت»، «بئاتريس»، «پري دريايي»، «مرواريدهاي اعماق»، «پادوي هتل»، «روشنايي هاي شهر»، «پرنده زرد»، «عمو پپينِ من»، «مادام کامليا»، «سرشاخه هاي شکسته»، «آن روز بعدازظهر»، «پدربزرگ»، «کافکائيه»، «آن هاله سفيدبرفي» و «اشک هاي استالين». پرويز دوايي در مقدمه اش بر اين داستان ها، درباره حضور تاريخ در داستان هاي هرابال مي نويسد: «هرابال، به وجهي خيره کننده و بي مانند، زير و بالاي چند دوره تاريخي پرتکان و التهاب سرزمينش را با گذراندن از منشور وجود خويش بازتاب داده است: دوره اشغال نازي ها، دوره حکومت کمونيستي، دوره موقت بازگشايي (معروف به سوسياليسم با چهره انساني) و بعد، به دنبال هجوم تانک هاي پيمان ورشو، دوره بگير و ببند مشهور به عادي سازي». دوايي آن گاه اشاره اي مي کند به وضعيت هرابال به عنوان داستان نويس در اين دوره هاي پرآشوب که گاه نوشتن و به چاپ سپردن در آنها دشوار بوده و با اين همه هرابال مي نوشته و اگر چاپ در تعداد بالاميسر نبوده، نوشته هايش را در تعداد محدود تايپ مي کرده و نوشته ها بين دوستان و آشنايانش دست به دست مي شده: «...در اين دوره ها، به حسب «هوس هاي حکومت» هرابال گاهي مي نوشت و چاپ مي کرد (که ظهور هر کتاب جديد او در جامعه چک واقعا حادثه اي بود که تشکيل شدن صف هاي دور و دراز در برابر کتاب فروشي ها را اقتضا مي کرد و يک صدوپنجاه هزار نسخه کتابش در چند ساعت از قفسه کتاب فروشي ها ناپديد مي شد) و گاه بي وقفه مي نوشت، ولي چاپ نمي کرد. در يک دوره بيست ساله کتاب هاي او فقط در نسخه هاي تايپ شده معدود بين دوست و آشنا و علاقه مندانش دست به دست مي شد. حالاباز او خوشبخت بود، زيرا نظير ايساک بابل (نويسنده روس) به قول خودش به ژانر سکوت پناهنده نشد...».
     هرابال، آثارش را در متن حکومت توتاليتر حاکم بر چک خلق کرد. نوشته هايش هيچ گاه در معناي متعارف و کليشه اي سياسي نبودند گرچه چنانکه ميلان کوندرا معتقد است «روح آثار» او و طرز نگاهي که هرابال در نوشته هايش به نمايش مي گذاشت با ذات حکومت توتاليتر سازگار نبود و حتي عليه آن بود بي آنکه آشکارا عليه آن باشد و خود را به بيانيه و شعار تقليل دهد. اما شايد همين خصلت تضاد غيرمستقيم نوشته هاي هرابال با قدرت سياسي که بر سرزمين او حاکم بود و آشکارنبودن اين تضاد باعث شده بود که گروهي از مخالفان آن قدرت سياسي حاکم چندان از هرابال دل خوشي نداشته باشند و او را سازش کار قلمداد کنند. نوشته کوتاهي از ميلان کوندرا که با عنوان «نقش نويسنده»، پس از مقدمه پرويز دوايي بر ترجمه فارسي «ني سحرآميز و چند داستان ديگر» در کتاب آمده است، درباره همين موضع گيري مخالفان حکومت آن زمان چک با هرابال است. کوندرا تعريف مي کند که وقتي در اوايل دهه ٧٠ «در جريان اشغال چکسلواکي به دست ارتش سرخ شوروي» او و همسرش به روزنامه نگاري که او هم مانند آنها مخالف رژيم حاکم بر چکسلواکي بوده برخورد مي کنند، آن روزنامه نگار شروع به بدگويي از هرابال مي کند و او را «همدست رژيم» مي خواند و در آن لحظه کوندرا در مقابل کسي که در مخالفت سياسي با رژيم با او همسو است از هرابال «غيرسياسي» دفاع مي کند. کوندرا مي نويسد: «دوست روزنامه نگار ما در راه بازگشت به شهر به شدت به هرابال حمله مي کرد که درحالي که رژيم همکاران او را ممنوع القلم کرده است، هرابال چطور به خودش اجازه مي دهد که بدون حتي يک کلمه اعتراض، تلويحا با رژيم همکاري کند؟ اين رفتار او واقعا شايان تحقير است و هرابال در حکم همکار و همدست رژيم... .
     من با همان شدت خود او با حرف هايش مخالفت کردم و گفتم چقدر پرت و پلاست صحبت از همکاري هرابال با رژيم درحالي که روح آثار هرابال و طنز و فانتزي نهفته در آن، در تضاد مطلق با روحيات و طرز فکري است که در اين زمان بر سرزمين ما سلطه دارد و مي خواهد که [هر نوع طرز فکر ديگري را] خفه کند؟ دنيايي که بتوان آثار هرابال را در آن خواند، به کلي سواي دنيايي است که در آن نشود صداي او را شنيد... يک اثر هرابال به تنهايي به آزادي روحي انسان ها به مراتب بيشتر خدمت و کمک مي کند تا تمامي اعلاميه هاي اعتراض آميز امثال ماها در مخالفت با رژيم!»
     کوندرا که استاد گرفتن نتايج عام از موقعيت هاي خاص و شخصي است و هر مواجهه شخصي برايش به عرصه اي براي تفکر در يک امر کلي بدل مي شود اين بار و از اين جروبحث خود با روزنامه نگار بر سر هرابال نيز چنين نتيجه مي گيرد: «جروبحث ما در اتومبيل به زودي به مشاجره اي آکنده از نفرت بدل شد. بعدها که به اين قضيه فکر مي کردم بروز ناگهاني اين نفرت هم چنان باعث حيرتم شد. به خودم مي گفتم که آن تفاهم و همدردي اوليه ما نزد آن پزشک امري گذرا و موقتي و معلول شرايط تاريخي اي بود که از ماها موجوداتي تحت تعقيب ساخته بود و مخالفت ما با آن شرايط چيزي بود سياسي و ربطي به شرايط تاريخي نداشت. اين مخالفت ما را در دو جبهه مخالف به جان هم مي انداخت: کساني که برايشان درگيري سياسي بالاتر از زندگي مجسم و مادي و وراي هنر و انديشه است و کساني که برعکس، سياست برايشان در خدمت زندگي، زندگي مجسم و مادي، يعني در خدمت هنر و انديشه بودن است. اين هر دو نظر شايد از جهاتي موجه باشند، ولي مسلم است که در هيچ دوره اي با يکديگر سر سازگاري نداشته اند و نمي توانند داشته باشند...».
    هرابال و نقش نويسنده
    


 روزنامه شرق، شماره 2449 به تاريخ 25/8/94، صفحه 11 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 80 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه راهبرد اقتصادي
متن مطالب شماره 15، زمستان 1394را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است