|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم94/8/28: اولين سريال مناسبتي تلويزيون
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5244
سه شنبه 15 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 4411 28/8/94 > صفحه 7 (فرهنگ و رسانه) > متن
 
 


اولين سريال مناسبتي تلويزيون
«نيمه پنهان ماه»


در اين سو، جلال بود و مريم بود و آقابزرگ بود و خانجان بود؛ در آن سو، خان عمو بود و زن عمو بود و شريف بود و مرضيه بود. نوعي صف آرايي خير و شر در مقابل هم. جلال رفته بود و ديگر نيامده بود، بي نام و نشان. دريغ از حتي يک خبر؛ نامه اي، تلفني، پيامي. مريم اما نام و ياد جلال را بر قلب و جانش حک کرده بود و عاشقانه و معصومانه چشم به بازگشت محبوب داشت و سخت اميدوار به تحقق اين آرزو.
    آرزويي که به باور ديگراني از جمله پدرش، يک محال و غيرممکن به نظر مي رسيد و گره زدن به باد بود. مريم اما منتظر ماند و جلال هم اتفاقا بازگشت، گيرم نه روي دو پايش که با ويلچر. و همين بازگشت اتفاقاتي را رقم مي زد که اساس و بنيان سريال پرمخاطب «نيمه پنهان ماه» شده بود. مجيد جعفري عشق آتشين و ژرف دو جوان را به سياست آميخته و از سنت ها عبور داده بود تا يک مجموعه نمايشي جذاب را سر و سامان دهد. نيمه پنهان ماه، اولين مجموعه مناسبتي رسمي و شکيل تلويزيون بود که سال 73 روي آنتن شبکه اول سيما رفت؛ همان سالي که عيد و نوروز و ماه مبارک رمضان همزمان شده بود. سريال، شيدايي دو جوان را روايت مي کرد که ناکام مانده و به ميانسالي رسيده بودند . شخصيت پردازي مناسب، روايت يک داستان منطقي و به دور از اغراق هاي تصنعي و شعارزده، فضاي واقعي زندگي عامه در آن سال ها و بازي هاي خوب و کارگرداني حرفه اي همه و همه دست به دست داده بود تا نيمه پنهان ماه يک مجموعه نمايشي استاندارد از آب و گل دربيايد. سريال نيمه پنهان ماه از بازيگراني همچون جلال مقدم، مهين شهابي، ثريا قاسمي، عنايت الله بخشي، حسين کسبيان، تانيا جوهري، اکرم محمدي، محمود عزيزي، لادن طباطبايي، فاطمه طاهري، فريبا متخصص، فريده سپاه منصور و اصغر سمسارزاده بهره مي برد که البته عده اي از آنها ديگر در ميان ما نيستند.
    جلال (مجيد جعفري): جلال يک جوان مذهبي و انقلابي بود که قرباني توطئه خان عمو و دوست ساواکي اش شده و سال ها از خانواده و دختر محبوبش جدا افتاده بود. او آن قدر مريم را دوست داشت که پس از مجروحيت و معلوليتش، خبري از خود به او نداده بود تا مانع زندگي و ازدواج مجدد احتمالي اش نشود. جلال در بازگشت، نه تنها مسببان مصائبش را بخشيد و انتقام نگرفت که حتي تا جايي که از دستش ساخته بود درصدد پرده پوشي و حفظ آبروي آنها برآمد.
    مريم (اکرم محمدي): مظهر يک دختر لجباز، اما عاشق پيشه. دختري که عمر و جواني اش را بر سر يک عشق بدون تاريخ انقضا گذاشت و در نهايت به محبوب رسيد، با خون دل خوردن هاي بسيار البته. او طي سال هاي بي خبري از جلال علاوه بر تحمل درد هجران محبوب، بايد در چند جبهه ديگر هم مي جنگيد؛ نگاه سنگين جامعه را برمي تافت، با پدري که به شدت بر ازدواج دوباره او اصرار داشت دست و پنجه نرم مي کرد و دفع شر پسرعمويي را مي کرد که در ميانسالي ياد عشق ناکام جواني اش افتاده و دوباره خيال دخترعمو را در سر مي پروراند.
    آقابزرگ (محمود عزيزي): يک پيرمرد معقول و محترم که در ميان عشق به فرزندخوانده اي که او را همچون فرزند عزيز مي داشت و برادرزاده اي که جواني اش را بر باد رفته مي ديد سرگردان بود و حيران. آقابزرگ نوعي آرامش ذاتي هم داشت که آن را به ديگر اعضاي خانواده منتقل مي کرد. در عين حال، سينه اي داشت مالامال از رازهاي زيادي که اسرار مگو بود.
    خانجان (مهين شهابي): نماد يک زن خانه دار سنتي بود که سعي مي کرد ضمن حفظ حرمت همسر و شئون سنتي، حرف هايش را در لفافه بگويد و تاثيراتش را بگذارد. خانجان يک زن دلسوز بود که بهانه هاي زيادي در زندگي اش براي دلسوزي وجود داشت. با اين حال، اولويت اصلي و اساسي او در زندگي شوهرش بود؛ آقابزرگ.
    خان عمو (عنايت بخشي): به وصله اي ناجور مي ماند در ميان اعضاي يک خانواده سنتي و غالبا مذهبي. خان عمو کينه اي شتري داشت از جلال، هميشه و در همه سال ها، به خصوص زماني که دل در گرو محبت دخترش گذاشته بود. او براي خنک شدن آتش کينه اي که از جلال بر دل داشت، از هيچ نوع پلشتي و نامرادي دريغ نکرده و هر آنچه از دستش برآمده، کرده بود.
    
    چه غريبانه رفتي فريبرزخان!
    بايد به فهرست بازيگراني که روزگاري در سريال «نيمه پنهان ماه» هنرنمايي کردند و حالاديگر در ميان ما نيستند، فريبرز سمندرپور را هم افزود. بله، سمندرپور شش سال است به رحمت خدا رفته، آن هم در يک بي خبري و سکوت عجيب و غريب، و آزاردهنده حتي. بنا بر توصيه و وصيت خودش، مرگش و حتي مزارش را از همه پنهان داشته اند؛ از همه، حتي دوستان و همکاران نزديکش. فقط خانواده او مي دانند دقيقا چه زماني فوت شده و سنگ قبرش کجاست. حکايت غريبي دارد زندگي و حتي مرگ اين هنرپيشه فقيد محجوب؛ بازيگري که در ايام پر کاري و ديده شدنش هم ساکت بود و بي هياهو. بستن پرونده اي درباره سريال نيمه پنهان ماه، بدون گفت وگو با سمندرپور، به کنشي ابتر و ناقص مي ماند. پيدا کردن او اما کاري بس دشوار و حتي محال است . هيچ کس از اين بازيگر قديمي خبري نداشت. بسياري نامش را هم فراموش کرده و براي به خاطر آوردن او عکس لازم شده بودند. تلفن همراهش را برادر کوچکش جواب داد و هيچ نگفت و به تعبير عاميانه پيچاند. تماس هاي بعدي هم مثمر ثمر نبود. حتي اين شائبه پيش آمد که مبادا سمندرپور باشد و خود را به جاي برادر جا مي زند که بپيچاند، اما بعد کاشف به عمل آمد که اين هنرپيشه واقعا ديگر در ميان ما نيست؛ او شش سال است که رفته؛ در يک بي خبري محض و البته خودخواسته. سمندرپور ايفاگر شخصيت شريف در سريال نيمه پنهان ماه بود. پسر آقابزرگ که با وجود تاهل و پا گذاشتن در وادي ميانسالي همچنان چشم و نظر به دخترعمويش داشت. او يک عاشق ناکام بود. سريال هر چقدر جلو رفت و گره هاي داستانش باز شد، مچ شريف را باز کرد که با همدستي خان عمو چه که نکرده اند با جلال و البته مريم، محبوب ابدي اش.
    
    مي خواست مرگش پر از ابهام و شگفتي باشد
    هوشنگ توکلي
    کارگردان و بازيگر

    فريبرز سمندرپور از نادر بازيگران بامهارت و صاحب سبک بود که متاسفانه پس از انقلاب از توانايي ها و قابليت هايش خيلي کم استفاده شد. براي اولين بار من از او براي سريال «تهران 53» دعوت کردم که نقش مقابل مرحوم خسرو شکيبايي را داشت. سمندرپور ايده جالبي داشت و هر گاه درباره مرگ صحبت مي کرد، آن را يک پديده يا حادثه نمايشي مي دانست. مي گفت چقدر خوب است که انسان وقتي مي ميرد براي همه ابهام و شگفتي به وجود بياورد، به خصوص براي کساني که او را مي شناسند. خودش هم در عمل اين ايده را اجرايي کرد و در وصيتش خواسته بود هيچ کس به هيچ عنوان از مرگ او با خبر نشود. خانواده اش هم طبق وصيت نامه اش در يک سکوت خبري به خاکش سپردند. يکي دو سالي طول کشيد تا دوستاني که سراغ سمندرپور را مي گرفتند از واقعه فوت او باخبر شوند. خود من پس از يک سال ماجرا را متوجه شدم. با او تماس گرفتم تا دعوت به کارش کنم که پدرش جواب داد و قضيه را گفت. علت کم کاري او در سال هاي آخر عمرش در درجه اول به کارهاي پيشنهادي با سطح انتظاراتش باز مي گشت و در درجه دوم، به روحيه انزواطلبانه او. او نه شغل دومي داشت و نه حقوق و مزايايي از جايي دريافت مي کرد. سمندرپور در اوايل انقلاب به يک گرفتاري مبتلابود که به دليل ويژگي هاي شخصيتي اش توانست از بند آن برهد. در عين حال ناراحتي کبدي هم داشت. به علت رفاقت قديمي که با سمندرپور داشتم گاه سراغي از او مي گرفتم. آخرين بار که با او صحبت کردم، حول و حوش سال 85 بود. او هنرمندي باهويت بود و پر از غرور مثبت. هيچ وقت در مقابل کسي سر خم نکرد. در زمان فعاليتش هم هميشه يک نگاه اعتراضي به رفتار ديگران داشت. يک هويت مستقل و سازنده رو به جلو داشت. بيشتر مريضي اش تاب و توان او را گرفت و تسليم مرگش کرد.
    اولين سريال مناسبتي تلويزيون / «نيمه پنهان ماه»
    


 روزنامه جام جم، شماره 4411 به تاريخ 28/8/94، صفحه 7 (فرهنگ و رسانه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 2524 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهشنامه زبان و ادبيات روسي
شماره 2 (پياپي 13)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است