|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق94/8/30: جعفرِ «دختر لر»، اولين «مرد اول» سينماي ايران
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2453 30/8/94 > صفحه 14 (هنري) > متن
 
      


جعفرِ «دختر لر»، اولين «مرد اول» سينماي ايران
گفت وگو با عباس بهارلو، در سالروز نمايش اولين فيلم ناطق سينماي ايران

نويسنده: فرانك آرتا

٣٠ آبان ماه ١٣١٢ روزي است که نخستين فيلم ناطق ايراني يعني «دختر لر» به نمايش عمومي درآمد. اين فيلم در زمان خود واجد خصوصياتي بود که در تاريخ سينماي ايران مطرح شده است. به همين مناسبت با عباس بهارلو، محقق، منتقد و پژوهشگر سينما، گفت وگو کرديم.
    
     همان طور که مي دانيد ٣٠ آبان سالروزي است که نخستين فيلم ناطق ايراني يعني «دختر لر» براي اولين بار در سال ١٣١٢ به نمايش عمومي درآمد. اين در حالي است که دو فيلم «آبي و رابي» (١٣٠٩) - که الان نسخه اي از آن وجود ندارد- و همين طور فيلم مهم «حاجي آقا - آکتور سينما» (١٣١٢) صامت بودند. چطور مي شود که فيلمي ناطق همچون «دختر لر» در آن مقطع زماني ساخته مي شود؟
    در دوره پهلوي اول، شنيدن صداي بازيگران در سالن هاي سينما جزء آرزوهاي تماشاچيان جدي و پيگير سينما بود. در فاصله فروردين ١٣٠٩ تا فروردين ١٣١٠صاحبان سينما هاي «سپه» و «ايران » براي کشاندن مردم به سالن هاي تاريک سينما اعلان هاي زيادي منتشر و براي نمايش فيلم هاي ناطق تبليغ کردند که هيچ کدام واقعيت نداشت . در اين دوره در يکي از نخستين آگهي ها ادعا شده بود: «امشب - سينما سپه- از هرچه بگذري سخن دوست خوش تر است. سبک آمريک ريشارد تالماج. يا جعفرخان ازفرنگ برگشته خودمان. راستي آوازه خواني ريشارد تالماج را ديده و شنيده ايد؟ تشريف آورده ملاحظه فرماييد چگونه اين آرتيست بيت اول آوازش را در سينما سپه جهت شما خوانده و بيت دوم را به اصرار کاپيتن قاچاقچيان مي خواند تا دوستش بوب فرصت صرف غذاي کاپيتن را داشته باشد». باوجود ادعاهاي صاحبان اين دو سينما مبني بر ناطق بودن فيلم هايشان، سينماي جديدالتاسيس «پالاس» (در مرداد ١٣١٠) نخستين سينمايي بود که به نمايش فيلم ناطق اقدام کرد و توجه همگان را برانگيخت. يکي از نويسندگان روزنامه «اطلاعات»، هم زمان با نمايش فيلم ناطق در شب افتتاح «سينما پالاس»، در گزارشي با يادآوري اين موضوع که «ديشب در عمارت جديدالتاسيس سينما پالاس دعوتي به مناسبت افتتاح سالون شده بود و براي اولين دفعه فيلم ناطق در ايران به معرض تماشاي عموم گذارده شد» نوشت: «اگر اين فيلم فارسي بود و در مملکت خودمان مي توانستيم برداريم براي ما فيلم ناطق بود، ولي فيلم هاي ناطق خارجي براي ما به کلي گنگ است ، مگر اينکه ترجمه هايي براي آن به فارسي يا فرانسه تهيه کنند و فيلم ناطق را با ترجمه هاي آن نشان دهند، والابه هيچ وجه مورد استفاده واقع نخواهد شد». باوجوداين، اقبال عمومي از فيلم هاي صدادار سبب شد که به تدريج بر تعداد سينماهايي که به صدا مجهز بودند افزوده شود. در آن سال ها امکانات و تجهيزات لازم براي برداشتن فيلم صدادار در ايران فراهم نبود و به همين دليل چهار فيلمي که در فاصله سال هاي ١٣٠٩ تا ١٣١٢ در ايران ساخته شدند صامت و فاقد صدا بودند. در اين سال ها عبدالحسين سپنتا در هندوستان بود و حضور او در آن کشور سبب شد که با اتکا به تجهيزات، امکانات و تجربه هاي سينماي هند، نخستين فيلم ايراني، يعني همين «دختر لر»، به زبان فارسي ساخته شود. نمايش طولاني مدت «دختر لر» در سينماهاي «ماياک» و «سپه» و استقبال گسترده از آن سبب شد که از سال ١٣١٢ به تدريج همه سينماهاي پايتخت و حتي شهرستان ها به دستگاه هاي ناطق مجهز شوند. در آن دوره صداداربودن فيلم ها ضرورتي اجتناب ناپذير بود که از ميان فيلم هاي ايراني قرعه به نام «دختر لر» و سازندگانش افتاد.
    
     کارگردان فيلم «دختر لر» با نام اردشير ايراني در تاريخ آمده؛ اما فيلم نامه آن را عبدالحسين سپنتا نوشته است. اصلانقش سپنتا در اين فيلم چقدر اهميت داشته است؟
    در عنوان بندي فيلم نوشته شده رژيستور اردشير ايراني و اشعار و مذاکرات عبدالحسين سپنتا؛ اما نقش سپنتا در ساختن اين فيلم آن قدر مهم هست که باوجود تاکيد عنوان بندي، از سپنتا در کنار اردشير ايراني و حتي گاهي از سپنتا به تنهايي به عنوان کارگردان فيلم نام مي بريم. خاطرات خود سپنتا و پاره اي از عوامل اصلي فيلم هم گوياي اين نقش و اهميت است.
    
     امتياز اين فيلم از نقطه نظر تاريخي چيست؟
     فيلم «دختر لر» امتيازهاي زيادي دارد و از زاويه هاي متفاوتي مي توان آن را بررسي کرد؛ به عنوان نخستين فيلم ناطق و اولين فيلم تبليغي و فيلمي که توجه عمده اش بر جذب عامه مخاطبان ايراني است. واقعيت اين است که نخستين بار با اين فيلم در سينماي ايران قهرماني چهره نمود که پاک طينت و خوش سيما و نمونه مطلق فداکاري بود و همه چيز در جهت خواست نهايي او رقم مي خورد. آنچه در اين فيلم از لحاظ بافت داستان ، شخصيت ها و سنخ ها واگويي مي شود به سطح قاعده معرفت جامعه معطوف بود و بناي آن بر احساس ها و اعتقادهاي عاميانه نهاده شده بود، که بعدها در فيلم هاي ديگري با شدت هرچه تمام تر پي گرفته شد. جعفر در اين فيلم اولين نمونه «مرد اول» در سينماي ايران است.
    
     دوره اي که اين فيلم ساخته شد، چقدر پذيراي فيلمي با چنين مضموني بود؟
    «دختر لر» در نيمه دوم سلطنت پهلوي اول ساخته شد. در اين دوره، پهلوي اول سال هاي بحراني حاکميت دوگانه (١٣٠٠١٣٠٤) را پشت سر گذاشته بود و تلاش هاي فزاينده اي براي پايان دادن به هرج ومرج و برقرارکردن حکومتي اقتدارگرا انجام شده بود که اگرچه منجر به پديدارشدن خودکامگي لجام گسيخته حکومتي خودسر شد که امنيت و آرامش نسبي را در پايتخت حاکم کرد، اما سبب شد پاره اي از مطبوعات آزاد توقيف و گروهي از مخالفان حبس، شکنجه و کشته شوند؛ بسياري از نويسندگان از انتشار آثار ادبي خود منع شدند و هر صداي مخالفي در گلو خفه شد. اگر در سال هاي اول اين دوره، دولت و جامعه بيش وکم به تعادل رسيدند و فضا براي تحولات مدرن مساعد شد؛ اما ديري نپاييد که ملت از دولت رو گردان شد و همه چيز به شکل سابق درآمد. تفاوت حکومت خودسرانه پهلوي اول با حکومت ملوک الطوايفي قاجارها در اين بود که جامعه را از راه آهن سراسري، جاده، دانشگاه، فرهنگستان، بانکداري نوين، اداره ثبت احوال، راديو، تماشاخانه و سينما بهره مند کرد. از لحاظ اجتماعي و تاريخي «دختر لر» محصول چنين فضايي است. فيلم به جز نام اصلي «دختر لر» يک عنوان فرعي هم دارد: «ايران ديروز و ايران امروز» که گفته مي شود به دستور دستگاه سانسور در فيلم درج شده و پس از عنوان بندي متن زير اضافه شده است : «قبل از دوره پهلوي ، در دوره اي که نواحي جنوب و مغرب ايران در تحت نفوذ ايلات و عشاير مختلف بود»؛ و موخره «ايران امروز» به صورت يک فصل کامل به فيلم چسبانده شده است. در بررسي فيلم ، حتي اگر حذفيات و ملحقات توصيه شده کميسيون نمايش وزارت کشور هم در نظر گرفته نشوند، به اين نتيجه گيري که «دختر لر» اولين فيلم داستاني سينماي ايران است که آشکارا به تاييد حکومت وقت پرداخته خللي وارد نخواهد شد. در يکي از فصل هاي فيلم، گلنار (با بازي صديقه سامي نژاد) از قول فالگير، در شرح چگونگي اسارت خود به دست افراد قلي خان ، به جعفر (عبدالحسين سپنتا) مي گويد: «مي بينم که در تاريکي ستاره اي مي درخشد و روزي اين مملکت را پُرنور خواهد کرد» و چنان که بعد معلوم مي شود قرار نيست اين «ستاره منور» کسي جز رضاشاه باشد. حتي چهره رضاشاه در يک ستاره مقوايي به عنوان نماد آن «ستاره منور» نقاشي شده است . استفاده از شخصيت جعفر نيز با اونيفورم ماموران دولتي و آرم شيروخورشيد به عنوان قهرماني وطن پرست که يک تنه به مبارزه با افراد قلي خان برمي خيزد، جز ستايش چهره رضاشاه و قزاق هاي زير فرمان او نيست .
    
     آيا ساخت چنين فيلمي به صنعت سينماي ايران کمک کرد؟
    من چندبار گفته ام و باز هم مايلم تکرار کنم که در دوره پهلوي اول از سال ١٣٠٩ تا ١٣١٥ ،٩ فيلم سينمايي ساخته شد که دو فيلم «دختر لر» و «حاجي آقا- آکتور سينما» شاخص ترين آنها هستند. اوگانيانس و ابراهيم مرادي هرکدام با امکانات محدود داخلي دو فيلم در ايران ساختند و سپنتا پنج فيلم در هندوستان ساخت. هر چهار فيلم اوگانيانس و مرادي صامت بودند و فيلم هاي سپنتا ناطق. نمايش هم زمان «دختر لر» و «حاجي آقا- آکتور سينما» و استقبال گسترده از اولين فيلم ناطق ايراني سبب شد که سينماي صامت ايران در نطفه خفه شود و اوگانيانس و مرادي تا سال ها عطاي سينما را به لقايش ببخشند. تفاوت اوگانيانس با سپنتا و حتي مرادي در اين بود که اوگانيانس آن قدر فارسي نمي دانست که بتواند در فيلمش درازگويي کند. او بر خلاف سپنتا و مرادي در مسکو به تحصيل سينما پرداخته بود و چندان اهل تئاتر و ادبيات نبود. بيشتر فن آور بود و توهم ساز و به کارهاي اصولي و بنيادي معتقد بود. براي همين به تشکيل «نخستين مدرسه آرتيستي سينما» اقدام کرد و به تربيت «آرتيست» براي سينما پرداخت. تفاوت هاي زيادي بين فيلم هاي اوگانيانس و فيلم هاي سپنتا وجود دارد. «دختر لر» بر صدا و کلام و موسيقي استوار است و «حاجي آقا- آکتور سينما» بر تصوير؛ سپنتا به ادبيات کلامي معتقد بود و اوگانيانس به ادبيات تصويري. در فيلم اوگانيانس - حتي با توجه به امکانات محدودتر صناعتي- دوربين حرکت دارد و بسياري از تصويرها درشت است و از فاصله نزديک فيلم برداري شده؛ اما در فيلم سپنتا اکثر قاب ها - به شيوه صحنه تئاتر- عمومي و از فاصله دور است. اوگانيانس کوشيد توهم واقعيت را با تصوير خلق کند و سپنتا با صدا و کلام. بنابراين اگر اوگانيانس مي توانست به فيلم سازي ادامه بدهد و سينماي صامت جوانمرگ نمي شد، بي شک دستور زبان سينما در ايران بيش از امروز گسترش يافته بود.
    با مرگ سينماي صامت، سينماي ايران براي يک دوره ١١ ساله دچار فترت شد. اوگانيانس به هندوستان رفت تا در ميان مرتاض ها و جوکي هاي هند به کشف وشهود بپردازد و درمان طاسي سر بياموزد و شايد فيلمي بسازد؛ مرادي به خدمت اداره گمرک درآمد و چند اختراع هم به نام خود ثبت کرد و سپنتا هم پس از ساختن چهار فيلم ديگر به ايران بازگشت تا با جلب رضايت مسئولان دولتي کارش را ادامه بدهد که موفق نشد. دوره دوم فيلم سازي از سال ١٣٢٦ در موقعيتي آغاز شد که پهلوي دوم بر مسند قدرت نشسته بود. در اين دوره دکتر اسماعيل کوشان با انتخاب داستان «فيروز و فرزانه» (نوشته نظام وفا)، علي دريابيگي، که کارگردان تئاتر بود، در مقام کارگردان و رقيه چهره آزاد، نيکتاج صبري، حسين محسني، شوکت (ژاله علو) و زينت مودب به عنوان بازيگران فيلم نشان داد که پا جاي پاي سپنتا مي گذارد و شناختش از «مديوم سينما»، بر خلاف اوگانيانس، در اين حد است که آن را در امتداد تئاتر مي داند و چندان تفاوتي بين اصول و قواعد سينما و تئاتر قائل نيست. در نگاه اول اين طور تصور مي شود که جلب و جذب شدن اين عده به سينما منشا دگرگوني هاي ژرفي در سينما بوده؛ اما واقعيت اين است که اگر آنها از پسِ سال ها کار و تجربه در عرصه نمايش براي خود جايي باز کرده بودند همه آنچه را که به سينما آوردند نه فقط از نمايش هاي ضعيف و تنگ مايه اي که معمولازير نظر «سازمان پرورش افکار» اجرا مي شد فراتر نبود، بلکه به واسطه عدم تسلط بر صناعتي که سينما لازم دارد فيلم هاي مهمي نبودند. درواقع حضور و تمرکز آنها در سينما منشا تحول نظرگيري نبود، بسياري از آنها آمدند و پس از ساختن يکي، دو فيلم پي کار خود رفتند و به همين دليل سنگ بنايي که سينماي ايران - به طور اعم- و سينماي غيرمتعارف و فرهنگي - به طور اخص- نيازمند آن بود پي ريخته نشد.
    
     مايلم تحليلتان را بدانم آن زمان که چنين فيلمي در ايران ساخته شد، سينماي ايران چقدر در قياس با فيلم هاي آن سوي آب ها قابليت مطرح شدن داشت؛ چيزي که امروزه معتقديم سينماي ايران در سطح بين المللي شناخته شده است؟
    هيچ. همان طور که اشاره کردم در آن سال ها ٩ فيلم ساخته شد. پنج فيلم در هندوستان و با امکانات فني وحرفه اي سينماي هند و چهار فيلم هم در ايران. «آبي و رابي» را که بعضي ها اساسا فيلم نمي دانند. از پاره اي از نوشته ها و روايت ها اين جور برمي آيد که مقداري از صحنه هاي پراکنده فيلم از تمرين هاي بازيگران «مدرسه آرتيستي سينما» و تصويرهايي از خيابان هاي تهران و چه و چه ها. مدت کوتاهي هم در «سينما ماياک» نمايش داده شد و گفته مي شود که چندسال بعد در آتش سوزي همين سينما هم تنها نسخه آن سوخت. دو فيلمي که ابراهيم مرادي در شمال کشور ساخت، يکي «انتقام برادر» بود که نصفه ونيمه بود و فقط در چند محفل خصوصي نمايش داده شد و فيلم ديگرش با نام «بوالهوس» هم در ميان هو و جنجال هاي فيلم ناطق «دختر لر» اصلاديده نشد و به حساب نيامد. مي ماند «حاجي آقا- آکتور سينما» که يکي مثل من با نوعي لجاجت آگاهانه معتقد است که بهترين فيلم ساخته شده در آن سال هاست و پدر همه فيلم هاي هنري و غيرمتعارف که در سال هاي بعد ساخته شد.
    
     و حرف آخر؟
    حرف آخر هم درباره کسي نمي تواند باشد جز خانم صديقه سامي نژاد، بازيگر نقش گلنار. مي دانيم که تا قبل از دوره پهلوي اول، بازي زنان مسلمان در نمايش ها و تعزيه ها ممنوع بود و پسران جوان و نابالغ ، که «زن خوان » يا «لوره » خوانده مي شدند، با آرايش و گيسوي مصنوعي نقش زنان را ايفا مي کردند. بازيگران زني که در آن سال ها در فيلم هاي اوگانيانس و مرادي ايفاي نقش مي کردند مانند مادام سيرانوش ، ليدا ماطاوسيان ، ژاسمين ژوزف ، زما اوگانيانس و آسيا قسطانيان (کوستانيان ) از بانوان ارمني بودند که اکثر آنها از صحنه تئاتر به سينما آمده بودند و به همين دليل موانع کمتري بر سر راه خود داشتند. سپنتا موفق شد صديقه (روح انگيز) سامي نژاد، همسر يکي از کارکنان کمپاني امپريال فيلم بمبئي ، را که از ١٣ سالگي از کرمان به هندوستان رفته بود مجاب کند و با اين توضيح که نام او به عنوان نخستين بازيگر زن در تاريخ سينماي ايران ثبت خواهد شد - که شد- موافقت او و شوهرش را براي بازي در فيلمش جلب کند. ايفاي نقش گلنار در «دختر لر» سبب شد که خانم سامي نژاد در سراسر زندگي انگشت نما و زبانزد خاص و عام شود، دشنام بشنود، مورد ضرب وجرح قرار بگيرد و زندگي اش روي آرامش به خود نبيند؛ گيرم در تهران و اصفهان تشويقش کردند و در آبادان بچه محصلي با دسته گل به پيشوازش رفت . يادش گرامي باد.
    جعفرِ «دختر لر»، اولين «مرد اول» سينماي ايران / گفت وگو با عباس بهارلو، در سالروز نمايش اولين فيلم ناطق سينماي ايران
    


 روزنامه شرق، شماره 2453 به تاريخ 30/8/94، صفحه 14 (هنري)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 138 بار
    



آثار ديگري از "فرانك آرتا"

  عذرخواهي مي كنم / روايت مدير گالري «ايوان» از تعطيلي نمايشگاه نقاشي تهمينه ميلاني
فرانك آرتا، شرق 19/6/97
مشاهده متن    
  مظفري: جاي خالي «خانه هنرهاي تجسمي» احساس مي شود / نخستين نشست رسانه اي مديركل هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 14/6/97
مشاهده متن    
  در محدوده مربع تهديد / گفت و گوي «شرق» با سيدمجتبي حسيني معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
فرانك آرتا، شرق 7/6/97
مشاهده متن    
  نصيريان: با مهرجويي وارد سينما شديم / آيين نكوداشت بيستمين جشن خانه سينما برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 4/6/97
مشاهده متن    
  مبارزه با فراموشي / گفت و گو با حسين دهباشي، تاريخ پژوه و تهيه كننده فيلم مستند
فرانك آرتا، شرق 18/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پرستاري ايران
متن مطالب شماره 114، آبان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است