|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق95/1/15: واكنش ابراهيم حقيقي به نوشته احمدرضا دالوند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3364
سه شنبه 23 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2549 15/1/95 > صفحه 14 (هنر) > متن
 
      


واكنش ابراهيم حقيقي به نوشته احمدرضا دالوند



شرق: بخش هنرهاي تجسمي سالنامه ٩٤ «شرق» نگاهي مختصر به پديده کپي که در چندسال گذشته به موضوع داغي در هنرهاي تجسمي تبديل شده، داشت و علاوه بر گفت وگو با ليلي گلستان، ابراهيم حقيقي و بهرام دبيري، يادداشت هايي نيز در آن منتشر کرده بود که يکي از آنها نوشته احمدرضا دالوند، طراح گرافيک و منتقد هنر، بود. ابراهيم حقيقي، ديگر طراح گرافيک ايراني، در واکنش به مطلب دالوند، يادداشتي در اختيار روزنامه «شرق» قرار داده که در ادامه مي آيد:
     سلام را به عادت ايراني و حضور انسان هايي ديگر در مقابل عرض مي کنم که نشانِ ارزشمندي انسان است در دو روزه عمر و وظيفه است و مهري هم پشتيبان آن. کتاب هفته که من و بسياري عزيزانِ ديگر، که از آن بسيار آموختيم، از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲ منتشر شد. من نمي دانم کدام جواني به دنيا آمده بود يا نه؟
     در آغاز چند نوشته ارزشمند، از بزرگواري خردمند و فخر ادبِ ايران، از گذشته پرغرور، از ساليان دور، مَثَل مي آورم، براي خودآموختن. چراکه گويا دچار پريشان حالي و پريشان گويي شده ايم. همگي گويا! خدا ما را ببخشد. و در آخر هم با شعري از شاعر بزرگ معاصر به پايان مي برم. چراکه گويا ادب و شعر و حرمتِ انسان، پاک از خاطرمان رفته است.
     سعدي «گلستان» باب اول در سيرت پادشاهان: اسکندر رومي را پرسيدند ديار مشرق و مغرب به چه گرفتي که ملوک پيشين را خزاين و عمر و مُلک و لشکر بيش از اين بوده است ايشان را چنين فتحي ميسر نشده، گفتا به عون خداي عزّوجل هر مملکتي را که گرفتم رعيتش نيازردم و نام پادشاهان جز به نکويي نبردم. «بزرگش نخوانند اهل خرد/ که نام بزرگان به زشتي برد»
     سعدي «گلستان» باب اول در سيرت پادشاهان: هارون الرشيد را چون ملک ديارِ مصر، مسّلم شد، گفت به خلافِ آن طاغي که به غرور مُلک ِمصر دعوي خدايي کرد، نبخشم اين مملکت را، مگر به خسيس ترين بندگان. سياهي داشت در غايتِ جهل. مُلک مصر به وي ارزاني داشت و گويند عقل و درايت او تا به جايي بود که طايفه اي شکايت آوردندش که پنبه کاشته بوديم باران بي وقت آمد و تلف شد. گفت: پشم بايستي کاشتن. «به نادانان چنان روزي رساند/که دانا اندر آن عاجز بماند/ اوفتاده است در جهان بسيار/ بي تميز ارجمند و عاقل خوار/کيمياگر به غصه مرده و رنج/ ابله اندر خرابه يافته گنج»
     سعدي «گلستان» باب اول در سيرت پادشاهان: گروهي حکما به حضرت کسري، در به مصلحتي سخن همي گفتند و بزرگمهر که مهتر ايشان بود خاموش. گفتندش چرا با ما در اين بحث سخن نگويي؟ گفت وزيران بر مثال اطبا اند و طبيب دارو ندهد، جز سقيم را. پس چو بينم که راي شما بر صوابست مرا بر سر آن سخن گفتن حکمت نباشد. «چو کاري بي فضول من بر آيد/ مرا در وي سخن گفتن نشايد/ و گر بينم که نابينا و چاه است/ اگر خاموش بنشينم گناه است»
     اين نوشته از گرافيست شاکي! سال ها قبل در روزنامه «شرق» چاپ شده است:
    
    •حرف آخر
     گرافيست شاکي از شرايط امروز، باز هم حرف هاي زيادي در مقام و تاثير مميز بر گرافيک مطبوعاتي دارد اما صحبت هايش را در همين جا به پايان مي برد و در آخرين جمله ها باز هم بر وظيفه ارباب جرايد به عنوان گروهي از ادامه دهندگان راه مميز تاکيد مي کند. دالوند، به سراغ جملات اول گفت وگو برمي گردد و آنچه را براي مميز گفتني مي نامد، يک بار ديگر بازگو مي کند: «آنچه براي مميز گفتني است، اين است که او انتقال سواد بصري به روزنامه ها و مجلات را ايجاد کرد، جايي که به طور نانوشته يک تقسيم بندي وجود داشت مبني بر اينکه افراد باسواد در تحريريه باشند و صفحه بندان تجربي در آتليه حضور يابند. اينکه يک دانش گرافيکي به مطبوعات راه پيدا کرد، نتيجه تلاش مميز است که ضرورت حضور گرافيست را در رسانه ها به يک امر بديهي و ضروري بدل کرد تا جايگاه ديده بان بصري در نشريات رواج يابد. براي آنکه بتوانيم رسانه ها را در حد استاندارد بالاتري عرضه کنيم، بايد راه رفته مميز را در نشريه هايي که فعاليت کرده، آناليز کنيم و به اين نکته برسيم که اگر نشريه اي زيبا است، سردبير بصري در کنار سردبير نوشتاري حضور داشته است».
     براي بيشتر دانستن، لطفا به ذخيره يارانه اي موجود در ذخيره هاي مجازي جهاني نگاهي بيندازيد: دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ روزنامه «شرق».
     با خواندن اتهامات اخير و اين نوشته هاي قديمي مَثَلِ هاج وواج مصداقِ درستي است.
     *******
     چون من هم در مجله آدينه، از روزي که «مجله» شد، بسيار پيش تر از طراحانِ ديگر حضور داشتم، (و اين افتخاري هم نيست)، به زبان آمده ام و باز هم افتخاري هم به نصيب نمي برم و اگر افتخاري هم از خوار شمردنِ کسي است، ارزاني آن کسان. در حيرتم از روزنامه اي معتبر که عنانِ خود به روايتي شفاهي، در پي تخريبِ حرمتِ مردِ فرهنگِ اين مُلک، سپرده و شريک شده. وگرنه از خبرگزاري هاي هر روز درآمده از گوشه اي، تابنده و تابناک، براي بازارگرمي، اميدي درنبسته ايم.
     آيا اين در وظايف دبير يا سردبيري يک روزنامه نيست که مطالبي را که از آن بوي اتهام و افترا مي آيد بسنجد و سپس به چاپ برساند؟ آيا درست بودن يک روايت شفاهي از جانب هر نويسنده اي در جهت تخريب يک شخصيت نبايد به اثبات رسيده باشد؟ گيريم که اين حرف هم پس از پرس وجو از شخص سوم نامبرده در نوشته بر شما ثابت شد! رفتار پيشِ پاافتاده روزنامه زردي خواهان تيراژ به هر قيمتي را چگونه توجيه مي کنيد؟ در اين ميان کيست که منافعي حاصل مي کند؟ سايت خبري؟ روزنامه؟ سردبير؟ خوانندگان؟ اهل حرفه؟ يا فقط نويسنده که دوباره در پلان اول قرار گرفته؟ حتي به قيمتِ تخريبِ استادِ خود که بنابر تمام نوشته هاي قديمي خود، استاد را مراد و خود را مريد و رابط ميان دونسل و... خوانده و با نيشِ چاقوي خود يادگاري عميقي بر درخت مطبوعاتي مان ترسيم کرده که دليلِ آن را هم بايد يافت. «بيهوده مرگ به تهديد چشم مي دراند/ ما به حقيقت ساعت ها شهادت نداده ايم/جز به گونه اين رنج ها/که از عشق هاي رنگينِ آدميان به نصيب برده ايم/چونان خاطره اي هر يک/در ميان نهاده از نيش خنجري با درختي. با اينهمه از ياد مبر که ما، من و تو، انسان را رعايت کرده ايم/ خود اگر شاهکار خدا بود يا نبود/ و عشق را رعايت کرده ايم. در باران و به شب، به زير دو گوش ما/ در فاصله اي کوتاه تر از بسترهاي عفاف ما/ روسپيان به اعلام حضور خويش آهنگ هاي قديمي را با سوت مي زنند. در برابر کدامين حادثه آيا انسان را ديده اي با عرق شرم بر جبينش؟»/ «ا. بامداد»
    واکنش ابراهيم حقيقي به نوشته احمدرضا دالوند
    


 روزنامه شرق، شماره 2549 به تاريخ 15/1/95، صفحه 14 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 106 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه دانش غذا و كشاورزي
متن مطالب شماره 166، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است