|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران95/6/1: چالش هاي امروز پزشكان
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6571
پنجشنبه بيست و ششم مرداد ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6292 1/6/95 > صفحه 15 (انديشه) > متن
 
      


چالش هاي امروز پزشكان
بررسي «حد و حدود اخلاق در عالم پزشكي» به مناسبت روز پزشك

نويسنده: دكتر مارك دانيلز*
مترجم: زهير باقري نوع پرست

«اخلاق پزشکي» را با چه معيارهايي بايد قضاوت کرد؟
    
    پرسش هاي حوزه «اخلاق پزشکي» بس عميق و پيچيده اند مانند اينکه آيا فردي مي تواند مالک حقوق ساختار ژنتيکي انسان باشد؟ آيا اطلاعات دي ان اي افراد را مي توان بدون اطلاع يا اجازه آنان منتشر کرد؟ آيا انسان ها را مي توان کلون کرد؟ و آيا بايد با کلون ها چون انسان رفتار کرد؟ آيا مي توان کلون هاي بدون مغز به عنوان قطعات يدک توليد کرد تا در صورت نياز از آنها استفاده کرد؟ همه جور پرسش دهشتناک و بحث برانگيزي طرح مي شود! اخيراً در بريتانيا با تصميم مجاز شمردن کلون بافت انساني چنين بحث هايي شدت گرفته است. رشد قابليت هاي پزشکي براي خود پزشکان عواقب محتمل وحشتناکي داشته است و همه اينها بسط «اخلاق پزشکي» در دنياي مدرن را طلب مي کند. اخلاق پزشکي يکي از حوزه هايي است که فيلسوفان در آن و سياست هاي مربوط به دولت تاثيري مستقيم دارند.دادگاه هاي حقوقي و عواقب پرهزينه اقامه دعوا و حق بيمه هاي بالاباعث شده که حتي بي اخلاق ترين پزشکان به اهميت «رسيدن به تصميم هاي درست» توجه داشته باشند و اين امر اقتدار اين حرفه را به چالش کشيده است؛ ديگر از پزشکان انتظار نمي رود که «تصميم صحيح بگيرند» بلکه اميد اين است که پزشکان با «دانش» و «ابزار» و «تجربيات» به «تصميم درست برسند.»
    «اخلاق پزشکي» احتمالاً از آنجايي آغاز شد که بقراط در سوگند معروفش «وظايف پزشکان» را تعيين کرد. زماني که رابطه بين پزشک و بيمار «قيم مآبانه» بود، که در آن «پزشکي مطلع» تصميم هايي در جهت منافع «بيمار ناآگاه» مي گرفت. سوگندي که توسط تمام پزشک ها ياد مي شد، سده ها بدون تغييري قابل توجه باقي ماند، هرچند در دهه هاي اخير به روز شده است.
    دادگاه هاي نورنبرگ، پس از جنگ جهاني دوم، «اخلاق پزشکي» را در کانون توجه قرار دادند. چگونه ممکن بود که پزشکان متخصصي مانند «جوزف منگل» چنان کارهاي وحشتناکي در اردوگاه هاي کار اجباري آلمان نازي انجام دهند؟ با اطلاعاتي که در آزمايش هاي وحشتناک او روي بيماران گردآوري شده چه بايد کرد؟ آيا بايد از آنها در راستاي منافع بشريت بهره گرفت؟ يا بايد آنها را به نشان احترام به مردگان و ميل به پاک نگه داشتن پزشکي سوزاند؟
    «هولوکاست» تاثير بسزايي در پيشرفت اخلاق پزشکي داشت. استدلال پزشکان نازي اين بود که رنج گروهي از انسان ها براي منفعت گروهي ديگر موجه است. در واکنش به اين مساله، سيستم هاي اخلاقي که بر حق بيمار تاکيد مي کردند در اخلاق پزشکي مورد توجه قرار گرفتند: يعني «دکترين اخلاقي حقوق طبيعي» و «اخلاق وظيفه گراي امانوئل کانت».
    در واکنش به اين پسرفت اخلاقي بود که پيشرفت هاي پزشکي و فناوري هاي جديد آن توسط افکار عمومي و دادگاه هاي قانون قضاوت مي شد. از اين رو، پزشک ها در مواجهه با تصميم هاي بحث برانگيز و قضاوت بر سر اينکه حق چه کساني را به چه کساني ترجيح دهند، توجه به حق و حقوق بيمار را در اولويت ديدند.يکي از نخستين بيمارستان هايي که دستگاه دياليز در اختيار داشت، بيمارستان سوئدي در شهر سياتل امريکا بود، که براي تصميم گيري بر سر اينکه به چه کساني بايد امکان استفاده از اين خدمات داده شود و بدين شکل جان آنها نجات داده شود، به چنان مشکل اصلي تبديل شد که در سال 1962 آنها يک «کميته ويژه اخلاقي» تشکيل دادند. از آن زمان، کميته هاي اخلاقي در جهان مرسوم و به بخشي ثابت از بيمارستان ها تبديل شده اند.
    
    نظريه اي براي قضاوت هاي اخلاقي
    موضوعاتي که به رابطه بيمار و پزشک مرتبط مي شوند اخلاق پزشکي مدرن را در تسخير خود دارند از جمله «درمان»، «رازداري» و «صداقت». البته مسائل ديگري هم در اين بين قابل تامل است مانند اينکه آزمايش هاي پزشکي روي انسان ها «با» يا «بدون» اطلاع خود آنها، پرداختن به فوريت هاي سلامت عمومي و مساله انتفاع. با وجود همه اينها پيشرفت هاي تکنولوژيک دسته جديدي از مسائل را براي اخلاق پزشکي ايجاد کرده اند مانند اينکه سرنوشت پزشکي بيماراني که به لحاظ ذهني ناکارآمدي دارند (در روانپزشکي)، يا کودکان (در پزشکي کودکان)، يا افرادي که هنوز به دنيا نيامده اند (در پزشکي ژنتيک) چه مي شود؟ تصميم گيري درباره آنها برعهده کيست؟
    اين مسائل از چندين بعد بررسي مي شوند، که يکي از اين ابعاد، بعد فلسفي است: و تصميم ها بر اساس استدلال هاي اخلاق حق محور (کانتي)، اخلاق فايده گرا و اخلاق فضيلت گرا (ارسطويي) داوري مي شوند.
    مثال سقط جنين را بررسي کنيم؛ «رويکرد حق محور» حق «مادر» و «کودک به دنيا نيامده» را تعيين مي کند و سپس براي تعيين اينکه حق کدام يک بايد چيره شود، استدلال مي آورد. «رويکرد فايده گرا» تلاش مي کند شادماني مادر را در برابر شادماني کودک به دنيا نيامده به مقايسه بگذارد. «رويکرد فضيلت گرا» به بررسي اين مساله مي پردازد که يک زن چگونه خود را مي فهمد و چگونه زندگي را براي زيستن مي خواهد؛ سپس بررسي مي کند که تصميمي که خواهد گرفت چگونه زندگي او را تحت تاثير قرار خواهد داد.
    رويکردهاي ديگري نيز در قضاوت هاي اخلاق پزشکي وجود دارند؛ به عنوان مثال در «رويکرد فمينيسم» بواسطه نقد ماهيت مردانه، نقش تصميم گيرنده پزشک تاثيرگذارتر و برجسته سازي مي شود. مکتب فکري که بر مبناي «رويکرد کارول گيليگان» بنا نهاده شده، احترام گذاشتن به تفاوت ها را ترويج مي کند و به ما توصيه مي کند به اين نکته توجه کنيم که افراد چگونه به خود در روابط شان با ديگران مي نگرند. اما «رويکرد ارسطويي» بجاي تمرکز بر اينکه «پزشک ها چگونه بايد عمل کنند؟» به اين نکته توجه مي کند که «بيماران چگونه بايد زندگي کنند؟»
    در درس هاي اخلاق پزشکي که به پزشک ها در انگلستان، استراليا و امريکا تدريس مي شود نشان مي دهد که تنها رويکردي که به کار گرفته مي شود رويکرد «اخلاق حق محور» است. اين رويکرد، با توجه به اينکه افراد را به عنوان «غايت» در نظر مي گيرد و نه به عنوان «وسيله» و به «خودمختاري» افراد احترام مي گذارد، توسط برخي نظريه پردازان اخلاق مدرن مانند «بيچم»، «چيلدرس» و «انگلهارت» به کار گرفته شده است.
    نظريه اخلاقي مشهوري که توسط بيچم و چيلدرس (Principles of Bio-Medical Ethics، 1979) مطرح شده، چهار اصل را پيشنهاد مي کند تا بر اساس آنها اخلاق پزشکي مورد قضاوت قرار گيرد: «نيکوکاري»، «پرهيز از آسيب زدن»، «احترام به خودمختاري» و در نهايت «عدالت». اين اصول بر اساس ترکيبي از «اخلاق وظيفه محور» با گونه اي از دريافت شهودي بنا نهاده شده اند. اين رويکرد با وجود تاثيرگذاري، بسيار مورد بحث واقع شده است مثلاً تعريف آنها از عدالت خيلي بحث برانگيز بوده است.
    برخلاف برخي اظهارنظرها، کانت مهم ترين متفکر اين حوزه است. در حالي که در دنياي انگليسي زبان، اخلاق پزشکي عمدتاً «وظيفه محور» بوده است، برخي تخصص هاي پزشکي از رويکردهايي ديگر تاثير گرفته اند به عنوان مثال پيوند اعضاي تحت تاثير «فايده گرايي» و درماني بيماران لاعلاج تحت تاثير «اخلاق فضيلت محور» ارسطو بوده است.جست وجو براي نظريه در باب «اخلاق پزشکي» بشدت توسط جاناتان گلاور در کتاب مشهورش «عامل مرگ و نجات» که در سال 1977 به چاپ رسيده، مورد انتقاد قرار گرفته است. او ناکارآمدي هاي اتکاي کانتي به حق را بررسي کرد؛ جايي که بحث زيادي وجود دارد که چه حق هايي در واقع وجود دارند و در مواردي که حق ها با يکديگر در تعارض هستند چگونه مي توان قضاوت کرد. او همچنين «رويکرد فايده گرا» را در مورد قضاوت ها مورد نقد قرار مي دهد؛ قضاوت هايي که در بهترين حالت حدس هايي بر مبناي تجربه يا دانش نظري هستند.او همچنين به نقد «رويکرد فضيلت محور» مي پردازد؛ جايي که بر سر اينکه چه مسائلي را بايد در فهرست فضيلت ها قرار داد، قضاوت مي شود. استدلال گلاور اين است که نقش اخلاق پزشکي در واقع بررسي اصول تاريخي است که بر اساس آنها در موارد پيچيده تصميم گيري مي شده است.
    
    روابط پزشک و بيمار
    بسياري از پرسش ها درباره رابطه بيمار و پزشک، پرسش هاي کهن هستند مانند مساله «رازداري». هنگامي که پزشکي درمي يابد که بيمار خردسال او توسط نزديکانش مورد تعرض قرار گرفته يا شخصي هوس باز در حال تسري دادن بيماري هاي مقاربتي است چه کار بايد انجام دهد؟ پزشک ها اغلب اطلاعات محرمانه اي از بيمار خود دارند که اين باعث مي شود بين «وظيفه خود نسبت به بيمار» و «وظايف خود به عنوان شهروندي قانونمدار» گير کنند.
    در دوران مدرن تغييرات بزرگي در زمينه رابطه پزشک و بيمار اتفاق افتاده است؛ زماني بود که بيماران از اينکه «پزشک همه تصميم ها را بگيرد» رضايت داشتند، اما در حال حاضر در جهان غرب اين روش با پارادايم «توافق بر مبناي آگاهي» جابه جا شده است. اغلب، بيمار اطلاع اندکي دارد، اطلاعات بيشتري مي خواهد و تقاضا دارد که در فرآيند تصميم گيري نقش داشته باشد. اين تغيير عمده منجر به نگراني هايي شد؛ به عنوان مثال، با آنهايي که نمي توان توافق کرد يا احتمالاً تصميم هايشان سطحي و بي پايه و اساس است، مانند کودکان و افراد داراي مشکلات ذهني، چه کنيم؟ نگرش به آزمايش هاي پزشکي نيز تغيير کرده است، بويژه پژوهش هايي که بر حيوانات انجام مي شود.
    در رابطه پزشک و بيمار، رفتن از «قيم مآبي» به «توافق بر مبناي آگاهي» زمينه را براي مدل ديگري از اخلاق پزشکي فراهم کرده است که توسط «تريسترام انگلهارت» در امريکا مطرح شده است (The Foundations of Bioethics، 1996) استدلال او اين است که در جهان پاره پاره و به لحاظ اخلاقي ازهم گسسته، چهار روش براي حل و فصل مناقشات اخلاقي وجود دارد که سه مورد از اين چهار مورد ديگر کارايي ندارند. اين چهار مورد عبارتند از «اقناع»، «استدلال هاي عقلاني»، «زور» و «توافق»؛ که تنها «توافق» در دنياي امروز کارايي دارد. اين ايده شبيه به ايده پزشکي «توافق بر اساس آگاهي» است.
    «مدل انگلهارت» برخي تعامل هايي را که بيچم و چيلدرس با آن مخالف هستند مجاز مي شمارد مانند مجاز بودن مواردي که در آنها افراد بايد براي درمان پزشکي خود پول اضافي بپردازند! کتاب و مقاله هاي زيادي در نقد انگلهارت يا بسط اصول او به مسائل خاص در اخلاق پزشکي تاليف شده است.
    
    تولد و مرگ
    «رويکرد حق محور» در رابطه با اخلاق پزشکي بسيار رويکرد قابل توجه و محل رجوعي است بويژه وقتي که به موضوعات بحث برانگيزي چون «پيشگيري از بارداري»، «باروري» يا «به مرگي» مي پردازد. دو رويکرد رقيب بر اين بحث مسلط هستند، هر دو اين رويکردها بر مبناي حقوق بشر بحث مي کنند. «ديدگاه محافظه کار» که توسط بسياري از دينداران اتخاذ مي شود اين است که حيات انسان مقدس است و نبايد به آن پايان بخشيد؛ در نتيجه سقط جنين مورد قبول نيست، همان طور که دکتر «جک کوُرکيان» که به «دکتر مرگ» مشهور بود و همکارانش که «به مرگي» را انجام مي دادند مورد غضب اين گروه بودند.ديدگاه ديگر که ليبرال تر است، بر اساس استدلال هاي متافيزيکي بنا شده است. تنها موجودات زنده مي توانند ارزش قائل شوند و ارزش زندگي انسان وابسته به اين است که هر شخصي زندگي خود را چگونه ارزشگذاري مي کند. استانداردي عيني براي تعيين چنين ارزشي وجود ندارد ولي بديهي است افرادي که هشيار هستند مي توانند در مورد زندگي خود تصميم بگيرند. در اين رويکرد مثلاً در مورد اشخاصي که روي تخت بيمارستان تنها حيات نباتي دارند، اين گونه است که تصميم هاي فرضي که آن شخص احتمالاً قبل از اين ناتواني مي گرفت مورد بررسي قرار مي گيرد.
    استدلال هايي که بر مبناي حقوق بشر نيستند وزن بسيار کمي دارند: از اين رو «استدلال هاي فايده گرايانه» فيلسوف استراليايي «پيتر سينگر» تاثير بسيار کمي داشته است بجز اينکه ديگران را واداشته تا «رويکرد فايده گرايي» را محکوم کنند. استدلال «سينگر» در مورد جنين هايي که معلوليت جسمي دارند اين است که شادماني که اين کودکان در طول زندگي خود کسب خواهند کرد در مقايسه با از بين رفتن شادماني پدر و مادرشان يا افرادي که بايد از آنها مراقبت کنند بسيار کمتر است. ديدگاه هاي او باعث شده سخنراني هايش در آلمان هميشه به آشوب کشيده شوند.
    
    کنترل ژنتيک
    با توجه به موفقيت متداوم طرح «ژنوم انسان» دانشمندان اين امکان را يافته اند تا بيماري هاي موروثي بسياري را بررسي کنند. تشخيص ژنتيکي پيش از لانه گزيني (PGD) ممکن است مانع طاسي، خال يا لکه هاي مادرزادي شود و باعث شود قد همه انسان ها شش سانتيمتر بلندتر شود. توانايي انجام چنين کارهاي خارق العاده اي به سوالاتي در مورد مناسب بودن آنها مي انجامد. تصميم گيري براي فردي که به او مشاوره مي دهيد يک چيز است و تصميم گيري براي کودک متولد نشده داراي مشکلات جسماني جدي امري ديگر است. تصميم گيري در مورد امور جزئي مانند قد و طاسي براي افرادي که در طول چندين نسل در جامعه اي رشد خواهند کرد و ارزش هايشان هنوز نامعلوم است فوق العاده غيرصادقانه است و چنين چشم اندازي موجب موجي از مقالات و کتاب هاي آکادميک در مورد موضوعات اخلاق پزشکي شده است.
    
    
    *استاد ميکروبيولوژي دانشگاه ميسوري امريکا
    
    چالش هاي امروز پزشکان / بررسي «حد و حدود اخلاق در عالم پزشکي» به مناسبت روز پزشک
    


 روزنامه ايران، شماره 6292 به تاريخ 1/6/95، صفحه 15 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله پژوهش علوم سلامت و نظامي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 55)، Summer 2016را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است