|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق95/10/12: همه ديكتاتورهاي جهان منفور نبوده اند
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3363
پنج شنبه 18 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2765 12/10/95 > صفحه 12 (زاويه) > متن
 
      


همه ديكتاتورهاي جهان منفور نبوده اند
گفت وگو با «عبدالله كوثري» درباره پايان ديكتاتور ها

نويسنده: سعيد برآبادي

بر اساس تقويم تاريخي، ٩ دي ماه روز اعدام صدام حسين است. در خاورميانه او را به عنوان يکي از ديکتاتورهاي مخوف جهان مي شناختند و شايد بتوان روز اعدام او را، روز سرنوشت مقدرِ ديکتاتورها دانست. به مناسبت همين اتفاق در چنين روزي به سراغ عبدالله کوثري رفته ايم که بسياري از ديکتاتورهاي آمريکاي جنوبي را به مدد ترجمه هاي او از ادبيات اين خطه شناخته ايم و از او پرسيده ايم که آيا سرنوشتِ همگي ديکتاتورها، سرنوشتي است که دست آخر نصيب صدام حسين شد؟
    
    از صدام حسين به عنوان يکي از ديکتاتورهاي منطقه ياد مي کردند. به اعتقاد شما، آيا مي توان سرنوشت او را نمونه اي تاريخي از سرنوشت ديکتاتورهاي خاورميانه دانست؟
     خير. ديکتاتورهاي بسياري هم بوده اند که در پهنه گيتي خوش و خرم زندگي کرده اند و حتي بعد از خود، ديکتاتوري را به ميراث گذاشته اند. نمونه هم بسيار هست؛ از پرون در آرژانتين گرفته تا چاوز و حتي مائو. مگر سرنوشت اينها شبيه صدام حسين بود؟
    
    با اين همه، عموم مردم از ديکتاتورها يک چهره منفي در ذهن دارند و لااقل آنها هستند که خواهان چنين سرنوشتي براي ديکتاتورها مي شوند.
     فکر مي کنم بايد اين تفکر شعاري درمورد ديکتاتورها را کناري بگذاريم، اين طور نگاه کردن به مفهوم ديکتاتور، به درد شعار مي خورد تا واقعيت. همه ديکتاتورهاي جهان منفور نبوده اند. حتي در رمان «سور بز»ِ يوسا هم وقتي به رافائل تروخيو، ديکتاتور نظامي جمهوري دومينيکن اشاره مي شود از او چهره منفوري نمي بينيم. اين مرد کسي بود که با اتحاد چند روستا و تبديل آن به يک کشور مستقل، جمهوري دومينيکن را ايجاد کرد. درست است که فعاليت هاي او تحت حمايت آمريکا بود اما نبايد فراموش کنيد که عامه مردم از کارها و خدماتش راضي بودند، درست مثل رضاخان. رضاخان هم کارهاي مثبتي دارد اگرچه گروهي از روشنفکران آن دوره با قدرت مطلق او مخالف بودند مسئله اين است که ما بايد به تعريف درستي از ديکتاتور و ديکتاتوري برسيم و آن زمان است که مي توانيم به طور دقيق تري درباره سرنوشت ديکتاتورها حرف بزنيم.
    
    شما چه تعريفي از ديکتاتور و معناي ديکتاتوري داريد؟
     اگر به تاريخ نگاه کنيد و سعي کنيد آن را درست بخوانيد، درمي يابيد که عموم ديکتاتورها در مقاطع خاص تاريخي به وجود مي آيند. من فکر مي کنم که ديکتاتورها بر اساس مقتضيات زمان خود به وجود مي آيند و اين طور نيست که بشود همه آنها را از يک جنس و با يک هدف دانست. ديکتاتورها معمولااز دل آشوب بيرون مي آيند، آدم هايي هستند اهل ريسک، جدي و قاطع که براي هدفي که دارند دست به هر کاري مي زنند و از خطرهاي بزرگ نمي ترسند. نگاهي به شرايطي که در آن رضاخان ميرپنج به قدرت رسيد نشان مي دهد که مقتضيات جامعه در به قدرت رسيدن ديکتاتورها نقش دارد و به بيان ديگر، فرد نيست که تصميم مي گيرد ديکتاتور شود بلکه اين جامعه است که ديکتاتورها را به وجود مي آورد.
    
    اگر بر اساس اين قرائت درمورد ديکتاتورها فکر کنيم، شعار «هدف وسيله را توجيه مي کند»، باعث مي شود که نتوانيم سرنوشت مقدري براي آنها در نظر بگيريم.
     به اين خاطر که بسياري از اين ديکتاتورها، اگرچه آدم هايي خشن و گاه اهل سوءاستفاده از قدرت بوده اند، اما بر اساس مقتضيات زمانه خود، خدمات زيادي به کشورهايشان داشته اند. آتاتورک را به ياد بياوريد که چطور ترکيه را از دست جنايت ها و بي کفايتي هاي سلاطين عثماني رها کرد. رضاخان هم غير از اين نبوده. نگاهي به کتاب «روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه» به ما نشان مي دهد روزگار در دوران ناصرالدين شاه چگونه بوده. آن وقت مقايسه کنيد که چطور شخصي مثل رضاخان توانسته ١٥ سال بعد از صدور فرمان مشروطيت که به راستي دوران هرج ومرج و فلاکت و ورشکستگي ملي ما بود، کشور را به آرامش و ثبات برساند. مي دانيد، واقعيت اين است که مسئله ديکتاتوري، يک مسئله فردي نيست، بلکه بخش عمده آن به جامعه ربط دارد.
     اما ديکتاتورهايي هم داشته ايم که با حمام خون به قدرت رسيده اند. حتي درمورد صدام هم، جنگ هاي پي درپي او با کشورهاي همسايه عراق، جان ميليون ها انسان بي گناه را گرفت.
     يادمان باشد که صدام اولين ديکتاتور بغداد نبود. اصلاعراق کي دموکراسي داشته؟ ديکتاتوري عراق هم با کودتاي عبدالکريم قاسم شروع نشد. قبل از آن هم در رژيم سلطنتي اميرعبدالله پسرعموي فيصل بدترين نوع ديکتاتوري را اعمال مي کرد. البته بديهي است که فردي که در دوران آشوب و هرج ومرج قدرت را به دست مي گيرد در غياب نهادهاي دموکراتيک که بسياري از جوامع از آنها محروم بوده اند و هستند دست به خشونت مي زند. من نمي گويم ديکتاتوري خوب است يا ديکتاتور آدم خوبي است. مسئله اين است که وقتي جامعه نتواند مشکلات مبرم و اساسي خودش را به طريق مسالمت آميز و دموکراتيک حل کند احتمال بروز ديکتاتوري زياد مي شود. ريشه ديکتاتور را بايد در وضعيت سياسي و اقتصادي و فرهنگي جوامع جست وجو کنيم نه در هويت فرد ديکتاتور. البته در کشورهاي جهان سوم در بسياري موارد منافع قدرت بيگانه هم در ميان بوده. مثلاپينوشه در شيلي. يا کودتاي زاهدي در ايران و برانداختن مصدق. اما همين هم باز به کل جامعه برمي گردد که زمينه را براي کودتا فراهم مي کند. در آلمان بعد از جنگ جهاني اول، ملت آلمان آن قدر حقارت کشيده بود و به چنان وضع اقتصادي افتاده بود که هر تغييري را مايه نجات خود مي دانست و اين طور بود که آن مردک مخبط، هيتلر، با شعارهاي ابلهانه و دروغ روحيه مردم را به آنها بازگرداند و ديکتاتوري خون ريز خود را برقرار کرد. اما يادمان نرود که بيشتر ديکتاتورها در آغاز کار به خاطر خدماتي که ارائه مي کنند محبوب مي شوند نه به خاطر کشتار آدم ها. مثلاپورفيريو دياس ديکتاتور ٣٠ساله مکزيک، قهرمان مبارزه با استعمار ايالات متحده بود و بعد ماندگار شد و بساط ديکتاتوري را پهن کرد. ولي درعين حال خدمات زيادي هم به مکزيک کرد. ريشه ماندگاري رضاشاه هم آدم کشي ها و خشونت هاي او نبود. بسياري از روشنفکران و مردم کوچه و بازار او را تنها عامل نجات از دست فساد و ناتواني سلسله قاجار مي دانستند. رضاشاه در مدت ١٥ سال اين مملکت را به راستي عوض کرد و اين کاري بود که قاجارها نه به فکرش بودند و نه لياقتش را داشتند. البته اين هم درست است که او مردي قلدرمآب بود و حرص مال فراوان داشت و خيلي چيزهاي ديگر. به کتاب سور بز اشاره کردم، در اين کتاب مي بينيم که چگونه کساني که دوروبر تروخيو را گرفته اند با رفتار حقارت بار خود با سودجويي خود و خيلي چيزهاي ديگر اين آدم را باد مي کنند، تصويري پرابهت از او مي سازند و جامعه هم که معمولافکر نمي کند و در بند گذران روزمره است، اين چيزها را باور مي کند و ديکتاتور را به مقامي مي رساند که بايد نيايشش بکند.
    همه ديکتاتورهاي جهان منفور نبوده اند / گفت وگو با «عبدالله کوثري» درباره پايان ديکتاتور ها
    


 روزنامه شرق، شماره 2765 به تاريخ 12/10/95، صفحه 12 (زاويه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 49 بار
    



آثار ديگري از "سعيد برآبادي"

  گمشده در جزيره سرگرداني / 21 ارديبهشت 1375 و سفر ابدي غزاله عليزاده
سعيد برآبادي، ايران 22/2/97
مشاهده متن    
  رويا در سه پنجره / يدالله رويايي پا به 86 سالگي گذاشت
سعيد برآبادي، ايران 17/2/97
مشاهده متن    
  سفر 74 ساله صاحب اين چشم ها / روايتي از زندگي و زمانه عباس عطار عكاس فقيد ايراني
سعيد برآبادي، ايران 9/2/97
مشاهده متن    
  نام مصدق در تهران / پيشنهاد تغيير نام خيابان كارگر شمالي توسط شوراي شهر
سعيد برآبادي*، ايران 13/12/96
مشاهده متن    
  هزار عمر دگر بايد انتظار كشيد / هوشنگ ابتهاج (سايه) نود ساله شد
سعيد برآبادي*، ايران 6/12/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنعت نساجي و پوشاك
متن مطالب شماره 296 (پياپي 412)، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است