|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران95/11/26: « زندگي » كسب و كار ماست
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7002
سه شنبه 30 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6434 26/11/95 > صفحه 14 (زندگي) > متن
 
      


« زندگي » كسب و كار ماست
زوج جوان با انگيزه مرهم گذاشتن بر زخم زنان و كودكان فراموش شده و ايجاد اشتغال سرتاسر ايران را زيرپا مي گذارند

نويسنده: يوسف حيدري

نيم نگاه
    
    آيدا پوريانسب، دانشجوي دکتري رشته مديريت صنعتي به همراه همسرش آزاد مطهري که آهنگساز است، با سفر به روستاهاي دورافتاده و محروم درد و رنج مردمان را در فضاي مجازي پيش چشم همگان به تصوير مي کشند و با جذب کمک هاي مردم، بخشي از نيازهاي آنها را تامين مي کنند. اين زوج جوان با راه اندازي سه کارگاه توليدي در استانهاي سيستان و بلوچستان ، خراسان و يزد و همچنين چند آشپزخانه اينترنتي براي تعدادي از زنان سرپرست خانوار اشتغال ايجاد کرده اند

    
    ردپاهاي شان را مي توان حتي در دورترين روستاهاي کشور نيز پيدا کرد. هنوز مي توان رد پاهاي شان را در کوچه باغ هاي روستايي ديد و نقل حکايت شان را از زبان روستايي ها شنيد. اهالي از زوج جواني حرف مي زنند که نفس هاي شان بوي زندگي مي دهد. گذاشتن مرهمي بر زخم هاي کهنه مردمان روستاهاي محروم، تنها انگيزه اي است که به خاطرش کيلومترها جاده خاکي و کوهستاني را پشت سرمي گذارند. زندگي واقعي را در سفر مي بينند و با رفتن به شهرها و روستاهاي دورافتاده ، واقعيت هاي تلخي را به تصوير مي کشند که باور آن شايد براي بسياري از ما دشوار باشد. خودشان مي گويند، تماشاي دست هاي پينه بسته پيرزن روستايي که نان را در تنور مي گذارد، براي شان خيلي بيشتر از گشتن در مال ها و شاپ سنترهاي کلانشهرها ارزش دارد. آيدا پوريانسب، دانشجوي دکتري رشته مديريت صنعتي به همراه همسرش آزاد مطهري که آهنگساز است، با سفر به روستاهاي دورافتاده و محروم درد و رنج مردمان را در فضاي مجازي پيش چشم همگان به تصوير مي کشند و با جذب کمک هاي مردم، بخشي از نيازهاي آنها را تامين مي کنند. اين زوج جوان با راه اندازي سه کارگاه توليدي در استانهاي سيستان و بلوچستان ، خراسان و يزد و همچنين چند آشپزخانه اينترنتي براي تعدادي از زنان سرپرست خانوار اشتغال ايجاد کرده اند.
    
    رسالت واقعي
    5 سال قبل به همراه همسرش ايرانگردي را آغاز کرد. هدف آنها گردشگري و ديدن زيبايي هاي ايران از نزديک بود و همان ابتداي سفر تصميم گرفتند به جاي ديدن مراکز شهرها به نقاطي سفر کنند که کمتر شناخته شده است و توريست هاي کمتري از اين نقاط سردرآورده اند. اما خودشان هم در آغاز نمي دانستند که بناست در ميانه راه هدف شان تغيير کند. آيدا پوريانسب از ايرانگردي و هدفي که براي خودشان ترسيم کرده بودند، اين گونه مي گويد: هردوي ما سابقه سفرهاي خارج از کشور داشتيم و من بيش از 20 کشور دنيا را از نزديک ديده بودم؛ اما وقتي با همسرم آشنا شدم احساس کردم از کشورمان غافل مانده ايم و خودمان را از ديدن زيبايي هاي آن محروم کرده ايم. در طول سفر و در جاده هاي خاکي و مناطق صعب العبور هرجا به چشم اندازي از يک روستا برمي خورديم، مسيرمان را به آن طرف تغيير مي داديم و وارد روستا مي شديم. در سفرهاي مان سعي مي کرديم تا آداب و رسوم بومي هر روستا ومنطقه را از نزديک ببينيم و آن را ثبت کنيم. تک تک فعاليت هاي زنان و مردان براي ما جذاب بود و سعي مي کرديم حتي غذاهاي محلي هر منطقه و روستا را که سال هاست به فراموشي سپرده شده است، به همه مردم معرفي کنيم. در شهرهاي کوچک و روستاها از سفره هاي ساده ميزبانان خود و فرهنگ زيباي فراموش شده شان عکس و فيلم تهيه مي کرديم و آنها را در شبکه هاي مجازي قرار مي داديم. اما در اين سفرها نمي توانستيم ساده از کنار درد و رنج مردم روستاها و مناطق محروم عبور کنيم. نمي توانستيم چشم هايمان را بر خانه هايي که سقف نداشتند يا بر دختربچه يتيمي که سالهاست رنگ يک لباس نو را نديده است، ببنديم. اين بود که من و همسرم تصميم گرفتيم هدف و مسير سفرمان را تغيير دهيم. اين بار مي خواستيم چشم هايي باشيم براي مردمي که فرسنگ ها از اين مناطق دور هستند و از وضعيت زندگي در اين مناطق اطلاعي ندارند. مي خواستيم شنونده اي باشيم براي بغض هاي فرو خفته مردم روستاهاي محروم. از دو سال قبل تصميم گرفتيم تا محروميت و نيازهاي مردم اين مناطق را به تصوير بکشيم و در فضاي مجازي از مردم کمک بگيريم. در هر روستا سراغ معتمد يا دهيار روستا مي رفتيم و سراغ خانواده هايي که نيازمند بودند يا کودکان يتيمي که روزگارشان به تلخي مي گذشت را مي گرفتيم و به ديدار آنها مي رفتيم. برق نگاه آنها وقتي ما را در آستانه در مي ديدند فراموش نشدني است. استقبال مردم از اين حرکت به اندازه اي بود که ما را به ادامه راه دلگرم کرد. يک بار براي جمع آوري لباس هاي دست دوم ولي قابل استفاده فراخوان داديم و بسياري از مردم پوشاک هاي نو و مناسبي را براي ما فرستادند و تعدادي نيز داخل جيب لباس ها مقداري پول قرار داده بودند. همه اين پوشاک ها را پس از جمع آوري بين مردم نيازمند روستاها توزيع کرديم. با کمک خيران براي خانه هاي روستايي بخاري و فرش تهيه کرديم و براي آنها فرستاديم. بعد از مدتي اين کار تبديل به يک رسالتي براي ما شد. رسالتي که هر روز سنگين تر مي شد و چشمان بسياري انتظار ما را مي کشيدند.
    
     تلخ و شيرين
    در اين دو سال به روستاهاي محروم 17 استان کشور سفر کرده ايم. از روستاهاي شمال کشور تا روستاهاي خراسان رضوي و روستاهاي محروم سرخس و از زاهدان تا خاش و ايرانشهر و زابل و... نمي توان منکر شد که محروميت در سيستان و بلوچستان ملموس تر از ديگر نقاط کشور بود. تلخ ترين صحنه ها را در آنجا ديديم. در حاشيه جاده سيمان در اطراف شهرستان خاش دو خانواده که همه اعضاي آن در دام اعتياد گرفتار بودند در چادر کهنه اي زندگي مي کردند. آمنه و عابده دو نوزادي بودند که در اين دو خانواده به دنيا آمده بودند و به دليل اعتياد مادران شان که با هم خواهر بودند آنها نيز ناخواسته معتاد شده و از لحاظ جسمي هيچ رشدي نکرده بودند. وضعيت بسيار دردناکي بود. پدران آنها در زندان بودند و اين دو نوزاد آنقدر روي زمين مانده بودند که موهاي پشت سرشان رشد نکرده بود. رنگ پوست آنها به دليل اينکه آفتاب به خود نديده بود تيره شده بود. در اين چادر خبري از يخچال و گاز و حمام نبود. بعد از ديدن اين وضعيت ساعت ها اشک ريختم و از خدا خواستم تواني به من بدهد تا بتوانم اين دو نوزاد را از اين وضعيت نجات بدهم. در گام نخست مادران آنها را به کمپ معرفي کرديم تا اعتياد را ترک کنند. همزمان نيز اين دو نوزاد را براي درمان در بيمارستان بستري شدند. از آنجا که مشکل بسياري از زنان سرپرست خانوارو يا بي سرپرست «نبود کار» است، تصميم گرفتيم به جاي کمک هاي مقطعي شرايط کارکردن را براي آنها مهيا کنيم. يکي از صنايع دستي که در اين استان رونق دارد بلوچي دوزي است و زنان اين استان مهارت خاصي در اين هنر دارند. با کمک مردم يک کارگاه بلوچ دوزي به راه انداختيم تا زنان سرپرست خانوار و کساني که سرپرستي ندارند در اين کارگاه مشغول به کارشوند. مادران اين دو نوزاد نيز پس از ترک اعتياد در اين کارگاه مشغول به کار شده اند و با کمک هايي که مردم به ما کردند توانستيم خانه اي را براي آنها فراهم کنيم و آنها را به اين خانه منتقل کنيم. مدتي بعد نيز يک کارگاه بلوچي دوزي در خراسان رضوي و يک کارگاه کيف دوزي در استان يزد راه اندازي کرديم. همچنين بزودي يک کارگاه ميوه خشک کني در کهگيلويه و بويراحمد راه اندازي خواهيم کرد. محصولات اين کارگاه ها را خريداري کرده و در بازار تهران مي فروشيم يا به گالري هاي فرانسه صادر مي کنيم.
    در کهگيلويه و بويراحمد براي مرد جواني که از داشتن پا محروم بود خودرو اتوماتيک تهيه کرديم تا بتواند زندگي اش را اداره کند. در اين سفرها شب ها را در خانه دوستانمان استراحت مي کرديم ولي گاهي نيز در همان روستا مي مانديم. يک بار در روستاي فراموش جان اصفهان شب را در خانه متولي امامزاده سپري کرديم. مردم روستا با وجود تنگدستي سعي مي کردند براي من و همسرم بهترين ها را فراهم کنند. شير دوشيده شده از گوسفند به همراه نان محلي که در تنورهاي خانگي پخته مي شد لحظات فراموش نشدني را براي ما رقم مي زد. در هر منطقه سعي مي کنيم لباس محلي آنجا را به تن کنيم تا در ميان آنها احساس غربت نکنيم. بارها قدم در خانه اي گذاشتيم و با بغض و اشک از آنجا بيرون آمديم. خانه پيرزن نابينايي که در تنهايي و در وضعيت بدي زندگي مي کرد قلبم را به درد آورد. وقتي با کمک مردم مهربان نيازهاي افراد نيازمند را برطرف مي کنيم از خوشحالي در پوست خودمان نمي گنجيم. در اين سفرها به ديدن کودکان بي گناهي رفتيم که درد کشيده بودند. يک شب در زاهدان من و همسرم در کنار 22 کودک 6 تا 12 سال -که پيش از آن در وضعيت بدي زندگي مي کرده اند اما انسان مهرباني آنها را نجات داده و در خانه اي نگهداري مي کند- زندگي کرديم. آن شب همسرم براي اين کودکان موسيقي نواخت و ما با چشم هايي به اشک نشسته نگاه شان مي کرديم؛ کودکاني که شادمانه و تحت تاثير موسيقي، از خوشحالي سرازپا نمي شناختند. آنها تنها يک آرزو دارند: «ديدن بازيکنان تيم فوتبال پرسپوليس از نزديک». بي ترديد، اگر اين موقعيت براي اين کودکان فراهم شود با کمک مردم هزينه رفت و آمد آنها را تامين خواهيم کرد تا به آرزويشان برسند. خطرهاي اين سفرها را به جان مي خريم تا شايد بتوانيم لبخندي را بر چهره درد کشيده اين انسان ها بنشانيم. تا به امروز صفحه اينستاگرامي که براي اين امر راه اندازي کرده ايم 80 هزار نفر عضو دارد که برخي از آنها در خارج از کشور زندگي مي کنند . بديهي است که پيام آنها و کمک هايي که مي کنند ما را به ادامه راه دلگرم مي کند.
    
    « زندگي » کسب و کار ماست / زوج جوان با انگيزه مرهم گذاشتن بر زخم زنان و کودکان فراموش شده و ايجاد اشتغال سرتاسر ايران را زيرپا مي گذارند
    


 روزنامه ايران، شماره 6434 به تاريخ 26/11/95، صفحه 14 (زندگي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    



آثار ديگري از "يوسف حيدري"

  شمري كه براي امام حسين (ع) گريه مي كند
يوسف حيدري، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  به تكيه چل تكه خوش آمده ايد
يوسف حيدري، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  روزي كه تلخ نباشيم / ساعتي پاي درد دل جوانان جنوب شهر؛ رنج ها و اميدها
يوسف حيدري، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
  مردم را به «درك» دعوت كردم / نويد برهان زهي چگونه با توئيتر، نگاه هاي كليشه اي را تغيير داد؟
يوسف حيدري، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
  روزهاي تعطيل تيپ اسپورت مي زنم / جوانترين وزير كابينه دوازدهم در گفت و گو با «ايران جوان»
يوسف حيدري، ايران 12/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه مبدل گرمايي
متن مطالب شماره 95، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است