|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/1/20: چراغ «آبكنار» خاموش مي شود؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6998
پنج شنبه 25 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6466 20/1/96 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


چراغ «آبكنار» خاموش مي شود؟
گزارش تلاش اهالي بزرگ ترين روستاي گيلان براي نجات زادگاه شان

نويسنده: ترانه بني يعقوب

نيم نگاه
    مشکلات روستاي آبکنار هم مثل اغلب روستاهاي کشور است، روستايي که در آن بيکاري و تغيير سبک زندگي موجب مهاجرت وسيع شده و آن را تقريبا خالي از سکنه کرده. روستايي با آب فراوان و جاذبههاي توريستي. واقعا راه حل اين مشکلات چيست و باشگاه نجات چطور ميخواهد دوباره اهالي را جذب روستا کند؟ باشگاه 3سالي هست کارش را شروع کرده و پايهاش را بر فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي گذاشته تا شايد بتواند دوباره اهالي را به زادگاهشان بازگرداند.
    مسعود بلوکي، سرپرست باشگاه فرهنگي ورزشي اتحاد آبکنار: همه نگران بوديم و البته هستيم. فکر کرديم تنها راه نجات ما فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي است. آبکنار پيشينه ورزشي دارد. بنابراين تصميم گرفتيم اول آن را احيا کنيم. به خاطر مهاجرت سالهاي اخير، ورزش آبکنار نابود شد. قبلاکشتي گيله مردي، فوتبال و واليبال داشتيم و فکر کرديم احياي آنها خيليها را به ماندن علاقه مند ميکند.
    فتح الله شکوفه محقق آبکناري: روستاي آبکنار 2 هزار هکتار است. اين آبادي از سال 1307 برق داشته. اولين دبستان ايران را همراه با تبريز در اينجا داشتيم. تا سالها در آبکنار هزار و 500 دانشآموز وجود داشت و خيليها از اطراف براي درس خواندن به اينجا ميآمدند. آبکنار عشق و زادگاه ماست و همه کساني که باشگاه را راه انداختهاند به عشق آبکنار اينجا هستند تا جوانهايش افت نکنند. ميدانيد همين مهاجرتها ميتواند به حاشيهنشيني در شهرها دامن بزند؟ بناي فرهنگي با همين باشگاه در آبادي ما گذاشته شده.
     نگرانند، نگران نابودي روستايشان. بزرگترين روستاي استان گيلان. آبکنار در 38 کيلومتري بندر انزلي، روستايي خوش آب و هوا در کنار تالاب. به قول اهالي در کنج و کمي ناشناخته. ميگويند اين روزها بجز پيرمردها و پيرزنها تفريباً کس ديگري در روستا باقي نمانده. به قول اهالي، آبکنار پيرسرا شده. يک جوري که دلت ميگيرد وقتي از کوچهها و گذرهاي نمناک و سرسبزش ميگذري.
     با اين همه اهالي دست روي دست نگذاشتهاند، نگراني نميگذارد بيخيال وضع آباديشان شوند. خيليهايشان از اينجا رفتهاند اما هنوز دلشان براي روستايشان ميتپد. بارها دور هم جمع شدهاند، فکرشان را روي هم گذاشتهاند و به اين نتيجه رسيدهاند که بايد کاري کرد. «نجات» کلمهاي است که ذهنشان را پر کرده. بايد روستايشان را نجات دهند. نجات از اين همه مهاجرت، بيکاري، خالي شدن سکنه، دلزدگي از زندگي روستايي و...
    باهم تصميم گرفتند باشگاهي تاسيس کنند؛ يک باشگاه فرهنگي و ورزشي. اسمش را گذاشتند «اتحاد آبکنار». اسم رسمياش اين است اما بيشتريها وقتي دربارهاش حرف ميزنند ميگويند اين باشگاه همان باشگاه نجات آبکنار است.
    يک روز نوروزي است و هوا باراني و گرفته. باران ميبارد و بر سقفهاي شيرواني ميکوبد. خانههاي آبکنار مثل اغلب روستاهاي استان گيلان با بلوک ساخته شده. بلوکهايي که بيشترشان از بارش زياد باران سبز شده. از بازار مسجد محل ميگذرم. روستا 3 محله اصلي دارد. «ميرمحل»، «ميان محل» و «مسجد محل». بازار نيمه تعطيل است و در گوشه و کنار چند قهوه خانه و مغازه باز ديده ميشود. در اين روز باراني قرار است با اهالي باشگاه دور هم بنشينيم و درباره فعاليتها و دغدغههايشان بيشتر حرف بزنيم. مشکلات روستاي آبکنار هم مثل اغلب روستاهاي کشور است، روستايي که در آن بيکاري و تغيير سبک زندگي موجب مهاجرت وسيع شده و آن را تقريباً خالي از سکنه کرده. روستايي با آب فراوان و جاذبههاي توريستي. واقعاً راه حل اين مشکلات چيست و باشگاه نجات چطور ميخواهد دوباره اهالي را جذب روستا کند؟ باشگاه 3 سالي هست کارش را شروع کرده و پايهاش را بر فعاليتهاي فرهنگي و ورزشي گذاشته تا شايد بتواند دوباره اهالي را به زادگاهشان بازگرداند.
     آبکنار به گفته اهالي اين روزها فقط هزار و 900 نفر جمعيت دارد که البته 400 نفرشان هم غير بومي هستند. درحاليکه در سالهاي نه چندان دور اين روستا 11 هزار نفر جمعيت داشته و جنب و جوش و بازارش تقريباً در منطقه، کم نظير بوده.
    مسعود بلوکي، سرپرست باشگاه فرهنگي ورزشي اتحاد آبکنار است. بعد از بازنشستگي و به خاطر تاسيس باشگاه دوباره به زادگاهش بازگشته: «همه نگران بوديم و البته هستيم. فکر کرديم تنها راه نجات ما فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي است. آبکنار پيشينه ورزشي دارد. بنابراين تصميم گرفتيم اول آن را احيا کنيم. به خاطر مهاجرت سالهاي اخير، ورزش آبکنار نابود شد. قبلاً کشتي گيله مردي، فوتبال و واليبال داشتيم و فکر کرديم احياي آنها خيليها را به ماندن علاقهمند ميکند.»
     اعضاي باشگاه مرا تا کنار زمين چمنکاري شده فوتبال همراهي ميکنند. جايي که همان شب هم قرار است مسابقهاي در آن برگزار شود. زمين واليبال و بقيه تجهيزات ورزشي را هم نشانم ميدهند، تجهيزاتي که با کمک حاميان باشگاه مهيا شده.
     سجاد حسرتي، مديرعامل باشگاه و جواني که سالهاست از آبکنار به بندرعباس مهاجرت کرده اما همه آخرهفتههايش را در روستايش ميگذراند از عشق و علاقه و در عين حال نگرانياش براي زادگاهش ميگويد: «چه چيز بهتر از ورزش براي نجات و البته فعاليتهاي فرهنگي. همين باشگاه چند بار مردم را براي تميز کردن تالاب و کل روستا بسيج کرد. يک جوري که الان اين فعاليتها نهادينه شده و اهالي بدون اينکه ما از آنها بخواهيم دور هم جمع ميشوند و روستا را تميز ميکنند.» مسئولان باشگاه همچنين تصميم گرفتند يک مدرسه فوتبال تاسيس کنند تا نونهالان و جوانان را به ماندن در روستا بيشتر علاقهمند کنند و پايهاي بسازند براي ورزش در آبکنار.
    مسعود بلوکي ميگويد: «هرچند آبکنار نونهال و جوان کمي دارد و بيشترشان مهاجرت کردهاند، تيم نونهالان را از اهالي آبکنار و حومه تشکيل داديم و در سال 93 هم قهرمان استان شديم. تيم نوجوانان را هم تشکيل داديم که در سال 94 قهرمان استان شد و الان در ليگ برتر حضور دارد.
    همين که ميتوانيم به بهانه برگزاري مسابقات مردم را دور هم جمع کنيم خودش هنر است. در اين سالها و در ايام نوروز، مسابقات فوتبال مردم را به ماندن در روستا ترغيب کرده.»
     مسيب اوليايي، يکي از حاميان اصلي باشگاه اتحاد آبکنار يا همان نجات، با نگراني درباره اين روستا سخن ميگويد: «اگر وضعيت آبکنار به همين منوال پيش برود تا 25 سال ديگر نابود ميشود. تنها راه نجات آبکنار تبديل آن به منطقهاي توريستي است. آبکنار کنار تالاب است و دنج و پر از آرامش. اگر اينجا تاسيسات توريستي مثل هتل با قيمت مناسب ايجاد شود، در جذب توريست بسيار موفق خواهد بود.»
     اکنون آبکنار تنها يک هتل کوچک با چند سوئيت محدود در کنار تالاب دارد که به گفته اهالي توانسته در جذب توريست داخلي و خارجي موثر باشد.
     اوليايي ادامه ميدهد: «الان تعداد زيادي از خانههاي آبکنار خالي است و اگر اينها با مديريت اجاره داده شود، ميتواند درآمدزا باشد. اگر بتوانيم ورزش آبکنار را به وسيله باشگاه، دوباره زنده کنيم، امکان مهاجرت معکوس هم وجود دارد. خيلي از سرمايه دارهاي اهل آبکنار دوست دارند سرمايهگذاري کنند اما اعتماد به نفس و جرات کافي ندارند. کاش دولت وامهاي بدون بهره يا بهره کم اختصاص دهد تا آنها هم جرات پيدا کنند. در نهايت ماندن مردم در روستا به نفع دولت و کشور است.»
     يکي از دانشجويان اهل آبکنار اما بيش از همه به ايجاد اشتغال در اين روستا تاکيد ميکند: «تنها راه نجات روستاي ما ايجاد اشتغال است. کاش سرمايهگذاران و حاميها به جاي ساخت هتل و صرفاً جذب توريست به ايجاد کارخانه فکر کنند تا بوميها و غير بوميها را به روستا بياورد.»
    با اين حرفها خيليها ياد گذشتههاي دورتر روستا ميافتند، همان زماني که «تلنبار»ها يا سازههاي پرورش کرم ابريشم در روستا فعال بودند و کارخانه پيله کشي در روستا برو بيايي داشت. زماني که هنوز اقتصاد روستا تک محصولي و مبتني بر کشت برنج نبود.
    فتحالله شکوفه را خيليها تاريخ زنده روستاي آبکنار ميدانند؛ پيرمردي که سالها درباره تاريخ و وضعيت آبکنار تحقيق کرده: «روستاي آبکنار 2 هزار هکتار است. اين آبادي از سال 1307 برق داشته. نخستين دبستان ايران را همراه با تبريز در اينجا داشتيم. تا سالها در آبکنار هزار و 500 دانشآموز وجود داشت و خيليها از اطراف براي درس خواندن به اينجا ميآمدند. آبکنار عشق و زادگاه ماست و همه کساني که باشگاه را راه انداختهاند به عشق آبکنار اينجا هستند تا جوانهايش افت نکنند. ميدانيد همين مهاجرتها ميتواند به حاشيهنشيني در شهرها دامن بزند؟ بناي فرهنگي با همين باشگاه در آبادي ما گذاشته شده.» همين حرفها سر درد دل سعيد حسرتي، آموزگار آبکنار را هم باز ميکند. او ميگويد از 6 مدرسه آبکنار 3 مدرسه تعطيل شده و بقيه هم با جمعيت اندک دانشآموزي در خطر نابودي هستند.
    جعفر آتشي از حاميان باشگاه هم ميگويد: «مهاجرت همه جا هست و تا حد زيادي هم طبيعي است اما در دهه 60 اينجا مهاجرتهاي اجباري شکل گرفت، به دليل نبود شغل. «در سه چهار سال اخير مهاجرتهاي آبکنار خانوادگي شده؛ يعني خانواده باهم مهاجرت ميکنند و با اين مهاجرتهاي خانوادگي بدنه روستا تخليه شده و اتفاقاتي افتاده که از نظر فرهنگي زيبنده اينجا نيست. براي همين فکر کرديم با اين باشگاه دوباره ميتوانيم به جذب بوميها فکر کنيم.»
     به عقيده او در کشورهاي اروپايي به روستاها بيشتر از شهرها بها داده ميشود. اينکه چه نيازهايي دارند تا پايدار بمانند.
     اگر آبکنار به صورت گلخانهاي اداره شود و بخشي از زمينهاي آن توريستي اعلام شود، هم اشتغالزايي ميشود و هم توريست جذب ميشود.
    الان 6 ماه سال برنج کشت ميشود و 6 ماه ديگر زمينها باير و خالي است. تک محصولي بودن يعني کشت برنج که به گفته آنها سود چنداني براي روستا ندارد خطر نابودي آبکنار را هر روز بيشتر کرده. آنها اميدوارند در آينده کشت کيوي و ساير محصولات هم رونق بگيرد و البته پرورش ماهي هم هست که برخي در آبکنار آن را آغاز کردهاند. نميتوان از آبکنار حرف زد و از تالاب زيباي آن نگفت، آبکنار مثل شبه جزيرهاي است که از سه جهت به تالاب انزلي وصل ميشود.
    مهندس محسن عمراني، کارشناس محيط زيست و از اهالي آبکنار از نگرانيهايش براي اين تالاب ميگويد: «هيچ کارخانهاي به اندازه احياي تالاب نميتواند آبکنار و روستاهاي همجوار را از خطر نابودي نجات دهد. سالها مردم اينجا در کنار تالاب کشاورزي و باغداري ميکردند. خيليها از قابليتهاي اين تالاب در جذب گردشگر بياطلاعند. مرگ تالاب به خاطر بيآبي نيست بلکه بهدليل تخريب بيرويه جنگلها، فرسايش و ايجاد رسوب در تالاب است و همه بايد به فکر اين تالاب زيبا و رسوببرداري از آن باشند.»
    در کوچه و گذرهاي آبکنار قدم ميزنم. به تالاب زيبايش ميروم که حالاقسمتهاي زيادي از آن با آزولاهمان گياه فيليپيني که ميگويند نفس تالاب را به شماره انداخته پوشيده شده. اسم آبکنار را خيليها از زمان بارش برف در سال 92 به خاطر ميآورند.
     3 روزي که روستا زير برف مدفون ماند و به همت اهالي و خبررساني بموقع از سوي آنها از نابودي نجات يافت. آيا اين بارهم آنها با باشگاه نجاتشان بار ديگر در يادها خواهند ماند؟
    
    
    
    چراغ «آبکنار» خاموش مي شود؟ / گزارش تلاش اهالي بزرگ ترين روستاي گيلان براي نجات زادگاه شان
    


 روزنامه ايران، شماره 6466 به تاريخ 20/1/96، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 205 بار
    



آثار ديگري از "ترانه بني يعقوب"

  اميد بستن به زالو و جوجه تيغي / آيا هميشه نسخه حكيم باشي ها معجزه مي كند?
ترانه بني يعقوب، ايران 25/6/97
مشاهده متن    
  چشم ما به پاي شماست / گشتي در بازار كفش دست دوز
ترانه بني يعقوب، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  لباس عروسي را بكن كوله مدرسه را بردار
ترانه بني يعقوب، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  جاده به سمت كابل يك طرفه شد / آيا با خروج كارگران افغان، كارفرمايان ايراني دچار مشكل مي شوند؟
ترانه بني يعقوب، ايران 11/6/97
مشاهده متن    
  بيوه هاي 16 ساله / غمنامه دختران پاكدشت
ترانه بني يعقوب، ايران 6/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو فصلنامه مهندسي گاز ايران
متن مطالب شماره 7، شهريور 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است