|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/6/22: كسب و كار با «ستاره دارها»!
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21728
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21721 22/6/96 > صفحه 8 (دانشگاه) > متن
 
      


كسب و كار با «ستاره دارها»!
از سير تا پياز ماجراي «دانشجويان به اصطلاح ستاره دار»


اشاره: با روي کار آمدن دولت دوازدهم، مجدداً بحث بازگشت اساتيد و دانشجويان ستاره دار به کلاس هاي درس دانشگاهي نقل محافل شده است. در اين بين اما گويا مسئولين آموزش عالي در دولت دوازدهم کماکان در حال و هواي تبليغات پيش از انتخابات بسر مي برند و با موج سواري بر عبارت «دانشجويان ستاره دار» در پي فرافکني و متشنج نمودن اتمسفر دانشگاهي کشور هستند. آنچه در ذيل مي آيد، مروري است بر تاريخچه چگونگي ورود عبارت «دانشجويان ستاره دار» به ادبيات سياسي کشور و اينکه چه جرياناتي در لواي اين هوچيگري، کاسبي کرده و منتفع شده اند!
     سرويس علمي/آموزشي - «هر فرد مادامي که به آزادي ديگران لطمه نزند، آزاد است» اين جمله از اعلاميه جهاني حقوق بشر اگرچه حاوي تمام حقيقت نيست اما بخشي از آن را در خود دارد و آن اينکه هر شخص تا آنجا آزاد است که به آزادي ديگران صدمه وارد نکند ولي اگر آزادي فردي در تزاحم با ديگري قرار گرفت، او از چنان آزادي محروم است و در اينجاست که آزادي محدود مي شود.
    هيچ کشوري در دنيا نيست که اصل «آزادي» را مشمول تعيين حدود و ثغور ندانسته و حد و مرزي براي آن متصور نباشد، خواه اين اعمال محدوديت براساس تفاسير خودخوانده اومانيستي در نظام هاي سکولار باشد و خواه برگرفته از موازين شريعت الهي اسلام در ملل مسلمان.
    در اين ميان شايد کمتر کسي باشد که با شنيدن واژه «آزادي»، ناخودآگاه به ياد «دانشجو» و «دانشگاه» نيفتد چرا جويندگان علم همواره بعنوان موتور محرک هر جامعه اي محسوب شده و سمبل آزاديخواهي در هر کشوري به شمار مي روند.
    دانشجويان نه تنها به علت قرارگيري در عنفوان جواني، محافظه کار نبوده و جسورانه وارد عمل مي شوند بلکه استدلال منطقي و استنتاج علمي ايشان موجب مي شود تا به شيوه اي عقلاني، از اعتقادات و علايق خويش دفاع نموده و در آرماني ترين شکل به بسط و تبليغ آن بپردازند.
    از اين روست که مي توان دانشگاه را به «محل دائمي نمايش تفکر» تشبيه نمود که دانشجو مختار است با درنظرگيري جميع جوانب و در کمال آزادي، نحله سياسي مدنظر را برگزيده و در چارچوب قانون، به فعاليت در راستاي اثبات حقانيت گرايش متبوعش بپردازد.
    نکته مهمي که مي بايد بدان توجه داشت آن است که چه بسا فرصت بالقوه جسارت جواني دانشجو، تحت تاثير هوچيگري و فتنه انگيزي مدعيان آزادي در دانشگاه ها، به تهديدي بالفعل بدل گشته و موجبات تنش و تشنج در فضاهاي آموزشي را فراهم آورد.
    در اين بين کم نيستند سوءاستفاده گراني که با برهم زدن اتمسفر سالم رقابت گفتماني در دانشگاه ها، فضاي دانشجويي را به سمت و سوي سياست زدگي پيش برده و با ملعبه قرار دادن احساسات پاک دانشجويان، از ايشان در نقش سربازانِ پيش مرگِ شطرنج سياست بازي مي گيرند!
    در اينجاست که وظيفه مسئولان ذي ربط اقتضاء مي کند که علاج واقعه قبل از وقوع نموده و با تصويب قوانين بازدارنده، در عين صيانت از آزادي انديشه در محيط دانشگاه، مانع از به قهقرا رفتن دانشجويان بوسيله گرايش به انديشه هاي انحرافي و التقاطي شوند.
    تصويب و ابلاغ «آئين نامه انضباطي دانشجويان»، از جمله اقداماتي بود که در دولت سازندگي، به منظور حفاظت از ساحت مقدس دانشگاه در مقابل نفوذ آراء انحرافي و انديشه هاي التقاطي صورت گرفت.
    بر همين اساس در بند «ج» از آئين نامه انضباطي دانشجويان جمهوري اسلامي مصوب 20 تيرماه 1374 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به رياست حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجاني - رئيس جمهور وقت - چنين آمده است:
    «بند «ج» - تخلفات سياسي:
    1) دادن اطلاعات خلاف واقع يا کتمان واقعيات از روي عمد نسبت به خود يا گروهک هاي محارب يا مفسد يا افراد وابسته به آنها.
    2) عضويت در گروهک هاي محارب يا مفسد يا ملحد يا هواداري و انجام هر عملي به نفع آنها.
    3) فعاليت و تبليغ به نفع گروهک ها و مکاتب الحادي.
    4) توهين به شعائر اسلامي يا ملي و ارتکاب اعمالي عليه نظام جمهوري اسلامي.
    5) ايجاد بلوا و آشوب در محيط دانشگاه»
    همچنين در ماده «7» از همين آئين نامه پيرامون تنبيهات در نظر گرفته شده براي دانشجويان مرتکب موارد بند مذکور مي خوانيم:
    «ماده «7» - تنبيهات:
    الف) منع موقت از تحصيل تا دو نيمسال تحصيلي.
    ب) منع موقت از تحصيل تا چهار نيمسال تحصيلي.
    ج) اخراج دانشجو از دانشگاه با حفظ حق شرکت مجدد در آزمون هاي سراسري.
    د) محروميت از تحصيل در کليه دانشگاه ها»
    بر اين مبنا دولت کارگزاران توانست با استناد به آئين نامه فوق، از ادامه تحصيل بسياري از دانشجويان جلوگيري کرده و در مواردي محکوميت هاي سنگيني چون محروميت مادام العمر از حق تحصيل يا به عبارت بهتر، اخراج هميشگي خاطيان از دانشگاه هاي کشور را صادر نمايد.
    با روي کار آمدن تجديدنظرطلبان در خرداد 76 اما وعده هاي آزاديخواهانه مدعيان اصلاحات، به وعيدهاي برخورد سفت و سخت با دانشجويان تبديل شد و احکام انضباطي، جنبه تسويه حساب جناحي به خود گرفت!
    اين تسويه حساب سياسي، آنجا شکل عملي پيدا کرد که سازمان سنجش و آموزش کشور - بنابر دستور مستقيم «مرتضي نوربخش»، مديرکل گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم در دوران اصلاحات - همزمان با انتشار اسامي قبول شدگان آزمون هاي سراسري سال 1378، در کنار نام برخي از پذيرفته شدگان، علامت «ستاره» درج نمود و از اينجا بود که عبارت «دانشجوي ستاره دار» پاي به عرصه وجود نهاد!(1)
    بر طبق آمار منتشره از سوي روابط عمومي سازمان سنجش، بيش از 5500 نفر از دانشجويان دانشگاه هاي کشور، از سوي وزارت علوم دولت اصلاحات، «ستاره دار» معرفي شدند که به تفکيک سال عبارتند از: «551 نفر در سال 78؛ 628 نفر در سال 79؛ 566 نفر در سال 80؛ 1069 نفر در سال 81؛ 2584 نفر در سال 82؛ 27 نفر در سال 83 و در نهايت 200 نفر در سال 84»(2)
    از اين روي مي توان بدعت «ستاره دار» ناميدن دانشجويان مسئله دار را به دوران زمامداري افراطيون دوم خرداد نسبت داد؛ چه آنکه پيش از آن هم از ادامه تحصيل دانشجويان داراي مشکلات انضباطي جلوگيري مي شد اما سخني از «ماه و ستاره» مطرح نبود!
    در برخورد سليقه اي دولتمردان تجديدنظرطلب با دانشگاهيان همين بس که وزير علوم وقت در آبان 1381 طي نامه اي خطاب به رئيس دولت اصلاحات، در واکنش به اعتراض به حق دانشجويان متدين نسبت به تجلي مظاهر فساد و الحاد در دانشگاه ها چنين مي نويسد: «ظهر روز چهارشنبه 29 آبان ماه جاري گروهي مرکب از حدود 50 نفر که خود را «اعضاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل» مي خواندند، به نحو سازماندهي شده اي وارد ساختمان مرکزي اين وزارت شده و آن را به اشغال خود درآوردند[!] اين اقدام غيرقانوني يک گروه کوچک و خشن که چند ساعت کار وزارت را با اختلال مواجه کرد به دور از بديهيات ديني، اخلاقي، عرفي و قانوني بود اما متاسفانه در سيماي جمهوري اسلامي و برخي مطبوعات از جمله جام جم، رسالت و کيهان به گونه اي ديگر و با مضموني تحريک آميز انعکاس يافت. به نظر مي رسد اين اقدام محدود و خشن که در نوع خود بي سابقه است، دور جديدي از ايجاد تنش را در شرايط کنوني دنبال کند، به ويژه آنکه به دنبال آن رسماً در برخي از مقالات از ضرورت تعطيلي دانشگاه و انقلاب فرهنگي جديد سخن رفته است. همچنين حرکت سازمان يافته اي با تجمع چند صد نفر در مقابل درب اصلي اين وزارت در تاريخ 17 تير 81 با شعارهاي مرگ و اعدام براي استاد مرتد و خائن و... انجام گرفت که گزارش آن به پيوست تقديم مي شود. بر اين اساس تقاضا دارم دستور فرمايند مسئله به لحاظ امنيتي، اطلاعاتي، سياسي، حقوقي و قضايي مورد بررسي کامل قرار گيرد و از بروز حوادث خسارت بار ديگر در وضعيت حساس دانشگاه هاي کشور پيشگيري بعمل آيد.»(3)
    با انتخاب محمود احمدي نژاد در سوم تير 84، رسانه هاي زنجيره اي تمام مساعي خويش را به کار گرفتند تا گناه ناکرده ستاره دار کردن دانشجويان را بر گردن دولت نهم انداخته و پيراهن عثمان نجم نشاني را عليه وزارت علوم دولت جديد علم کنند!
    هوچيگري رسانه هاي قبيله اي پيرامون ستاره دار کردن دانشجويان در دولت نهم در حالي روز به روز تشديد مي شد که با استناد به اطلاعيه سازمان سنجش، اگرچه اين سازمان بر طبق سنوات گذشته، در سال 85 نيز تعداد 224 دانشجو را ستاره دار اعلام کرده بود اما به دستور دکتر محمد مهدي زاهدي، وزير علوم وقت، همه افرادي که علامت ستاره در کنار نام آنها درج شده بود، بدون هيچ قيد و شرطي وارد دانشگاه شده و تحصيل خويش را از سر گرفتند.
    با پايان يافتن مهلت 4ساله خدمتگزاري دولت نهم و فرارسيدن موعد انتخابات رياست جمهوري دهم، نطفه منحوس فتنه اي منعقد شد که در يک سوي آن، السابقون تشنه قدرت و وطنفروشان اصلاح طلب نقش آفريني مي کردند و در سوي ديگر، عوامل شناسنامه دار سيا و موساد و منافقين کمر به نابودي يادگار بنيانگذار انقلاب بسته بودند!
    در اين برهه، برنامه ريزي به منظور ايجاد تنش و اغتشاش در دانشگاه هاي سراسر کشور بعنوان يکي از کليدي ترين اهداف از پيش تعيين شده نزد فتنه گران بشمار مي رفت. درست در همين زمان بود که عناصر سازماني سرويس هاي جاسوسي خارجي و مزدوران گروهک هاي ضدانقلاب، نقاب از چهره دانشجونماي خود برداشتند و مستقيماً به فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي پرداختند!
    نمونه بارز و عيني اين گونه اقدامات هنجارشکنانه، تحصن غيرقانوني فتنه گران 88 در دانشگاه تهران بود که مع الاسف با سخنراني تحريک آميز سرپرست وزارت علوم دولت يازدهم نيز همراه شد!(4)
    پس از فرو نشستن غبار فتنه و سهولت در امکان تمييز ميان سره از ناسره با چشم غيرمسلح(!)، طبيعي بود که گذر فتنه گران به مراجع قضايي بيفتد تا هزينه اقدامات مذبوحانه عليه نظام را پرداخت نمايند.
    در اين ميان عناصر دانشگاهي فتنه گران که در موهوماتشان، خيال عکس يادگاري با باراک اوباما و شيمون پرز را پس از يکسره نمودن کار نظام در سر مي پروراندند نيز از محکوميت هاي جزايي و امنيتي در امان نمانده و پاي لرز تناول خربزه فتنه نشستند!
    لازم به ذکر آنکه در تبصره 5 از ماده 7 آئين نامه انضباطي دانشجويان - که پيشتر بدان اشاره رفت - تاکيد شده است: «هرگاه دانشجويي در خارج از محوطه دانشگاه مرتکب عمل خلافي شود که بنابر قوانين کشوري مستوجب کيفر باشد، رسيدگي به جرم ارتکابي در چارچوب ضوابط و قوانين کيفري و جزايي در صلاحيت مراجع قضايي است اما کميته انضباطي نيز مي تواند به موازات آن، حسب ماده 7 اين آئين نامه تصميم گيري کند.»
    با احتساب تبصره فوق مي توان گفت که حق اعمال محروميت مضاعف از سوي کميته انضباطي دانشگاه ها براي مجرمين قضايي محفوظ بوده و گذراندن دوره محکوميت، هيچ ضمانتي به منظور بازگشت بي قيد و شرط مجرمين امنيتي به کلاس هاي درس دانشگاهي محسوب نمي شود.
    فتنه گران زخم خورده اما در شانتاژي رسانه اي، بدون لحاظ سبقه خرابکارانه و اتهامات پرشمار محکومان دانشجويي، تنها علت ممانعت از تحصيل اين عده را «ستاره دار» بودن ايشان عنوان کرده و دولت تازه نفس دهم را به گزينش استصوابي و قلع و قمع سليقه اي دانشجويان متهم مي نمودند، غافل از آنکه بسياري از اين افراد مشمول محکوميت هاي قضايي شده اند و نه صرفاً محروميت هاي در نظر گرفته شده از سوي کميته هاي انضباطي دانشگاه ها!
    با روي کار آمدن دولت اعتدال و سکانداري عناصر دگرانديش در وزارت علوم، موج سواري با عبارت «دانشجوي ستاره دار» وارد فاز جديدي شد که تدقيق و تامل بر ادعاهاي خلاف واقع مطروحه، روشنگر بسياري از مکتومات خواهد بود.
    در همين ارتباط خبرگزاري ايرنا، در گزارشي تحت عنوان «قصه پرغصه دانشجويان ستاره دار» چنين نوشته است: «رشد قارچ گونه ستاره دارها در دولت هاي نهم و دهم بر کسي پوشيده نيست. در اين دوره به دنبال بسته شدن فضا و محدود شدن فعاليت هاي دانشجويي، تعداد دانشجويان ستاره دار به خصوص ستاره دارهاي محروم از تحصيل به سرعت افزايش پيدا کرد. وزارت علوم تازه نفس [دولت يازدهم] تاکنون براي شفاف سازي و حل مشکل دانشجويان ستاره دار اقدام هاي مهمي انجام داده و موفق به حل مشکل تعدادي از اين دانشجوها شده است.»(5)
    در بخش ديگري از اين گزارش، ايرنا پاي درد دل يکي از اين دانشجويان ظاهراً ستاره دار مي نشيند و ادامه مي دهد: «خانم «م-گ» يکي از دانشجوياني که در سال 90 از دانشگاه اخراج شد، در گفت و گو با ايرنا گفت: بسته شدن فضاي دانشگاه ها در دوره احمدي نژاد موجب افزايش شمار دانشجويان ستاره دار شد، به طوري که همان کاري که دانشجويان 6 يا 7 ماه پيش از روي کار آمدن احمدي نژاد انجام مي دادند، با روي کار آمدن وي انجام دادند و ستاره دار شدند. به گفته وي، پرونده دانشجويان ستاره دار زماني بسته خواهد شد که نه 90 درصد بلکه 100 درصد اين دانشجويان از جمله آقاي «ض-ن» که تنها به خاطر عضويت در شوراي دفاع از حق تحصيل محکوم و زنداني شده اند به دانشگاه ها بازگردند و در رشته هايي که دوست دارند تحصيل کنند.»!
    اما به راستي خانم «م-گ» کيست که يک خبرگزاري دولتي اينچنين در مظلوميتش، اشک تمساح ريخته و فرياد وامصيبتا سر مي دهد؟!
    جالب اينجاست که بدانيم نامبرده از جمله اعضاي فعال سازمان منافقين به شمار مي رود که در جريان برگزاري دادگاهش در سال 88، اين گونه لب به اعتراف گشوده است: «من، «م-گ» در کمال صحت جسم و جان و با آگاهي کامل، ناگفته هايي را براي دوستانم به ويژه دانشجويان بازگو مي کنم تا باشد به آنها کمک کرده که واقعيت را با چشماني گشوده تر جست وجو کنند. افراد [منافقين] چون نيک آگاهند که تفکر منحط سازمان هيچ برش و مقبوليتي بين نسل جوان و فعال ندارد، به همين دليل خود را در پوشش فعالين حقوق بشر، مدافعان دموکراسي، طرفداران برابري و حقوق زنان و افرادي نگران حال و اوضاع دانشجويان محروم از تحصيل و ستاره دار معرفي مي کنند و با فعالين اين زمينه ها مرتبط مي شوند، بدون اينکه خود را معرفي کرده و منش و مرام خود را بازگويند. من خود يکي از اين افراد هستم که پس از مدت ها فعاليت و گمان اينکه گروه هاي مختلف را خوب مي شناسم، در دام تعدادي از اين منافقين افتادم که با دورويي در بين دانشجويان جا باز مي کنند تا از طريق خودمان تيشه به ريشه مان بزنند. من ندانسته شماره بسياري از نزديکان و دوستان و همکلاسان خود را به اعضاي دوروي اين گروهک که نفاق بر دل هايشان خانه کرده است دادم. از اين اشتباه ابتدا در پيشگاه خداي يکتا و سپس نزد همه دوستانم شرمگينم. در اين موقعيت حساس از همه دانشجويان آگاه تقاضا دارم رابطه خود را با تمام افراد مدعي حقوق بشر قطع کرده و بار ديگر به منافع طولاني مدت ايران بينديشند.»(6)
    به علاوه اينکه «ض-ن» - که «م-گ» در مصاحبه با ايرنا از وي نام برد - نيز از نفرات اصلي کادر منافقين در دانشگاه ها محسوب مي شد که هم اکنون به همين جرم، دوران حبس خود در زندان را سپري مي کند. نامبرده در عين حال با انتشار يادداشتي با عنوان «چه نبايد کرد»، از گذشته ننگين خود اعلام برائت کرده و سازمان منافقين را اينچنين به چالش مي کشد: «نطفه خطا و اشتباه در رفتار سياسي مجاهدين آنگاه بسته شد که «خشونت و ترور» را به عنوان ابزار، «ايدئولوژي» را به عنوان روايتي مطلق و حقيقي از عالم و «فعاليت مخفيانه» را به عنوان چتر حفاظتي و امنيتي پذيرفتند. مجاهدين خلق در گذر زمان و بخصوص پس از انقلاب، هر بار بيش از پيش به شاخص هاي يک «فرقه» نزديک شده اند. گرچه نزديک به يک دهه است که اين فرقه بنا به اجبار و ضرورت، ظاهراً مدعي شده اند که مشي خشونت آميز و مسلحانه را به کنار نهاده اند ليکن متاسفانه اين توفيق اجباري، تغييرات مثبتي را در ديگر وجوه اين سازمان بوجود نياورده است. نمي دانم شايد برخي اين قضاوت را شتاب زده و عجولانه بدانند ولي سرنوشت گروهي که با شعار آزادي به ترور و خشونت روي مي آورد، عبرتي است براي آنکه اگر نمي دانيم چه بايد کرد، لااقل بدانيم چه نبايد کرد.»(7)
    ماجراي دانشجويان ستاره دار نه تنها به موارد فوق ختم نمي شود بلکه در دوران چند ماهه سرپرست وزارت علوم در دولت يازدهم، ابعاد وسيع تري به خود مي گيرد.
    با تشکيل «کميته بررسي وضعيت دانشجويان ستاره دار» و اعلام فراخوان اين کميته از دانشجويان اخراجي معترض، نامه ها و درخواست هاي تجديدنظر بسياري روانه روابط عمومي وزارت علوم مي شود.
    بعضي از اين مکاتبات که اتفاقاً تعدادي از آنها نيز به دست خبرنگار کيهان افتاده، حاوي نکات جالب توجه فراواني است که در ادامه به مواردي از آنها اشاره خواهد رفت.(8)
    به عنوان نمونه در يکي از اين نامه ها، دانشجوي اخراجي رشته شيمي محض از دانشگاه فردوسي و دبير ستاد دانشجويي يکي از سران فتنه در مشهد، خطاب به وزارت علوم چنين نوشته است: «به استحضار مي رساند اينجانب «الف-ب» در طول تحصيل به يک سال و نيم محروميت محکوم شده بودم. بنده يک ماه پيش از اخراج از دانشگاه، تحصن يازده روزه اي [در مخالفت با] حکم صادره انضباطي عليه يکي از دانشجويان ترتيب داده بودم و در وقايع پس از انتخابات سال 88 به عنوان اقدام عليه امنيت داخلي به دليل حضور در تجمعات غيرقانوني، بازداشت و به يک سال حبس محکوم گشتم. لذا از شما مقام محترم در نهايت احترام درخواست دارم در صورتي که در حق اينجانب ظلمي شده - که بنده معتقدم شده است - شرايط ادامه تحصيلم به نحوي فراهم گردد. خواه در دانشگاه خودم يا در دانشگاه آزاد يا پيام نور.»!
    در نامه ديگري مي خوانيم: «اينجانب «م-الف» دانشجوي رشته مهندسي کامپيوتر از دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي هستم. بنده در آذر ماه 88 به علت عضويت در شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت بازداشت و به 7 سال حبس تعزيري محکوم شدم که پس از تحمل 21 ماه از محکوميت خود مورد عفو رهبري انقلاب قرار گرفته و آزاد شدم. چنانچه امکان بازگشت به دانشگاه خود را ندارم، بنده حاضر هستم در هر دانشگاهي که وزارت علوم تعيين مي کند، تحصيلات خودم را ادامه دهم.»!
    مسئول شاخه دانشجويي ستاد انتخاباتي يکي از سران فتنه در قزوين نيز طي نامه اي بلند بالا خطاب به سرپرست پيشين وزارت علوم، اين گونه اظهار داشته است: «اينجانب «پ-ح» از دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين هستم که به علت شرکت فعال در اغتشاشات بعد از انتخابات 88، به اخراج و محروميت از تحصيل در کليه دانشگاه ها تا 3 سال محکوم شدم. اين حکم عيناً در شوراي انضباطي تجديدنظر هم تاييد شد. در سال پيش از انتخابات مسئول شاخه دانشجويي يکي از دو کانديد معترض به نتايج انتخابات در استان قزوين بودم اما بعد از انتخابات 2 بار دستگير شدم و سپس با حکم کميته انضباطي از دانشگاه اخراج و محروم از کنکور شدم. اين نامه را جهت رسيدگي تسليم حضرتعالي مي کنم تا شايد امکاني براي بازگشت به دانشگاه برايم فراهم شود.»!
     جالب آنکه در موارد فوق الذکر و ساير نمونه هاي از اين دست، جملگي دانشجويان خاطي يا به اصطلاح ستاره دار، در عين اذعان به محکوميت خويش، چنان گستاخانه از لزوم بازگشت خويش به کلاس هاي درس دانشگاه سخن مي گويند که گويي اينان ابداً جرمي مرتکب نشده اند!
     ناگفته نماند که عملکرد تساهلي و تسامحي مدعيان اعتدال نيز چندان در زياده خواهي و بي حيايي فتنه گران بي تاثير نبوده و نيست، چه آنکه دولت يازدهم در همان روزهاي نخست فعاليتش، با بازگشت قريب به 500 نفر از مجرمين امنيتي به دانشگاه هاي کشور موافقت کرده است!(9)
    در عين حال، ضياء هاشمي سرپرست فعلي وزارت علوم در دولت دوازدهم نيز در اين خصوص اظهار داشته است: «آنچه مسلم است، اين است که اصولاً رويکرد مسئولان علمي و دانشگاهي در اين دولت متفاوت از گذشته بوده است و اصلاً بنايي بر محروم کردن دانشجو از تحصيل و يا ستاره دار کردن دانشجو را نداشتيم. ما در منشور حقوق دانشجو قيد کرديم که طبق ضوابط و قوانين موجود، اگر دانشجويي از حقوقش محروم شود، بر اساس قوانين مي تواند؛ پيگيرِ حقوقِ تضييع شده خود باشد.»(10)
    در پايان ذکر اين نکته ضروريست که طرد و پاکسازي عناصر مفسد، ملحد يا معاند از سطح دانشگاه هاي کشور نه تنها نافي آزادي و نکوهيده نيست بلکه به جهت پيشگيري از آسيب هاي احتمالي آتي بر قشر آينده ساز ايران اسلامي، پسنديده نيز خواهد بود؛ حال اگر عده اي تخطئه گر بر اين اقدامات نام «ستاره»، «سياره»، «منظومه» يا هر مسمي ديگري بگذارند، نه محلي از اعتنا را برخواهند انگيخت و نه در اصل سالم سازي محيط دانشگاه ها از لوث پلشتي ها، خدشه اي وارد خواهند نمود.
    
    پي نوشت ها)
    1- روزنامه کيهان / شماره: 19372
    2- خبرگزاري فارس / شناسه خبر: 8803160947
    3- خبرگزاري تسنيم / شناسه خبر: 71769
    4- تارنماي جهان نيوز / شناسه خبر: 307309
    5- خبرگزاري ايرنا / شناسه خبر: 81222800
    6- تارنماي رجانيوز / شناسه خبر: 68437
    7- تارنماي جرس / شناسه خبر: 69345
    8- منابع در تحريريه روزنامه موجود است.
    9- خبرگزاري مهر / شناسه خبر: 2246813
    10- خبرگزاري ايلنا / شناسه خبر: 490060
    کسب و کار با «ستاره دارها»! / از سير تا پياز ماجراي «دانشجويان به اصطلاح ستاره دار»
    


 روزنامه كيهان، شماره 21721 به تاريخ 22/6/96، صفحه 8 (دانشگاه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 18 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش نامه زنان
متن مطالب شماره 1 (پياپي 19)، بهار 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است