|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/6/23: دختران قاليباف ديزج
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6600
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6594 23/6/96 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


دختران قاليباف ديزج
وقتي رنج و زيبايي به هم بافته مي شود

نويسنده: ترانه بني يعقوب

مي گويند چشم که باز کردند، قاليبافي را از مادرشان ياد گرفتند. «گل گز» از آن قاليباف هاي ماهر بود. مي گويند دست و پنجه گل گز از طلا بود. مادر رفت اما ميراثش را براي دخترها جا گذاشت. ميراثي زيبا و نفيس اما نه چندان خوشحال کننده و شادي بخش.
    بيشتر دخترها قاليبافي بلدند؛ اينجا در روستاي ديزج اروميه، روستايي مرزي. کارگاه قاليبافي در واقع انباري کوچک و دم کرده اي است که درگرماي تابستان به کوره اي داغ مي ماند. آنقدر داغ که نفس کشيدن هم سخت است. شر شر عرق مي ريزم و سعي مي کنم سرفه نکنم. نخستين سوالم از صاحبکار که بالاي سرمان ايستاده اين است:
    
    - آقا چرا برايشان کولر يا وسيله تهويه نمي خريد؟
     - خودشون دوست ندارند، اصلاً اينجا نياز به کولر ندارد، نبين اين روزها گرم است. گفتم کولر بخرم؟ خودشان گفتند نمي خواهيم.
     دخترها کلامي بر زبان نمي آورند، مي بافند و مي بافند. صداي شانه که تند و تند فرود مي آيد، توي مغزم مي نشيند. هر سه پشت دارنشسته اند؛ سارا، شرمين و روناک. حتي يک بار هم موقع حرف زدن با من برنمي گردند تا توي صورتم نگاه کنند. همان طورکه مي بافند حرف مي زنند؛ با صدايي که به زحمت مي شنوم. دار قالي بزرگ است، بزرگتر از دارهايي که قبلاً ديده ام. نخ هاي رنگارنگ از بالاي دار آويزانند. صاحب کار برايم توضيح مي دهد که اين قالي ابريشمي است، قبلي پشمي بوده، اين يکي ارزشش خيلي بيشتر است.
     روناک 28ساله مي گويد: «5 نفريم امروز 2 نفرمان نيامده اند، اما در واقع 5 نفريم.» از ساعت 6 صبح به کارگاه مي آيند تا 6 عصر. روناک 5 صبح از خواب بيدار مي شود. کمي به کارهاي خانه مي رسد و بعد با خواهرش سارا به کارگاه مي آيند. ساعتهاي طولاني پشت دار قالي نشستن را در اين کارگاه خفه و بي نور تصور مي کنم:«همه کمر درد داريم، چشم درد داريم، سرفه هم مي کنيم. خب معلومه اين پشم ها مي رود توي گلو... مشکلات ديگري هم درست مي کند.»
    
    مي پرسم چه مشکلاتي روناک؟
    روناک سکوت مي کند، سکوتي طولاني. ساکت بودنش آنقدري طول مي کشد تا سرانجام صاحبکارش از کارگاه بيرون مي رود. روناک همان طور که مي بافد حرف مي زند: «از بچگي پاي دار قالي ام. 5 سال پيش شوهر کردم. فهميدم بچه دار نمي شوم.همه گفتند ازعوارض قاليبافيه. براي اينکه اين همه مدت طولاني پشت دارنشسته اي. شوهرم پارسال طلاقم داد.» حالا شرمين به حرف مي آيد: «براي همين اينجا... آنهايي که کمي وضع شان بهتر است دخترشان را نمي فرستند قاليبافي. مي دانند اين بلاها سر آدم مي آد، اينجا هم زني بچه دار نشه خيلي تحملش نمي کنند يا هوو سرش مي آرن يا همين اتفاقي که براي روناک افتاده. اينجا طلاق گرفتن هم آسان نيست. ديگر نمي شود از در خانه براحتي بيرون رفت.» روناک سکوتي طولاني مي کند.
     سارا خواهر روناک است، ازدواج نکرده.30 ساله است. او هم قاليبافي مي کند. مي گويند پدرشان تکه زمين کوچکي دارد که در آن گندم مي کارد و از اين تکه زمين کوچک امسال فقط 400هزار تومان برايش مانده. براي اينکه به گندم ها آفت زده. پدر هم سن و سالي ازش گذشته و نمي تواند کارگري کند و براي همين بار زندگي افتاده روي دوش دخترها. چاره اي هم نيست.
    شرمين داستانش با دخترها فرق دارد: «چاره اي ندارم. شوهرم کولبري مي کرد اما از وقتي چند نفر از دوستانش بازداشت شده يا تير خورده اند، قسمش دادم ديگه به کوه و کمر نزنه. شوهرم کارگري مي کند و من هم قاليبافي. اين جوري زندگي مي گذرد. سخته بچه ها مي مانند پيش مادر شوهرم. خودم هم هميشه خدا کمر درد دارم و سرفه مي کنم اما چاره اي نيست. بهتر از اينه که جنازه اش رو از کوه بکشن پايين. من تازه يک ساله کار مي کنم. بيشتر دخترها قاليبافي بلدند اما آنقدر سخته که ترجيح مي دهند نروند سراغش.»
    صاحبکار دوباره به کارگاه برگشته. انگارخيلي دلش نمي خواهد، دخترها را با من تنها بگذارد. هرچند آنها فقط از خودشان حرف مي زنند. روناک و سارا مي گويند که چقدر دلشان مي خواسته درس بخوانند اما پدرشان به خاطر نداري گفته بنشينيد توي خانه. هر دو تا دوم ابتدايي درس خوانده اند. اين روزها همه درآمدشان را مي دهند دست پدرشان. مي گويند براي هميشه حسرت مدرسه رفتن روي دلشان ماند.
    صاحبکارشان برايم از زيبايي و نقش و نگار قالي ديزج مي گويد و من از دستمزد دخترها مي پرسم. مي گويد روزي 30 هزار تومان دستمزد مي گيرند. يعني اگر يک روز کامل از 6 صبح تا شش عصر را در کارگاه بگذارنند 30 هزار تومان دستمزد کامل را مي گيرند و اگر نصف روز بمانند 15 هزار تومان. مي گويد اين فرش 18 متري حدود 25 ميليون به فروش مي رسد و بافتش چهار پنج ماهي طول مي کشد. بارها در حرفهايش تاکيد مي کند قاليبافي اصلاً کار سختي نيست. راحت اينجا مي نشينند و مي بافند و سر ماه هم حقوق شان را مي گيرند. ساعتي توقف در کارگاه دم کرده، نفس کشيدن را برايم سخت کرده و سراپايم خيس عرق شده. دخترها بدون اينکه سر برگردانند، با من خداحافظي مي کنند. رو به صاحبکارشان مي گويم قاليبافي اما واقعاً کارسختي است.
    
    دختران قاليباف ديزج / وقتي رنج و زيبايي به هم بافته مي شود
    


 روزنامه ايران، شماره 6594 به تاريخ 23/6/96، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7 بار
    



آثار ديگري از "ترانه بني يعقوب"

  پنجره اتاق ما به آغل باز مي شود / زندگي دردناك در روستاي ابراهيم آباد ري
ترانه بني يعقوب، ايران 28/6/96
مشاهده متن    
  ايران ما را فرزند خود نمي داند؟ / با پناهجويان كرد عراقي در «زيوه» آذربايجان غربي
ترانه بني يعقوب، ايران 25/6/96
مشاهده متن    
  هر روز تنبيه مي شويم / ماجراي 4 خانواده اي كه در مدرسه متروكه دوران كودكي شان سكونت كرده اند
ترانه بني يعقوب، ايران 22/6/96
مشاهده متن    
  قنبرآباد آب ندارد، ارباب دارد / گردشگري فقر در اطراف تهران و تماشاي روستاهايي كه اهالي اش همچنان رعيّت اند
ترانه بني يعقوب، ايران 15/6/96
مشاهده متن    
  در بيمارستان شهداي تجريش دقيقاً چكار مي كنند؟ / گزارشي از يك عيادت كوتاه و گذرا از مهم ترين مركز درماني شمال تهران
ترانه بني يعقوب، ايران 12/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بوم شناسي كاربردي
متن مطالب شماره 20، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است