|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/6/23: همه آدم ها «بشر» هستند، اما بعضي آدم ها «بشر»ترند!
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2968
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2962 23/6/96 > صفحه 20 (روزنامه فردا) > متن
 
      


نكته 
همه آدم ها «بشر» هستند، اما بعضي آدم ها «بشر»ترند!


نويسنده: بهمن كشاورز

١) يادش بخير، «جورج اورول» نويسنده اي كه «قلعه حيوانات» را نوشت، كه آنچه در آن مي گذرد را در همه جوامعي كه تحت سلطه ديكتاتورها و ديكتاتوري هستند، مي توان ديد، در كتاب ديگرش «١٩٨٤» كه حاوي پيشگويي هايي اعجازگونه است، شعاري را از قول برادر بزرگ تر، يا همان ديكتاتور ارشد، نقل مي كند: «همه مردم برابرند؛ اما بعضي مردم برابرترند»! در اين بيان طنزگونه مفهومي بسيار جدي نهفته است و فرد منصف درهمه جا جلوه هاي گوناگون آن را مي بيند.
    ٢) داستان «حقوق بشر» اما چنان مقوله اي است كه اگر توقع داشته باشيم اين شعار در آن جايي نداشته باشد، شايد چشمداشت چندان بي جايي به نظر نيايد. زيرا پس از تدوين و تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر، مشخص شد كه مفاد آن با آموزه هاي اصلي بسياري – و شايد همه- اديان و ايدئولوژي ها و نظام هاي فلسفي، به طور كلي، سازگار است و حداقل اين است كه آن اعلاميه با اين آموزه ها مخالفت و معارضه آشكاري ندارد.اگر فصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را- كه درباره حقوق ملت است- با اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني مقابله و مقايسه كنيم، موارد تشابه و انطباق را بسيار و نمونه هاي افتراق و تفاوت را اندك خواهيم يافت. به همين جهت وقتي تعدادي از كشورهاي اسلامي، «اعلاميه حقوق بشر اسلامي» را تدوين كردند، بسياري از صاحبنظران خرده گرفتند كه «مگر چند نوع بشر داريم؟»حاصل اينكه در عالم نظر و معني، ظاهرا آحاد بشر حقوق يكساني دارند و كمتر كسي به خود اجازه مي دهد چيزي غير از اين بگويد.
    ٣) اما در حيطه عمل و واقعيت، چيز ديگري است. تا پيش از تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر – هرچند متون مشابهي پس از انقلاب فرانسه و بعدها در اعلاميه استقلال ايالات متحده آمريکا و شايد پيش از آن در«ماگناکارتا»ي بريتانيا تنظيم و منتشر شده بود- اما هرگز نمايندگان اکثريت قريب به اتفاق کشورهاي جهان در جايي گردهم نيامده بودند که بگويند: «ما مردم ملل متحد با بقيه به محفوظ داشتن نسل هاي آينده از بلاي جنگ ... و با اعلام مجدد ايمان خود به حقوق اساسي بشر و به حيثيت و ارزش انساني و به تساوي حقوق بين مرد و زن و همچنين بين ملت ها اعم از کوچک و بزرگ و به ايجاد شرايط لازم براي حفظ عدالت و احترام الزامات ناشي از عهدنامه ها ... مصمم شده ايم که براي تحقق اين مقاصد تشريک مساعي کنيم و ...».و هرگز همين «تشريک مساعي» به تدوين سندي که مجمع عمومي سازمان ملل متحد آن را «آرمان مشترکي براي تمام مردم و کليه ملل» اعلام کرده است، منتهي نشده بود.با اين مقدمات و حوادث و وقايع وحشتناک و نفرت انگيزي که منتهي به تنظيم و تصويب اين اسناد و تشکيل اين سازمان عريض و طويل بين المللي شد، توقع معقول اين بوده و هست که دنيا ناظر نسل کشي و کشتار دسته جمعي و رفتارها و حرکاتي که با آگاهي از آنها انسان، با اينکه نه در وقوع و تحقق آنها نقشي داشته و نه براي جلوگيري از وقوعشان توان و امکاني، دچار شرمساري و سرافکندگي مي شود و از انسان بودن خود احساس خجالت مي کند، نباشد. اما آيا چنين است؟
    ٤) وقايعي که به طور مداوم در جاي جاي جهان رخ مي دهد و برخورد و عکس العمل دولت ها و حتي سازمان هاي بين المللي در قبال اين رويدادها نشان مي دهد که سبعيت و وحشيگري پاره اي از افراد بشر، باوجود تصويب اعلاميه ها و عهدنامه ها و ... پيش گفته کاهش نيافته و با اينکه موضوع و قرباني اين وحشيگري ها همواره آحاد «بشر» هستند، دولت ها و سازمان هاي بين المللي، در قبال اين رويدادها رويکرد و عکس العمل يکساني ندارند. تکرار وقايع به گونه اي است که تقريبا هرگز جهان از چنين حوادثي خالي نمي ماند. رواندا، سربرنيتسا، کوزوو، افغانستان، عراق، سوريه، کردستان و حالا ميانمار(برمه). تجسم آنچه بر آحاد بشر گذشته است، تن را به لرزه مي آورد و دل را به درد. در اين ميان موضع گيري دولت ها و جامعه جهاني و سازمان هاي بين المللي نيز جالب است. برخي از اين فجايع در حضور ماموران سازمان ملل رخ داده و در بعضي ديگر سازمان ملل و جامعه جهاني، آنچه را واقع شده پيش بيني مي کرده اند و بعضا ناظر واقعه بوده اند. اين در حالي است که در موارد ديگري به محض ظاهر شدن اولين نشانه هاي بروز مشکل، کشورها و دولت هاي ذي نفع- يا ظاهرا ذي نفع- اقدام به «قشون کشي» و مسئله را پيش از طرح شدن حل کرده اند.
    ٥) اين مجموعه ما را به اين نتيجه مي رساند که هرچند ظاهرا اعلاميه حقوق بشر و ساير اسناد بين المللي عام الشمول هستند و احکام آنها همه آحاد بشر را در بر مي گيرد، اما در عمل بعضي از انسان ها، در برخي موارد، مشمول اين ضوابط نمي شوند.
    گاهي دولت ها راسا يا سازمان ملل به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد، در اجراي مواد ٣٩ تا ٥٢ منشور، اقداماتي از قبيل دخالت بشردوستانه و عمليات پيشگيرانه و امثال اينها را انجام مي دهند و گاهي با قضايا چنان برخورد مي کنند که گويي هيچ اتفاقي نيفتاده است.تجربه نشان داده که در گزينش يکي از اين دو روش، وجدان عمومي جهان و کرامت انساني و مقولاتي از اين قبيل مطرح نيست. به ياد بياوريم استفاده عراق را از سلاح هاي شيميايي عليه ايران و اعتراض و فرياد و فغان ايران را که در زمان وقوع حملات به هيچ نتيجه اي نرسيد و فقط پس از بيست و چند سال تاييد شد!! حال آنکه کاربرد سلاح شيمايي عليه نظاميان جنايت جنگي و عليه غيرنظاميان جنايت عليه بشريت بود و هست.
    ٦) آنچه اکنون در ميانمار مي گذرد نيز مصداق و مثالي است براي آنچه گفته شد. البته دولت برمه و رئيس محترمه نوبليست آن مرهون مفهوم مبهم و کشدار تروريسم و تروريست هم هستند که وسيله اي است براي توجيه اقدامات غيرانساني و گاه نابخردانه. وقتي آقاي ترامپ با بهره برداري از اين مفاهيم تعريف نشده، اسلحه مي فروشد و زير تعهداتش مي زند و مويد به تاييد «نوبل» هم نيست، چرا کسي که جايزه نوبل هم دارد، از موقعيت استفاده بهينه نکند و پير زنان و پير مردان و بچه هاي مسلمان را تروريست نخواند؟ کساني که گويا کمتر از ديگران «بشر» هستند!
    ٧) کسي گفته بود «ملتي که آزادي را فداي امنيت مي کند، نه لياقت آزادي را دارد و نه شايسته داشتن امنيت است». اين گفته البته زيباست و اين پرسش را که چرا بعضي ملت ها وجود زمامداران ظالم و حتي «خل و چل» را تحمل مي کنند، در ذهن زنده مي کند. اما ديدن مردمي که هيچ پناهي ندارند و با به دوش کشيدن کودکان و پيران خود، برهنه و گرسنه به اين سو و آن سو مي گريزند، شايد نه دفاع اما توجيهي باشد براي اين رفتار شگفت انگيز بعضي ملت ها. بنابراين شايد بتوان گفت اينکه «همه آدم ها بشر هستند»، درست است؛ اما گويا بعضي از آدم ها کمتر از ديگران و برخي ديگر بيشتر از ديگران «بشر» هستند! والله اعلم
    نكته : همه آدم ها «بشر» هستند، اما بعضي آدم ها «بشر»ترند!
    


 روزنامه شرق ، شماره 2962 به تاريخ 23/6/96، صفحه 20 (روزنامه فردا)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 39 بار
    



آثار ديگري از "بهمن كشاورز"

  حقوق فراموش شده در استخدام معلمان
بهمن كشاورز، شرق 7/6/96
مشاهده متن    
  قاتل آتنا و مجازاتي كه بازدارنده نيست
بهمن كشاورز، شرق 24/4/96
مشاهده متن    
  داخل خودرو حريم خصوصي است
بهمن كشاورز *، اعتماد 17/4/96
مشاهده متن    
  رذايل و فضايل
بهمن كشاورز، شرق 7/4/96
مشاهده متن    
  جرم غير قابل گذشت
بهمن كشاورز*، ايران 4/4/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مراقبت مبتني بر شواهد
متن مطالب شماره 2 (پياپي 23)، Summer 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است