|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/6/23: پرايدُلوژي
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2992
يكشنبه سي ام مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2962 23/6/96 > صفحه 16 (جامعه) > متن
 
      


پرايدُلوژي
بررسي «شرق» از تلخ و شيرين ٢دهه زندگي مشترك ايرانيان با پرايد

نويسنده: معصومه اصغري

پيکان هيچ وقت فکر نمي کرد خودرويي جمع وجور و نرم و نازک بتواند بعد از او تبديل به خودروي بيشتر مردم ايران و خودرويي پرخاطره براي همه تبديل شود. مي توان گفت همه مردم ايران به شکلي با پرايد خاطره دارند؛ حالا يا خودشان و خانواده و فاميلشان پرايد داشته اند يا در شهرشان سوار پرايد شده اند. البته خاطرات از پرايد را حتما بايد به دو بخش خاطرات تلخ و شيرين تقسيم کنيم.
    پرايد را مي توان يکي از موارد متعدد تجددهاي مسئول خواسته و اجبارشده در زندگي مردم ايران قلمداد کرد؛ گزينه اي که هيچ گزينه مقابلي براي انتخاب نداشت و اگر پولتان و شرايطتان به اندازه خودروهاي گران تر نبود، مجبور بوديد همان پرايد را داشته باشيد. البته پرايدي که تا اينجا از آن صحبت مي کنيم، پرايد تا هفت – هشت ميليوني قبل از سال ٩٠ است که تقريبا همه مردم ايران از پيرمرد تا نوجواناني که تازه ١٨ سالشان شده بود، مي توانستند بخرند. حالا که درباره ازرده خارج کردن اين خودرو محبوب ايرانيزه شده صحبت مي کنيم، پرايد به انواع مختلف و متفاوت و البته گراني تغيير ماهيت داده و فرزندان زيادي دارد که هر طور شکل و داخلشان را تغيير دهد و جان به جانشان کند، باز هم پرايد خواهند بود. پرايد ديگر يک خودرو ارزان نيست که هر خانواده اي بتواند يکي از آن را داشته باشد؛ به عبارت ديگر اين پرايد نبود که خود را با خانواده هاي ايراني تطبيق داد، اين خانواده هاي هميشه منحصربه فرد و شگفت انگيز ايراني بودند که باوجود همه نيش و زخم هايي که از پرايد ديدند و مي بينند باز هم براي پرايد سرودست مي شکنند و نمي گذارند اين خودرو روي زمين بماند و حتي با قيمتي سه برابري باز هم پرايد مي خرند.
    خبري که شرکت سايپا در توقف خط توليد خودرو پرايد هاچ بک اعلام کرده است، چندان جديد نيست و بارها اين خبر تشويقي براي ولع بيشتر بازار و مردم ايران به خريد، پرايد اعلام شده است. از اواخر سال ٩١ که موضوع استانداردهاي خودروهاي داخلي مطرح شد و آپشن هاي پرايد در حد حداقل ها هم نبود، موضوع ازرده خارج شدن اين خودرو را بارها مسئولان راهور و ساير مسئولان شهري و نمايندگان مجلس مطرح و پيگيري کردند؛ اما مثل هميشه، زور خودروسازان به همه مسئولان اجرائي چربيد و پرايد مقتدرانه به راه خود ادامه داد.
    مسئولان شرکت سايپا گفته اند توقف پرتيراژترين خودروي داخلي را با توقف توليد پرايد ۱۱۱ هاچ بک شروع کنند؛ اما اين اعلام که از حالا براي ارديبهشت سال آينده اعلام شده، معلوم نيست اجرائي شود و براي چندمين بار بيشتر بوي بازاريابي براي توليدات اين خودرو را دارد و بايد ديد چقدر اين قول مي تواند اجرائي شود.
    
    سري کره اي هنوز خواهان دارد
    سري اول پرايدهاي هاچ بک و صندوق داري که وارد ايران شده بود و تا مدتي توليد هم مي شد، به سري کره اي معروف بودند که هم بدنه قوي تري داشتند و هم از نظر جان سختي، بسيار زبانزد بودند و مي توانستيد تفاوت را در صداي نفس کشيدن خودرو هم متوجه شويد. پرايدهاي کره اي هنوز هم خواهان دارد و کساني که همان سال ها پرايد کره اي داشتند، شايد تا امروز آن را نگه داشته باشند و هنوز از سري کره اي بودن پرايد يک آپشن مهم در خريد آن است. يکي از دوستان مي گفت همکار پزشکم دهه ٧٠ يکي از پرايدهاي هاچ بک کره اي را خريد و آن زمان کلي باکلاس بود و هنوز هم آن را نگه داشته است. علت اين تفاوت بين نمونه کره اي و توليدات داخل، جز اين بود که توليد داخل تمام آپشن هاي مهم در اتاق و بدنه را از اين خودروي جمع وجور و سبک گرفته بود؟ خودرويي که بدنه اش با يه مشت فرو مي رفت، چطور مي توانست در تهران و ترافيک و تصادفات روزمره اش جان سختي کند و از خود و راننده و سرنشينانش دفاع کند؟
    
     خودروي فشن اسپرت هاي پايين شهر
    پرايد هاچ بک اولين سري از خودروهايي بود که جوانان قشر متوسط و به قولي پايين شهري مي توانستند روي آن مانور دهند و کَل کَل راه بيندازند. خودروهايي مثل گلف و گُل هاچ بک آن زمان براي جوانان اين طبقه گران بود؛ اما پرايد هاچ بک گزينه جديد و نزديک به هدفي بود که هنوز هم به ذائقه همين قشر خوش مي آيد. به عبارتي اين گونه متغير شده خودرويي تا امروز دو نسل از جوانان دهه ٦٠ و ٧٠ را همراهي کرده و هنوز هم مشتاق به همراهي است.
    
     پرايد و پايان دونفره جلو نشستن
    وقتي پرايد تبديل به خوردرو بيشتر شهرهاي ايران شد، تقريبا همه به اين نتيجه رسيده بودند که اين خودرو مناسب خانواده هاي شلوغ و ايراني نيست؛ اما باز هم اين خانواده هاي ايراني بودند که خود را با پرايد تطبيق دادند و جمعيتشان را کم کردند تا به پرايد فشار زيادي وارد نشود. اين گونه بود که قوانين و آيين نامه هايي براي کم سرنشين بودن در پرايد تصويب شد. هم زمان با موجي که براي بستن کمربند ايمني حداقل براي راننده و سرنشين جلو، شروع شده بود، قرار شد فقط يک نفر جلو بنشيند و دو نفر به جاي سه نفر روي صندلي عقب بنشينند؛ چون اتاق پرايد از نظر عرض، طول و ارتفاع، جواب گوي سه نفر آدم بزرگ نبود. البته اين آيين نامه ها به شکل کامل اجرائي نشد و هنوز صندلي عقب در عرف اجتماعي و قواعد شهري و نه قوانين، همان سه نفره است؛ اما پرايد خاطرات مشترک بسياري را از دو نفر جلو نشستن از بين برد و ديگر نه پرايد جايي براي دونفره نشستن داشت و نه جريمه هاي قانوني مي گذاشت اين نزديکي دوستي خيز ادامه يابد.
    
     گزينه مهم براي ازدواج
    بسياري از جوانان در اين سال ها با پرايد ازدواج کردند؛ يعني اول پرايد خريدند بعد رفتند خواستگاري و جواب مثبت هم گرفتند. پرايد برايشان بليت و برگ برنده بود؛ چون با پرايد همه کاري مي شد انجام داد و ديگر حتي نگران بي کاري داماد نبودند. دامادي که مي توانست پرايد داشته باشد، مي توانست رشد کند و مدل هاي بالاتر را هم بخرد و غير از اين چند سال آخر، کلاس خوبي هم در قشر متوسط رو به پايين جامعه داشت. قشري که حتي مديرعامل سايپا هم معتقد است پرايد را اصلا براي همين قشر توليد مي کنند. يادم هست برادر يکي از دوستان بدون سربازي و کار در دوره دولت نهم وقتي نوسازي خودروهاي فرسوده را راه انداخته بودند، يک پيکان قراضه داد و با وام يک پرايد نو خريد و چند ماه بعد هم ازدواج کرد.
    
    چه سفرها که نرفتيم با پرايد
    واقعيت انکارنشدني پرايد اين است که اين خودرو بسياري از خانواده هاي ايراني را خودرودار کرد و بسياري از خانواده هاي ايراني اولين سفر شمال و مشهدشان را با پرايد رفتند. پدر من هم مثل بسياري از خانواده ها براي هزينه هاي خريد خانه سازماني پيکان آلبالويي جذابش را فروخته بود و سال ها بود ماشين نداشتيم. اولين سفر خانوادگي با ماشين ما وقتي بود که خواهرم گواهينامه گرفت و پرايدي کره اي خريد و ما اولين شمال مشترکمان را رفتيم. در دوره اي آن قدر پرايد در سفرهاي نوروزي و تابستاني در جاده ها غالب بود که پليس راهور درمورد اين وضعيت گزارش ويژه ارائه مي کرد. اين دوره دوره اي بود که هنوز مسئولان راهور و ساير مسئولان اجرائي بنايي بر اعلام تلفات اين خودرو نداشتند. پرايد براي خانواده هاي ايراني که عادت به سفر با خودرو به شکل کمپينگ و با لوازم بسيار دارند مناسب نبود اما باز هم اين خانواده هاي ايراني بودند که خود و خانواده را با صندوق کوچک و اتاق تنگ تطبيق دادند و باز هم به سفر رفتند.
    
     گزينه مطلوب براي تاکسي پايتخت
    آن قدر پرايد گزينه مطلوبي براي شهروندان بود كه مسئولان دولت هاي نهم و دهم و البته با مخالفت مديريت شهري وقت به پرايد رنگ زرد زد و آن را وارد تهران کرد تا به عنوان تاکسي فعال شود. رانندگان تاکسي که سال ها منتظر نوسازي پيکان قراضه خود بودند، باز هم چاره و گزينه اي جز پرايد نداشتند و مثل مردم تهران مجبور به قبول اين خودرو شدند. اين گونه بود که پرايد با همان اتاق تنگ و کوتاهش تبديل به تاکسي غالب در تهران و شهرهاي ديگر ايران شد و مسافرانش همان طور فشرده کنار هم نشستند. تاکسي هاي پرايدي که کمتر از ١٠ سال از عمرشان نمي گذرد، اين روزها در نوبت نوسازي هستند و حالا تنها رانندگان تاکسي هستند که بايد تاوان وام آن را بدهند و باز هم گزينه هاي پيش رويشان با توجه به پولشان اختياري نيست.
    
    جاي خالي پرايد براي مسافرکش ها
    در اين سال ها در کنار پرايد تاکسي، گزينه ديگري به حمل ونقل شهري هم اضافه شد که مورد استفاده و اقبال مردم و البته اعتراض رانندگان تاکسي بود و آن هم مسافرکش هاي پرايدي بود. از آنجا که پرايد گزينه معمول و معقولي براي قشر متوسط بود، بسياري از امکان مسافرکشي با پرايد در ساعات مختلفي از شبانه روز و قبل و بعد از اداره استفاده مي کردند. در دوره اي دولت و مديريت شهري سعي در حذف اين مسافرکش ها و ساماندهي آنها داشتند که موفق نشدند و اين مسافرکش هاي پرايدي کماکان در تهران و شهرهاي ديگر حضور دارند و حسابي هم فعال هستند. در اين مورد بايد گفت اين آپشن براي پرايد که مورد اعتماد مردم هم هست، تبديل به يک شغل شده و حالا اين نگراني وجود دارد که اگر پرايد ديگر توليد نشود، اين قشر که با پرايد مسافر و حتي بار جابه جا مي کردند و نان شب درمي آوردند، چه مي کنند؟
    
     رکورد دزدي از پرايد در ٣ ثانيه
    از جايي به بعد پرونده پرايد آن قدر سنگين شد که مسئولان انتظامي و راهور نمي توانستند آمار ندهند و به اين ترتيب آمارهاي نگران کننده در مورد پرايد يکباره همه جا را پر کرد. مسئولان انتظامي پرايد را ناامن ترين خودرو از نظر دسترسي سارقان اعلام کردند. محمد رويانيان در دوره اي که رئيس ستاد مديريت حمل ونقل و سوخت کشور بود، اعلام کرد ۴۴ درصد تصادفات منجر به واژگوني و فوت مربوط به دو خودروي پيکان و پرايد است. سردار تقي مهري، رئيس پليس راهنمايي و رانندگي ناجا هم با استناد به آمارها اعلام کرد بيش از ۲۳ درصد تصادفات فوتي با پرايد رخ داده است. چندي قبل هم دزدي ٥٠ساله که از کرج به مشهد کوچ کرده بود، رکورد دزدي از پرايد را شکست. او که در اطراف مراکز مهم تجاري، اموال داخل خودروهاي پرايد را مي ربود، اعتراف کرد دزدگير خودروها را در سه ثانيه قطع مي کرد.
     فارغ از اين آمار مردمي که سوار پرايد مي شدند، به چشم خود مي ديدند که در خانواده هاي اطراف خود چگونه قرباني مي گيرد و اين گونه بود که خاطرات پرايد از جايي به بعد ديگر بيشتر تلخ بود تا شيرين. پرايد مثلث ناامني جاده هاي ايران يعني جاده هاي ناايمن و غيراستاندارد و راننده سهل انگار را تکميل کرد. در آماري که پزشکي قانوني در سال ٩٣ از تعداد کشته شدگان حوادث جاده اي اعلام کرد مشخص شد که دو هزار و ٤٥٤ نفر از کشته شدگان حوادث رانندگي سال ١٣٩٢، راننده يا سرنشين خودروي پرايد بوده اند.
    
     وقتي از پرايد حرف مي زنيم از چه حرف مي زنيم؟
    محصول ويژه اي که گفته مي شود به عنوان پرفروش ترين محصول خودروسازان داخلي سود قابل توجهي را هم براي شرکت سايپا به همراه داشته است و دارد، حالا ديگر تبديل به نماد و مفهومي اجتماعي در جامعه ما شده است. پرايد و پرايدسوار و همه موضوعاتي که به اين خودرو مربوط مي شود معرفي کننده قشر و سطحي در اجتماع ماست که بيشترين قشر اجتماع هستند. وقتي از پرايد حرف مي زنيم از زندگي و روندي کم کيفيت، گاهي شاد و گاهي تلخ حرف مي زنيم که به شکل نمادي از زندگي بسياري از ايرانيان است که دچار آن هستند و حداقل فعلا چاره اي جز آن ندارند و با همان هم خوش هستند. وقتي از پرايد حرف مي زنيم يا در شبکه هاي اجتماعي هشتگ آن را کنار موضوعات ديگر مي آوريم يا مثال پرايد را براي هر موضوع کم اهميت مي آوريم، به نوعي شروع به اعتراض اجتماعي مي کنيم؛ اعتراضي که در نتيجه عدم امکان تغيير در زندگي واقعي به وجود آمده است.
    پرايدُلوژي / بررسي «شرق» از تلخ و شيرين ٢دهه زندگي مشترک ايرانيان با پرايد
    


 روزنامه شرق ، شماره 2962 به تاريخ 23/6/96، صفحه 16 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    



آثار ديگري از "معصومه اصغري"

  «شرق» دلايل افزايش يا كاهش محبوبيت نام ها را بررسي كرد: سقوط محمود، صعود ستايش
معصومه اصغري، شرق 27/7/96
مشاهده متن    
  نجفي در اولين نشست خبري خود در پاسخ به «شرق»: با شرط شهردار نشدم
معصومه اصغري، شرق 25/7/96
مشاهده متن    
  تفحص از «همشهري» در ٢٦ سالگي / تحقيق و تفحص از يك بنگاه عظيم اقتصادي به نام همشهري
معصومه اصغري، شرق 24/7/96
مشاهده متن    
  دردهاي «زيادي» / چطور ٣٠٠ هزار زن سرپرست خانوار ٣ ميليون شد؟
معصومه اصغري، شرق 20/7/96
مشاهده متن    
  ترمز شورا براي واگذاري املاك شهرداري
معصومه اصغري، شرق 19/7/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله سبك شناسي نظم و نثر فارسي
متن مطالب شماره 37، پاييز 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است