|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/6/23: براي كارآمدشدن پژوهش بايد متد پژوهش را ياد بگيريم
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2968
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2962 23/6/96 > صفحه 11 (علم) > متن
 
      


براي كارآمدشدن پژوهش بايد متد پژوهش را ياد بگيريم
نقش و جايگاه علم نانو و ارتباط آن با علوم ديگر در گفت و گو با دكتر «هاشم رفيعي تبار»

نويسنده: محمدرضا رضايي

دکتر «هاشم رفيعي تبار» از سرآمدان فناوري نانو در سطح جهان است. وي متولد ١٣٢٧ در تهران است و در رشته فيزيک ذرات بنيادي تحصيل کرده است. او ليسانس فيزيک و فوق ليسانس فيزيک هسته اي و دکتراي فيزيک نظري ذرات بنيادي را از انگلستان دريافت کرد. وي تاکنون سمت هاي بسياري داشته است؛ ازجمله: استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، رياست پژوهشکده علوم نانو در پژوهشگاه دانش هاي بنيادي (IPM)، رئيس بخش علوم نانو دانشگاه گرينويچ انگلستان، استاد مدعو دانشگاه توهوکو (ژاپن) و محقق ارشد دانشگاه آکسفورد انگلستان. از فعاليت هاي علمي وي مي توان به چاپ بيش از ٧٠ مقاله علمي در پنج حوزه متفاوت فيزيک و تاليف اولين کتاب در فيزيک محاسباتي نانولوله هاي کربني به زبان انگليسي اشاره کرد که در موسسه انتشارات دانشگاه کمبريج انگلستان نوامبر سال ٢٠٠٧ منتشر شد و به چاپ رسيد. وي پژوهشگر برتر نانوفناوري در سال ١٣٨٥ است و در ششمين دوره چهره هاي ماندگار برگزيده شده است. نقش و جايگاه علوم نانو و اهميت آن و همچنين ارتباط علوم با يکديگر، موضوع محوري گفت وگوي ما با اين استاد فناوري نانو است.
    
     اکنون بخش زيادي از فناوري ها و علوم در حال هم گرايي با هم هستند و بسياري از آينده پژوهان اعتقاد دارند اين بحث هم گرايي يک موجي را در آينده ايجاد خواهد کرد که مي تواند چهره زندگي انسان ها را تغيير دهد؛ مانند اتفاقي که با ظهور فناوري اطلاعات شاهد آن بوديم. کشوري مثل ايران با امکانات و شرايطي که دارد، چطور مي تواند با اين موج جهاني همراه باشد که حداقل ما در اين دوره از چنين موجي عقب نيفتيم؟
     ما اکنون داريم به سمت فعاليت هماهنگ رشته ها مي رويم و درواقع علوم بين رشته اي در حال رشد است. درواقع علومي که در قرن ١٩ از هم جدا شدند، در زمان «نيوتن» علوم متحد بودند. درواقع اين علوم به دليل گستردگي، به شکل مکانيکي از هم جدا شدند. البته اين جداشدن و تفکيک علوم از يکديگر، سود و ضررهايي براي ما به همراه داشت. از مزاياي اين تفکيک آن بود که هر رشته اي به رشد سريع خود ادامه داد. اما عيب هايي هم داشت براي مثال تئوري هايي در فيزيک وجود دارد که مي تواند به علم زيست شناسي کمک کند، اما به دليل جدايي فيزيک دان ها از زيست شناسان، هر دو ضرر کردند. براي مثال سيستم هاي خودسامان دهنده (self organizing systems) سيستم هايي هستند که در زيست شناسي پديد مي آيند. براي مثال وقتي که حيات در کره زمين پديد آمد، به سمت سيستم هاي خودسامان دهنده مي رود. ما هم اکنون در فيزيک از اين سيستم هاي خودسامان دهنده به ويژه در حوزه نانو استفاده مي کنيم و تئوري هاي مربوط به آنها را گسترش مي دهيم. اما چنين سيستم هايي در زيست شناسي، از ميليون ها سال پيش وجود داشت. هماهنگي هايي بين اجزاي اين سيستم ها وجود دارد و سيستم خودش را سامان مي دهد و از مخاطراتي که در مقابلش وجود دارد، جلوگيري مي کند و خواصي از خودش بروز مي دهد که در اجزاي آن وجود ندارد، يعني خواص پيدايشي (يا emergent properties). اين خواص اول در سيستم هاي زيستي به وجود آمده است. به اين صورت که اگر شما تک تک اجزا را در کنار هم قرار دهيد، کليتي پديد مي آيد که مجموع رياضي تک تک اجزا نيست. براي مثال اگر مغز انسان و نورون ها را که در حقيقت سلول هاي مغزي هستند در نظر بگيريد، اين سلول ها خواصي دارند. اگر اين سلول ها را در کنار هم قرار دهيم، نوعي خواص پيدايشي به نام ذهن پديدار مي شود. ولي ما در آزمايشگاه نمي توانيم چنين کاري کنيم. ما هنوز نمي دانيم مبناي پديدآمدن خواص پيدايشي چيست. در فيزيک همچنين خواصي به وجود مي آيد. در اين حالت، خاصيت يک کليت برابر با مجموع خواص تک تک اجزاي آن نيست. به چنين سيستم هايي، سيستم هاي ارگانيک يا به هم پيوسته مي گويند. ما در موتور يک خودرو، نقش هر جزء را در ارتباط با کليت آن مي بينيم و اگر آن را به اجزايش تبديل کنيم، ديگر آن کارايي را ندارد. به بيان ديگر در فيزيک و مکانيک مي توان از روي خاصيت تک تک اجزا به کليت آن پي برد، اما درباره سيستم هاي زيستي، نمي توان از روي خواص تک تک اجرا به خاصيت کل رسيد. خلاصه آنکه در مکانيک ممکن است از روي خواص اجزا، به کارايي کل پي برد، اما در علوم زيستي اين کار امکان پذير نيست.
    
     اين وضعيت در همه علوم زيستي به اين صورت است؟
     بله، در روان شناسي هم اصطلاحي داريم به نام روان شناسي گشتالت که شما پديده اي را مانند روان شناسي انبوه بررسي مي کنيد. براي مثال يک گروه سرباز را در نظر بگيريد، هرچند ممکن است تک تک آنها از جنگ بترسند، اما وقتي همه با هم متحد و جمع مي شوند، خواص تجمعي پديدار مي شود که هيچ ترسي از جنگيدن ندارند. خواص تجمعي هنوز هم براي ما بسيار ناروشن است. اين خواص خود را در سيستم هاي فيزيکي هم نشان مي دهد. بايد در نظر داشت هرچند خواص ماکروسکوپيک مواد از خواص ميکروسکوپيک آن سرچشمه مي گيرد، اما نمي توان اين خواص را از خواص ميکروسکوپي نتيجه گيري کرد. يکي از مثال هاي اين موارد، خاصيت سمي مواد است. ما هنوز نمي دانيم مواد چگونه بايد در کنار هم قرار گيرند که خاصيت سمي بودن آن ماده بروز کند. براي بررسي اين خواص بايد مدل سازي چندمقياسي انجام داد. خواص پيدايشي بايد در مقياس کلي در نظر گرفته شوند. در مقياس بزرگ ما هنوز نتوانسته ايم بفهميم که اين مولکول ها چطور با هم متحد مي شوند که ماده اي در آزمايشگاه سمي مي شود. اگر بخواهيم مثال بزنيم، من ترک و شکستگي مواد را مثال مي زنم که خود من خيلي روي آن کار کرده ام. اگر ترکي در ماده اي ايجاد شود، ترک ابتدا در مقياس اتمي شروع مي شود يعني پيوندهاي اتمي ماده ترک پيدا مي کنند و اين ترک شروع به حرکت مي کند و زماني به ترک قابل مشاهده تبديل مي شود که از چند مقياس رد شده باشد. اگر شما بخواهيد پديده شکستگي مواد را بررسي کنيد بايد خودتان را در چند لول يا سطح قرار دهيد. يک بار ما اين شکست را در سطح ماکروسکوپي و بار ديگر در سطح يا مقياس اتمي بررسي مي کنيم. البته در نظر داشته باشيد وقتي درباره پيستون خودرو صحبت مي کنيم، لازم نيست به بررسي خواص مواد در سطح اتمي بپردازيم، اما اگر بخواهيم در علوم زيستي پژوهش کنيم، مجبوريم اين لول ها و سطوح مختلف را به هم متصل کنيم. براي مثال، ما هم اکنون در زمينه تعامل ميدان هاي خارجي مانند امواج ماکروويو با نورون تحقيق مي کنيم. تخريبي که در آنجا صورت مي گيرد، به عدم تعادل در ناقل هاي عصبي منجر مي شود و درنهايت هم به اين سطح مي رسد که فرد در زمينه حافظه دچار اختلال يا بيماري خاصي شود. اين اختلال در مقياس هاي اتمي و نانو شروع مي شود، اما براي آنکه ما بتوانيم اين عارضه را ارزيابي کنيم، بايد اين مقياس ها را به هم متصل کنيم.
    
     پژوهش هاي شما بيشتر در چه زمينه اي بود؟
     ما در ايران و در دانشگاه شهيد بهشتي در زمينه مدل سازي و شبيه سازي کار کرده ايم. نتايج بسيار خوبي هم به دست آورده ايم که قابل چاپ هم بوده و از تئوري هاي بسيار پيشرفته اي هم استفاده کرده ايم. پديده هاي بزرگي که در طبيعت وجود دارد همه داراي سطح هاي متفاوت و زيادي هستند و اگر بخواهيد وارد اينها شويد، بايد به سطح ها يا مقياس ها و لول هاي پايين تر برويد، اطلاعاتي را بگيريد و به لول يا سطح بالاتر انتقال دهيد، بايد اطلاعات را از سطح اول به سطح دوم و از سطح دوم به سطح سوم و به همين ترتيب تا انتها انتقال دهيد تا با اين روش بتوانيد پديده را شناسايي کنيد؛ به ويژه در مورد بيماري ها و مواردي مانند اين. براي مثال براي بررسي دقيق تر يک بيماري ممکن است پژوهش را از سطح ژن شروع کنيد که اتصالات ژنتيکي تان يا پيوندها چطور پاره شدند، سپس بررسي کنيد اين ژن چطور باعث تخريب يک پروتئين شده است و اين تخريب چگونه موجب ازبين رفتن سلول مي شود و درنهايت به بيماري سرطان ختم مي شود. بنا براين، برخورد چندمقياسي، بايد در حل اين گونه مسائل به کار رود.
    
     ما براي اطلاع رساني پيشرفت هاي علمي که در سال هاي اخير اتفاق افتاده که نسبت به پيشرفت هاي سال هاي قبل بسيار متفاوت است، چه معيارهايي را بايد در نظر بگيريم؛ هم براي اينکه بتوانيم اطلاع رساني دقيقي براي مردم انجام دهيم و هم براي اينکه بتوانيم افراد جديدي را به اين حوزه ها علاقه مند کنيم تا يک خواست عمومي براي سرمايه گذاري در اين حوزه ها ايجاد شود؟
     اتفاقاتي که اکنون در ايران در حوزه پژوهش در حال وقوع است، نسبت به ٢٠ سال پيش به صورت ريشه اي فرق کرده است. يک زماني اگر يک مقاله فرد ايراني در نشريات معتبر خارجي چاپ مي شد، افراد جشن مي گرفتند زيرا اين اتفاق زياد روي نمي داد، اما اکنون اکثر دانشجويان دکتراي ما مقالات چاپ شده در بهترين نشريات دارند. برخي هم پيش از اين مي گفتند بعضي از کشورها حاضر نيستند مقالات ما را چاپ کنند، اما من چنين ادعايي را باور ندارم. من قبول ندارم که آنها تبعيض قائل مي شوند. اگر کسي حرفي براي گفتن داشته باشد، آنها مقاله را چاپ مي کنند. اما مشکل اصلي ما اين است که متد پژوهش را بلد نيستيم. فکر مي کنيم اگر داخل آزمايشگاهي برويم يا يک مسئله را از نظر عملي حل کنيم، اين موضوع بايد در بهترين نشريات خارجي چاپ شود. اما بايد دانست در هر دانشي حلقه هاي مفقوده اي وجود دارد که ما بايد آن حلقه ها را پيدا کنيم، يعني به دانش مان بايد اضافه کنيم. اگر درباره پديده اي نظريه پردازي کنيد، اين پژوهش قابل چاپ است. چنين نظريه پردازي هايي هم هميشه پيچيده نيست. مهم اين است که بتوان با استفاده از يک نظريه، پديده اي را توضيح داد. دانشجويان دکتراي ما مي خواهند با استفاده از روابط رياضي پيچيده، غامض ترين مسائل نظري را حل کنند اما به نظر من، اهميت نظريه پردازي هايي که کاربرد هم داشته باشند، بهتر است. من خودم در سخنراني علمي هيچ گاه از روابط رياضي و فرمول ها استفاده نمي کنم. بهترين معلم ما هم در اين زمينه «آلبرت اينشتين» است. ما با استفاده از رياضيات ساده هم مي توانيم نسبيت را درک کنيم چون «اينشتين» روي فيزيک اين موضوع تکيه کرده است. براي مثال بارها مردم از من مي پرسند نانو يعني چه و من تلاش مي کنم با استفاده از زبان ساده، مفهوم نانو را براي آنها بيان کنم و در بسياري از موارد هم افراد به شدت به اين موضوعات علاقه مند مي شوند.
    
     وضعيت پژوهش در ايران را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
     در ايران تعداد کمي هستند که پژوهش مي کنند چون سيستم طوري بنا شده که براي آموزش ارزش قائل است. البته در چند سال اخير به موضوع انتشار مقاله براي ارتقا اهميت دادند که همين تاکيد روي انتشار مقاله، مشکلاتي را هم پديد آورده است. مشکل بعدي هم تبليغات غيرواقعي و بزرگ نمايي است. براي مثال ممکن است در کشوري، پژوهشگران ژن يک بيماري را کشف کنند. در اين حالت، رسانه ها، خبر اين کشف را اعلام مي کنند، اما مسئولان سياسي درباره اين کشف اظهارنظر نمي کنند. اما در ايران، پيش از آنکه موضوعي اثبات يا تاييد شود، آن را تبليغ مي کنند که وجهه خوبي ندارد. البته در سال هاي اخير اين وضعيت کمي بهتر شده است. علم نياز به تبليغ هاي اين گونه ندارد. علاوه بر اين بايد به پژوهش هاي خاص هم پروبال داد. اطلاع رساني بايد همراه با صداقت باشد، نبايد دروغ گفت و درباره چيزي که اطلاع نداريم نبايد صحبت کنيم. تا زماني که پژوهش و توليد همراه نباشد، ما از محصولات ديگران تقليد خواهيم کرد.
    
    براي كارآمدشدن پژوهش بايد متد پژوهش را ياد بگيريم / نقش و جايگاه علم نانو و ارتباط آن با علوم ديگر در گفت و گو با دكتر «هاشم رفيعي تبار»
    


 روزنامه شرق ، شماره 2962 به تاريخ 23/6/96، صفحه 11 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    



آثار ديگري از "محمدرضا رضايي"

  خورشيد در مرگ نهنگ ها دست دارد!
محمدرضا رضايي، جام جم 22/6/96
مشاهده متن    
  تماشاي كسوف از ايستگاه فضايي بين المللي
محمدرضا رضايي، جام جم 25/5/96
مشاهده متن    
  سفر به نزديك ترين ستاره با فضاپيماي يك گرمي! / گام اول براي جدي شدن پروژه استارشات
محمدرضا رضايي، جام جم 11/5/96
مشاهده متن    
  با گوگل از ايستگاه فضايي ديدن كنيد!
محمدرضا رضايي، جام جم 4/5/96
مشاهده متن    
  آينده كاوشگر فضايي «دان» در ابهام
محمدرضا رضايي، جام جم 31/3/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه لذت فيزيك
متن مطالب شماره 44، مرداد 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است