|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/6/23: پليس راهور خودرو حامل بنيتا را ديد و گزارش داد
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2968
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2962 23/6/96 > صفحه 13 (حوادث) > متن
 
      


پليس راهور خودرو حامل بنيتا را ديد و گزارش داد
در دومين جلسه رسيدگي به پرونده قتل دختربچه ٨ ماهه مطرح شد


شرق: دومين جلسه رسيدگي به پرونده قتل بنيتا، دختربچه هشت ماهه، روز گذشته در حالي برگزار شد که يکي از قضات تاکيد کرد پليس راهور خودرو سرقتي را ديده و گزارش کرده است.
     در ابتداي جلسه رسيدگي، قاضي محمدي کشکولي، رئيس شعبه ٩، درباره متهم رديف چهارم که به تازگي دستگير شده است، گفت: اين فرد که احمد نام دارد، به عنوان يکي از افراد در صحنه سرقت به اتفاق دو همدستش در محل ربايش و سرقت خودرو حضور داشته و به لحاظ اينکه هم زمان با اين افراد دستگير نشده بود، تحقيقات تکميل نشده و پرونده در مرحله رسيدگي در دادسراست و در اين مرحله چون هنوز موارد دادسرايي و کيفرخواست صادر نشده است، اين فرد به عنوان مطلع در دادگاه حضور دارد.
     سپس احمد در جايگاه حاضر شد و گفت: «احمد. د» مجرد، تحصيلات ديپلم، شغل؛ راننده، سابقه مواد مخدر دارم، به اتهام نگهداري و مصرف پنج گرم شيشه به پنج سال حبس محکوم شدم و به مواد مخدر اعتياد ندارم.
     وي درباره روز حادثه گفت: من با مهدي (متهم رديف دوم) در زندان بوديم، زودتر از او آزاد شدم و او بعد از من آزاد شد. آن شب به من زنگ زد که من در خاوران بودم، با هم در ميدان آقانور، ساعت پنج صبح قرار گذاشتيم. مهدي به من گفت که براي تهيه جنس پيش محمد برويم. در بين راه مهدي بهانه آورد که محمد جوابم را نمي دهد، آن روز ساعت ٩ صبح روز حادثه به آرايشگاه رفتم. هنگامي که خواستم از آرايشگاه خارج شوم، مهدي با من تماس گرفت و پيشم آمد و از من تقاضاي سه هزارتومان پول کرد که آن پول را به پيک موتوري داد. تا مسيري او را به خانه رساندم. در بين راه مهدي با محمد صحبت کرد، از مهدي پرسيدم چه شده، گفت محمد ماشين روشن را دزديده است. من بعد از آن اتفاق ديگر او را نديدم و ٣٨ روز در کمپ بودم.
     قاضي خطاب به متهم: حرف هاي شما با مهدي متناقض است.
     متهم: من مهدي را در قيامدشت پياده کردم و رفتم.
     قاضي: شما شنيديد که بچه را دزديده است، چرا به بچه کمک نکرديد.
     متهم: من ماشين را نديدم، بچه را هم نديدم. روحم خبر نداشت که اين اتفاق افتاده است.
     قاضي: گفتي اعتياد به مواد مخدر نداري.
     متهم: آن موقع داشتم، اما به خاطر قولي که به خانواده ام داده بودم به کمپ رفتم، ديروز به خواهرم زنگ زدم و گفتم که ترک کرده ام، خواهرم گفت مامورها دنبالم هستند. من هم خودم را به ماموران معرفي کردم.
     در ادامه رسيدگي، مطلع ديگري در جايگاه قرار گرفت و گفت: بنده از اينکه فرد متهم مرتکب سرقت خودرو شده است اصلا اطلاعي نداشتم، چون اگر به من مي گفت من موضوع را سريعا به آگاهي اطلاع مي دادم.
     وي بيان کرد: من با متهم بنا به درخواست او با موتور وي به سمت يک حوضچه براي عکس گرفتن رفتيم و در اين مدت او اصلا درباره سرقت خودرو به من حرفي نزد.
     اين مطلع در پاسخ به سوال قاضي کشکولي مبني بر اينکه شما در چه زماني فهميديد که متهمان مرتکب سرقت خودرو و کودک شده اند، گفت: دوشنبه شب، برادرم، مسعود، به من گفت که من فکر مي کنم سرقتي که انجام شده مربوط به سرقت خودرو در مشيريه است که يک کودک هم در آن بوده؛ بنابراين پس از مطلع شدن، برادرم مسعود شماره خانواده متهم را پيدا کرده و با آنها تماس گرفت.
     قاضي کشکولي در ادامه رسيدگي به اين پرونده از سرهنگ فلاح خواست که به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شده و به توضيح نحوه تعقيب متهمان بپردازد.
     سرهنگ فلاح دراين باره گفت: در تاريخ ٢٩/٤/٩٦ به محض دريافت اخبار، موضوع در دستور کار قرار گرفت و بلافاصله تيم حادثه به محل سرقت اعزام شدند.
     وي افزود: با توجه به اينکه موضوع پرونده از حساسيت برخوردار بود، از تمام امکانات براي شناسايي و دستگيري سارقان استفاده کرديم.
     سرهنگ فلاح بيان کرد: با توجه به اينکه در مسير سرقت يک دوربين وجود داشت که البته کيفيت مطلوب را نداشت، اما با بررسي فيلم آن هويت متهم براي ما احراز شد که باعث شد ما بتوانيم براي دستگيري وي اقدام کنيم.
     اين مطلع درباره پارک خودرو در کنار جاده عنوان کرد: پس از اينکه خودرو رها شده در کنار جاده شناسايي شد، بلافاصله به اين محل اعزام شديم و در آنجا خودرو را در زير يک درخت که در کنار يک ساختمان بود مشاهده کرديم، متاسفانه درهاي ماشين کاملا بسته و شيشه هاي آن بالا بود.
     سرهنگ فلاح در پاسخ به قاضي مستشار دادگاه مبني بر اينکه در گزارشات آمده است که يک مامور راهور خودرو سرقتي را در زمان تردد مشاهده کرده است. چرا در اين خصوص اقدامي نشده بود؟ گفت: بله، بنابر گزارشات، يک مامور راهور خودرو را در مسير مشاهده مي کند و موضوع را گزارش مي دهد. البته اين مشاهده ١٠ دقيقه قبل از اعلام پليس مبني بر سرقت خودرو بوده است، اما مامور راهور خودرو را تعقيب کرده که به خاطر اينکه خودرو سرقتي نسبت به تغيير پليس حساس نشود با کمي فاصله از آن حرکت مي کرده است، اما خودرو متهم در دوراهي قيامدشت به سمت
     تهران بازمي گردد.
     قاضي مستشار دادگاه از سرهنگ فلاح به عنوان مطلع پرسيد: باتوجه به اينکه اين خودرو مدت طولاني در کنار جاده پارک بوده، چرا گشت به محل براي شناسايي آن اعزام نشده است؟
     سرهنگ فلاح گفت: با توجه به حساسيت پرونده، ما همه توان و نيروهاي خود را براي شناسايي خودرو به کار بستيم، اما درباره پارک اين خودرو در کنار جاده، بايد گفت: متاسفانه محل پارک خودرو محل پرتردد و شلوغي نيست و اگر خودرويي از آنجا عبور کند همه سرعت بالا دارند و احتمال اينکه کسي نسبت به خودرو مشکوک شده يا بتواند کودک را در آن مشاهده کند، کم است. حتي اگر فرد پياده اي از کنار خودرو هم عبور مي کرد، با توجه به کثيف بودن خودرو احتمال اينکه نسبت به وجود کودک در خودرو حساس مي شد، کم است.
     در ادامه، وکيل متهم رديف اول ضمن عرض تسليت به خانواده اولياي دم اظهار کرد: اين حادثه احساسات کل جامعه را جريحه دار کرده است. جرائم ناشي از مواد مخدر و مواد روان گردان است که بايد جامعه فکر اساسي براي آنها کند. لايحه دفاعيه را به دادگاه تقديم و شفاهي نکاتي را بيان مي کنم.
     وي درباره اتهام قتل عمدي موکلش که در کيفرخواست مطرح شده است، گفت: به استناد بند پ ماده ٢٩٠ قانون آيين دادرسي کيفري در موضوع قتل عمد، موکلم صرفا قصدش سرقت بوده است. بنابر اظهارات او محل پارک ماشين جاي پرترددي بوده و متهم فرض را بر اين گذاشته است که در آن حوالي خودرو کشف مي شود و بچه به آغوش خانواده بازمي گردد که متاسفانه اين قصد منجر به قتل کودک مي شود.
     در ادامه رسيدگي به اين پرونده قاضي محمدي کشکولي درباره متهم احسان. ح بيان کرد: اين فرد کسي است که محمد پس از اينکه خودرو را با طفل رها مي کند، او را با پرايد سفيدرنگ که متعلق به پدرش است، با کيسه پلاستيک سفيد رنگ سوار خودرو کرده و به منزل منتقل مي کند. پرونده اين فرد به اتهام خريدوفروش مواد مخدر، تحصيل مال مسروقه در دادگاه کيفري دو انقلاب در حال رسيدگي است و درحال حاضر اين فرد به عنوان مطلع در جايگاه حاضر مي شود.
     متهم درباره روز حادثه گفت: محمد دوستم است، تماسي گرفت و گفت بيا دنبالم. به سمت استخر رفتم و با او تماس گرفتم، هنگامي که خيابان استخر را دور زدم، از شيشه ماشين براي من دست تکان داد، ١٥ متر جلوتر رفتم و توقف کردم. محمد با کيسه سفيدرنگي داخل خودرو شد.
     قاضي: داخل کيسه سفيد چه بود؟
     يک کارت هديه پلمب شده و يک تي شرت سفيدرنگ داخل کيسه بود.
     احسان گفت: در آگاهي متوجه شدم که بچه داخل خودرو بوده است. ما آن روز با هم به منزلمان رفتيم و من کارت را از مغازه دار به مبلغ ٩٨هزارو ٨٠٠ تومان خالي کردم و يک گرم شيشه به محمد دادم و با هم مواد مصرف کرديم.
     قاضي: محمد شب را در منزل شما بود؟
     متهم: خير تا غروب آنجا بود.
     قاضي: چه زماني متوجه دستگيري محمد شديد؟
     متهم: از سوي زن صيغه اي ايشان متوجه شدم که گير افتاده است. در اين مدت با او تماس نداشتم و از سرقت خودرو و بچه بي اطلاع بودم.
     در ادامه اين دادگاه وکيل متهم رديف دوم در دفاع از موکل خود گفت: پس از صدور قرار نهايي از سوي بازپرس درباره اتهام موکل من قرار منع تعقيب مبني بر قتل عمد صادر شده است؛ همچنين درباره معاونت در سرقت از سوي موکل من بايد گفت موکل من در اين سرقت داراي وحدت قصد نبوده و به نوعي در عمل انجام شده قرار گرفته است.
     در ادامه يک بار ديگر وکيل متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت و در دفاع از موکلش گفت: سابقه سرقت، مصرف مواد مخدر، ترس از دستگيري و... همه عواملي بودند که باعث شد موکل من کودک را به نيروي انتظامي تحول ندهد؛ البته وي تمام سعي خود را کرده بود که خودرو را در جايي قرار دهد که قابل مشاهده و شناسايي باشد. در اين راستا متهم خودرو را در جايي پارک کرده است که محل تردد و رفت وآمد و محل برگزاري پنجشنبه بازار بوده است. محل پارک خودرو بين دو استخر واقع شده و محلي براي فروش لباس و ميوه بوده است.
     وکيل متهم ادامه داد: براساس گزارشات خودرو زير سايه بدون بنزين و با دريچه باز کولر بوده است. اينها نشان مي دهد وي قصد داشته است که جان کودک به خطر نيفتد و کوچک ترين احتمالي مبني بر وقوع اين حادثه نمي داده است.
     پس از دفاع وکيل متهم رديف اول، قاضي شهرياري نماينده دادستان گفت: همان گونه که در کيفرخواست، آمده است اشد مجازات را براي متهمان درخواست کرده ايم.
     وي افزود: البته در اينجا بايد موضوع پيشگيري هاي رشدمدار را در نظر گرفت. چرا دراين باره هيچ گونه اطلاع رساني اي صورت نمي گيرد. چرا به موضوعات پيشگيري رشدمدار توجه نمي شود. لازم است از اين تريبون به خانواده ها اعلام کنم که بيش از گذشته نسبت به موارد پيشگيرانه حساس بوده و موضوعات پيشگيرانه را رعايت کنند.
     قاضي شهرياري در پاسخ به ايراد وارده مبني بر اينکه چرا متهم با اينکه سابقه سرقت دارد اما حين وقوع سرقت آزاد بوده است، گفت: آخرين سابقه سرقت متهم مربوط به سال ٩٥ است که وي به مدت ١٤ ماه در بازداشت بوده که بيشتر از مهلت قانوني بوده است و نهايتا با يک وثيقه ٢٠٠ ميليون توماني آزاد مي شود. بنابراين اگر دراين باره اعتراضي است بايد به قانون باشد و نه به مجري قانون.
     وي در ادامه گفت: براساس قانون هرکس قصد ارتکاب جرم را داشته باشد و شروع به جرم کند، بايد متناسب با آن مجازات شود. متهم در اظهارات خود گفته است که من به قصد سرقت خودرو وارد خودرو شده ام اما بايد گفت اين متهم صرفا يک سرقت ساده را انجام نداده بلکه سرقت مقرون به آزار را مرتکب شده است؛ چون پدر مقتوله براي خودداري از سرقت خود را به جلوي ماشين مي اندازد اما متهم با دنده عقب گرفتن و انجام حرکات مارپيچ به وي آسيب رسانده و از محل متواري مي شود.
     قاضي شهرياري ادامه داد: براساس گزارش پزشکي قانوني گرمازدگي و عوارض ناشي از آن علت فوت کودک بوده است و عنصر مادي جرم زماني اتفاق مي افتد که متهم خودرو را در کنار خيابان رها کرده است.
     وي درباره امضاشدن قرار منع تعقيب از سوي اولياي دم گفت: بازپرس قرار منع تعقيب را براي اولياي دم ابلاغ کرده است و آنها آن را امضا کرده اند.
     قاضي شهرياري درباره نحوه دستگيري احمد، گفت: حکم دستگيري اين فرد از قبل صادر شده بود و حکم دستگيري وي مربوط به روز دوشنبه نبوده است. اين فرد درحال حاضر به عنوان مطلع در دادگاه حاضر شده و پرونده اتهامي وي درحال حاضر در دادسرا مفتوح است.
     نماينده دادستان در پايان اشد مجازات را براي متهمان همراه با مجازات تکميلي درخواست کرد.
     در ادامه جلسه، متهم رديف اول در جايگاه حاضر شد و آخرين دفاعيات خود را اعلام کرد.
     وي گفت: قصد سرقت خودرو را نداشتم مهدي از من خواست سوار خودروي روشن شوم. سه تا ماشين دارم خودم وسيله دارم، چه لزومي دارد که سرقت کنم.
     وي افزود: قتل را قبول ندارم قصدم قتل نبوده است و همچنين قصد سرقت هم نداشته ام.
     در ادامه رسيدگي به اين جلسه، متهم رديف دوم به ارائه آخرين دفاعيات خود پرداخت.
     «مهدي.ش» گفت: زماني که متوجه شدم به محمد گفتم بچه را تحويل بدهد. من بيشتر از اين بلد نبودم که کمک کنم. در تابستان در گرماي تابستان يخ کرده بودم مي خواستم به خانواده بچه کمک کنم.
     او خطاب به خانواده بنيتا گفت: حداقل قاتل بچه را به شما تحول دادم من بيشتر از اين نتوانستم کمک کنم.
     قاضي خطاب به متهم گفت: آيا صحبت هاي طالب و «مسعود. ن» و اظهارات «احسان. ح» را که درباره شما گفتند، قبول داريد؟
     وي گفت: من بيشتر از اين نتوانستم کمک کنم. در قيامدشت به محمد زنگ زدم گفتم من با تو ديگر کاري ندارم و مواد هم نمي خواهم با آژانس و تاکسي هر طوري که شده است بچه را به خانواده اش برسان.
     وي در آخرين دفاعيات خود مطرح کرد: از خداوند مي خواهم که اين خانواده به حقش برسد، دوستانم پشتم را خالي کرده اند.
     قاضي رسيدگي به پرونده، ختم رسيدگي به دادگاه را اعلام کرد و گفت: يکشنبه هفته آينده پس از شور با همکاران راي صادر خواهد شد.
    
    حاشيه دادگاه
     کوشا، وکيل اولياي دم، به حرف هاي شهرياري درباره اينکه والدين بايد نسبت به فرزندانشان توجه بيشتري بکنند اعتراض کرد و گفت: شما بايد درباره کيفرخواست اظهارنظر کنيد و نبايد والدين را مقصر جلوه دهيد. با اعتراضات کوشا، قاضي کشکولي، وکيل اولياي دم را به آرامش دعوت کرد. با آرام شدن وکيل اولياي دم، مادربزرگ بنيتا (مادر پدرش) از جايش بلند شد و نسبت به گفته هاي شهرياري اعتراض کرد. با ناآرام شدن جو دادگاه، قاضي از ماموران زن خواست مادربزرگ بنيتا را به بيرون از سالن راهنمايي کنند که او حاضر به خروج از سالن نشد.
     يکي از نزديکان متهم چهارم درحالي که گريه مي کرد، به خبرنگار «شرق» گفت: احمد خودش به اداره پليس رفت و خودش را معرفي کرد. او در هنگام سرقت خودرو در صحنه حضور نداشته و هرگز بنيتاي هشت ماهه را نديده است. حالا نمي دانم چه اتفاقي براي احمد خواهد افتاد. او بي گناه است و اطلاعي از سرقت خودرو و بنيتا نداشت.
     غلامحسين اسماعيلي رئيس دادگستري و محسن افتخاري رئيس دادگاه کيفري در جلسه محاکمه حضور داشتند.
    پليس راهور خودرو حامل بنيتا را ديد و گزارش داد / در دومين جلسه رسيدگي به پرونده قتل دختربچه ٨ ماهه مطرح شد
    


 روزنامه شرق ، شماره 2962 به تاريخ 23/6/96، صفحه 13 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 21 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه بهداشت ايران
متن مطالب شماره 9 (پياپي 4609)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است