|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم96/6/23: رمزگشايي از معماي قتل بنيتا
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4973
پنجشنبه بيست و پنجم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 4922 23/6/96 > صفحه 19 (حوادث) > متن
 
 


رمزگشايي از معماي قتل بنيتا
در آخرين جلسه دادگاه با دفاعيات متهمان و اظهارات مطلعين اتفاق افتاد


با اخذ آخرين دفاع از متهمان پرونده قتل بنيتا، شمارش معکوس براي صدور حکم آغاز شد. در دومين جلسه دادگاه که صبح ديروز در سالن اجتماعات دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، متهم رديف اول اتهام قتل عمد بنيتا را رد کرد و متهم ديگر نيز مدعي بي گناهي شد.
    به گفته قاضي محمدرضا محمدي کشکولي، رئيس دادگاه حکم پرونده روز يکشنبه هفته آينده صادر مي شود. نماينده دادستان و پدر و مادر بنيتا براي متهم رديف اول پرونده، مجازات قصاص در ملاعام خواسته اند. بنيتا، دختري هشت ماهه است که 29 تير امسال داخل خودروي پدرش در مشيريه تهران ربوده و جسدش شش روز بعد داخل خودروي رها شده در يکي از خيابان هاي مامازند پاکدشت پيدا شد. جلسه ديروز با اعتراض پدر و مادر بنيتا به صدور قرار منع تعقيب از بابت قتل عمد براي متهم رديف دوم پرونده همراه بود که با واکنش معاون دادستان همراه شد.
    
    در جلسه نخست دادگاه چه گذشت؟
    به گزارش جام جم، متهم رديف اول پرونده، محمد 27 ساله است که روز حادثه خودرو را دزديد. پدر بنيتا، دخترش را در ماشين گذاشته و براي لحظه اي به خانه رفته بود و سرقت در همين زمان اتفاق افتاد. محمد در نخستين جلسه محاکمه که روز دوشنبه هفته جاري در شعبه نهم دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، در مقابل درخواست قصاص در ملاعام نماينده دادستان و اولياي دم، اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت: «نمي دانستم بچه در ماشين است. وقتي فهميدم، خودرو را در محلي پر تردد رها کردم تا زودتر پيدا شود.»
    متهم رديف دوم نيز مهدي 36 ساله است که روز حادثه براي خريد شيشه از محمد به مشيريه رفته بود. او در نخستين جلسه محاکمه، معاونت در سرقت و ايستادن جلوي در خانه پدر بنيتا براي جلوگيري از دزديدن خودرو را رد کرد و مدعي بي گناهي شد.
    
    گواه اول: بنيتا را نديدم
    آخرين جلسه رسيدگي به پرونده بنيتا از ساعت 10 صبح ديروز به رياست قاضي محمدرضا کشکولي و با حضور اولياي دم و متهمان در سالن اجتماعات دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد.
    مهدي، متهم رديف دوم پرونده در جلسه اول مدعي شده بود پس از سرقت خودرو با دوستش احمد به محل قرار با محمد رفته و همراه احمد برگشته است. در جلسه ديروز، احمد به عنوان مطلع حاضر شد و گفت: «مدتي قبل با مهدي در زندان آشنا شدم. او روز حادثه با من تماس گرفت و گفت يکي از دوستانش چيزي دارد و اگر مي توانم با پرايدم او را به مشيريه ببرم. ساعت 4 صبح به مشيريه رسيديم اما مهدي گفت دوستش نيامده و فعلا بايد منتظر بمانيم. ساعت 9 صبح، مهدي را پياده کردم و خودم به آرايشگاه رفتم. حدود يک ساعت بعد، مهدي زنگ زد و گفت دنبالش بروم. با يک پيک موتوري به چند خيابان آن طرف تر مشيريه آمد و سوار ماشينم شد. همانجا گفت در مشيريه يک ماشين روشن ديده اند و محمد پشت فرمان آن نشسته و رفته است. بعد تلفنش را برداشت و به محمد زنگ زد. به او گفت هنگام سرقت خودرو، صاحب ماشين داد مي زدم بچه ام ... بچه ام ... بچه در ماشين بوده؟ ...» احمد با تاکيد بر اين که بنيتا و ماشين سرقتي را نديده است، افزود: «مهدي با محمد در قيامدشت قرار گذاشت. او را تا آنجا رساندم و خودم به خانه ام برگشتم و اصلا ماشين و بچه را نديدم. نمي دانم مهدي چگونه برگشت. دو روز بعد هم به کمپ ترک اعتياد در کهريزک رفتم. تا اين که ديروز (سه شنبه) از کمپ به خانه زنگ زدم. خواهرم گفت مامورها آمده اند. وقتي از ماجرا باخبر شدم، سريع لباس هايم را پوشيدم و خودم را به آگاهي وحدت اسلامي معرفي کردم.»
    
    گواه دوم: مهدي روز اول درباره بنيتا چيزي نگفت
    دومين فردي که پشت تريبون ايستاد حامد، دوست مهدي بود. او برخلاف ادعاي مهدي، گفت: «مهدي روز اول هيچ حرفي از بنيتا نزد. روز شنبه (31 تير) با من تماس گرفت و گفت به محله تان آمده ام، اما وسيله اي براي رفتن به خانه ندارم. دنبالش رفتم و با هم به حوضچه اي در همان اطراف رفتيم. بحث کارکردن براي پدرش پيش آمد، اما از بنيتا حرف نزد. اگر مي گفت همان موقع به پليس زنگ مي زدم. روز دوشنبه (2 مرداد)، برادرم مسعود از زبان مهدي ماجرا را فهميد و به من هم گفت.»
    پس از حامد، نوبت به احسان، متهم سوم پرونده رسيد. احسان همان کسي است که محمد پس از رها کردن خودرو و بنيتا، همراه او از محل متواري شد. متهم گفت: «محمد دوست قديمي من است. روز حادثه زنگ زد و من را به مامازند کشاند. وقتي رسيدم از داخل ماشين دست تکان داد. شيشه سمت راننده پايين بود. محمد با يک پلاستيک سفيد در دستش آمد و سوار ماشينم شد. هيچ حرفي هم درباره سرقت و بنيتا نزد. تا شب خانه ما بود. شيشه کشيديم و سپس او را به خانه همسرش در پيشوا بردم.»
    
    متهم قصد قتل نداشت
    وکيل محمد، دفاعيات خود را با آنچه «نقد اساسي به عملکرد پليس درباره عدم کشف خودرو» ناميد، شروع کرد و گفت: «در روز حادثه، محمد بشدت تحت تاثير روانگردان شيشه بود، صرفا قصد سرقت خودرو را داشت و ناخواسته با کودک روبه رو شد. تمام اقدامات او هم بعد از آگاهي از حضور کودک در خودرو، در جهت کشف بود نه کشتن کودک.»
    وي افزود: «محمد خودرو را در محلي مسکوني، جايي که به نظرش محل تردد بود، جلوي يک ابزارفروشي، زير سايه درخت، با کولر روشن و درهاي باز رها کرد تا زودتر پيدا شود. تصور او اين بود چون از طرف مامور راهور تحت تعقيب است، حتما خودرو کشف و کودک نجات داده مي شود. در بازپرسي از او سوال شده، آيا احتمال پيدا نشدن کودک را مي دادي؟ گفته است احتمال نمي دادم پيدايش نکنند. پرسيده اند احتمال مرگ کودک را مي دادي؟ گفته به فکر اين نبودم. سوال کرده اند چرا کودک را تحويل ندادي؟ گفته ترسيدم دستگير شوم.»
    وکيل متهم به «استناد دادستاني در صدور کيفرخواست قتل عمد براي محمد» ايراد گرفت و افزود: «زماني مي شود خودرو در محلي غيرمسکوني، زير پل يا جايي که احتمال زنده بودن صفر باشد، رها شود در حالي که در اين ماجرا، بعد از رها شدن خودرو، احتمال داشت حتي پنج دقيقه بعد خودرو و کودک پيدا شود.» سپس وکيل دوم متهم نيز با تاکيد بر اين که محمد، «کوچک ترين احتمالي به آنچه را اتفاق افتاده، نمي داد» گفت: «در محل حادثه، هر روز بازار ميوه و تره بار کار مي کند و مغازه لباس فروشي و دو استخر هم وجود دارد. محمد تمام تلاشش را کرده تا ماشين و کودک زودتر پيدا شود.»
    
    محمد در آخرين دفاع: قصدم پيدا شدن بنيتا بود
    محمد، مشابه جلسه نخست دادگاه، در آخرين دفاع خود نيز قتل عمد را رد کرد و گفت: «قتل را قبول ندارم چون قصدم اين نبود. من اصلا وجود کشتن کسي را ندارم. حتي قصد سرقت هم نداشتم و همه چيز ناگهاني شد. مهدي گفت ماشين را بدزدم، نمي دانم چرا الان منکر اين موضوع شده است. من خودم سه تا ماشين در پارکينگ دارم. چرا بايد وسيله نقليه فرد ديگري را بدزدم؟ چرا بايد آن را در جايي که دوربين دارد رها کنم؟ چرا يک فرد سابقه دار بايد اين کار را بکند تا تصويرش را دوربين ها بگيرند؟»
    وي با تاکيد بر اين که قصدش فقط پيدا شدن بنيتا بود، افزود: «من خودرو را جايي رها کردم که دو تا استخر دارد و پرتردد است. اگر روزانه کمتر از صد نفر از آنجا عبور کنند، قتل عمد را گردن مي گيرم. آنجا بازار و پارچه فروشي دارد. نمي دانم چرا کلانتري مي گويد کم تردد است و جرم خيز نيست. در پاکدشت همه خلافکارند. شيشه سمت شاگرد به اندازه دو انگشت پايين بود. شيشه پنجره راننده هم همين طور.»
    محمد سپس در پاسخ به اين پرسش رئيس دادگاه که چرا کودک را به مسجد، بهزيستي يا کلانتري تحويل ندادي و با تلفن عمومي والدينش را خبر نکردي، گفت: «من هيچ جور فکرش را نمي کردم اين اتفاق بيفتد. تنها کاري که مي توانستم بکنم اين بود که او را کنار ابزارفروشي رها کنم. حتي وقتي دستگيرم کردند و جاي ماشين را نشان ماموران دادم فکر مي کردم حتما بچه پيدا شده. من حتي ماشين را طوري پارک کردم که يکي از راه هاي خروجي ابزارفروشي مسدود شد.»
    او سپس بار ديگر مدعي سرقت ضبط صوت خودرو توسط مهدي شد و گفت: «در جلسه قبلي گفتم ضبط را خودم دزديدم اما دروغ گفتم. اين کار را مهدي انجام داد. من فقط به خاطر اين که مهدي سر اين موضوع زندان نرود و به خاطر بچه هايش، سرقت ضبط را گردن گرفتم.» متهم رديف اول پرونده، دفاعيات خود را اين گونه تمام کرد: «روز حادثه مي خواستم به مهدي جنس بدهم و دوباره به خانه عمه ام برگردم. خودم دو تا برادرزاده دارم که جانم برايشان درمي رود. من در لحظه حادثه صداي فريادهاي پدر بنيتا را نشنيدم. قصدم از رهاکردن خودرو هم فقط پيدا شدن کودک بود.»
    
    قاتل بچه تان را تحويل دادم
    مهدي در آخرين دفاع خود، رو به اولياي دم کرد و گفت: «من نتوانستم بچه تان را نجات بدهم، اما حداقل قاتل بچه تان را تحويل دادم.»
    او سپس اتهامات معاونت در سرقت مقرون به آزار، تحصيل مال نامشروع و خودداري از کمک به فرد در معرض خطر جاني را رد کرد و گفت: «من فقط يک بند کيف دزديدم که آن را هم در جريان مشاجره، محمد به سمتم پرت کرد. من اصلا سوار ماشين سرقتي نشدم و از پشت شيشه، بنيتا را ديدم. همان موقع محمد را قسم دادم بچه را با آژانس به خانواده اش برساند. اگر مي دانستم نمي خواهد اين کار را بکند، خودم بچه را پيش پدر و مادرم مي بردم.»
    او بار ديگر مدعي اطلاع دادن ماجرا در همان روز اول به دوستانش مسعود و حامد و برگشتن از محل قرار با خودروي احمد شد و گفت: «روز حادثه همراه احمد برگشتم و در خانه اش شيشه کشيدم. همان روز اول هم به مسعود و حامد ماجرا را گفتم، اما نمي دانم چرا الان پشتم را خالي کرده اند. من قصدم کمک به کودک بود، اما بيشتر از اين نتوانستم. شايد اگر من حرفي نمي زدم، تا چند سال ديگر هم پيدا نمي شد. از خدا مي خواهم خانواده بنيتا به حق شان برسند.» وي افزود : بعد از اين حادثه همسرم درخواست طلاق داده، مادرم سکته کرده و پدرم هم ديگر سر کار نمي رود. من نيسان دارم و شبي 3000 بسته آشغال جمع مي کردم تا نان حلال براي خانواده ام ببرم. من به شيشه اعتياد داشتم، اما دنبال دزدي نبودم. خود محمد ماشين را دزديد.
    
    اظهارات خانواده بنيتا درباره قرار منع تعقيب و پاسخ معاون دادستان
    پدر بنيتا پس از جلسه دادگاه در جمع خبرنگاران گفت: ما از روز اول قصاص هر دو متهم را مي خواستيم، اما آقاي شهرياري سرپرست دادسراي امور جنايي و نماينده دادستان
     تهران به ما گفت نمي شود. نماينده دادستان عنوان کرده که ما برگه منع تعقيب متهم رديف دوم در موضوع قتل را امضا کرده ايم و اين موضوع به ما ابلاغ شده، در حالي که به هيچ عنوان اين صحبت ها صحت ندارد.
    اما اظهارات پدر بنيتا به همين جا ختم نشد و وي مدعي شد آنها (مسئولان دادسرا) برگه هايي را به ما نشان دادند و گفتند اين برگه ها حاوي عناوين اتهامي متهمان پرونده است و در صورتي که ما امضا کنيم سرعت رسيدگي به پرونده بيشتر مي شود.
    اين در حالي است که مادر بنيتا هم در اظهارنظر ديگري ادعا کرد نماينده دادستان با فريب از او امضا گرفته است. قاضي شهرياري، سرپرست دادسراي امور جنايي تهران در واکنش به اين اظهارات گفت: برخلاف اظهارنظر پدر و مادر بنيتا مبني بر بي خبري از منع تعقيب متهم رديف دوم، اين موضوع به آنها ابلاغ شده است.
    وي با اشاره به اين مطلب که اظهارات آنها فاقد ارزش قضايي است، افزود: اين خانواده در فضايي احساسي و تحت تاثير القائات ديگران به دروغ گفته اند که اين موضوع به آنها ابلاغ نشده است. اين در حالي است که دستخطي از پدر و مادر بنيتا در پرونده وجود دارد که به خط خود نوشته اند نسبت به قرار منع تعقيب متهم رديف دوم از اتهام قتل اعتراضي ندارند.
    سرپرست دادسراي امور جنايي تهران تصريح کرد: برخلاف آن که اين افراد ادعا کرده اند من از آنها امضايي گرفته ام و برگه هاي منع تعقيب را من به آنها داده ام، بايد بگويم آخرين ديدار من با مادر و پدر متهم در تاريخ 12 مرداد بوده در حالي که قرار منع تعقيب 14 مرداد صادر شده است.وي افزود: فارغ از اين که ابلاغ چنين احکامي به شاکي از وظايف نماينده دادستان يا سرپرست مجتمع نبود، بايد بگويم بازپرس پرونده اين موضوع را به آنها ابلاغ کرده و از آنها دستخط گرفته است.نماينده دادستان تهران گفت: به خانواده بنيتا توصيه مي کنيم که چنين جنجال آفريني ها و هياهوها کمکي به آنها نمي کند و بايد بدانند چنين اظهاراتي مي تواند موجب تعقيب قضايي آنها شود.
    
    پليس: هرچه در توانمان بود انجام داديم
    در جلسه ديروز، عملکرد پليس پايتخت در کشف بموقع خودرو و نجات بنيتا مورد پرسش هيات قضايي قرار گرفت. جانشين پايگاه يازدهم پليس آگاهي تهران بزرگ با ايستادن در جايگاه، گفت: «ساعت 10 و 30 دقيقه صبح 29 تير امسال، پليس در جريان سرقت قرار گرفت و بلافاصله مشخصات خودرو در سيستم تحت تعقيب ثبت شد. ماموران قصد رديابي تلفن همراه مادر بنيتا را که در خودرو جا مانده بود، داشتند اما به دليل خاموش بودن در پيشبرد عمليات، کارساز نبود. در محل مشرف به حادثه دوربيني وجود نداشت، اما يک دوربين در مسير وجود داشت که تصاوير آن واضح نبود. تحقيقات ادامه داشت تا 3 مرداد، فردي به نام مسعود (مطلع) با شماره موجود در آگهي گم شدن بنيتا تماس گرفت. با رديابي اين تماس به مسعود رسيديم و ابتدا مهدي سپس در ساعت 5/11شب، محمد را در پيشوا دستگير کرديم. با اعتراف محمد، محل رها کردن خودرو و بنيتا کشف شد.»
    سرهنگ فلاح با بيان اين که خودرو با شيشه هاي کاملا بالا، زير درخت، در کنار يک ابزارفروشي پارک شده بود، افزود: «محدوده رها شدن خودرو محلي باز است و از آن براي پنجشنبه بازار استفاده مي شود و تردد آنچناني ندارد. چند واحد مسکوني آنجا وجود دارد و خيابانش طوري است که حداقل سرعت ماشين ها در آنجا 70 تا 80 کيلومتر است. ضمن اين که خودرو مقداري کثيف بود و عابران احتمالي نمي توانستند داخل آن را ببينند.» وي پس از ارائه اين گزارش در مقابل سه پرسش اصلي درباه عملکرد پليس قرار گرفت. در ادامه قاضي کيخا به طرح چند سوال از افسر پليس آگاهي پرداخت.
    
    يکي از ماموران راهور مستقر در محل حادثه، با مشاهده صحنه سرقت، خودرو را تعقيب کرد، اما در ادامه از اين کار منصرف شد. علت چه بود؟
    اين مامور در تحقيقات گفت به دليل اين که محمد (متهم رديف اول) متوجه تعقيب شده بود، کمي از ماشين او فاصله گرفت تا مخاطره اي متوجه کودک نشود. مامور پس از چند دقيقه با يک واحد گشت نيروي انتظامي مواجه شد. از آنها پرسيد آيا شما هم براي تعقيب اين خودرو آمده ايد؟ آنها تائيد کردند به همين دليل از ادامه تعقيب منصرف شد.
    
    چرا خودروي سرقتي شش روز در مامازند رها شد، اما هيچ کدام از گشتي هاي پليس متوجه آن نشدند؟
    مشخصات خودرو به پليس شرق و غرب پايتخت اعلام شده بود. ما تمام اقدامات در توان را انجام داديم.
    
    رئيس کلانتري خاتون آباد در جلسه اول دادگاه گفت هيچ گشتي به آنجا نفرستاده بودند؟
    او از ديد خودش گفته است اما ما همه اقدامات در توان را انجام داديم.
    
    در پايان اين بخش از دادگاه، جعفر کوشا، وکيل اولياي دم دست خود را به نشانه اعتراض بالا آورد و گفت: «اگر مسعود زنگ نمي زد، اين بچه (بنيتا) کي پيدا مي شد؟ اين کودک هشت ماهه به عنوان يک شهروند، روز پنجشنبه ربوده شد. در اينجا اقدامات پليس براي نجات او و حق امنيت ما کجاست؟ آيا پليس بايد دست روي دست بگذارد تا مسعود زنگ بزند؟»
    
    حاشيه هاي دادگاه
    هنگام دفاع وکيل اولياي دم، پدر بنيتا لباس هاي پاره شده خود در صحنه حادثه را از داخل يک ساک بيرون آورد و روبه روي قضات گرفت.
    در اواسط دادگاه غلامحسين اسماعيلي، رئيس کل دادگستري استان تهران و محسن افتخاري، سرپرست دادگاه کيفري يک استان تهران در جلسه محاکمه حاضر شدند.
    مادربزرگ بنيتا در پايان دادگاه، عکس نوه اش را روبه روي احمد، مطلع پرونده گرفت و گفت: چطور توانستي در چشمان اين بچه نگاه کني؟ احمد در دادگاه گفت: من آنجا نبودم.
    بعد از محاکمه، قاضي محمدرضا کشکولي رئيس دادگاه از صدور حکم در يکشنبه هفته آينده خبر داد.
    رمزگشايي از معماي قتل بنيتا / در آخرين جلسه دادگاه با دفاعيات متهمان و اظهارات مطلعين اتفاق افتاد
    


 روزنامه جام جم، شماره 4922 به تاريخ 23/6/96، صفحه 19 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 38 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم و تكنولوژي محيط زيست
متن مطالب شماره 3 (پياپي 75)، پاييز 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است