|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/7/3: «پالون كالي» تركيب دردناك رنگ و رنج
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6646
شنبه بيست و هفتم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6603 3/7/96 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


«پالون كالي» تركيب دردناك رنگ و رنج
مشاهدات خبرنگار «ايران» از وضعيت آوارگان روهينگيايي در كمپ آوارگان مرز بنگلادش - ميانمار

نويسنده: ترانه بني يعقوب

هر روهينگيايي داستاني هولناک براي تعريف کردن دارد. داستان هايي از سوختن، سلاخي شدن، مرگ، هدف مستقيم گلوله قرار گرفتن، تجاوز، مرگ عزيزان و ناپديد شدن نزديکان در جنگل و کوه و قصه دردناک بي پناهي.
    در کمپ آوارگان «پالون کالي» در ٣٥ کيلومتري شهر «کاکس بازار» در نزديکي مرز ميانمار و بنگلادش هستيم. در هفته هاي اخير ٤٠٠هزار مسلمان روهينگيايي به بنگلادش پناه آورده اند و در بدترين شرايط بهداشتي و رفاهي با چوب بامبوو پلاستيک براي خود آلونک ساخته اند. اين نخستين بار نيست که مسلمانان روهينگيايي که اغلب در غرب ميانمار و در استان راخين زندگي مي کنند اينگونه اذيت و آزار مي شوند. در اوايل شهريور ماه امسال گروه هاي شبه نظامي روهينگيا به پاسگاه پليس حمله کردند. پس از آن ارتش ميانمار عمليات گسترده اي را عليه مسلمانان غير نظامي روهينگيايي آغاز کرد. صدها کشته، صدها آواره، روستاهايي که به آتش کشيده شد و زناني که مورد تجاوز قرار گرفتند، نتيجه اين همه خشونت است.با تيم اعزامي جمعيت هلال احمر ايران که براي نظارت و ارزيابي ميداني وضعيت مسلمانان آواره روهينگيايي و نحوه توزيع دومين محموله انساندوستانه ايران، راهي نوار مرزي شده اند همراه مي شويم.
    پيش از رسيدن به محل استقرار آوارگان، زنان و کودکان زيادي را مي بينيم که در جاده ها سرگردانند. نحيف و بي حال و پابرهنه، با گونه هاي گودافتاده و چشماني پر از حيرت در جست و جوي ماشيني، غذايي، کمکي. اينجا در پالون کالي تقريباً هيچ کس کفش به پا ندارد و مردم پا برهنه روي گل قدم مي بردارند. دور تا دورمان را مزارع برنج احاطه کرده. در گوشه اي صف بلندي از آوارگان تشکيل شده، با برگه هاي صورتي در دست که در واقع نوعي کوپن برنج است. نوبت هرکسي که مي رسد، برگه اش را مهر مي زنند؛ اين برگه يا کوپن تنها برگه هويتي اغلب آوارگان اين اردوگاه است. نه اينکه برگه هاي هويتي آنها در جريان آوارگي گم شده باشد بلکه به اين دليل ساده که دولت ميانمار سال ها از پذيرفتن آنها به عنوان شهروند اين کشور خودداري کرده است.
    شکيفا 38 ساله چند روزي است به اينجا رسيده. با شال صورتي که محکم دور سرش پيچيده، گونه هاي گود افتاده اش بيشتر توي چشم مي آيد. شکيفا مثل اغلب زنان، لباس هاي رنگي به تن دارند و بچه لاغري را در آغوش مي فشارد. تضاد رنگ و رنج اينجا حسابي توي چشم مي زند: «روستايمان را محاصره کردند و آتش زدند. تو دستاشون نارنجک بود. قبل از اينکه پرتاب کنند، به جنگل فرار کرديم، اما يک وقت ديدم بچه هام نيستند. دختر 5 ساله و پسر4 ساله ام توي جنگل گم شدند. من ماندم و دو بچه ديگرم. اصلاً نمي دانم دو بچه ديگرم کجا هستند... حاضر نبودم ميانمار را ترک کنم، دلم مي خواست بميرم اما اين انتظار کشنده را نکشم.»
    چادرها در واقع تکه اي پلاستيک هستند که با چند چوب بامبو برپا شده اند. بسته هاي بامبو اين ور و آن ور روي زمين ديده مي شود. نه فقط زمين که روي کول آدم ها. پلاستيک و بامبو از با ارزش ترين اقلام اين روزهاي آوارگان هستند والبته هر ماده خوردني هم همين طور. توي اغلب چادرها حتي زيراندازي هم پهن نيست و همه زندگي يک خانواده را تنها چند کاسه و بشقاب تشکيل مي دهد.
    بوي تند دود آتش همه جا را پر کرده. در يک چادر دو نوزاد برهنه روي يک زيرانداز رنگي خوابيده اند، بدون اينکه کسي مراقب شان باشد. اغلب بچه هاي کوچک کاملاً برهنه اند و خيلي از بزرگترها تنها لنگي بر کمر دارند. بعضي ها از تلنبه هاي دست ساز مقابل چادرشان آب برمي دارند و توي ظروف آهني مي ريزند. اعضاي انجمن هاي حقوق بشري بنگلادش که به کمک آوارگان آمده اند مي گويند همين مساله نبود آب بهداشتي باعث شيوع بيماري در ميان پناهجوها شده. هوا شرجي و دم کرده است و وفور حشرات هم به شيوع بيشتر بيماري ها دامن زده.
    آن سوي کمپ يک کاميون گوني و غذا توزيع مي کند. آوارگان با حوصله و نظم صف بسته اند. تا چشم کار مي کند چادر مي بيني. برخي ظاهر مرتب تري دارند و برخي نه. کساني که تازه از راه رسيده اند، هنوز نتوانسته اند سر و ساماني به چادرشان بدهند. چند بچه دورهم جمع شده اند و از لابه لاي موهاي شان شپش بيرون مي کشند و به يکديگر نشان مي دهند و مي خندند؛ درست مثل يک بازي.مردها و زن هاي توي صف، با زبان بنگالي يک خواسته را تکرار مي کنند. اينکه ميانمار امن شود و دوباره به کشورشان بازگردند. براي آنها امنيت شرط اصلي بازگشت به ميانمار است وگرنه حاضرند اين شرايط سخت را تحمل کنند و آن روزهاي پر از ناامني را دوباره نبينند. مي گويند «آنگ سان سوچي» رهبر ميانماراست اما آنها او را دوست ندارند او با آنها مهربان نبود. برنده جايزه صلح نوبل، خيلي ديرهنگام کشتار جمعي آنان را توسط نظاميان کشورش محکوم کرد!
    ماترا 28 ساله فرزند سه ماهه اش را بغل کرده. بچه لباسي به تن ندارد. 10 روزي هست که به اينجا رسيده. ماترا فرزند 2 و 4 ساله اش را وقتي پاي پياده در جنگل به سمت بنگلادش فرار مي کردند، از دست داد. خودش مي گويد از گرسنگي مردند. الان آرزويي ندارد جز اينکه بتواند شکم خودش و 2 بچه ديگرش را سير کند.
    محمد انور ٣٣ ساله از روستاي «لولون چاتي» مي آيد. او مي گويد: «ارتش، شب وارد روستاي مان شد و مستقيماً بچه هاي کوچک مان را هدف گلوله قرار داد. انگار مي خواستند نسل مان را نابود کنند. بعد هم خانه هاي مان را آتش زدند. حالا هم که فرار کرده ايم و معلوم نيست چه سرنوشتي پيدا کنيم. شنيديم گاو و بزهايمان را سر بريده اند و سوزانده اند. نمي خواهند ما دوباره به ميانمار برگرديم.» خيلي ها آنچه را که بر مسلمانان ميانمار مي گذرد، نه يک خشونت قومي، بلکه نسل کشي و پاکسازي قومي مي دانند. سازمان ملل متحد نيز از مسلمانان روهينگيايي به عنوان بزرگترين جمعيت آواره دنيا نام مي برد.
    هوا رو به تاريکي است، صداي اذان توي اردوگاه مي پيچد. برخي از تلمبه ها آب مي کشند و وضو مي گيرند. تعداد زيادي از آوارگان مسلمان روهينگيايي به سمت جاده آمده اند؛ سرگردان و بلاتکليف.
    
    
    
    
    «پالون کالي» ترکيب دردناک رنگ و رنج / مشاهدات خبرنگار «ايران» از وضعيت آوارگان روهينگيايي در کمپ آوارگان مرز بنگلادش - ميانمار
    


 روزنامه ايران، شماره 6603 به تاريخ 3/7/96، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 23 بار
    



آثار ديگري از "ترانه بني يعقوب"

  چشمي به قرص ماه، چشمي به قرص نان / حكايت هر شب دختركان نان آور بم
ترانه بني يعقوب، ايران 25/8/96
مشاهده متن    
  بم را دوباره ساختند اما نه براي ما / پاي درد دل زناني كه 14 سال پيش معلول شدند
ترانه بني يعقوب، ايران 23/8/96
مشاهده متن    
  غربت براي ما بوي زباله مي دهد / كار و زندگي كودكان افغانستاني در مراكز بازيافت زباله كرج
ترانه بني يعقوب، ايران 16/8/96
مشاهده متن    
  مي دانيم چه دردي كشيده ايد... / با بخشش به جامعه ، جان بدهيم
ترانه بني يعقوب، ايران 8/8/96
مشاهده متن    
  حتي نپرس چرا مُرد / پاي در ددل قربانيان خطاهاي پزشكي و خانواده بيماران در كميسيون پزشكي
ترانه بني يعقوب، ايران 3/8/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Journal of Archives in Military Medicine
متن مطالب شماره 3 (پياپي 503)، Sep 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است