|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/7/19: صادرات انقلاب به داخل!
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22208
شنبه 25 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21743 19/7/96 > صفحه 8 (دانشگاه) > متن
 
      


يادداشت دانشجويي 
صادرات انقلاب به داخل!


نويسنده: محمد زندي*

آيا تا به حال به اين انديشيده ايد که لازمه تدوام هر انقلاب چيست؟ آيا ضمانتي قوي تر از پايبندي به آرمان هاي اوليه شکل گيري جنبش، براي بقاي انقلاب وجود دارد؟ آيا اهداف انقلاب تنها در ظرف زماني و مکاني وقوع آن، قابل پيگيري است؟ آيا انقلاب، سهم الارث السابقون آن است ولاغير؟!
    شايد پرسش هاي فوق در قالب استفهامات انکاري بگنجند و پاسخ شان از پيش معلوم باشد اما براي فهم بهتر موضوع بايد آن را تشريح نمود.
    انقلاب اسلامي ايران در حالي وارد پنجمين دهه از حيات خود مي شود که فراز و فرودهاي بسياري را از بهمن 57 تاکنون تجربه کرده و به اصطلاح آبديده شده است. اما به راستي با گذشت قريب به چهل سال از استقرار انقلاب، چه تصويري از ايران به دنيا مخابره شده است؟ آيا اهداف اوليه شکل گيري انقلاب همچون «استقلال»، «عدالت»، «آزادي بيان»، «استکبارستيزي»، «پيشرفت و آباداني»، «رفاه و بهبود معيشت» به طور کامل تحقق يافته اند؟ ناگفته پيداست که نمي توان به شکل قطعي در اين خصوص اظهارنظر کرد چراکه به طور نسبي، شايد کسب توفيق در پارامترهايي بيش از حد انتظار بوده و در شاخص هايي، توقعات برآورد نشده باشد. با اين وجود تحليل انقلاب اسلامي به مثابه يک کُل واحد، نشان از صدور آن به فرا مرزها داشته و اين حقيقتي غيرقابل انکار است؛ چنانکه اگر انقلابمان نقصاني ماهوي مي داشت يا بازگشت به عقب محسوب مي شد، هيچگاه محل رجوع ملل مسلمان و اُسوه آزاديخواهان جهان، نمي بود.
    در اين اُسوگي اما بيم و اميدهايي مُستتر است. اميدواري به اينکه الگو بودن انقلاب، نشان از اقتدار روزافزون ايران اسلامي دارد و ترس از اينکه مبادا رضايت به وضع موجود و فاصله گرفتن از آرمان ها، پيشقراولي انقلاب را با چالش مواجه کند!
    در اين بين آنچه شايد بتواند محک قابل اطميناني در غلبه بيم ها يا اميدها بر ديگري باشد، رصد شرايط حال حاضر کشور است. در بُعد حاکميتي و در عرصه خارجي، اگرچه پيروزي هاي جبهه مقاومت در عراق و سوريه و لبنان و يمن اميد را در دل ها زنده نگه مي دارد اما در بُعد حکومتي و در عرصه داخلي، روزي نيست که اخبار ناگواري در حوزه هاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي به گوش نرسد!
    از «افتضاح حضور جاسوس در تيم هسته اي» و «اتهامات اقتصادي اخوان نفرات اول و دوم دولت» گرفته تا «تجمعات گاه و بيگاه سپرده گذاران موسسات مجوزدار بانکي» و «اعتراضات و اعتصابات کارگران و معلمان»، همگي نشان از ناتواني قوه اجرايي کشور در حل معضلات داخلي دارد؛ بماند که همزمان با برخاستن بوي الرحمن «برجام»، اندک اميد اعتداليون به آتيه نيز رنگ باخته است!
    تعبيري که «جلال رفيع» در همين رابطه بکار مي برد، جالب است: «مهم تر از تبليغ در خارج و مهم تر از صدور انقلاب به خارج، تحکيم و تعميق و تداوم انقلاب در داخل است. اگر در تمام دنيا تبليغ کنيم و موفق شويم، اما اوضاع داخلي آشفته باشد، خداي ناکرده آن زحمات بر باد مي رود. براي اينکه همه چشم به داخل کشور ما خواهند دوخت. هر کدام از ما مي پرسند که آن جامعه موعود و الگو و قابل صدور و کُپي برداري کجاست؟» [«در بهشت شداد» – صفحه 435]
    نقل قول فوق اگرچه بخشي از حقيقت را در خود دارد، اما تمام حقيقت نيست زيرا همان طور که از نظر گذشت، اگرچه عملکرد سوء مسئولين مي تواند وجهه بين الملل انقلاب را خدشه دار کند اما از آن جهت که بُن مايه و ذات انقلاب اسلامي عاري از هرگونه نقص و خطاست، نمي توان خطاي کارگزاران آن را به پاي اصل انقلاب نوشت؛ همانگونه که نمي توان عيوب مسلمين را به حساب اسلام عزيز گذاشت.
    اينجاست که مجدداً مي بايد از خود بيمناک بود چراکه ظرف انقلاب اسلامي به وسعت قلوب دوستدارانش است و پويايي آن سبب مي شود که در صورت کاهلي اسلافش، محبين غيرايراني انقلاب از مدعيان ايراني آن سبقت بگيرند!
    شهيد استاد «مرتضي مطهري» به زيبايي در اين خصوص سخن مي گويد: «همه مسلک هاي بزرگ جهان، آن اندازه که در سرزمين هاي ديگر مورد استقبال قرار گرفته اند، در سرزمين اصلي که از آنجا ظهور کردند، مورد استقبال نبوده اند. مثلاً حضرت مسيح(ع) در فلسطين (منطقه اي از مشرق زمين) به دنيا آمد و اکنون در مغرب بيش از مشرق زمين، مسيحي وجود دارد. بودا نيز در هند متولد شد، اما ميليون ها نفر مردم چين و سرزمين هاي ديگر به آيين وي گرويدند. زرتشت اگرچه آيينش توسعه پيدا نکرد و از حدود ايران خارج نشد ولي با اين همه، مذهب زرتشتي در بلخ بيشتر رواج يافت تا آذربايجان که مي گويند مهد زرتشت بوده است. حجاز نيز اگرچه مهد پيغمبر اسلام(ص) بود اما اين ايرانيان بودند که بيش از اعراب در بسط و گسترش و اعتلاي اسلام کوشش کردند. اگر از بحث مذاهب خارج شويم، کارل مارکس و فردريک انگلس دو نفر آلماني بودند که پايه کمونيسم امروزي را ريختند اما اين مردم شوروي و چين بودند که پيش و بيش از سايرين آن را پذيرفتند و رواج دادند.» [«خدمات متقابل اسلام و ايران» – صفحه 65]
    غم انگيز است که اعتراف کنيم، چه بسيار شاگرداني که از اساتيد پيشي گرفتند و انقلاب را بهتر فهميدند و در اعتلاي آن، بيش از السابقونش کوشيدند. «سيدحسن نصرالله»ها در لبنان، «عبدالملک الحوثي»ها در يمن، «شيخ ابراهيم زکزاکي»ها در نيجريه و... از جمله انقلابيوني هستند که اگرچه مليت ايراني را يدک نمي کشند اما عيار انقلابيگري شان به حدي از برخي مدعيان ايراني خط امام(ره) و انقلاب، بيشتر است که گويي به قياس طلا و مس نشسته ايم!
    چگونه مي شود که در مهد انقلاب اسلامي، «سند رسوايي 2030 امضا شود»؛ «شيطان بزرگ، کدخدا و رئيس دولتش مودب پنداشته شود»؛ «کارگري که به فرموده اميرالمومنين(ع) بايد پيش از خشک شدن عرق جبين دستمزد بگيرد، ماه ها حقوقش به تعويق بيفتد»؛ «جنگ با خدا به احسن وجه در بانک ها رخ دهد»؛ «انگ دولت با تفنگ به حافظان انقلاب زده شود»؛ «ثروت قاروني برخي مسئولان غيرقابل شمارش گردد» و نهايتاً مرتکبين افتضاحات فوق، با وقاحت تمام داعيه دار پرچمداري از انقلاب باشند؟!
    خدا آن روز را نياورد که دسته گل هاي به آب داده حضرات، بخواهند معرّف انقلاب و انقلابيگري باشند، اگرچه جاي شکرش باقيست که خود نيز به غيرانقلابي بودنشان اقرار دارند و افاضه داشته اند: «دوران انقلاب و احساسات گذشته است!» وگرنه حساب انقلاب با کرام الکاتبين مي بود!
    در پايان وقت آن رسيده که به تيتر ابتدايي اين وجيزه بازگرديم: «صادرات انقلاب به داخل!». عنواني که اگرچه مفهومي پارادوکس دارد اما حقيقتاً تنها چاره معضلات امروز ماست. تجربه نشان داده هرگاه فاصله از اصول انقلاب بيشتر شد، به تبع آن مشکلات نيز لاينحل گشت و هر زمان از اين فاصله کاسته شد، توفيقات عظيمي حاصل گرديد. فلذا خوشبينان به باختر بايد به اين بيت از حضرت حافظ تفال بزنند که فرمود:
    هرچند کآزمودم از وي نبود سودم
     مَن جرَّب المُجرَّب حَلّت بِه النّدامه
    *فعال دانشجوييیادداشت دانشجویی: صادرات انقلاب به داخل!
    


 روزنامه كيهان، شماره 21743 به تاريخ 19/7/96، صفحه 8 (دانشگاه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 51 بار
    



آثار ديگري از "محمد زندي"

  حراج به علت تغيير شغل!
محمد زندي *، كيهان 20/4/97
مشاهده متن    
  ديدي كه چگونه گور «برجام» گرفت؟!
محمد زندي*، كيهان 26/2/97
مشاهده متن    
  «ايثار»، «وظيفه» يا «خيانت»؟!
محمد زندي، كيهان 3/12/96
مشاهده متن    
  در سوگ سازه!
محمد زندي*، كيهان 26/10/96
مشاهده متن    
  تكنوكرات هاي بي تكنيك!
محمد زندي*، كيهان 1/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله انجمن مهندسي صوتيات ايران
متن مطالب شماره 2 (پياپي 11)، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است