|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/8/25: سويه مستهجن سياست هويت
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3031
دوشنبه بيستم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3013 25/8/96 > صفحه 12 (جهان) > متن
 
      


سويه مستهجن سياست هويت
گزارشي از صعود دونالد ترامپ به كاخ سفيد

نويسنده: فرهاد مرادي

«چه کسي مي داند در اعماق ذهن من چه مي گذرد؟»
     دونالد. جي. ترامپ

     در سال ١٩٩٠، تحريريه مجله اسپاي، به نيت اثبات فرومايگي ثروتمندان نيويورک، يک شرکت تاسيس کرد. شرکت تازه تاسيس براي ٥٨ نفر از ثروتمندترين هاي اين شهر و به يک معنا متمول ترين هاي آن روز جهان، ٥٨ چک يک دلار و ١١ سنتي فرستاد. بهانه ارسال آن چک ها، دريافت هزينه اضافي از مشتري هاي شرکت در قبال خدمات ارائه شده قبلي بود. ٢٦ نفر چک ها را نقد کردند. تحريريه اسپاي دور دوم چک ها را به مبلغ ٦٤ سنت، براي گروه ٢٦نفره اخير ارسال کرد. ١٣ نفر ٦٤ سنت مفت را توي جيب شان گذاشتند. موضوع براي گرداننده هاي اسپاي جذاب شد. آنها چک هايي جديد نوشتند به مبلغ ١٣ سنت و براي ١٣ نفر باقي مانده ارسال کردند. اين بار فقط دو نفر ١٣ سنت را روي هوا قاپيدند: عدنان محمد خشاجي، ميلياردر عرب و از دلال هاي بنام اسلحه و دونالد. جي. ترامپ.
     زندگي دونالد ترامپ تاريخ منقبض شده اي از رذالت هاست. در جولاي ١٩٧٢ زني سياه پوست براي اجاره آپارتمان به يکي از مجتمع هاي مسکوني ترامپ در بروکلين نيويورک مراجعه کرد. کارمند ترامپ زن آفريقايي تبار را پيچاند. همان روز زني سفيدپوست نيز به مجتمع يادشده سر زد و درخواستي مشابه ارائه داد. اين بار پاسخ متصدي مثبت بود و دو واحد از آپارتمان هاي خالي را به زن سفيدپوست نشان دادند. بعدها مشخص شد ارباب رجوع هاي آن روز جزء مامورهاي مخفي دولت فدرال بوده اند. دولت نيکسون خانواده ترامپ را به اتهام اعمال تبعيض نژادي عليه مشتري هايش، به دادگاه کشاند. در جريان آن پرونده، کارمندهاي کمپاني ترامپ در مقابل پليس فدرال شهادت دادند فايل هاي مشتري ها را بر پايه نژاد آنها طبقه بندي مي کرده اند١.
     نژادپرستي ميراث خانواده ترامپ است. يکي از گزارش هاي نيويورک تايمز، به تاريخ ژوئن ١٩٢٧، از بازداشت فِرِد ترامپ، پدر دونالد ترامپ، در گردهمايي دارودسته کو کلاکس کلان در ماه مي همان سال خبر مي دهد. خود او نيز تمايل هاي نژادپرستانه اش را مخفي نمي کرد. «وقتي دونالد [ترامپ] و ايوانا٢ به کازينو مي آمدند، رئيس هاي کازينو دستور مي دادند تا همه سياه پوست ها از آن طبقه بيرون بروند». اينها را کيپ براون، کارمند سابق يکي از کازينوهاي ترامپ، به خبرنگار نيويورکر مي گويد: «آن موقع دهه ٨٠ بود و من نوجوان بودم؛ ولي همه چيز را به ياد دارم؛ آنها همه ما [سياه پوست ها] را مخفي مي کردند».
    
    چهره نگاري يک رذل
     ازجمله جنجال هاي کارزار انتخاباتي ميلياردر بددهن در سال ٢٠١٦، حمله هاي پي درپي بي رحمانه اش به کارگرهاي غيرقانوني ساکن ايالات متحده آمريکا بود. ترامپ در آن روزها اين گروه از کارگرها را «بزرگ ترين تهديد اقتصادي براي شهروندهاي آمريکا» مي دانست. در گردهمايي هاي انتخاباتي خود فرياد مي کشيد: «آنها دارند پول هاي ما را برمي دارند، آنها دارند ما را به قتل مي رسانند». در همان روزها، ناظراني تذکر مي دادند اينها ترهات است. مي گفتند کارگرهاي غيرقانوني نه تنها دستشان توي جيب آمريکايي ها نيست، بلکه دارند به اين کشور سود مي رسانند. گزارش ها نشان مي داد و همچنان نشان مي دهد که اين گروه از کارگرها، سالانه ١٣ ميليارد دلار ماليات مي پردازند؛ ولي دونالد ترامپ در برابر اين واقعيت لجاجت مي کرد. مي گفت ١١ ميليون مهاجر غيرقانوني ساکن آمريکا را به کشورهاي خودشان عودت خواهد داد. با تمام اينها، يکي از مشهورترين رسوايي هاي ترامپ به بهره کشي ظالمانه اش از کارگرهاي غيرقانوني لهستاني مربوط مي شود. او در سال ١٩٨٠ و براي ساختن برج معروف ترامپ، ٢٠٠ کارگر غيرقانوني لهستاني را به بي گاري کشيد. کارگرهاي شاغل در آن پروژه، بعدها در مقابل دادگاه شهادت دادند دار و دسته ترامپ هر روز هفته و روزانه ١٢ ساعت از آنها کار مي کشيده اند. به بعضي از آنها پول ناچيزي داده بودند. کار طاقت فرساي برخي از آنها را در قبال ودکا خريدند. باقي آنها نيز هيچ پولي دستشان را نگرفت و تهديدشان کردند اگر موي دماغ باشند، وضعيت اقامتشان را به اداره مهاجرت گزارش مي دهند تا عودت داده شوند.
     سياهه ترامپ مملو از سياه بازي هاي شيادانه است. تحقيقات مفصل واشنگتن پست درباره بنياد دونالد ترامپ نشان مي دهد که گرچه او از سال ٢٠٠٨ به اين سو حتي يک سنت هم به خيريه خودش اعانه نداده؛ ولي در عوض بيش از ٢٥٠ هزار دلار از پول هاي خيريه را خرج کسب و کار شخصي اش کرده است. در سال ٢٠١٠ «بنياد پليس [منطقه] پالم بيچ» به خاطر کمک ١٥٠هزاردلاري شخص ترامپ به اين بنياد از او قدرداني کرد. در آن ماجرا کمتر کسي خبر داشت که ترامپ آن مبلغ را نه از جيب مبارک بلکه از محل اعتبارات خيريه برداشت کرده است يا يک مورد کم خرج تر ولي معنادارتر، ٢٠ هزار دلار از اعانه ها براي کشيدن پرتره اي به طول يک متر و ٨٠ سانت از شخص دونالد ترامپ هزينه شد٣.
     زبان جنسيت زده و انحراف جنسي ترامپ هم که ديگر حکايت خاص و عام است. در جريان يکي از زورآزمايي هاي توييتري اش در آگوست ٢٠١٥، مگين کلي، مجري خوش سيماي فاکس نيوز را «خوشگل کله پوک» خواند. بعدها که براي استفاده از آن کلام جنسيت زده تحت فشار افکار عمومي قرار گرفت، انتهاي عذرخواهي خشک و خالي خود از کلي، اين عبارت وقيحانه را هم اضافه کرد: «اما قبول کن که از اين بدتر را هم شنيده اي»٤.
     در اکتبر ٢٠١٦ ويدئويي از وي منتشر شد که عملا اعتراف به تجاوز جنسي به حساب مي آمد. به گزارش راديوي ملي آمريکا، تاکنون ١٨ زن ديگر مدعي شده اند که ترامپ به لحاظ جنسي آزارشان داده يا با آنها رفتارهايي خشن داشته است. در بين اسم هاي منتشرشده از طريق اين رسانه نام ايوانا ترامپ، نخستين همسر او، نيز به چشم مي آيد که به خشونت هاي فيزيکي و کلامي ترامپ عليه خودش شهادت داده است.
     هريک از اين موردها به تنهايي براي بايکوت شدن هر آدمي از محدوده مربوط به چهره هاي معتمد افکار عمومي کفايت مي کند؛ بااين حال دونالد ترامپ، مثل اَبَرانسان هاي هاليوودي، از وراي همه اين اتهام ها گذشت و خودش را به کاخ سفيد رساند. کورت اندرسون، يکي از دو بنيان گذار مجله اسپاي، مي گويد دونالد ترامپ به «شخصيت هاي کارتوني» مي ماند و انگار «هيچ وقت گاف نمي دهد». با اين اوصاف سوال توان فرسا همچنان اين است: دونالد ترامپ به عنوان موجودي شيطان صفت چگونه توانست به کاخ سفيد راه پيدا کند؟
    
    تئوري اول: آمريکاي زن ستيز
     مادلين آلبرايت در فوريه ٢٠١٦ گفت در دوزخ مکاني وجود دارد مختص زن هايي که از هيلاري کلينتون حمايت نکرده باشند. زن بودن را در ميدان سياست با تعريف زيست شناختي آن يکي مي گرفت و بر همان مبنا به مستمعان حرف هايش انذارهايي مي داد درباره روز جزا. حضور يک زن را در راس هرم قدرت مترادف مي گرفت با تامين منافع همه زن ها. درصورتي که تجربه هاي پيشين اين فکر مکانيکي را حتي در ساحت سياست هويت، بي اعتبار مي کرد. شايد به خاطر نداشت که يکي از توهين آميزترين و ضدزن ترين دستورهاي قرن بيستم بريتانيا به وسيله يک زن صادر شد. اين مارگارت تاچر بود که مقرر کرد تا در فرودگاه هاي بريتانيا از زن هاي مسلمان آزمايش بکارت بگيرند. آلبرايت در آن سخنراني وانمود مي کرد که نفس حضور زن ها در ساخت قدرت يعني اقدامي ترقي خواهانه؛ ولي اينها را در حالي مي گفت که خاطره تلخ حرف هاي سنگدلانه اش درباره مرگ ٥٠٠ هزار کودک عراقي در ذهن آدم هاي مترقي مي جوشيد.
     حرف هاي رقيق آلبرايت در ماه فوريه بيش از هر چيز چپ هراسي او را بازتاب مي داد. مخاطب صحبت هايش در آن زمان خاص طرفدارهاي برني سندرز سوسياليست بود. بااين حال شکل بزک شده همين طرز تلقي پايه برخي تحليل هاي سرپايي بعد از انتخابات نيز قرار گرفت. در آن روزها هم زمان با انتخاب دونالد ترامپ، آدم هايي خشمگين فغان سر مي دادند که جامعه آمريکا به لحاظ سياسي محافظه کار و به لحاظ فرهنگي عقب افتاده است. مي گفتند راي دهنده ها بر پايه جنسيت نامزدها دست به انتخاب سياسي زده اند. معتقد بودند آمريکايي ها ظرفيت اعتماد به يک زن را نداشته اند. آن گروه از بازنده هاي عصباني، نتيجه انتخابات رياست جمهوري سال ٢٠١٦ آمريکا را منبعث از رسوبات مردسالارانه موجود در فرهنگ غالب آمريکا مي دانستند. نينا بورلي، روزنامه نگار بنام، انتخابات رياست جمهوري سال ٢٠١٦ را «رفراندومي» دانست درباره تعصب هاي جنسيتي و نتيجه گرفت که زن ها اين رفراندوم را واگذار کردند. آناليزا مرالي نوشت «آمريکايي ها هرگز براي رياست جمهوري يک زن آمادگي نداشتند». عنوان يکي از مقاله هاي مجله «اسليد» حتي از اينها هم فراتر رفت: «پيروزي دونالد ترامپ ثابت کرد که آمريکا از زن ها نفرت دارد». انتخاب ترامپ، خاصه براي زن هاي مستقل ليبرال مسلک، وضعيتي به وجود آورده بود سرشار از ياس. حتي زني روشنفکر و دانا مثل نائومي کلاين هم در دام اين تحليل ها افتاد. او در مقاله اي که در روز شانزدهم نوامبر براي نيويورک تايمز نوشت، جنسيت زدگي را «ريشه» انتخاب ترامپ در برابر کلينتون دانست؛ اما بنيان اين اظهارنظرها با يک تلنگر فرو مي ريخت. حتي اگر اين فرض غلط را که انتخاب نکردن کلينتون حاکي از فرهنگ مردمحور آمريکايي هاست، درست بدانيم، واقعيت، در آن وضعيت مشخص، چيز ديگري را نشان مي داد: هيلاري کلينتون سه ميليون راي بيشتر از دونالد ترامپ به دست آورد. همين يک فقره ثابت مي کند که انتخاب سياسي اکثريت راي دهنده هاي آمريکايي در قيد جنسيت نامزدها نبوده است. آنچه غالب اين گروه از ناظران به عمد از بيان آن طفره مي رفتند، پرداختن به يادگار دوره برده داري در دل دستگاه سياسي حاکم بر ايالات متحد بود؛ يعني سيستم ارتجاعي الکترال کالج. قصد اين گروه از ليبرال هاي محافظه کار حصر سياست مترقي در مرزهاي سياست هويت است. در غير اين صورت بايد از تغيير يا دست کم اصلاح سيستم انتخاباتي کشور بگويند. بااين حال مي دانند قبول اين مطالبه يعني آزادسازي انرژي بالقوه نبردهاي طبقاتي در ميدان سياست رسمي.
    
    تئوري دوم: يقه آبي ها
     هم زمان با آغاز انتخابات مقدماتي حزب جمهوري خواه، بازار جدال درباره پايگاه طبقاتي حامي هاي دونالد ترامپ نيز داغ شد. در سپتامبر ٢٠١٥ مجله آتلانتيک اين طور هشدار داد: «بسازبفروش ميلياردر دارد بنياد يقه آبي ها را مي سازد». رونالد براون اشتاين، نويسنده آن مقاله، معتقد بود که هسته اصلي آراي ترامپ را راي کارگرهاي صنعتي مذکر و سفيدپوست آمريکا تشکيل مي دهد. «ترامپ بهترين اجرا را در ميان مردهاي فاقد مدرک تحصيلي دانشگاهي٥ -يا همان هسته يقه آبي هاي ائتلاف جديد جمهوري خواه ها- داشته است». اينها اظهارات براون اشتاين است: «٣٨ درصد از اين سفيدپوست هاي طبقه کارگر، چه در سطح ملي و چه در ايالت نيوهمپشاير٦، از ترامپ حمايت مي کنند».
     اين طرز تلقي پايه برخي از تحليل هاي جدي بعد از انتخابات سراسري را هم تشکيل داد. يک روز بعد از انتخابات هشتم نوامبر، گزارش نيويورک تايمز نيز نتيجه غافلگير کننده انتخابات را از همين منظر تحليل مي کرد. نويسنده هاي آن گزارش پيروزي دونالد ترامپ را ناشي از ائتلاف فراگير «کارگرهاي سفيدپوست يقه آبي» و «راي دهنده هاي طبقه کارگر» مي دانستند.
     برني سندرز، به عنوان شناخته شده ترين چپگراي مخالف وضع موجود، دو روز بعدتر به اين طرز تلقي اعتبار بخشيد. سناتور سوسياليست، در يادداشتي به تاريخ يازدهم نوامبر در نيويورک تايمز، مدعي شد که «ميليون ها آمريکايي پنجشنبه [هشتم نوامبر] آراي اعتراضي» به صندوق ها ريخته اند. اعتقاد داشت آراي ريخته شده به حساب ترامپ، «مخالفت شديد» راي دهنده ها با «سيستم اقتصادي و سياسي» حاکم بر آمريکا را بيان مي کند که «منافع ثروتمندها و شرکت هاي بزرگ را بر منافع آنها ارجح مي داند». تحليل او از نتيجه انتخابات اين بود: «ترامپ به کاخ سفيد راه پيدا کرد چون گفتار کارزار انتخاباتي او بر خشمي واقعي و مشروع تاکيد داشت». بن مايه طرز تلقي اين گروه از ناظرها بر حرافي هاي ترامپ عليه پيمان هاي آزاد تجاري و لفاظي هايش درباره فساد سيستماتيک جاري در کشور استوار بود. مي گفتند آن پيمان هاي نئوليبرال فرصت هاي شغلي طبقه کارگر آمريکا را از بين برده اند. اعتقاد داشتند اجراي سياست هاي نئوليبرال و بي توجهي زمامدارها به فقيرترشدن طبقه کارگر، «اضطراب هاي اقتصادي» اين طبقه اجتماعي را افزايش داده و باعث شده وعده هاي سرخرمن شارلاتاني مثل ترامپ را باور کنند. از سوي ديگر شکست دموکرات ها در چهار ايالت اُهايو، ميشيگان، ويسکانسين و پنسيلوانيا، که قلب اقتصاد صنعتي ايالات متحد به حساب مي آيند، اين تئوري را باورپذير مي کرد. در آن روزها اين باور انکارناپذير بود که «رهبرهاي بي کفايت حزب دموکرات آراي پرولتاريا را از دست داده اند».
     با وجوداين، آمارها تئوري اخير را نيز از اعتبار ساقط کرد. آمارهاي منتشر شده تاثير آراي بخشي از طبقه کارگر را در پيروزي ترامپ انکار نمي کند، اما راوي نقش طبقه متوسط و ثروتمندها نيز هست. آمارها نشان مي دهد که ٥٢ درصد از افرادي که در سال کمتر از ٥٠ هزار دلار درآمد داشته اند، به هيلاري کلينتون و ٤١ درصد به ترامپ راي داده اند. درعين حال ٤٩ درصد از کساني که سالانه بيش از ٥٠ هزار دلار درآمد دارند، ترامپ و تنها ٤٧ درصدشان کلينتون را انتخاب کرده اند؛ اين يعني ترامپ نمي تواند انتخاب فقرا و طبقه کارگر آمريکا بوده باشد.
    
    سياست هويت: «روزهاي خوب گذشته»
     مشکل اصلي تحليل هايي که آراي کارگرهاي صنعتي سفيدپوست را در پيروزي ترامپ تعيين کننده مي دانستند، اين بود: اغراق در نقش طبقه کارگر و ناديده گرفتن نقش موذيانه طبقه متوسط و ثروتمندها در پيروزي دونالد ترامپ. در روزهاي پيش از انتخابات، ناظراني به هيلاري کلينتون هشدار مي دادند که براي پيروزي به آراي تحصيلکرده هاي سفيدپوست، که علي القاعده در زمره طبقه متوسط آمريکا قرار مي گيرند، نياز مبرم دارد. در نهايت اما ٣٩ درصد از مردها و ٥١ درصد از زن هاي اين گروه به هيلاري کلينتون راي دادند.
     منتقدان مي گويند کساني که بيش از اندازه بر نقش تاثيرگذار يقه آبي ها تاکيد مي کنند، براي اثبات حرفشان آنها را، به لحاظ سطح درآمد، در گروهي قرار داده اند٧ که سالانه بين ٥٠ تا ١٠٠ هزار دلار درآمد دارند٨. بااين حال، حتي با پذيرش اين طبقه بندي غلط، سوال اصلي اين است: اگر انتقادهاي عوامانه ترامپ به «سيستم اقتصادي» توانسته آراي کارگرها را به نفع او مصادره کند، پس چرا اقبال ترامپ تنها در ميان سفيدپوست هاي اين طبقه اجتماعي بلند بوده است؟ ازاين رو روايت پذيرفتني تر از آمارهاي منتشر شده اين است: رمز موفقيت ترامپ سازماندهي ائتلافي بود از سفيدپوست ها. عددها توان اثبات اين ادعا را دارند. اين اعداد مي گويند ٥٨ درصد از سفيدپوست ها، که ٦٩ درصد از کل آرا را نيز تشکيل مي دادند، ترامپ را انتخاب کرده اند. بر پايه آمارهاي منتشرشده از سوي مرکز تحقيقات اديسون، ترامپ آراي سفيدپوست هايي را که در سال کمتر از ٥٠ هزار دلار درآمد دارند، با اختلاف ٢٠ درصد، از آن خود کرد. اين عدد براي سفيدپوست هايي که در سال بين ٥٠ هزار تا ١٠٠ هزار دلار درآمد دارند، ٢٨ درصد و در ميان سفيدپوست هاي با درآمدي بيش از ١٠٠ هزار دلار در سال، ١٤ درصد است. همچنين نظر سنجي مجله «نيشن» نشان مي دهد که انگيزه اصلي حاميان ترامپ نه «اضطراب اقتصادي»، بلکه تعصب ها و نگراني هاي نژادي بوده است.
     از جمله موضوع هايي که کمتر به آن پرداخته مي شود، استراتژي جمهوري خواهان در انتخابات ٢٠١٦ است. آنها بعد از تحمل دو شکست سنگين از باراک اوباما دستگيرشان شد که بايد استراتژي رقيبان ليبرا لشان، يعني سياست هويت را، بيازمايند. از منظر آنها حالا که دموکرات ها توانسته بودند به واسطه يک سياه پوست بخش شايان توجهي از آراي خاموش را به ميدان بکشند، چرا محافظه کارها اين کار را انجام ندهند. به همين خاطر در جريان انتخابات مقدماتي ٢٠١٦ يک نامزد زن، يک نامزد لاتين تبار، يک نامزد سياه پوست و صدالبته يک نامزد سفيدپوست اصيل را معرفي کردند. با وجوداين تمام آن نامزدها، جز دونالد ترامپ سفيدپوست، نسخه هايي جعلي از نمونه هاي اصلي دموکراتشان بودند. در اين ميان فقط دونالد ترامپ بود که کالايي ارائه مي کرد که حزب دموکرات، به خاطر پايگاه اجتماعي اش، توان توليد و عرضه آن را به مشتري ها نداشت؛ فکر سروري سفيدپوست ها. از اين منظر دونالد ترامپ ناجي جمهوري خواه هاست. تنها او بود که به واسطه احياي فکر سروري نژاد سفيد، توانست سفيدپوست ها را به ميدان بياورد. بنابراين بيراه نيست که ديويد دوک، از رهبرهاي سابق کلان ها، خطاب به سفيدهاي نژادپرست چنين گفت: «راي دادن عليه ترامپ خيانت به ميراثمان است». ترامپ براي آنها يادآور روزهاي خوش پيش از صدور فرمان حقوق مدني بود. او به اين گروه از سفيدها کدهايي دقيق ارسال مي کرد. آنها نيز پيام هاي رمزگذاري شده اش را روي هوا مي زدند. يکي از ماندگارترين اين مکالمه هاي رمزي در نخستين روز فوريه ٢٠١٦ رخ داد. آن روز آدم هايي از جناح چپ ميتينگ انتخاباتي ترامپ در لاس وگاس را به هم ريختند. ترامپ که همواره از «روزهاي خوش گذشته» ياد مي کرد، در واکنش به معترض ها يک بار ديگر آن روزها را ستود. «من عاشق روزهاي خوب گذشته ام. مي دانيد در آن روزها با آدم هايي شبيه به اينها [معترض ها] چه مي کردند؟» ترامپ اين طور ادامه داد: «آنها را افقي بيرون مي فرستادند». در دهه هاي گذشته سياست هويت را به نام ليبرال هاي ترقي خواه سند زده اند، درحالي که به لحاظ تاريخي با نام سفيدپوست هاي نژادپرست پيوند خورده است: دارودسته تروريست کوکلاکس کلان، بنيان گذار سياست هويت در آمريکاست. به همين جهت دونالد ترامپ، به شکلي بنيادگرايانه، به ريشه سياست هويت بازگشت. دونالد ترامپ در سفيدپوست ها احساس خوب سفيدپوست بودن، احساس خوب امکان سروري مجدد را بيدار کرد. به اين معنا او افشا کننده سويه مستهجن سياست هويت است؛ سياست به ظاهر ترقي خواهانه اي که ليبرال ها مي خواهند، در اين عصر سياست زدوده منحط، آن را به عنوان بديل نبردهاي طبقاتي بفروشند.
    
     پي نوشت:
     ١- وکالت خانواده ترامپ در آن پرونده برعهده فردي بود به نام روي کوهن. وي دو دهه قبل تر و در جريان دادگاه هاي ژنرال مک کارتي، نقشي موثر در سرکوب بي رحمانه روشنفکرها، نويسنده ها و هنرمندهاي آمريکايي برعهده داشت.
     ٢- نخستين همسر دونالد ترامپ از سال ١٩٧٧ تا ١٩٩٢
     ٣- يکي از روان شناس هاي باليني به نام جورج سيمون درباره شخصيت ترامپ چنين مي گويد: «ويدئوهاي ترامپ را آرشيو مي کنم تا آنها را در کارگاه هاي آموزشي ام نشان دهم، چون ترامپ بهترين مثال ممکن براي توضيحِ خودشيفتگي است».
     ٤- سال ٢٠٠٤ و در يک برنامه راديويي، دختر خودش، ايوانکا ترامپ را با لفظي بسيار رکيک تر و جنسيت زده تر توصيف کرده بود.
     ٥- يکي از خطاهاي اين تحليل، ناديده گرفتن اين واقعيت است: از ميان پنج سفيدپوستي که مدرک دانشگاهي ندارند، يک نفرشان درآمدي دارد بالغ بر صدهزار دلار در سال.
     ٦- دومين انتخابات مقدماتي جمهوري خواه ها در ايالت نيوهمپشاير برگزار شد.
     ٧- غالب اين گروه زير ٥٥ هزار دلار درآمد دارند.
     ٨- بيشترين آراي ترامپ از اين گروه مي آيد که در حقيقت اکثريت جمعيت طبقه متوسط آمريکا را شامل مي شود.
    سويه مستهجن سياست هويت / گزارشي از صعود دونالد ترامپ به کاخ سفيد
    


 روزنامه شرق ، شماره 3013 به تاريخ 25/8/96، صفحه 12 (جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 47 بار
    



آثار ديگري از "فرهاد مرادي"

  آگوست ننگين / گزارشي از جلسه كنوانسيون ملي حزب دموكرات در ١٩٦٨
فرهاد مرادي، شرق 26/5/96
مشاهده متن    
  اين صدا را تا ابد از ياد نمي برم / نگاهي به تيراندازي اخير به سوي نمايندگان جمهوري خواه آمريكا
فرهاد مرادي، شرق 27/3/96
مشاهده متن    
  «صليب صورتي»: مصائب زن هاي كارگر / گزارشي از ترور زن ها در مكزيك
فرهاد مرادي، شرق 21/3/96
مشاهده متن    
  ظرافت هاي تصميم گيري در عرصه ورزش
فرهاد مرادي، ايران 22/6/93
مشاهده متن    
  رويشي دوباره
فرهاد مرادي مسكين، كيهان 8/8/89
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پژوهشهاي علوم و صنايع غذايي ايران
متن مطالب شماره 5 (پياپي 47)، آذر و دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است