|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/8/29: وحيد اسدالهي نوازنده ساز نقاره در گفت و گو با «ايران»: موسيقي آذربايجاني جزئي از موسيقي اصيل ايراني است
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7000
يك شنبه 28 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6647 29/8/96 > صفحه 13 (موسيقي) > متن
 
      


وحيد اسدالهي نوازنده ساز نقاره در گفت و گو با «ايران»: موسيقي آذربايجاني جزئي از موسيقي اصيل ايراني است
مبادا پرچم موسيقي آذري بر زمين بيفتد

نويسنده: ندا سيجاني

از دلاوري ها مي گويند؛ موسيقي شان مملو ازحس قهرماني و حماسه است براي آنها موسيقي مرزي ندارد و عاشقانه هايشان را براي مردم کشورشان مي خوانند، آنان که به موسيقي آذربايجاني و فرهنگ اين اقليم تا به امروز تمام قد اداي احترام کرده اند. موسيقي که اصيل است و ريشه در اقوام ايراني دارد و در کنار رقص هاي محلي خود توانسته اند فرهنگ و هنر آذربايجان ايران را به دنيا معرفي کنند. وحيد اسدالهي يکي ازهمين هنرمندان شيفته موسيقي آذري است هنرمندي که بدون هيچ حمايتي سال ها درمعرفي سازخود به دنيا تلاش کرده و امروز آن را جزئي از خانواده خود مي داند. اسدالهي به ناديده انگاشتن موسيقي آذربايجاني ازسوي مسئولان اشاره مي کند و انتقاد دارد که آنها هيچ گاه به موسيقي ما توجهي نداشته و نخواستند ديده شود و حتي تا به امروز موسيقي آذربايجان يک ارکستر مستقل نداشته است. گفت و گو با اين هنرمند و نوازنده ساز نقاره را در ادامه مي خوانيد.
    
    وحيداسدالهي ازجمله هنرمنداني است که تلاش بسياري در معرفي موسيقي فولک آذربايجان داشته اما اکثريت فعاليت هاي شما در حوزه موسيقي بي کلام بوده اين موضوع دليل خاصي دارد؟
    خير. من با خواننده هاي بسياري همکاري داشته ام و درزمينه موسيقي با کلام کارهاي متفاوتي اجرا کرده ام اما چون به موسيقي بي کلام کمتر پرداخته مي شود و اين نوع شيوه موسيقي مرزبندي مشخصي ندارد تصميم گرفته ام نگاه جدي تري به موسيقي بي کلام داشته باشم. البته اجراي اين موسيقي نسبت به موسيقي با کلام به مراتب زحمات بيشتري خواهد داشت و حضور نوازنده سلو درگروه نياز است.
    
    در موسيقي باکلام با کداميک از خوانندگان همکاري داشته ايد؟
    من سال 1355 فعاليت خود را زير نظر استاد علي سليمي آغاز کردم آن زمان حدود 16 سال سن داشتم و در وزارت فرهنگ و هنر آن دوران در بخش موسيقي فولک فعاليت مي کردم. اکثريت خوانندگان آذري زبان در اين بخش حضور داشتند استاداني چون حميد عبادي، اباذر اُرنانيان، هوشنگ آذراوغلي ،فريدون فتحي و علي قاسمي اما يک سال بعد از آن به صدا و سيما رفتم.
    
    درآن دوران برنامه راديويي «گلها» مخاطب بسياري داشت با اين تفاسير آيا موسيقي آذري هم به همين نسبت مورد استقبال قرار مي گرفت؟
    علاقه مندان به موسيقي اقوام موسيقي خود را فراموش نمي کنند و هميشه نيم نگاهي به موسيقي آذري وجود داشته است. آن دوران با وجود آنکه درسازمان فرهنگ و هنر به موسيقي آذربايجاني پرداخته مي شد اما اين سبک موسيقي بعد انقلاب رشد بيشتري پيدا کرد و علاقه مندان به صورت جدي تر در اين زمينه فعاليت کردند در اين سازمان هنرمندان موسيقي آذري به مدت يک ساعت اجراي برنامه داشتند که اغلب اوقات برنامه هاي استاد مصطفي پايان روي آنتن راديو پخش مي شد البته استاد صفرعلي جاويد که از کارمندان صدا و سيما بودند نيز اجراي برنامه راديويي داشتند اما متاسفانه براي آنکه زمان بيشتري را به برنامه گلها اختصاص بدهند برنامه ايشان را قطع کردند.
    گروه موسيقي «کامکارها» ازجمله گروه هاي موفق موسيقي اقوام است که بعد انقلاب فعاليت جدي در معرفي موسيقي کردي داشته اما متاسفانه موسيقي آذربايجاني در اين برهه زماني چندان رشدي پيدا نکرد.
    در سال هاي 59-58 عده اي بر اين نظر بودند که موسيقي آذري را به سمت سياست بکشانند اما هيچ گاه دليل اين امر مشخص نشد و شايد يکي از دلايل توقف موسيقي اين است که موسيقي نبايد به هيچ چيز وابسته شود. مساله ديگر اين که موسيقي اقوام مختلف ايران توانست با موسيقي سنتي آرام آرام تلفيق شود اما براي موسيقي آذربايجاني اين فرصت فراهم نشد. بطور مثال موسيقي کردي توانست به گروه چاووش راه يابد اما اين اتفاق براي ديگر موسيقي اقوام رخ نداد. مساله بعدي بينش افرادي بود که در عرصه موسيقي سنتي فعاليت مي کردند و به دليل ايراداتي که بر شيوه موسيقي آذري داشتند مانع ازاين بودند که اين موسيقي جذب موسيقي سنتي شود. بطور مثال خود من به شخصه براين نظرم که ساز دُم دُم مي تواند در موسيقي آذري جايگاه ويژه اي داشته باشد نه اينکه بگوييم چون در اين ساز زبان موسيقي بوشهري شنيده مي شود نبايد به موسيقي آذربايجاني وارد شود. ما همه ايراني هستيم با گويش هاي مختلف بنابراين نبايد به شيوه هاي موسيقي اقوام و گويش هاي آن ايراد بگيريم. البته اين نگاه سليقه اي از همان ابتدا درموسيقي ايراني به وفورديده مي شد اما با استقبال خوب جوانان از موسيقي نواحي استادان آرام آرام نسبت به اين موضوع گارد کمتري گرفتند ولي باز هم اين سختگيري ها در جذب موسيقي اقوام و بويژه موسيقي آذري وجود دارد. اما به نظر شما آيا در موسيقي ايراني يا ريتم ايراني جاي خالي سازهايي چون دُم دُم و نقاره احساس نمي شود! ما نبايد با موسيقي سنت گرايانه برخورد کنيم اگر اين سازها جذب ديگر موسيقي ها نشوند و مردم با آنها آشنايي پيدا نکنند قطعاً به مرور زمان از بين خواهند رفت. من همه زندگي ام را براي معرفي سازه نقاره گذاشته ام و از سن 9 سالگي به نواختن اين ساز همت گماشتم؛ نقاره غريب ترين ساز در ايران است. البته در معرفي ساز دف اين اتفاق نيفتاد و خيلي زود جذب موسيقي ايراني شد و به نظر من وقتي نام موسيقي ايراني برده مي شود بايد تمام سازهاي ايران در آنجا به نمايش گذاشته شود نه فقط تنبک و دف. آيا استاد چنگيز مهدي پور نوازنده ساز قوپوز به جايگاهي نرسيده اند تا موسيقي ايراني از حضور ايشان بهره ببرد!
    
    به غيراز مساله شيوه موسيقي که به آن اشاره کرديد چرا موسيقي آذربايجاني نتوانست جذب موسيقي ايراني شود؟
    اين امر نشان دهنده ضعف موسيقي آذربايجاني نيست و در اين زمينه بايد استادان موسيقي ايراني پاسخگو باشند. من با استادان بزرگي چون هابيل علي اف اجراي موسيقي داشته ام بنابراين نمي توانيم بگوييم موسيقي آذري کمانچه يا ديگر سازهاي اقوام را در خود جاي نمي دهد. البته اين نکته را هم نبايد فراموش کنيم که استادان موسيقي فولک ايراني به روز نيستند با خانه نشيني استادان و استاد خطاب کردن کاري را پيش نمي برد يک استاد بايد روزي 5 ساعت سازبزند و به روز باشد. موسيقي آذربايجان جزيي از موسيقي اصيل ايران است و نبايد به اين دليل که اين موسيقي شيوه متفاوت دارد آن را ازموسيقي ايراني حذف کرده و ساده نوازي را به موسيقي ايراني وارد کنند. البته ناگفته نماند يک تعداد از موسيقي هاي آذربايجاني ما متاسفانه کپي برداري شده است.
    
    آيا شما به عنوان يک هنرمند موسيقي آذربايجاني از نوازندگان يا خوانندگان موسيقي ايراني براي يک اجراي موسيقي تلفيقي دعوت داشته ايد؟
    تمام تلاش من معرفي سازم به مردم است اما بعد از اين تصميم دارم در گروه سه نفره اي که تشکيل داده ام ديگر جوانان هنرمند نيز حضور داشته باشند و يک گروه خوب موسيقي تلفيقي تشکيل بدهم.
    
    چرا هيچ گاه سعي نداشتيد گروه خود را به لحاظ تعداد نوازنده يا حضور يک خواننده گسترده تر کنيد؟
    من به عنوان يک نوازنده موسيقي اقوام در درجه اول وظيفه ام شناساندن موسيقي منطقه ام و معرفي تکنيک سازهاي آن است. اجرايي که چند ماه اخيردر فرهنگسراي نياوران برگزار کرديم براي نخستين بار ساز گارمون را روي صحنه برديم اما از اين به بعد براين نظرم علاوه بر بالابان و کمانچه از ديگر سازهاي موسيقي اقوام بهره ببرم.
    
    رديف موسيقي هاي آذري ايران چه شباهت يا تفاوت هايي با موسيقي جمهوري آذربايجان دارد؟
    فعاليت من پرداختن به ريتم موسيقي است. رديف و مقام هاي موسيقي به مانند دريايي است که هر علاقه مندي توانسته قطره اي از اين دريا را بچشد و درد خود را با آن بيان کند اما ريتم موسيقي يک هنر خدادادي است با نگاه به تاريخ موسيقي متاسفانه خواهيد ديد که طي تاريخ به ريتم موسيقي ظلم بسياري شده است. موسيقي کشور هندوستان ريتم محوراست اما در ايران تنها به شعر و آواز اهميت مي دهند. ريتم چند سالي است که به موسيقي ايراني وارده شده و در گذشته ممنوع بوده است. مقام هاي موسيقي آذري ايران و آذربايجان هرکدام براي خود دنيايي دارند. موسيقي فولک ايران بسيارگسترده است ورديف هاي موسيقي ايران از موسيقي اقوام نشات مي گيرد اما در صد سال گذشته موسيقي جمهوري آذربايجان توانسته به صورت علمي تر و آکادميک خود را معرفي کند. حدود 80 سال گذشته اپراي کوراوغلو نوشته شده و اين يک اتفاق بزرگ فرهنگي بوده که به دليل حضور روس ها رخ داده است.
    
    نسل امروز توانسته در ريتم هاي موسيقي ايراني نوآوري هايي ايجاد کند آيا در موسيقي آذربايجان نيز به همين صورت بوده است؟
    بله. موسيقي امروز بسيار تکنيکال عمل مي کند و براي آنکه جا نمانيم بايد بيش ازپيش با ريتم موسيقي کامل به جلو حرکت کنيم نه آنکه از موسيقي غيرايراني يا سازهاي غربي بهره ببريم. در ارکسترهاي ما از گيتاربيس استفاده مي شود اما آيا نقاره يا ديگر سازه هاي موسيقي اقوام جايي در ارکسترها ندارند!
    
    ورود سازهاي غربي درموسيقي ايراني سبب شد موسيقي اصيل کمي از مسيردرست خود خارج شود اما اين اتفاق را در موسيقي اقوام شاهد نبوديم و اين موسيقي بکر باقي ماند شايد اين مساله توانسته باشد که حداقل اين موسيقي دستخوش تغييرات نشود؟
    به نظر من در موسيقي آذري هم تغييراتي ايجاد شده و ريتم هاي گذشته چندان قابل استفاده نيستند. البته براين عقيده ام که نبايد موسيقي اقوام بکرعنوان شود، بکرهمان ساده نوازي است که نبايد به اين موسيقي ها وارد شود. استادان موسيقي بايد درمنطقه خود به مانند يک فيلترعمل کنند و از ريتم ها و ملودي هاي جديد استفاده کنند. اين موسيقي ها و ريتم ها طي تاريخ ضربه ديده و بايد آن را شکست. ريتم يعني به جلو حرکت کردن و نبايد آن را خنثي کنيم اما خوشبختانه امروزه جوانان اين خنثي بودن را شکسته اند. تا چه زماني مي توانيم به ساده نوازي ادامه بدهيم! هرگاه که دراين باره صحبت مي شود ما را محکوم به اين مي کنند که چارچوب ها را شکسته ايم. امروزه فرصتي نيست که يک نوازنده بخواهد يک جمله را 10 بار بنوازند.
    
    در کشور ما با آنکه اکثريت مردم به زبان آذري مسلط هستند اما موسيقي آذري بندرت شنيده مي شود و اگر هم موسيقي باشد موسيقي پاپ آذري است؟
    موسيقي پاپ يک موسيقي مردمي است و کرن عربي دارد که در شهر تبريز به گوش مي رسد اما در موسيقي فولک آذري کرن عربي نداريم. در هر مملکت يک موسيقي عامه پسند وجود دارد و يک موسيقي اصيل، هنرمندان موسيقي آذري توانسته اند بخوبي در اين نوآوري عمل کنند. اما اينکه اين موسيقي بندرت شنيده مي شود مقصر نوازنده ها نيستند. استادان موسيقي و سازهاي ما بايد به روز باشند، در غير اين صورت اين سازها از بين خواهند رفت. موسيقي نبايد تفکيک شود يا بايد موسيقي ايران آنقدر گسترده شود که تمام موسيقي اقوام را دربر گيرد يا آنکه موسيقي اقوام آرام آرام از بين خواهد رفت. در موسيقي ايراني موسيقي کردي وجود دارد اما در موسيقي ايراني موسيقي آذري جايگاهي ندارد وبه نظر من يک جبهه بندي اتفاق افتاده است. بزرگاني چون چنگيز مهدي پور نتوانستند به موسيقي ايراني جذب شوند و گوشه گيري کردند اما نسل امروز بايد اين قالب ها را بشکنند.
    
    آيا امروزه موسيقي رديفي با زبان آذري مورد استقبال مردم است؟
    خير و بهتر است بگوييم مردم از اين نوع موسيقي ها خسته شده اند؛ امروزه ما به موسيقي ريتم محور روي آورده ايم اما اگر به موسيقي رديفي مسلط نباشيم، نمي توانيم دراين موسيقي هاي ريتم محور تغييراتي ايجاد کنيم. رديف، پايه يک موسيقي است. رديف هاي موسيقي آذري بخوبي در شهرهاي تبريز اردبيل و ديگر اطراف تدريس مي شود و علاقه مندان بسياري به اين موسيقي ها روي آورده اند.
    
    گذشته از کوتاهي بزرگان موسيقي آذربايجان خود شما شخصاً براي اينک موسيقي آذري به عرصه موسيقي ايراني وارد شود چه ايده و تفکراتي داشته ايد يا چه کاري تا به امروز انجام داده ايد؟ چرا موسيقي آذربايجان ايران هنوز نتوانسته يک ارکستر مستقل داشته باشد؟
    درگذشته صدا وسيما ارکستري به نام موسيقي آذربايجان تشکيل داد که ديگر فعاليتي ندارد اين ارکستر سال 1332 به همت استاد صفرعلي جاويد راه اندازي شد و من از سال 56 در اين ارکستر فعاليت مي کردم اما زماني که استادان موسيقي يک به يک از ميان ما رفتند ديگر کسي جاي آنها را نگرفت تا به امروز هم در اين ارکستر حضور دارم اما هيچ فعاليت ندارد. آهنگسازهاي خوبي در اين ارکستر بودند و کارهاي خوبي هم ضبط شد که در آرشيو صدا و سيما موجود است اما اين ارکستر به استان ها واگذار شد و آهنگسازي آن در استان ها انجام مي شود. اما دليل اينکه چرا موسيقي آذري به موسيقي ايراني وارد نمي شود و هيچ تغيير و تحولي در خود نداشته به اين سبب است که موسيقي آذربايجان نيازهاي موسيقايي خود را از شبکه هاي ماهواره اي تامين مي کند و چندان توجهي به موسيقي آذربايجان کشور خود ندارد و البته دليل مهم اين اتفاق عدم حمايت است. مسئولان بايد از موسيقي آذربايجان حمايت کنند و يک ارکستر براي آنها تشکيل بدهند بهترين نوازندگان درتبريزحضور دارند اما ارکستري براي فعاليت آنها نيست.
    
    اما وجود شبکه هاي ماهواره اي دليل بر اين نمي شود که به موسيقي آذري توجه نداشته باشند؟
    متاسفانه 60سال است که اين اتفاق افتاده و مردم به موسيقي هاي آذري غير ايراني وابسته شده اند. البته رديف هاي موسيقي آذري ايران با کشورهاي آذري زبان بسيارنزديک است ولي حس وحال و رنگ و بوي خاص خودمان را داشته باشيم. متاسفانه برخي مسئولان ارشاد ارتباط چنداني با هنرمندان موسيقي آذري ندارند و شايد با اين هنرمندان آشنايي چنداني هم نداشته باشند آنها حتي نمي دانند چه تعداد هنرمند موسيقي آذري در کشور فعاليت مي کند که براي يک ارکستر جمع آوري شوند. البته هرگاه هم که از حضور هنرمندان موسيقي فولک به خارج از کشور دعوت مي شود گروه هايي را معرفي مي کنند که چندان هم مهم نيستند و تنها با رابطه هايي که داشته اند، توانستند به اين جشنواره ها معرفي شوند. من وحيد اسداللهي، 15 سال هيچ اجرايي در خارج کشور نداشته ام چون هيچ گاه از من درخواستي نشده و اصلاً نمي دانند من در چه زمينه اي فعاليت مي کنم. مسئولان تا به امروز هيچ درخواستي از من براي اجراي برنامه نداشته اند و هرزمان که نيازباشد گروه هايي را انتخاب مي کنند که آشنايي چنداني با موسيقي فولک ندارند. البته ناگفته نماند امسال ما ديده شديم و در جشنواره موسيقي فجر از گروه ما دعوت به عمل آورده اند و اميدواريم بعد از اين هم ما را ببينند.
    
    شما تاکيد داشتيد که موسيقي بي کلام درمعرفي نغمه هاي آذري بسيار موثر است اما اين اتفاق در موسيقي سنتي کمي بالعکس است و موسيقي باکلام رشد بيشتري داشته است؟
    در موسيقي آذري، موسيقي باکلام وجود دارد و بسيارغني است اما من تلاشم براين بود که قدرت سازهاي آذري را به رخ بکشم. ما مي خواهيم ديده شويم تا سازهاي ما نميرند. اگر امروز به اينجا رسيده ام عذاب بسياري کشيده ام و بازهم تاکيد مي کنم تمام تلاشم بر اين است که سازم را نشان بدهم.
    
    آيا به نظر شما در موسيقي آذري نگاه سياسي وجود دارد؟
    در گذشته بله ولي امروزه ديگر نيست. 17-16 سال سن داشتم و دريک گروه 20 نفره با استاد علي سليمي فعاليت مي کرديم، يک خانم خواننده در گروه ما اجراي برنامه داشت اما هنگام اجرا براي اين گروه 20 نفره تنها يک ميکروفون گذاشتند که همين امرباعث شد رهبر ارکستر نسبت به اين موضوع معترض شود و درنتيجه آن همکاري انجام نگرفت. نگاه ها از همان ابتدا سليقه اي بود ولي خوشبختانه نگاه سياسي وجود ندارد. موزيسين بايد به ساز خودش مشغول باشد و تکنيک آن را به گونه اي معرفي کنند که نگويند اين ساز وجود ندارد.
    
    از ابتداي انقلاب تا به امروز چند آلبوم موسيقي آذري منتشر شده است؟
    خود من نزديک به 18 آلبوم منتشر کرده ام و استاد مهدي پور هم کم و بيش دراين سال ها فعاليت داشته اند اما متاسفانه آلبوم هاي موسيقي آذري چندان استقبال نمي شود. البته يک سي دي هم در خصوص معرفي رديف هاي موسيقي آذري منتشر کردم که بسيار اثرگذار است شايد امروز قدر آن را ندانند و در آينده متوجه اثرگذاري آن شوند.
    
    آيا نسبت به اينکه موسيقي آذري در دانشگاه ها و هنرستان هاي موسيقي تدريس نمي شود اعتراضي نداشته ايد؟
    اين يک جريان بزرگ است. وقتي هنوزهم سازهاي آذري درآنسامبل يک ارکستر ديده نمي شود چه انتظاري داريم که دراين زمينه تدريسي وجود داشته باشد. من نوازنده هاي موسيقي ايراني را مي شناسم که با ساز نقاره آشنايي ندارند. موسيقي هرچقدرمتنوع تر باشد کمتر خسته کننده خواهد بود اما نمي دانم چرا اين اتفاق نمي افتد.
    
    آلبوم «عشقيم گل» به آهنگسازي استاد حسين عليزاده آلبومي است که به موسيقي آذري اشاره شده و بخوبي هم شنيده شد، نظر شما در مورد اين آلبوم چيست؟
    استاد عليزاده نگاه بسيار خوبي به موسيقي آذري داشته اند و درواقع آغازگر اين کار بزرگ بودند و به طور جدي و علمي روي موسيقي اقوام کار کرده اند. اما هزينه هاي خوانندگان موسيقي بسيار زياد است اگر ما اين پيشنهاد را مطرح کنيم بايد تمام خانه و زندگي مان را بفروشيم.
    
    با توجه به تجربه شما در زمينه آموزش موسيقي آذري آيا هنوز هم علاقه مندي براي آموزش اين موسيقي وجود دارد؟
    بله. هنرجويان با عشق و علاقه به دنبال آموختن موسيقي آذري هستند؛ خواهي نخواهي يک روز اين جوانان به اين آگاهي خواهند رسيد که بايد تمامي اين سازها را بياموزند. البته ديگرنبايد براين انديشه باشيم که موسيقي را در چارچوب بنوازيم يا به نوعي ساده زدن را آموزش بدهيم.
    
    اگر ساز نقاره به ارکستر هاي ما وارد شود، به مانند ديگر سازها چون دف جايگاهي پيدا خواهد کرد؟
    کسي که روي صحنه تنها به ساز نگاه نمايشي داشته باشد نوازنده خوبي نخواهد بود. البته ساز دف به يک خوش شانسي رسيد. به خاطر دارم زماني که در تلويزيون فعاليت مي کردم، هر کسي که آهنگي مي نوشت و درنظر داشت زهرکار گرفته شود مي گفتند دف بنوازيد و اين خوش شانسي تاريخي ساز دف بود.
    
    شما ساز تار هم مي نوازيد؟
    خير، من از همان ابتدا به نواختن نقاره پرداختم پدر و مادر من اردبيلي هستند و مادر علاقه بسياري به موسيقي داشت. برادرم رحمان اسداللهي بصورت حرفه اي دايره مي نواخت و من دايره را از ايشان آموختم و بعد به نوازندگي گارمون پرداختم و آرام آرام به نقاره نوازي روي آوردم و 13 سال اين کار را انجام دادم و بعد از آن نزد استاد سليمي ارکسترنوازي را آموختم. بعد از آن با استاد الماس قلي اف يکي از بزرگان موسيقي آذربايجان آشنا شدم و مدتي نزد ايشان تلمذ کردم و نقاره نوازي من نزديک به سبک موسيقي جمهوري آذربايجان است اما امروز مي توانم بگويم سبک خاص وحيد اسداللهي را دارم که شناسنامه کار من است.
    
    جمهوري آذربايجان چه تعريفي از موسيقي آذري ايران دارد؟
    من سوليست ارکستر فيلارمونيک باکو هستم و اجراهاي بسياري در آنجا داشته ام. رديف هاي موسيقي آذري ايران بسيار مورد علاقه آنها است اما موسيقي کشورآذربايجان آکادميک بوده و بسيار غني است آنها صد سال گذشته سمفونيک داشته اند. البته در ايران حدود 20سال گذشته زنده ياد استاد حشمت سنجري و استاد فرهاد فخرالديني قطعاتي از موسيقي آذري را اجرا کرده اند ولي امروزموسيقي همه دنيا در ارکسترهاي ما نواخته مي شود الا موسيقي آذربايجان.
    
    کار آهنگسازي هم انجام داده ايد؟
    خير، بايد دراين زمينه تبحروتجربه داشت و به صورت آکادميک آن را بياموزيم. ساز نقاره جزيي از خانواده ام است، با اين ساز بزرگ شده ام و با همين ساز مي خواهم بميرم.
    
    نگاه شما نسبت به موسيقي پاپ و سنتي ايران چيست؟
    من به موسيقي سنتي و پاپ بسيارعلاقه مندم. کارهايي که از آقاي همايون شجريان مي شنوم بسيار لذتبخش است. ريتم هايي در موسيقي ايشان شنيده مي شود که بسيار زيباست. يک خواننده بايد ريتم و سوناليته داشته باشد. امروز هر کار جديدي که انجام مي گيرد هزار موانع بر سر راه آن قرار دارد اما يک روز متوجه خواهيم شد که فلان هنرمند اين موسيقي را نجات داده است. کسي که تمرين مي کند، به دنبال نوآوري است اما کسي که چارچوب نوازي دارد، فقط مي خواهد موسيقي کلاسيک گوش بدهد.
    
    چرا در آموزشگاه هاي موسيقي چه تهران و چه مناطق خاص سازهاي آذري تدريس نمي شود؟
    اين درد بزرگي است، خيلي ها به ساز مي گويند تنبک و خيلي ها که مدرن تر هستند، به آن جاز مي گويند. مسبب اين اتفاقات رسانه ملي است. البته درخواست کرده ايم يک آموزشگاه موسيقي براي موسيقي آذري راه اندازي شود تا به صورت آکادميک اين موسيقي را به علاقه مندان آموزش بدهيم و اميدوارم بتوانيم اين اتفاق مهم را به نتيجه برسانيم.
    استاد شهرام ناظري از جمله بزرگان موسيقي هستند که درحفظ موسيقي کردي نقش موثري داشته و در اغلب برنامه هايش قطعاتي از موسيقي کردي را اجرا کرده اند. قطعاً يکي از عوامل موثر معرفي موسيقي کردي خواننده محور بودن است، اما کمترخواننده فارسي زباني وجود دارد که موسيقي آذري بخواند يا بهتر است بگوييم هيچ خواننده اي در زمينه موسيقي آذري فعاليت نمي کند!
    بله و متاسفانه يکي ازنقاط ضعف موسيقي آذري همين امر است. موسيقي آذري بسيار دير به تلفيق رسيده است و اين به دليل افکاري بوده که از قديم وجود داشته است. البته اين خواننده ها پيش از انقلاب موسيقي ايراني خوانده اند که امروز اسطوره شدند قطعاً اگر آقاي ناظري فقط به موسيقي کردي روي مي آورد هيچگاه اسطوره نمي شد. ايشان فارسي را بخوبي و بدون لهجه ادا کردند. اما متاسفانه موسيقي آذري خواننده اي نداشته است که فارسي بخواند و مطرح شود. اقبال آذر و مکتب ايشان پيش از انقلاب بسيار مورد اهميت بود اما اين مکتب بعدها ادامه پيدا نکرد و از بين رفت و شايد به اين علت بوده که اين مکتب شيوه موسيقي آذري داشته و هيچگاه پاپيولار نشد.
    
    چشم انداز شما از موسيقي آذربايجان چيست؟
    بسيار خوب و اميدوار کننده. در شهرهاي مختلف ايران نوازنده هاي متبحري وجود دارند که مي توان به آينده موسيقي آذري اميدوار بود ولي نمي خواهند که اين هنرمندان درتهران حضور داشته باشند بنابراين ديده هم نخواهند شد.
    
    حرف آخر...
    از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تقاضا داريم هنرمندان موسيقي نواحي را حمايت کنند و به آنها سالن موسيقي اختصاص بدهند البته سالن هايي که هزينه هاي زيادي ازهنرمندان دريافت نکنند و براي ما سوبسيد قائل شوند. کششي که در اجراي موسيقي پاپ وجود دارد در موسيقي فولک ايران نيست. نگذاريد پرچم موسيقي آذربايجان به پايين کشيده شود دست ما را بگيريد.
    
    
    وحيد اسدالهي نوازنده ساز نقاره در گفت و گو با «ايران»: موسيقي آذربايجاني جزئي از موسيقي اصيل ايراني است / مبادا پرچم موسيقي آذري بر زمين بيفتد
    


 روزنامه ايران، شماره 6647 به تاريخ 29/8/96، صفحه 13 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 217 بار
    



آثار ديگري از "ندا سيجاني"

  خاطره اجراهاي حشمت فراموش شدني نيست / كتاب «افق بيكران» در صدمين سالگرد تولد حشمت سنجري منتشرشد
ندا سيجاني، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  مرثيه اي براي نغمه ها و نوحه هاي فاخر عاشورايي / اهالي موسيقي با «ايران» در ميان گذاشتند
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  موسيقي آييني راوي امين معرفت شنيداري / گفت و گو با حميدرضا اردلان آهنگساز و پژوهشگر موسيقي
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  حسين عليزاده: تريبون در اختيار موسيقي كوچه بازار است / دوازدهمين جشنواره ملي موسيقي جوان به كار خود پايان داد
ندا سيجاني، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  اكبر گلپايگاني خواننده اصيل موسيقي ايراني در گفت و گو با «ايران»: زورشان به موسيقي آوازي نرسيد...
ندا سيجاني، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه چاپ و نشر
متن مطالب شماره 168، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است