|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/10/5: از باغ هاي زيبا تا نزاع بين زند و قاجار
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7002
سه شنبه 30 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6676 5/10/96 > صفحه 15 (تاريخ) > متن
 
      


در مسير تاريخ 
از باغ هاي زيبا تا نزاع بين زند و قاجار
تاريخچه محله يافت آباد

نويسنده: نيما زند يافت آبادي*

منطقه اي که امروزه به يافت آباد تهران مشهور است، سابقه اي ديرينه داشته است سابقه اي که به دوران سقوط حکومت زنديه برمي گردد، اما اين نام در دوره ناصري به اين منطقه اطلاق شد. قلعه هايي به عنوان زندان برخي طوايف همراه زنديه که اکنون نيز بقايايي از آنها باقيست. طوايف لُر و طايفه بزرگ زند که در شيراز همپاي حکومت زنديه بودند براي دولت قاجاريه و موسس آن خطر محسوب مي شدند پس هرکدام به نقطه اي از ايران منتقل شدند و بخشي نيز در جنوب غرب تهران تحت نظر بودند. به همين دليل است که نام خانوادگي اکثر اهالي قديم يافت آباد داراي پسوند «وند» از مشخصات خانواده هاي لر است، نام هايي مانند ظهره وند و سيده وند و کلهر. حتي در اواسط دوره قاجار نيز از منطقه ملاير نيز اقوام ديگر لر به يافت آباد منتقل شدند. خانواده هايي که به دليل ستاندن مال از کاروان هاي شاهي و دادن به فقرا تحت تعقيب بودند و سپس تبعيد شدند. اين ساکنيني که محکوم به بازي سرنوشت بودند از دوران محمدشاه توانستند کشاورزي و دامداري کنند و از همان زمان باغ ها و مزارع اهالي بتدريج گسترش يافت، منطقه اي که در آن زمان از حدود مهرآبادجنوبي فعلي تا شاد آباد و بخشي از اسلامشهر را شامل مي شد. ناصرالدين شاه قاجار بارها براي تفريح و اوقات خوش چند روزي را در آن مکان سپري کرده بود طوري که اعتمادالسلطنه در روزنامه اش مي گويد: «شاه يافت آباد مي رود که سي سال بود نديده بود، اين ده خالصه است از حاجي ميرزا آقاسي بود، بسيار آباد.اما حالا خراب است، باز با خرابي پنج هزار تومان عمل دارد.» ميرزا آقاسي صدراعظم محمدشاه قاجار در آباد کردن اين ناحيه بي نقش نبود بلکه بنا به گفته عبدالله مستوفي با ايده او آب رودخانه کرج به آن منطقه منحرف شد تا کشاورزي و باغداري مناطق در مسير رودخانه از رونق نيفتد. اين زيبايي باغ ها در يافت آباد سبب شد تا شاهان قاجار علاوه بر تفرجگاه از آن به عنوان ايستگاهي هميشگي در سفرهاي خود به جنوب کشور استفاده کنند. طبق اصول دوره قاجاريه که بر زمين هاي کشور چنگ مي انداختند و هر يک از آنها را به شازده اي واگذار مي کردند، يافت آباد نيز به عبدالحسين فرمانفرما از شاهزادگان بانفوذ قاجار داده شد، اما بي دردسر هم نبود بلکه به دليل موقعيت خاصش، حسادت شازده هاي ديگر قاجاري را نيز در پي داشت، عين السلطنه مي گويد: «از امام زاده حسن رد شده به يافت آباد رسيديم. از املاک خوب حاجي است. خدا نيامرزد ناصر الدين شاه را که يک دانگ از اين همه به ما نداد. غريب حرص و طمعي داشت! فعلاً يافت آباد مال فرمانفرما است، يعني مظفر الدين شاه به او داد. باغ و عمارت خوبي در عهد ناصر الدين شاه آنجا ساخته اند، چهارده هزار تومان اجاره کرده اند.... فرمانفرما با سه کرور مکنت در صورتي که بيست ملک ما را برده ديگر چرا يافت آباد را هم ببرد و ما گرسنه باشيم» آري طبق گفته عين السلطنه باغ و عمارتي احداث شد و يک باب حمام بنا به درخواست اهالي و به دستور ناصرالدين شاه ساخته شد.
    در آن زمان که هر گوشه اي از تهران خان نشين بود، يافت آباد نيز از اين قاعده مستثني نبود. مرتضي خان يافت آبادي معروف به مرتضي خان زند که اجدادش در اوايل قاجار به عنوان گروگان زنديه در دربار قاجار تحت نظر بودند، آخرين خان محله يافت آباد بود که در اواخر قاجاريه بر وضعيت مردم آن ناحيه نظارت داشت و از هرتلاشي براي بهبود زندگي آنها دريغ نکرد. ديري نپاييد که دولت قاجار غروب کرد و دوره پهلوي شروع شد، دوره اي که در آن قانون اصلاحات ارضي اجرا شد و کساني چون عبدالحسين ميرزا فرمانفرما (که در آن وقت ساکن تهران بود) نمي خواستند زمين هاي به ارث رسيده را از دست بدهند. اما مرتضي خان زند از پيشگامان اصلاحات ارضي که رنج هاي مردم جنوب غرب تهران را به چشم خود ديده بود حاضر به تملک قجر ها بر خانه پدريش نبود. خاني که بنا به گفته ساکنين قديمي يافت آباد مانند اجدادش مردم دار بود و در بين اهالي منطقه داراي اعتبار و نفوذ خاصي بود. از حدود سال 1300 هجري شمسي تا سال ها بعد از آن، يافت آباد شاهد درگيري خونين بين اهالي يافت آباد و افراد اجير شده عبدالحسين فرمانفرما بود. در همين درگيري ها و تيراندازي ها بود که از هردو طرف کشته مي شدند. تا اينکه هنگام اجراي قانون اصلاحات ارضي براي رسيدگي به وضعيت آن ناحيه دادگاهي برگزار شد. تا قبل از اين دادگاه فرمانفرما از هيچ تلاشي دريغ نکرد تا مبادا زمين هاي به ارث رسيده از طرف مظفرالدين شاه از دستش خارج شود. حتي از پيشنهاد رشوه به مرتضي خان کوتاهي نکرد تا شايد دست از حمايت حقوق اهالي بردارد اما او در پاسخ گفته بود : «شما از سال هاي دور ما را به اجبار به اينجا آورديد و از هر ظلمي دريغ نکرديد، باز هم مي خواهيد به اين رفتار ادامه دهيد؟» نهايت اينکه وي تسليم نشد و دادگاه با حضور فردي به نام مشايخ طباطبايي نقيب زاده به عنوان وکيل مدافع مرتضي خان برگزار شد و راي دادگاه به مرتضي خان و اهالي يافت آباد رسيد و براي ساکنين سند اعياني صادر شد. با اين حال فرمانفرما ساکت ننشست و پس از دادگاه، اقداماتي منفي در جهت انتقام انجام داد اما درنهايت برنده نهايي دادگاه مردم بودند.پس از اين اتفاقات بود که مرتضي خان زند تا پايان عمر يعني تا سال ۱۳۱۹ از يافت آباد خارج شد و در مرکز شهر تهران در خانه ديگرش سکونت کرد و دنيا را بدرود گفت. آري، اهالي قديمي از نام وي به نيکي ياد مي کنند و خاطرات خوش آن روز ها هنوز بر زبانشان جاريست. ناگفته نماند که سال ها بعد نيز موقوفاتي از محمدولي فرمانفرماييان فرزند عبدالحسين فرمانفرما براي مردم يافت آباد به جا ماند از جلمه بيمارستان شهداي يافت آباد، که اين اقدام مثبت وي مورد قدرداني مردم بوده است.
    يافت آباد نيز مانند ديگر محلات تهران رويدادهاي گوناگوني به خود ديده است از اقامت شاهان قاجار تا يکي از نبردهاي مشروطه خواهان، بنا هايي نيز به يادگار مانده به مانند حمام قديمي تا زورخانه معروفي به نام زورخانه زنديه که مکاني بوده براي حفظ سنت ورزش زورخانه اي توسط جوانان يافت آباد، زورخانه اي که جهان پهلوان تختي نيز در آنجا فعاليت مي کرده و در ياد خاطره ساکنين باقي است. قبرستاني قديمي صد ساله که اهالي قديم يافت آباد درآن به خاک سپرده شدند و گلزار شهدايي که شهداي منطقه يافت آباد در هشت سال دفاع مقدس در آن آرميدند. در زير سايه تاريخ، هر يک از محلات تهران تاريخچه اي داشته اند که با حفظ آن مي شود اصالت شهر را حتي با وجود طوفان سهمگين تغيير و تحول از ياد نبرد و براي آيندگان حفظ کرد.
    
    پي نوشت:
    عبدالله مستوفي، شرح زندگاني من، يا، تاريخ اجتماعي و اداري دوره قاجاريه، ج سوم ص 440
     محمدحسن صنيع الدوله، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ج دوم ص 329
     قهرمان ميرزا عين السلطنه، روزنامه خاطرات عين السلطنه، ج سوم ص 450
     روايات شفاهي ساکنين قديم يافت آباد
    
    
    *روزنامه نگاردر مسير تاريخ: از باغ هاي زيبا تا نزاع بين زند و قاجار / تاريخچه محله يافت آباد
    


 روزنامه ايران، شماره 6676 به تاريخ 5/10/96، صفحه 15 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 136 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بوم شناسي گياهان زراعي
متن مطالب شماره 4 (پياپي 53)، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است