|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/10/23: من را بشنويد!
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6852
سه شنبه بيست و سوم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6691 23/10/96 > صفحه 15 (انديشه) > متن
 
      


من را بشنويد!
تحليل غلامرضا ظريفيان از شعارهايي كه در تجمعات اخير مطرح شد

نويسنده: مريم مرادي


    
    در تجمعات اخير شعارهاي بسيار متنوعي از سوي معترضان مطرح شد از شعارهاي اقتصادي و معيشتي گرفته تا شعارهاي سياسي و حتي ارتجاعي و واپسگرا! گستردگي طيف اين شعارها باعث شد تا از مطالبات مردم خوانش هاي گوناگوني صورت گيرد و هر طيفي با سليقه خود و هر جناحي به نفع خود سمت و سوي مطالبات مردم را تفسير کند. در اين بين، به نظر مي رسد تحليل شعارها از نگاه تحليلگران مسائل اجتماعي مغفول مانده است. بايسته است به دور از سويه هاي سياسي، پيام اين شعارها استخراج شود تا سياستگذاران بدانند بخشي از جامعه چه تغيير رويه اي را انتظار مي کشد. به اين منظور، به سراغ دکتر غلامرضا ظريفيان، استاد دانشگاه تهران و معاون وزير علوم در دوره اصلاحات، رفتيم تا تحليل او را در اين باره بشنويم.
    
    جناب دکتر ظريفيان، تحليل شما از تجمعات اخير چيست؟ با توجه به شعارهايي که در اين تجمعات مطرح شد مطالبات مردم را چه مي دانيد؟
    اين اعتراض ها چند مرحله داشت؛ در مراحل نخست، بيشتر «جنبه مدني» داشت اما در ادامه، وجوه سياسي تري به خود گرفت. در وهله نخست، عمدتاً شعارها معطوف به بخشي از مشکلات کنوني جامعه بود؛ مثل، ناکارآمدي سيستم بانکي، اشتغال، فساد مالي و اختلاس هاي نجومي و...
    جمعيت سني که عمدتاً در اين اعتراض ها حضور داشتند، 22 تا 25 ساله بودند اين در حالي است که آمارها از بيکاري 38 تا 40 درصدي فارغ التحصيلان خبر مي دهد و نرخ بيکاري عمومي 17 تا 18 درصد است. بنابراين، به نظر مي رسد بخش عمده اي از اين تجمعات، از سوي همين طيف سني و به دنبال مطالبه اي که در خصوص اشتغال داشتند، شکل گرفته است.
    همچنين فساد از ديگر مسائل مهم جامعه ما است. واقعيت اين است که متاسفانه تصور فساد از حد واقعيت فساد در جامعه ما بزرگتر است و ابعاد مختلفي دارد، عددهاي نجومي که در ارتباط با برخي اختلاس ها مطرح شد، يکي از اين موارد است.
    معتقدم، مجموعه اين عوامل در پس زمينه ذهني جامعه وجود داشت، آن هم جامعه اي که بخشي از آن از فاصله طبقاتي و مسائل معيشتي رنج مي برد. وقتي اين پس زمينه ذهني، به يکباره با چنين فسادهايي هم مواجه شد و در عين حال، رسانه ملي نيز توليد و ترويج نااميدي بويژه در ارتباط با دولت را در دستور کار قرار داد، به يکباره چنين ناملايمت هايي رخ داد.
    به اعتقاد من، اگر از آن نقاط تحريک کننده عبور کنيم، اصل قضيه در اين تجمعات «ضعف مديريت»، «ضعف نظام بانکي»، «فاصله طبقاتي» و «نااميدي نسبت به آينده» است و بيشتر ماهيتي مدني دارد.
    البته در جريان اين تجمعات، خشونت و تحقير نيز رخ داد و بعضاً شعارهاي هنجارشکن يا آسيب زدن به اموال عمومي نيز اتفاق افتاد که چندان ربطي به اين مطالبات نداشت و مسير را به سمت ديگري سوق داد. ولي اصل قضيه نوعي احساس نااميدي به آينده اي روشن براي اشتغال و معيشت آبرومندانه بود.
    
    «اميد اجتماعي» يکي از کليدواژه هاي اصلي دکتر روحاني است که در «گفتمان اعتدال» هم تاکيد خاصي بر آن وجود دارد. حال چطور مي شود که شما معتقديد دقيقاً نااميدي به آينده و شکل گيري ياس در قشري از جامعه دليل تجمعات اخير شده است؟
    «اميد» سطوح مختلفي دارد، يکي از مهم ترين بخش هايي که مردم به آن چشم دوخته اند، بخش حاکميت است. از اين رو، جامعه به جاي مچ گيري ها و اختلافات جدي، بايد به سمت نوعي همگرايي و انسجام حرکت کند؛ هم در خصوص مسائلي که در جامعه وجود دارد و هم در مجموعه حاکميت؛ يعني در ميان قواي مقننه، مجريه و قضائيه. به تعبيري، يک نوع همنظري و همفکري براي حل مسائل اساسي در ميان قوا به وجود آيد.
    اگر جامعه احساس کند که در ميان قوا اختلاف نظرهايي جدي وجود دارد و آنان به جاي همگرايي، گسست دارند و توامان دستگاه هاي تبليغي به جاي اميد، نااميدي را پمپاژ کنند، طبيعي است که مردم و جامعه نسبت به آن افقي که در پيش رو دارند، دچار ياس مي شوند.
    نکته اي که در شعارهاي مردم در تجمعات اخير نهفته بود اين است که مردم مي خواستند صدايشان شنيده شود. شنيدن صداي جامعه اميد را در آنها زنده مي کند. جامعه بايد احساس کند که صدايش (البته اگر از آزادي لازم براي ابراز نارضايتي هايش برخوردار باشد) شنيده مي شود و همزمان در برابر آن، پاسخ مثبت و درخور دريافت مي کند و بداند که مجموعه نظام ديوان سالار کشور که شامل همه قوا است، تمام تلاشش را براي بهبود وضعيت کشور انجام مي دهد.
    اگر چنين احساسي در مردم ايجاد نشود، جامعه دچار ياس شده و در نهايت ممکن است حتي اعتراض ها کمي به سمت خشونت هم کشيده شوند. بنابراين، معتقدم براي بازگرداندن اميد به جامعه، بايد باب گفت وگو را باز کرد؛ هم صداها را شنيد و هم در عين حال همگرايي جدي در مورد مسائل مبتلابه جامعه فراهم کرد.
    بحث اشتغال يک سرش به سياست خارجي و باز شدن در هاي ارتباطات خارجي بازمي گردد و يک سر آن هم به گسترش توليد در جامعه و کيفيت سرمايه گذاري و بخش ديگر آن هم به کاهش فساد و رانت خواري و پارتي بازي و... مربوط مي شود. اينها مجموعه اي است که در کنار همديگر رخ مي دهد و همگرايي همه قواها را براي حل اين مسائل مي طلبد و اينجا است که اين مردم احساس مي کنند عزم جدي براي حل مسائل شان وجود دارد.
    
    برخي از جامعه شناسان بر اين باور هستند که علت سر دادن شعارهاي واپسگرا و ارتجاعي در جريان تجمعات اخير به دليل منتقل نشدن تجربه سياسي از زمان مشروطه تا به امروز بوده است؛ به تعبيري، تاريخ را منتقل نکرديم و همين تاريخ ندانستن دليل برخي واپسگرايي ها است. با توجه به اينکه تخصص شما حوزه تاريخ است، چقدر انتقال تجربه تاريخي به يک ملت را در چنين مواقعي ضروري مي دانيد؟
     واقعيت اين است که هر وقت يک جامعه ناکارآمد و نااميد شود، چه فرد چه جمع، به هر امر غيرمنطقي چنگ مي زند. بخشي از شعارهاي ارتجاعي که در تجمعات اخير شنيده شد (که البته جنبه عمومي نداشت و خيلي محدود بود) به دليل ناکارآمدي بخش هايي از جامعه و نااميدي مردم از وضعيت موجود بود و فکر مي کردند که آرزوها و آمالشان در گذشته بوده است، در حالي که اگر آمال ها و آرزوهايشان در گذشته تحقق پيدا مي کرد، جامعه دست به تغيير نمي زد و انقلاب نمي کرد.
    ما با نوعي ضعف حافظه تاريخي نسبت به گذشته مواجه هستيم و اين مي تواند يکي از دلايل چنين شعارهاي واپسگرا و ارتجاعي اي باشد. اما تنها دليل نيست و به اعتقاد من، حتي مساله اصلي اين اعتراض ها نبود. اعتراض هايي که رخ داد، معطوف به مشکلات جامعه بود و راه حل آن هم نه آن طرف مرزهاي ايران است و نه در خشونت راديکاليسم است. راه حل اين اعتراض ها، بازگشت به سياست ها و رويه هاي درست، گفت وگوهاي جدي و حل مساله از طريق رجوع به نخبگان، افکار عمومي و اطلاع رساني درست است.
    «توجه به نيازها»، «گفت وگوي جدي»، «شنيده شدن صداها» و «کارآمد کردن جامعه» از اساسي ترين راه حل ها است و اگر در دستور کار قرار گيرد، در جامعه «اميد واقعي» شکل مي گيرد نه اميد واهي.
    
    براي اينکه انسجام دولت-ملت بيشتر شود و سياستگذاران بهتر صداي مردم را بشنوند روشنفکران و نخبگان چه نقشي در اين بين مي توانند داشته باشند؟
    روشنفکران و نخبگان نخست در تبيين مساله مي توانند نقش مثمري داشته باشند، چون فهم مساله در وهله نخست از اهميت بسياري برخوردار است. در مرحله بعد، انتقال اين تبيين به طرق مختلف به دولتمردان، سياستمداران و افکار عمومي است. اين امر مي تواند فضاي پر استرسي که گاهي رخ مي دهد را تعديل کند. زيرا در اين صورت جامعه مي تواند دريافت بهتر و روشن تري از مساله و حل آن پيدا کند.
    وقتي مردم احساس کنند که معضلات آنان را نخبگان مي شناسند و راه حل ها را هم در اختيار دارند، آن زمان، درخواهند يافت که راه حل جامعه نه در خشونت است و نه در برگشت به ارتجاع و گذشته. بلکه در «آينده» است. تا با تکيه بر توانايي خود و کمک نخبگان و روشنفکران مساله پيگيري و حل شود.
    
    نيم نگاه
    در شعارهاي مردم در تجمعات اخير اين نکته نهفته بود که مي خواستند صدايشان شنيده شود. شنيدن صداي جامعه «اميد» را در آنها زنده مي کند.
    بخشي از شعارهاي ارتجاعي که در تجمعات اخير شنيده شد به اين دليل است که ما با نوعي ضعف حافظه تاريخي نسبت به گذشته مواجهيم. اگر آمال ها و آرزوها در گذشته تحقق پيدا مي کرد، جامعه دست به تغيير نمي زد و انقلاب نمي کرد.
    «توجه به نيازها»، «گفت وگوي جدي»، «شنيده شدن صداها» و «کارآمد کردن جامعه» اميد را به جامعه باز مي گرداند.
من را بشنويد! / تحليل غلامرضا ظريفيان از شعارهايي که در تجمعات اخير مطرح شد
    


 روزنامه ايران، شماره 6691 به تاريخ 23/10/96، صفحه 15 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    



آثار ديگري از "مريم مرادي"

  وقتي«ديگري» سوژه فيلسوفان مي شود / گزارش «ايران» از نشست روز جهاني فلسفه
مريم مرادي، ايران 2/9/93
مشاهده متن    
  اركستر رسانه اي ما هارمونيك نمي نوازد / گزارش ايران از همايش «مديريت رسانه»
مريم مرادي، ايران 22/8/93
مشاهده متن    
  شاعران سخنگويان زمانند / گزارش ايران از نشست نقد و بررسي كتاب «نيست انگاري و شعر معاصر» اثر يوسفعلي ميرشكاك
مريم مرادي، ايران 5/8/93
مشاهده متن    
  هندوانه توزرد! / ميوه درماني
مريم مراديان نيري - كارشناس تغذيه تبيان، رسالت 18/8/88
مشاهده متن    
  تشريح آخرين وضعيت اجراي طرح پزشك خانواده در گفت وگو با «ايران»: نسخه سلامت جسمي و روحي در دست پزشك انواده
مريم مرادي پور، ايران 13/5/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه نساجي كهن
متن مطالب شماره 48 (پياپي 70)، تير 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است