|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد96/11/10: مديريت غلط مدارس چه بر سر دانش آموزان مي آورد؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4660
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4255 10/11/96 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


مديريت از مدرسه 
مديريت غلط مدارس چه بر سر دانش آموزان مي آورد؟
بخش يازدهم

نويسنده: پيتر سنگه
مترجم: كيارش رمضان نژاد
برگرفته از: كتاب Schools That Learn

به چند نفر از ما در مدرسه گفته شده است که استعداد نقاشي کشيدن نداريم؟ چند نفر از ما به دليل اينکه صداي خوشي نداشتيم از گروه سرود مدرسه خود کنار گذاشته شديم؟ يا چند نفر از ما در مدرسه فهميديم که ما در درس رياضي يا ادبيات قوي نيستيم؟ مي‎توان تصور کرد که تعداد محدودي از خوانندگان در طول تحصيلشان اين بخت را داشته‎اند تا به سلامت از اين برچسب‎ها در امان بمانند! شايد امروز و در بزرگسالي ما ديگر خودمان را با اين ويژگي‎ها صدا نکنيم اما همچنان اثر اين تلقينات را در خود احساس مي‎کنيم در خيلي از مواقع تنها براي اينکه نقص احتمالي خود را از چشم ديگران بپوشانيم، از مشارکت در اموري که فکر مي‎کنيم در انجام آنها بي‎استعداد هستيم، خودداري مي‎کنيم. اين آسيب از آنجا ناشي مي‎شود که تبعيت و پيروي يکي از ارزش هاي مرکزي در عصر صنعت به حساب مي‎آيد. در نگاه صنعتي خط توليدي که پيش بيني ناپذيري را مدام تکرار کند، خط توليد کارآمدي محسوب نخواهد شد. اما اين ويژگي درست همان کيفيتي است که هر لحظه در طبيعت اتفاق مي‎افتد و در واقعيت طبيعت پيرامون ما پر است از اتفاقات پيش بيني نشده.
    در واقعيت همين نگاه استاندارد کردن که از خط توليد عصر صنعتي ريشه گرفته است، باعث شده مدارس اين دوره در تمثيلي به دور از واقعيت‎هاي موجود، دانش‎آموزان را همچون مواد خامي در نظر بگيرند که وارد کارخانه آدم‎سازي مدارس مي‎شوند و دست‎آخر به عنوان محصول نهايي که فارغ‎التحصيل نام دارد از خط توليد آموزش خارج مي‎شوند.در بيرون از محيط مدرسه يادگيري براي مردم عادي عملي طبيعي و فعال است که از طريق مشارکت در زندگي روزمره اتفاق مي‎افتد. در نقطه مقابل در مدرسه از يادگيري تعريف ديگري ارائه مي‎شود.ادوارد جوينر پژوهشگر دانشگاه ييل و از کارشناسان مبحث توسعه انساني، از اين وضعيت با عنوان «ديدگاه شکست خورده» ياد مي‎کند. رويکردي که باعث مي‎شود معلمان و اوليا به اشتباه از مدارس انتظار داشته باشند تا نقص هاي مادرزادي دانش‎آموزان را بر طرف کنند.
    آموزشکاران در سخنراني‎هاي خود مروج اين «ديدگاه شکست خورده» نيستند، اما با اين وجود تقريبا تمام دانش آموزان گزش نيش اين رويکرد را در دوران تحصيل خود در قالب خودارزيابي هاي مختلف عمومي يا اختصاصي از نزديک لمس کرده‎اند. دانش آموزي که در سال هاي ابتدايي تحصيل نمرات پايين در امتحان درس رياضي کسب مي‎کند نه تنها متقاعد مي‎شود که پاسخ هايش به پرسش هاي امتحاني اشتباه بوده است، بلکه در خودارزيابي شخصي از وضعيتش، شخصا خود را دانش آموزي ناموفق در نظر مي‎گيرد. به همين دليل نيز شاهد هستيم که هنوز مدت زيادي از زندگي دانش‎آموزي نگذشته، ارزيابي هاي تحصيلي تاثير خودشان را مي‎گذارند و به خودارزيابي‎هاي منفي دانش آموزان منجر مي‎شوند. در اين شرايط است که دانش‎آموز با خود فکر مي‎کند لابد مشکلي دارد که نمي‎تواند در درس ها نمره خوبي کسب کند يا اينکه چون در آزمون هاي مدرسه موفق نشده است پس هيچ وقت در زندگي شخصي نيز موفق نخواهد شد. همين ترس ها هستند که محتواي مورد مطالعه، نحوه مطالعه اين محتوا و اينکه چه مرجعي اين قدرت را دارد تا موفقيت يا شکست را در زندگي تعريف کند، مشخص و معين مي‎کنند. هيچ تعجبي ندارد که بسياري از دانش آموزان کاملا به اين ايده که در محيط مدرسه مورد احترام قرار نخواهند گرفت، باور داشته باشند. از آنجا که امکان بحث در مورد نقص ها و ايرادات اين «ديدگاه شکست‎خورده» در مورد آموزش دانش آموزان وجود ندارد، شاهد اثرات مخرب اين رويکرد بر يادگيري دانش‎آموزان در مدارس هستيم. در واقع براي بچه ها کار ساده اي نيست که ناخشنودي خود را از مورد توجه قرار نگرفتن در مدرسه براي اولياي خود توضيح دهند چرا که اولياي دانش آموز نيز در گذشته نه چندان دور دانش آموز مدرسه اي بوده‎اند و مثل فرزندشان نظرشان در اجراي فرآيندهاي آموزشي هيچ محلي از اعراب نداشته است. بحث درباره اين ديدگاه شکست خورده وقتي دانش آموزان مي‎بينند که با ساير همکلاسي هاي آنها نيز مثل آن ها رفتار مي‎شود، دشوارتر نيز مي‎شود.
    البته والدين دانش آموزان نيز به نوبه خود از اين «ديدگاه شکست‎خورده» آسيب مي‎بينند. چرا که وقتي فرزندانشان در مدرسه نمره خوبي کسب نکنند، آن ها نيز به عنوان پدر و مادر دانش آموز احساس شرمندگي مي‎کنند و گمان مي‎کنند که وظيفه خود را به درستي انجام نداده‎اند. علاوه بر اين مساله وقتي پدر و مادري ناتواني فرزندش را در موفقيت تحصيلي مشاهده مي‎کند، دوباره گرفتار همان اضطراب‎هاي قديمي زمان دانش‎آموزي خود مي‎شود. در اين شرايط است که دغدغه‎هاي طبيعي والدين براي موفقيت فرزندانشان با اضطراب‎هاي عميق به جا مانده از دوران تحصيل مخلوط و به نگراني بيشتر والدين منجر مي‎شود. به همين دليل هم شاهد هستيم که بسياري از والدين هر زمان که فرزندشان کارنامه به دست از مدرسه به خانه مي‎آيد دوباره اضطراب‎ها و ترس هاي دوران تحصيلشان را زندگي مي‎کنند.
    اين «ديدگاه شکست خورده» سرنخ‎هايي دارد که با دنبال کردن آن‎ها به ويژگي‎هاي تربيتي عصر صنعت مي رسيم. به همين دليل نيز شاهد هستيم که بسياري از کارشناسان تربيتي در قرن نوزدهم ميلادي نظريه‎هاي خود را درست بر پايه همين ديدگاه شکست خورده تربيتي و متناسب با آموزه‎هاي نظري عصر صنعت به رشته تحرير در آورده اند. نتيجه اينکه بي‎توجهي به کودکان به منظور شکستن شخصيت کودک و تربيت فرزندان فرمانبردار به يکي از اصول تربيتي مورد قبول در قرن نوزدهم ميلادي تبديل شد. به طوري که شاهد هستيم کتاب دکتر شريبر که کتاب پرطرفدار تربيتي در نيمه‎هاي قرن نوزدهم به حساب مي‎آمد والدين را تشويق مي‎کند تا با استفاده از روش هاي مختلف تنبيهي از تهديدهاي گفتاري گرفته تا تنبيهات خفيف بدني براي سر به راه کردن کودکانشان بهره بگيرند.
    مهم ترين انتقاد به «ديدگاه شکست خورده» بر آمده از عصر صنعت به اين موضوع بر مي‎گردد که اين نوع نگاه وظيفه تربيت مهارت خودکنترلي را به جاي آنکه به استعدادها و توانمندي‎هاي خود کودک واگذار کند به دخالت و کنترل بيروني از سوي بزرگسالان (در آغاز والدين و سپس معلمان) محول مي‎کند. در واقع اين «رويکرد غلط» به جاي آنکه در کودک حس مسووليت پذيري بر مبناي انتخاب‎هاي شخصي را بپروراند، اين احساس را به کودکان منتقل مي کند که قرباني وضعيتي هستند که نسبت به آن هيچ گونه انتخابي نداشته اند.در نظر اين «ديدگاه شکست‎خورده» مشکلي در شخصيت کودکان وجود دارد که نيازمند اصلاح است. پس منطقي است که کودک نيز به مثابه ماشين در نظر گرفته شود چرا که ماشين نيز به تنهايي نمي‎تواند خود را تعمير کند و نيازمند نظارت و کنترل بيروني است. اما اين قبيل نگاه‎ها اصلا مناسب شخصيت کودکي نيست که موجود زنده‎اي است که با نظم خاص خودش رشد و توسعه پيدا مي‎کند.
    
    مديريت از مدرسه : مديريت غلط مدارس چه بر سر دانش آموزان مي آورد؟ / بخش يازدهم
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4255 به تاريخ 10/11/96، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 9 بار



آثار ديگري از "پيتر سنگه"

  زمان مناسب براي مديريت نوآوري در مدارس
پيتر سنگه، دنياي اقتصاد 17/11/96
مشاهده متن    
  عصر صنعت و ورشكستگي آموزشي / بخش دهم
پيتر سنگه، دنياي اقتصاد 3/11/96
مشاهده متن    
  كلاس هاي يادگيرنده و نقش آن در آينده فرزندان ما
پيتر سنگه، دنياي اقتصاد 26/10/96
مشاهده متن    
  ميراث عصر صنعتي براي آموزش / بخش هشتم
پيتر سنگه، دنياي اقتصاد 19/10/96
مشاهده متن    
  مدرسه و مباني بنيادين يادگيري سازماني / بخش هفتم
پيتر سنگه، دنياي اقتصاد 12/10/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات جامعه شناختي جوانان
شماره 33
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است