|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم96/12/14: آمريكا عليه آمريكا
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5436
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5060 14/12/96 > صفحه 12 (ادبيات و هنر جهان) > متن
 
 


آمريكا عليه آمريكا
آمريكا از ماشين ها و گريه ها خفه مي شود


با کمي چشم پوشي مي توان چنين گفت که کشور آمريکا از بدو کشف و بنيانگذاري يکي از مهم ترين سوژه هاي هنر و شعر اعتراضي بوده است. آمريکا به مثابه سرزميني تماميت خواه چه از نظر سياسي و چه از حيث اقتصادي هميشه در تيررس هنرمندان، نويسندگان و شاعران جهان بوده است. اين موضوع در قرن بيستم -خصوصا نيمه دوم- آنچنان پربسامد شد که «آمريکا» بيش از آن که در متون ادبي به شکل اسمِ خاص بروز کند، معنايي استعاري و سياسي پيدا کرد.
    منتقدان و نظريه پردازان از يک سو و داستان نويسان و شاعران از سوي ديگر در صف مقدم اعتراض به بنيان هاي فرهنگي، سبک زندگي مصرف گرايانه و سياست سلطه طلبانه آن برآمدند. گاهي هنرمنداني غيرآمريکايي سراغ آن مي رفتند و گاهي هم هنرمنداني زاده و پرورش يافته آمريکا. شاعران آمريکاي لاتين از جمله پابلو نرودا يا فدريکو گارسيا لورکا بارها آمريکا را موضوع شعر خود کردند يا دست کم بخشي از بن مايه هاي اعتراضي شان را به همين موضوع اختصاص دادند. مثلا در سطري ازشعر مشهور «چکامه اي براي والت ويتمن» از فدريکو گارسيا لورکا به فارسي بيژن الهي چنين مي خوانيم: «مرغزاران را/ رقص ديوارها مي آشوبند، و آمريکا از ماشين ها و گريه ها خفه مي شود.»
    اما مهم ترين منتقدان عصرِ نو آمريکا نويسندگان و شاعران آمريکايي بودند. آشکارترين مواضع سياسي در اين زمينه از سوي يکي از مهم ترين جنبش هاي ادبي سده بيستم آمريکا يعني نسل بيت اتخاذ شد. نويسندگان و شاعران آوانگاردي نظير جک کرواک، ويليام بارز، آلن گينزبرگ يا گريگوري کورسو به انحاي مختلف اين اعتراض را نمايش داده اند، حتي به شکلِ نمايشي خياباني با گريم کردن خوکي به نمايندگي رئيس جمهور آمريکا. جک کرواک در رمان هاي معروفي نظير «ولگردهاي دارما» يا «در راه» در صدد دگرگون کردن بنيان هاي سبک زندگي آمريکايي ها برآمد، نويسنده اي نظير ويليام بارز با زندگي ديوانه وار و آثار آوانگاردش انتقادهايي سرسختانه عليه حکومت ابراز کرد و شاعر بزرگي مثل گينزبرگ به سياق هم نسلانش بارها بي مسئوليتي ها و رفتارهاي غير انساني دولتمردان آمريکايي را نشانه رفته اند.
    
    آمريکا و گينزبرگ
    گينزبرگ در شعر بلند «آمريکا» بخشي از مهم ترين ايده هاي ضدآمريکايي اش را مطرح کرد. از آنجا که اين شعر را مي توان يکي از مهم ترين شعرهاي سده بيستم آمريکا در اين زمينه برشمرد، نيمي از آن را با ترجماني جديد ضميمه اين جستار کرديم. اين شعر پيشتر توسط مترجماني نظير علي اصغربهرامي (کتاب «شعر عصيان»، نشر ني، 1384)، شروين افشار و رامتين شهرزاد به صورت رسمي و غيررسمي منتشر شده است.
    
    آمريکا
    آمريکا، همه چيزم را به تو بخشيدم و اکنون هيچ ندارم.
    آمريکا، دو دلار و بيست و هفت سنت در 17 ژانويه 1956. (1)
    تحملِ ذهنم را ندارم.
    آمريکا، کي اين جنگ انساني را تمام ي کني؟
    برو، و خودت را با بمب اتمت به باد بده!
    اصلاحال خوبي ندارم، گمشو پي کارت!
    تا زماني که خوب نشوم شعرم را نمي نويسم.
    آمريکا، پس کي فرشته وار مي شوي؟
    پس کي اين لباست را از تن مي کني؟
    کي از ميان گورت به خودت نگاه مي کني؟
    کي ارزش يک ميليون تروسکيت ات(2) را مي فهمي؟
    آمريکا، چرا کتابخانه هايت پر از اشک است؟
    آمريکا، کي تخم مرغ هايت را مي فرستي هند؟
    حالم از خواسته هاي ديوانه وارت به هم مي خورد.
    کي مي توانم بروم سوپرمارکت و هر چه دلم خواست را با اين جمال بخرم؟
    آمريکا بعد از تمام اينها، من و توييم که کامليم، نه جهان بعدي.
    دم و دستگاه تو براي من خيلي عريض و طويل است.
    تو آخرش هم قديسم مي کني.
    حتما راه هاي ديگري هم براي آرام کردن اين دعوا هست.
    بارز(3) طنجه است و من فکر نمي کنم برگردد. اين، خودِ شر است.
    تو خودِ شر هستي يا اين يک جور شوخي ِ حقيقي است؟
    دارم سعي مي کنم لُب کلام را دريابم!
    اين وسواس هاي فکري را مي گذارم کنار.
    آمريکا چيزي نگو، خودم مي دانم دارم چه کار مي کنم.
    آمريکا شکوفه هاي درخت آلوچه دارد مي ريزد.
    چند ماه است که روزنامه نخوانده ام، هر روز يک نفر دارد کسي را مي کشد وُ دادگاهي مي شود.
    آمريکا من واقعا سرِ وُبلي ها(4) احساساتي مي شوم.
    آمريکا من ديگر به کمونيست بودن عادت کردم، آن هم از زمان کودکي، و اصلا هم ناراحت نيستم.
    هر وقت هم فرصت کنم مي روم سراغ بنگ.
    مي نشينم توي خانه ام، از صبح تا شام، و خيره مي شوم به گل هاي سرخِ روي گنجه.
    وقتي مي روم محله چيني ها، پاتيل مي کنم وُ کسي هم براي خودم گير نمي آورم.
    يک بدبختي ديگر توي راه است، مي دانم!
    بايد مي ديدي چطور مارکس مي خواندم.
    روانکاوم فکر مي کند حق با من است.
    چيزي ندارم به پروردگار متعال بگويم.
    يک جور نگرش شهودي و ارتعاشات کيهاني در من هست.
    آمريکا، تا حالا به تو نگفتم که چه کردي با دايي مکس(5)، بعد از آن که پا شد از روسيه آمد.
    دارم با تو حرف مي زنم.
    تو اجازه مي دهي زندگي عاطفي ات تحت تاثير مجله تايم باشد؟
    من که با تايم اغوا مي شوم.
    هر هفته هم مي خوانمش.
    هر بار از گوشه مغازه آبنبات فروشي رد مي شوم مي بينم که جلد مجله چطور به من خيره شده است.
    توي زيرزمين کتابخانه عمومي برکلي هم مي خوانمش.
    هميشه دارد با من درباره احساس مسئوليت حرف مي زند. تاجران جدي اند. تهيه کنندگان فيلم جدي اند. همه، جز من جدي اند.
    فکر کنم من آمريکا باشم.
    و دوباره دارم با خودم حرف مي زنم.
    آلن گينزبرگ در شعرهاي ديگري از جمله برجسته ترين اثرش، «زوزه» نيز روايتي بلند از «آمريکا» و حرمان و اندوه هم نسلانش به دست مي دهد. اگر در سده نوزدهم و در شعر شاعراني نظير والت ويتمن به خرده روايت هايي از فخر به سرزمين مادري و سرودهايي در ستايش شخصيت هايي نظير آبراهام لينکلن (شعرِ «اي ناخدا، ناخداي من!») برمي خوريم، در نيمه دوم سده بيستم ميلادي با الگوهايي کاملا متناقض مواجه مي شويم که گاهي تحت تاثير همان نمونه هاي کلاسيک به نگارش درآمده اند. بعضي از شاعران بيت از جمله ويليام بارز تحت تاثير آثار ويتمن بوده است اما در منظر انديشه و ايدئولوژي، افکاري سراسر مخالف و وارونه ابراز کرده است.
    راه آمريکايي «کورسو»
    در ميان شاعران نسل بيت گريگوري کرسو نيز در شعري برجسته پذيراي اين اعتراض شده است. او شعري بلند و سه اپيزودي نوشته با عنوان «راه آمريکايي»
    وجه کنايي و کمي هيستريک کورسو را مي توانيد در اپيزود اول اين شعر ببينيد:
    من يک آمريکايي بزرگ هستم
    غالبا احساسات ناسيوناليستي ام هم برايش گل مي کند!
    آمريکا را ديوانه وار دوست دارم!
    اما خب مي ترسم برگردم آمريک
    حتي مي ترسم سوار امريکن اکسپرس(6) شوم...
    ***
    درست است که بخش اعظم ادبياتي از اين دست توسط هنرمنداني غيرآمريکايي از جمله در فرانسه، ايتاليا، آلمان، روسيه و اروپاي شرقي توليد شده است، اما نکته جالب تر اين که مهم ترين اين نويسندگان و شاعران از دل سرزمين آمريکا برآمده اند. در شعر بلند «آمريکا»ي آلن گينزبرگ نه تنها سياست سيادت جويانه آمريکا با انتقادهاي سرسختانه شاعر مواجه است که از آن مشخص تر انتقاد شاعر به بنيان هاي فرهنگي در ينگه دنيا بوده است. گينزبرگ بصراحت از نمادهاي اين فرهنگ، نظير مجله تايم سخن مي گويد يا گريگوري کورسو، مشهورترين آژانس مسافرتي آمريکا را مورد طعن قرار مي دهد. اتفاقا يکي از نوآوري ها و بدايع شاعران بيت بهره گيري از زبان روزمره و استفاده از نمادهاي کاملا شناخته شده اجتماعي است. آنها توانسته اند ادبياتي فراتر از ادبياتِ شناخته شده معرفي کنند که در آن کلمات لطيف به شعر تبديل نمي شود، بلکه واژگان به اصطلاح غيرشاعرانه،وجهي شاعرانه مي يابد.
    به عنوان مثال يک همکاري فارسي اسپانيولي عليه آمريکافقط شاعران آمريکايي نيستند که چنين به مبارزه کلامي به بنيان هاي آمريکايي برخاسته اند. در آمريکاي لاتين از جمله پابلو نرودا يا فدريکو گارسيا لورکا، بارها آمريکا را موضوع شعر خود کردند يا دست کم بخشي از بن مايه هاي اعتراضي شان را به همين موضوع اختصاص دادند. مثلا در سطري ازشعر مشهور «چکامه اي براي والت ويتمن» از فدريکو گارسيا لورکا به فارسي بيژن الهي چنين مي خوانيم: «مرغزاران را / رقص ديوارها مي آشوبند، و آمريکا از ماشين ها و گريه ها خفه مي شود.»
    
    زوزه آمريکايي
    شاهکار آلن گينزبرگ، «زوزه» نيز شعري است بلند که تمايلات ضدآمريکايي به شکل ديگري در آن بروز مي کند. گينزبرگ در اين اثر با لحني عصبي و تا حدود زيادي خودانگيخته و ارتجالي به سوي بنيان هاي مهم فرهنگي آمريکا هجوم مي برد. زوزه، شکل جديدي از اعتراض و عصيان عليه هنجارهاي اجتماعي را به جامعه ادبي آمريکا معرفي کرد.
    زوزه در ميانه هه 50 ميلادي نوشته و منتشر شد، درست زماني که آمريکايي ها تصميم گرفتند وارد جنگ با ويتنام شوند و البته درگيري هاي نظامي و عمليات خود را نيز آغاز کردند. اين سال ها، سال هاي به وجود آمدن نحله ها و جنبش هاي مهمي از جمله زمزمه هاي اوليه هيپي ها عليه سياست هاي آمريکاست.
    از اين حيث بايد بگوييم زوزه، يکي از برجسته ترين نمادهاي روح زمانه آمريکايي در اواسط قرن 20 ميلادي است.
    مجتبي هوشيارمحبوب
    داستان نويس و مترجم
    
    پي نوشت
    1. تاريخ و امضاي شعر آمريکا نيز چنين است: 17 ژانويه 1956.
    2. اشاره به طرفداران لئون تروتسکي انقلابي بلشويک و مارکسيست روسي.
    3. ويليام سيوارد بارز (1997-1914) نويسنده و شاعر؛ يکي از سه چهره مهم نسل بيت در کنار آلن گينزبرگ و جک کرواک است. او چند سال از زندگي اش را در طنجه، شهري در مراکش سپري کرد.
    4. آي دابليو دابليو (Industrial Workers of the World) يا وُبلي ها اشاره به جمعيت کارگران صنعتي جهان دارد که در سال 1905 در ايلينويز شيکاگو پايه گذاري شد.
    5. دايي آلن گينزبرگ: مکس ليورگنت (Max Livergant) که بعد از مهاجرت به آمريکا به دليل تفکرات سياسي اش با مشکلات زيادي دست به گريبان شد.
    6. يکي از مشهورترين آژانس هاي مسافرتي آمريکا که اکنون به شرکتي چندمليتي و با خدماتي گسترش يافته در حوزه مالي بدل شده است. اين شرکت در منهتنِ نيويورک قرار دارد.
    آمريکا عليه آمريکا / آمريکا از ماشين ها و گريه ها خفه مي شود
    


 روزنامه جام جم، شماره 5060 به تاريخ 14/12/96، صفحه 12 (ادبيات و هنر جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Chronic Diseases Journal
شماره 2 (پياپي 702)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است