|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/12/19: داستان يك دو دستگي
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6765
پنجشنبه ششم ارديبهشت ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6737 19/12/96 > صفحه 15 (انديشه) > متن
 
      


داستان يك دو دستگي
اما و اگرها پيرامون نامه جنجالي رضا داوري اردكاني

نويسنده: مريم حاجيان


    
    1. يکي از مناقشه هاي هميشگي فضاي انديشگي در جامعه ما خصوصاً بعد از انقلاب اسلامي، بحث امکان يا امتناع توليد علوم ديني است. اين دغدغه در قالب طرح هاي مختلفي همچون اسلامي سازي دانشگاه ها، وحدت حوزه و دانشگاه، تحول علوم انساني، الگوي ايراني- اسلامي پيشرفت، انقلاب فرهنگي و... همواره محل تامل بوده است.
    اما به نظر مي رسد که با وجود تلاش هاي بسيار، همچنان نتوانسته ايم به تعريف و توليد «علم ديني» برسيم و در اين خصوص، حتي ميان اهالي فکر نيز اتفاق نظري وجود ندارد. برخي رسيدن به علم ديني را ناممکن مي بينند و معتقدند علم، امري بين الاذهاني است و نمي توان تصويري ديني يا ايراني از علوم متصور بود. اما برخي ديگر بر اين باورند که آنچه تحت عنوان علوم انساني و اجتماعي در جامعه ما حاکم است مباحثي است که در فضاي گفتماني ديگر، موضوعيت داشته و اساساً اين مباحث خاص جامعه ما نيست و نمي توان به صورتي کاربردي از اين علوم بهره گرفت.
    2. چندي پيش، دبيرخانه هم انديشي علم ديني که توسط جمعي از دانشجويان و طلاب اداره مي شود و بيش از 15 سال است دغدغه «مساله علم ديني» و «پرسش از نسبت دين و علم» را دارد، از رضا داوري اردکاني، رئيس فرهنگستان علوم براي حضور و سخنراني در نشست «علم ديني و علوم انساني اسلامي» دعوت کرد، اما او به جاي شرکت در اين هم انديشي، نامه اي به اين همايش فرستاد که مبناي بحث ها و چالش هاي دوباره بر سر «امکان علم ديني» شد. حتي در جاهايي بحث از اين فراتر رفت و بسياري از اهالي انديشه، فعاليت ها و مواضع دکتر داوري در اين 40 سال را به نقد کشيدند.
    دکتر داوري در متن نامه خود تاکيد کرده بود: «سي سال است بحث علم ديني به نتيجه نرسيده است و به نظر نمي رسد که در آينده نيز به نتيجه اي برسد. وقتي مطلب سياسي با مساله علمي خلط مي شود، هر چه بکوشند به نتيجه نمي رسند. علم ماهيتي متفاوت با دين دارد و به اين جهت آن را به صفت «ديني» نمي توان متصف کرد. البته وجود علوم ديني محرز است و اين علوم در همه جا و بخصوص در کشور ما جايگاهي ممتاز دارند اما آنها علومي هستند که مسائل شان، مسائل ديني است. علوم فقه و اصول فقه و حديث و تفسير و کلام و حتي فلسفه اسلامي در زمره علوم اسلامي اند. علم هاي ديگر هر يک مسائل خاص خود را دارند و با روش خاص به تحقيق و پژوهش در مسائل مي پردازند و ملاک درستي و نادرستي شان رعايت روش است. هيچ علمي را با ملاک بيرون از آن نمي توان سنجيد.»
    3. دکتر حسن محدثي استاد جامعه شناسي دين دانشگاه آزاد اسلامي از نخستين افرادي بود که به نامه دکتر داوري و اعلام نظر او واکنش نشان داد و با وجود اينکه خود از منتقدان جدي علم ديني است در برابر صحبت هاي داوري موضع گرفت. محدثي در يادداشتي در صفحه شخصي خود، داوري را «فيلسوف نورچشمي» خواند و عنوان کرد که برخي، داوري را استاد دوپهلوگويي و ابهام گويي و سخنان مبهم و احکام کلي و نامدلل دانسته اند و اظهارنظر صريح داوري در خصوص چنين مناقشه جدي اي را امري شگفت تلقي کرد.
    دکتر مرتضي مرديها نيز همچون محدثي از رويکرد داوري با توجه به سابقه فکري که از او داشت، متعجب بود و در کانال شخصي خود نوشت: «آقاي داوري در سال ۱۳۶۳ در دانشگاه تهران در ميان دانشجوياني که من هم از جمله آنان بودم مي گفت که من يک معلم فلسفه ام که درد دين دارم. سوابق فکري و رفتاري ايشان صحت هيچ کدام از اين دو دعوا را نشان نمي داد. واقعيت اين بود که ايشان دريافته بود که فقط با وارونه خواني شانس پيشرفت دارد؛ خصوصاً دريافته بود که با اشغال موضع دشمني با کسي که بواقع هم معلم فلسفه بود هم درد دين داشت و هم درد علم، شرايطي فراهم مي شود که هرجا مي رود ايشان هم به عنوان کنتراست دعوت باشد.»
    در واقع، نقدي که اين دو به داوري داشتند، از سر موافقت با امکان علم ديني نبود، بلکه انتقاد آنان به دو پهلوگويي و در ميانه سخن گفتن داوري در طول سال هاي گذشته بود و از اينکه امروز چنين با صراحت از امتناع علم ديني سخن گفته است، متعجب بودند.
    4. دکتر بيژن عبدالکريمي، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامي و دکتر قاسم پورحسن، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي نيز از جمله استادان فلسفه اي بودند که در مقام دفاع از استاد خود، دکتر داوري اردکاني، برخاستند. عبدالکريمي در کانال تلگرامي خود تاکيد کرد که لحن دکتر محدثي در خصوص دکتر داوري با توجه به روحيه حقيقت جويي و حقيقت پرستي اي که در داوري سراغ دارد، قابل پذيرش نيست.
     اما پورحسن، داوري ها نسبت به نوشته دکتر داوري را ايدئولوژيک و شتابزده خواند و معتقد است که «دکتر داوري يک فيلسوف برجسته و متفکري با بصيرت هاي بنيادين است، او را نمي توان به هيچ روي فيلسوف حکومتي پنداشت. رويه و مشي فلسفي او اين نکته را عيان مي سازد که در تمام نوشته هايش، سياست زدگي را کنار گذاشته و منطبق با دانش به بررسي انتقادي و تحليلي مساله پرداخته است».
    پورحسن همچنين تاکيد مي کند: «فرض کنيم دکتر داوري در گذشته ديدگاهي متفاوت درباره علم، علم ديني و علوم انساني اسلامي داشته و حال با مطالعه دقيق تر و اتخاذ روش علمي تر دريافته است که مي توان در آن نظر پيشين خود، تحولي ايجاد کرد يا حتي از آن گذار نمود. ويژگي فيلسوف و متفکر ديني است که با دريافت نادرستي ديدگاه آن را اصلاح کند يا کنار بگذارد و ديدگاه درست يا درست تر را در پيش گيرد.»
    دکتر داوود فيرحي استاد علوم سياسي دانشگاه تهران نيز از ديگر استاداني بود که با داوري همدل بود و در اين رابطه نوشت: «هر تلاشي در توضيح «علم انساني ديني» فقط بر ابهام و غبار مي افزايد و تقلا در تحقق آن آب در هاون کوفتن است.»
    5. اما در اردوي مخالفان دکتر داوري، محمدمحمدرضايي، استاد فلسفه دين دانشگاه تهران، در يادداشتي پاسخ آيت الله سبحاني به نامه دکتر داوري درباره علم ديني را تحرير کرد و در آن بر اين نکته تاکيد گذاشت: «مقصود مدافعان علوم انساني اسلامي پالايش علوم انساني است نه ايجاد علم جديد. علم عوض نمي شود، اما دگرگوني در آن امکان پذير است.»
    همچنين دکتر عبدالحسين خسروپناه، رئيس موسسه حکمت و فلسفه ايران نيز در گفت وگويي با خبرگزاري مهر و در واکنش به نامه داوري تاکيد کرد: «تحول در علوم انساني در همين مدت زمان اندک پس از انقلاب اسلامي، بسيار دستاوردهاي متنوع و قابل اتکايي در باب مسائل نظريه پردازي داشته است؛ اما چون متوليان امور اجرايي کشور اعتقادي به نظريات علوم اسلامي نداشته يا ندارند، لذا اين نظريات به کار گرفته نمي شوند». از اين رو، خسروپناه عناد با علوم انساني اسلامي را سياسي دانست.
    6. اين نامه دکتر داوري، نوشته ها و اظهارنظرهاي بسياري را برانگيخت که به برخي از آنها در اين گزارش اشاره شد و اين موضوعي است که سي سال پيرامون آن موضع گيري هاي مختلفي صورت گرفته است اما فارغ از امکان يا امتناع علم ديني، واکنش هاي اخير، تمريني براي گفت و گو بين اهالي نظر بود. اتفاقي که کمتر در جغرافياي فکري ما مي افتد. به نظر مي رسد گمشده فضاي فکري امروز ما گفت وگو است نه توليد علم ديني! چه بسا در پس گفت وگوهاي اينچنيني علمي با چارچوب ها و قواعد جامعه نيز متولد شود.
    
    
    داستان يک دو دستگي / اما و اگرها پيرامون نامه جنجالي رضا داوري اردکاني
    


 روزنامه ايران، شماره 6737 به تاريخ 19/12/96، صفحه 15 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 85 بار
    



آثار ديگري از "مريم حاجيان"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه حرارت و برودت
متن مطالب شماره 91، اسفند 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است