|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/1/27: ديروز آه كه از ديروز
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3261
يك شنبه 15 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3124 27/1/97 > صفحه 8 (ادبيات) > متن
 
      


ديروز آه كه از ديروز
پنجاه و يك شعر كاوافي با ترجمه بيژن الهي


«نامي که به يوناني، يوناني ي نو، کابافيس مي نويسند و کاوافي مي خوانند گويا همريشه ي قاب ميفتد که واژه اي ترکي ست. کاوافي ها اقل کم از سده هيجدهم جزو جمعيت يوناني ي قسطنطنيه بوده اند که يعني بوزنته ي پريروز و استامبول امروز و بعضي احتمال داده اند که اصلا از پشت ارامنه ايران بوده باشند. در همين قسطنطنيه ست که پدر و مادر شاعر پيوند زناشويي مي بندند (١٨٤٩) و، پس از چندي که در انگلستان مي گذرانند، در اواخر ١٨٥٤ يا اوايل ١٨٥٥ به اسکندريه مي کوچند. در همين اسکندريه ست که کنستانتين کاوافي –ته تغاره ي اين خانواده پر زادو رود- به دنيا مي آيد: ٢٩ آوريل ١٨٦٣. و باز در همين جاست که هفتاد سال بعد مي رود از دنيا، و باز در آوريل ١٩٣٣: سالروز مرگ او سالروز ولادت اوست». اين بخشي از «مقدمات»ي است که بيژن الهي درباره کنستانتين کاوافي و در معرفي او نوشته است.
    به تازگي يکي ديگر از کتاب هاي بيژن الهي که ترجمه هاي او از پنجاه ويک شعر کنستانتين کاوافي است با عنوان «صبح روان» توسط نشر بيدگل به چاپ رسيده است. نشر بيدگل پيش تر آثار ديگري از الهي به چاپ رسانده بود و درواقع «دوره ده تايي» بيژن الهي در نشر بيدگل منتشر شده که از اين قرارند: «جواني ها» اشعار ٤١ تا ٥١، «ديدن» اشعار ٤٧ تا ٥٠، «مستغلات» هانري ميشو، «اشراقها» آرتور رمبو، «نيت خير» فريدريش هلدرلين، «بهانه هاي مانوس» شامل داستان هايي از فلوبر، پروست، جويس و نابوکف، «حلاج الاسرار» با عنوان فرعي اخبار و اشعار، «دره علف هزار رنگ» با عنوان فرعي جنگي از گردانده ها، «زمرد و حمله» اليوت و رستان، و همين کتاب «صبح روان».
    «ناگهان که نيمه هاي شب به گوش/ مي شنوي فوج، فوج نامرئي، مي گذرد/ با نواي دل انگيز، با خروش-/ بي هوده مزاري که وفا نکرد بخت/ با تو، با نقشه هاي نقش بر آب،/ با تو، با تيره هاي خورده به سنگ./ گويي از ديرباز حاضر وقت،/ بدرود گو دلير/ به اسکندريه که مي رود.../ به ويژه خطا نکني:/ نگويي همه اش خواب و خيالي بود،/ همه اش گوش تو گولت زد./ دل به اين اميدهاي باطل ندهي،/ دليروار،/ گويي از ديرباز حاضر وقت،/ چنان که زيبنده ي توست که زيبنده ي اين شهري،/ به پنجره نزديک شو با پاي استوار،/ گوش بدار، با هيجان،/ نه که با تضرع و با زار بزدلان،/ به نواها، از آخرين لذت مست،/ به سازهاي دل انگيز فوج رازآميز،/ و بدرود گو، به اسکندريه که مي رود از دست.» اين يکي از شعرهاي کاوافي است که با ترجمه الهي در «صبح روان» به چاپ رسيده است. کاوافي، آن طور که در سطرهاي ابتدايي هم آمد، شاعر يوناني است که شهرتي جهاني دارد و به چند زبان از جمله به انگليسي و فرانسوي و يوناني شعر نوشته است. الهي در بخشي ديگر از «مقدمات» نوشته: «از نظر کاوافي، مهم نيست که چه مي گوييم، مهم اين که چگونه مي گوييم. حواشي ي او بر منتخباتي از جان راسکين، جاي جاي، گوياي همين قصه ست. راسکين مي نويسد: نه نحوه ارائه و گفت، که مالا آنچه ارائه و گفته مي شود تعيين کننده عظمت نقاش يا نويسنده ست. کاوافي خونسرد جواب مي دهد که ولي خيلي از عالي ترين آثار هنري محصول طرز ارائه بوده اند و نحوه گفت. در تاييد همين نظر، نگاهي بيندازيم به مثلا اين بيت حافظ: جمله وصف عشق من بوده ست و حسن روي او/ آن حکايت ها که بر فرهاد و شيرين بسته اند. پس نگاهي بيندازيم به تمتس انطاکي، ٤٠٠ ميلادي. هردو يک چيز گفته اند، ولي چگونگي ست، چگونگي ي گفتن که حافظ را حافظ کرده، کاوافي را کاوافي، چنان که به هم هيچ دخل ندارند واقعا. هم از اين روست که خود را معطل قضيه يا قصه نمي کند (و مگر شکسپير جزين مي کرد؟)، از هرکجا باشد فرامي گيرد، خواه از اخبار اوايل، خواه از هر داستان بنجل يک بار مصرفي. مثلا هيچ دور نيست که قضيه ي گلهاي هميشه خوش –شعر به آن زيبايي- ماخوذ از همين بنجل نامه ها باشد. حذف نحوه گفت، ازين شعر چه مي ماند؟ ميان کتاب ها که عمدتا در سال هاي ١٨٩٠ تا ١٩٠٣ فراهم آمده اند اثري از آثار ادباي بزرگ ربع اول قرن نيست، نه ييتس، نه ريلکه، نه جويس، نه پروست، و نه حتا مثلا کلودل که از نظر کاوافي بهترين شاعر فرانسوي همروزگار اوست. دفاتري که اين و آن پس از ١٩٢٠، که او کم و بيش از محاق گمنامي بيرون آمده بود، از آثار خود به او هديه کرده اند همگي دست نخورده مانده، صفحه ها بسته. با بررسي اطلاعات عمومي او و دانشش در زمينه ادبيات، به قول آقاي مالانوس، درمي يابيم که حول و حوش ١٩٠٠ به نقطه ايست رسيده. پس ازين تاريخ علاقه اش به هر چيز تازه، هر چيز معاصر، رفته رفته به صفر رسيد. دران هفده سالي که مي شناختمش (١٩١٦ تا ١٩٣٣) هيچ کتاب تازه اي نخريد، هرچه هم قرض مي گرفت فقط منابع تاريخي بود که براي کار لازم داشت.»
    
    
    ديروز آه كه از ديروز / پنجاه و يك شعر كاوافي با ترجمه بيژن الهي
    


 روزنامه شرق ، شماره 3124 به تاريخ 27/1/97، صفحه 8 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 22 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله اللغه العربيه و آدابها
متن مطالب شماره 36 (پياپي 37)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است