|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/1/27: ديويد لينچ، سينما و مراقبه
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3261
يك شنبه 15 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3124 27/1/97 > صفحه 9 (ادبيات) > متن
 
      


ديويد لينچ، سينما و مراقبه



«صيدِ ماهي بزرگ» کتابي است از ديويد لينچ، فيلم ساز سرشناس آمريکايي، که با ترجمه علي ظفر قهرماني نژاد در نشر بيدگل منتشر شده است. ديويد لينچ در اين کتاب در قالب قطعاتِ کوتاه نوشتاري از تجربه هاي خود در مراقبه سخن گفته است و از تاثير اين تجربه ها در روند کار خلاقه اش. در اين کتاب هم با تجربه هاي زيسته و زندگي شخصي لينچ مواجه مي شويم، هم با سينماي او و اينکه مراقبه چگونه بر کارِ هنري اش تاثير گذاشته و اين تاثير از چه نوعي بوده است. او همچنين از اين موضوع سخن گفته است که مراقبه چگونه در جاهايي که چيزي از بيرون خود را بر کار خلاقه او تحميل کرده و منجر به شکست در کارش شده، به او ياري رسانده تا آن شکست زمين گيرش نکند و از ادامه کار بازش ندارد. لينچ در مقدمه اين کتاب ايده ها را به ماهي تشبيه مي کند و خطاب به مخاطبانش مي گويد: «ايده ها همچون ماهي اند. براي صيد ماهي کوچک مي تواني در سطح آب بماني. ولي اگر مي خواهي ماهي بزرگ بگيري، بايد به عمق بروي. ماهي هاي اعماق، قوي تر و ناب ترند. آن ها درشت، انتزاعي و بسيار زيبا هستند. من ماهي خاصي را مي خواهم که به کارم مي آيد؛ ماهي اي که بتوان به سينما ترجمه اش کرد. گرچه آن پايين همه نوع ماهي در حال شنا کردن اند: ماهي براي تجارت، ماهي براي ورزش، ماهي براي همه چيز. همه چيز، هرآنچه به حساب آيد، از ژرف ترين سطح بالا مي آيد. فيزيک مدرن آن سطح را «ميدان واحد» مي نامد. هرچه هُشياري –آگاهيِ– تو بيشتر شود، به آن منبع ژرف نزديک تر مي شوي و ماهي بزرگ تري صيد مي کني». لينچ آن گاه به تجربه سي ساله اش از مراقبه سخن مي گويد و تاثيري که اين تجربه بر کار و همه وجوه زندگي اش داشته است. او مي نويسد که اين تجربه به او امکان داده «تا براي يافتن ماهي بزرگ» عميق تر شيرجه بزند. لينچ پس از اين مقدمه کوتاه، نخستين تجربه اش از مراقبه را شرح مي دهد. بعد خاطره اي را نقل مي کند از تاثير مراقبه بر محوشدن احساس خشم و افسردگي و منفي گرايي که روزگاري «چون لباس دلقکي پلاستيکيِ خفه کننده» او را احاطه کرده بوده. لينچ مي نويسد: «خشم و افسردگي و غم به دردِ قصه ها مي خورند، ولي براي فيلم ساز يا هنرمند در حکم زهرند. آن ها انبُرقفلي خلاقيت اند. اگر گير اين انبر بيفتي، به آساني نمي تواني از تخت خواب دل بکني و تجربه چنداني از جريان فکر و خلاقيت نخواهي داشت. بايد زلال باشي تا بتواني خلق کني. بايد بتواني ايده صيد کني». لينچ در بخش هاي بعدي کتاب از زندگي اش مي گويد. از گذشته و علاقه هايش و زندگي هنري اش که با پرداختن اش به نقاشي آغاز شده است. بعد به سينما مي رسد. از ايده ها مي گويد که چطور مي آيند و چطور بايد صيدشان کرد و اينها همه با تجربه هايش از مراقبه درآميخته است. در جايي از کتاب با عنوان «برگردانِ ايده» مي نويسد: «من هر فيلم و پروژه اي را نوعي تجربه گري مي دانم؛ تجربه اينکه ايده را به چه صورت ترجمه کني؟ چطور ترجمه اش کني که از ايده به فيلم يا به يک صندلي تبديل شود؟ تو ايده را دريافت کرده اي و مي تواني آن را ببيني، بشنوي، احساس کني و بشناسي. بگذار اين طور بگويم که تو شروع به تراشيدن قطعه چوبي کرده اي، ولي آن طور که بايد از کار درنيامده است. همين باعث مي شود بيشتر فکر کني و حشو و زوائد آن را برداري. تو در حال کنش و واکنشي. پس نوعي تجربه گري انجام مي دهي تا بالاخره به نتيجه درست برسي. وقتي مراقبه کني، اين جريان افزايش مي يابد. کنش و واکنش سريع تر مي شود. اينجا ايده اي مي گيري که تو را به آنجا و بعد به جايي ديگر مي رساند. شبيه رقصي بداهه پردازانه است. با انرژي پيش مي روي؛ هر هشت سيلندر تو به کار مي افتد».
     جايي ديگر لينچ خاطره اي را از شکستِ يکي از فيلم هايش، «ديون»، نقل مي کند. ماجرا از اين قرار است که لينچ حق تدوين نهايي فيلم را نداشته است و به همين دليل فيلم آن گونه که خواستِ او بوده است تدوين نمي شود. فيلم در گيشه شکست مي خورد. لينچ مي نويسد: «فيلم ساز حق دارد در مورد هر عنصر، هر واژه، هر صدا و هرآنچه در زمان کار پيش مي آيد تصميم بگيرد، وگرنه کارش انسجام پيدا نمي کند. شايد فيلمت خوب از کار درنيايد، ولي دست کم اين اتفاق به دست خودت افتاده است». به گفته لينچ فيلم «ديون» براي او شکست بزرگي بوده است و آنچه باعث شده او بعد از اين شکست فيلم ساختن را رها نکند همان تجربه مراقبه بوده است. او مي نويسد: «وقتي مراقبه کني و درونت لبريز از سعادت شود، ديگر تجربه اي از اين دست آن چنان برايت دردناک نخواهد بود. مي تواني با آن مواجه شوي و آن را تاب آوري، گرچه اين تجربه افراد زيادي را از پا درآورده و کاري کرده که ديگر ميل به فيلم ساختن نداشته باشند».
    
    ديويد لينچ، سينما و مراقبه
    


 روزنامه شرق ، شماره 3124 به تاريخ 27/1/97، صفحه 9 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 26 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش هاي جغرافياي انساني
متن مطالب شماره 104، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است