|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/1/27: تعريف متفاوت موفقيت در اقتصاد گيگي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4356
شنبه دوم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4305 27/1/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


تعريف متفاوت موفقيت در اقتصاد گيگي
چگونه از روابط انگيزه بخش براي داشتن كار مستقل استفاده كنيم؟

نويسنده: مريم مرادخاني
برگرفته از: HBR


     «آيا تا به حال بندبازي کرده ايد؟» اين جواب «مارتا» به سوال ما بود. ما از او خواستيم زندگي حرفه اي خود را از ۵ سال پيش که از يک شرکت مشاوره بين المللي استعفا داد تا کسب وکار خودش را راه بيندازد، براي ما شرح دهد. او گفت که اخيرا اين «هنر» را تجربه کرده و از وقتي استعفا داده، زندگي اش درست مثل بندبازي است: «وقتي يک پروژه تمام مي شد، احساس بطالت مي کردم. وقتي يک کار جديد مي گرفتم، درست مثل بندبازي که فرود مي آيد، احساس شعف مي کردم و براي آنکه به زندگي حرفه اي ام تسلط داشته باشم به نظم، تمرکز و ظرافت نياز داشتم.» او معتقد است يک بندباز که در سيرک کار مي کند ظاهرا ريسک بزرگي مي کند، اما در واقع پشتش به يک سيستم ايمني گرم است؛ از جمله تورها، تجهيزات و دستيارهايش: «بندبازان ظاهرا دست تنها هستند، اما در واقع اين طور نيست.»
    
    تعريف متفاوت موفقيت در اقتصاد گيگي
    مارتا يکي از ميليون ها نيروي کاري است که در اقتصادي موسوم به «اقتصاد گيگي» کار مي کنند. حدودا ۱۵۰ ميليون نيروي کار در آمريکا و اروپاي غربي، مشاغل سازماني و ثبات نسبي شغلي را خواه به ميل خود و خواه به اجبار ترک کرده اند و به کارهاي قراردادي و مستقل روي آورده اند. اين رقم رو به افزايش است. بخشي از اين افزايش جمعيت به دليل پيدايش اپليکيشن هاي مسافربري و خدمات وظيفه محور است، اما گزارش اخير مک کينزي حاکي از آن است که افزايش جمعيت کارکنان مستقل در صنايع دانش بر و مشاغل خلاق از ساير صنايع بيشتر است (سازمان هاي دانش بر يا knowledge-intensive سازمان هايي که هدف شان استخدام افراد نيست، بلکه استخدام دانش است).
    براي آنکه ببينيم چطور مي توانيم در کار مستقل موفق شويم، روي ۶۵ کارمند مستقل به دقت مطالعه کرديم. پس از مطالعات معلوم شد که ميان نسل ها و مشاغل مختلف، احساسات مشابهي وجود دارد: تمام اين افراد اقرار مي کردند به دليل آنکه در اقتصاد گيگي، از حمايت هاي کارفرمايان سنتي، از جمله بيمه و مزايا خبري نيست، به شدت دچار اضطراب فردي، اجتماعي و اقتصادي هستند اما در عين حال ادعا مي کردند که کار مستقل را خودشان انتخاب کردند و اين شيوه کار کردن، آنقدر مزيت دارد که هرگز حاضر نيستند از آن دست بکشند. آنها نگراني هايي هم داشتند؛ مثل مسائل مالي غيرمنتظره. آنها احساس شهامت مي کردند و مي گفتند به نسبت کساني که کار ثابت سازماني دارند، وضعيت مالي بهتري دارند.
    ما فهميديم که کارکنان مستقل موفق، براي رفع اين فشار و استرس از استراتژي هاي ساده و رايج استفاده مي کنند. آنها براي غلبه بر نوسانات احساسي و کسب انرژي و به دست آوردن انگيزه، چهار نوع رابطه را تقويت مي کردند: رابطه با مکان، کارهاي روزمره، هدف و افراد. همزمان با گسترش اقتصاد گيگي در سراسر جهان، اين استراتژي ها نيز کاربرد بيشتري پيدا کرده اند. در واقع، ما معتقديم اين استراتژي ها مي توانند حتي براي بسياري از کارکنان سازماني نيز مفيد باشند؛ به ويژه آن دسته از کارکناني که آزادي عمل بيشتري دارند يا دورکاري مي کنند يا قصد دارند در آينده به کار مستقل روي آورند.
    محيط تسهيل کننده
    در مراحل اوليه مصاحبه با مشاوران و هنرمندان مستقل، به اين نکته پي برديم که ريسک کار مستقل نه تنها از نظر مالي، بلکه از نظر وجودي بسيار بالاست. مردم وقتي از قيد و بندها و محدوديت هاي مديران و هنجارهاي سازماني آزاد مي شوند، مي توانند به کاري بپردازند که واقعا به آن علاقه دارند و از تمام استعدادهايشان استفاده کنند. آنها نسبت به زندگي حرفه اي شان و کاري که انجام مي دهند احساس مسووليت مي کنند. يکي از شرکت کنندگان تحقيقات به ما گفت: «من بيشتر از هر زماني احساس مي کنم خود واقعي ام هستم.»
    اما بهاي اين آزادي، يک احساس بلاتکليفي است که از قرار معلوم با گذر زمان کمرنگ نمي شود. حتي موفق ترين افرادي که با ما مصاحبه کردند، هنوز هم نگران پول و وجهه خود هستند و احساس مي کنند هويت شان در خطر است. به عنوان مثال، وقتي يک مشتري همکاري خود را با شما قطع مي کند، ديگر نمي توانيد به خودتان بگوييد مشاور. نويسنده اي که کتاب هاي بسياري از او منتشر شده است به ما مي گفت: «شما به کارتان تبديل مي شويد. اگر يک کتاب خوب بنويسيد، خوش به حالتان است اما وقتي شکست مي خوريد، بايد بپذيريد که تعريف شما از خودتان تا حد زيادي به اين شکست بستگي دارد.»
    به همين علت، تمام فکر و ذکر کساني که با ما مصاحبه کردند اين بود که «بازدهي» داشته باشند. بازدهي کمک مي کند خود را مطرح کنند و بر بلاتکليفي غلبه کنند. اما جالب اينجاست که شرکت کنندگان مصاحبه فقط روي انجام کارها يا به فروش رساندن محصول تمرکز نمي کردند. براي آنها مهم بود که «سر کار» باشند، يعني نظمي برقرار باشد تا بتوانند به طور منظم محصول توليد کنند يا خدمات ارائه کنند و خود را وقف کار کنند؛ يعني اراده کافي داشته باشند تا تمام (انرژي و تمرکز) خود را صرف اجراي يک فرآيند و نتيجه کنند.
    حفظ بازدهي يک چالش دائمي است. استرس و حواس پرتي بازدهي را کاهش مي دهد و ما در زندگي شغلي مان بارها و بارها اين دو احساس را تجربه مي کنيم. يک مربي اجرايي، يک روز کاري غيرمفيد را اينگونه توصيف مي کند: «روزي است که کارهاي زيادي بايد انجام دهم، همه برنامه هايم درهم و برهم است و نمي توانم کارهايم را سر و سامان دهم. غروب که مي شود، تمام ايميل هايي که صبح باز کردم هنوز باز هستند. حواسم جمع نيست و احساس مي کنم وقتم هدر رفته.» چنين روزهايي باعث مي شوند او به خودش شک کند.
    وقتي از شرکت کنندگان پرسيديم چگونه بر اين احساس غلبه مي کنند و دوباره بازدهي قبل را به دست مي آورند، در عمق پاسخ آنها متوجه يک تناقض شديم. همه آنها مي خواهند استقلال خود را حفظ کنند، حتي با بي ثباتي مشکلي ندارند (يکي از آنها مي گفت که بي ثباتي، کليد موفقيت او در يادگيري بوده)، اما در عين حال بخش اعظمي از زمان خود را صرف ايجاد يک «محيط تسهيل کننده» کرده اند؛ يک فضاي فيزيکي، اجتماعي و روان شناختي براي انجام کارهايشان.
    مفهوم «محيط تسهيل کننده» نخستين بار از سوي دونالد وينيکات، روانشناس بريتانيايي، مطرح شد تا توضيح دهد چگونه پرستاراني که تمام توجه خود را به کودکان معطوف مي کنند، با کمک به آنها در کاهش استرس و ايجاد فضايي براي تجربه و آزمايش، رشد و پيشرفت آنها را تسهيل مي کنند. اين عبارت حالا در مورد بزرگسالان نيز به کار مي رود. در محيط سازماني، وجود يک رئيس خوب مي تواند سازمان را به يک محيط تسهيل کننده تبديل کند. اما براي کارکنان مستقل، محيط تسهيل کننده نيز همانند دستاوردها و موفقيت هايشان، ناپايدار است، يعني به دست مي آيد و به راحتي نيز از دست مي رود.
    آنها با برقراري چهار نوع ارتباط که ما نامش را «ارتباطات آزادي بخش» مي ناميم، براي خودشان يک محيط تسهيل کننده ايجاد مي کنند. اين محيط ها هم به شما آزادي عمل مي دهند و هم شما را به کارتان متصل مي کنند تا از نتيجه دلخواهتان دور نشويد.
    
    چهار نوع ارتباط
    
    • ارتباط با مکان
    شرکت کنندگان مصاحبه که ارتباطشان با محيط سازماني قطع شده بود، بايد محيطي پيدا مي کردند که از استرس و تنش به دور باشند، حواسشان پرت نشود و کمک کند احساس بطالت نکنند. گرچه بسياري از آنها مي توانستند کار خود را در هر جايي انجام دهند اما همه آنها يک خلوتگاه دنج براي خودشان داشتند.
    ما به بسياري از اين مکان ها سر زديم و متوجه شديم که ميان همه آنها شباهت هايي وجود دارد. اين محيط ها دربسته و محدود بودند، مکررا مورد استفاده قرار مي گرفتند، تمامي ابزارهاي مورد نيازشان در اين محيط ها وجود داشت و نهايتا اينکه اين محيط ها فقط و فقط جايي براي انجام کار هستند. وقتي فرد کارهاي روزانه اش را انجام مي دهد، آنجا را ترک مي کند. يک مهندس نرم افزار که اتاق کارش، هر سه ويژگي را داشت، اتاقش را به «اتاقک خلبان جنگنده» تشبيه کرد، که به همه چيز دسترسي دارد. کافي است دستش را دراز کند و وسيله مورد نظرش را بردارد. او مي گفت: «گاهي احساس زنداني بودن مي کنم اما وقتي در اتاقم هستم، ذهنم باز است.»
    صرف نظر از شباهت ها، هر اتاق از نظر موقعيت مکاني، چيدمان وسايل، تجهيزات و طراحي داخلي منحصربه فرد است که منعکس کننده ويژگي هاي کاري است که در آن انجام مي شود. اين اتاق ها فقط در نقش يک پيله نيستند که از فرد محافظت کنند، بلکه در او انگيزه نيز ايجاد مي کنند. کارلا يک مشاور مستقل است که ابتدا از اينکه «مي توانست کارش را در هر جايي که دوست دارد انجام دهد» هيجان زده بود. او پس از مدتي اعتراف کرد که در نهايت براي انجام کارهايش به اتاق کارش مي رود که تمام پروژه هايش جلوي چشمش هستند و کوهي از کاغذها در برابرش قرار دارند. او مي گويد: «وقتي در را باز مي کنم، انگار وارد محيطي مي شوم که تمام جنبه هاي من را منعکس مي کند. احساس راحتي مي کنم. اگر اين اتاق نبود، احتمالا حواسم پرت عوامل خارجي مي شد و تمرکز و آزادي عمل نداشتم.»
    
    • کارهاي روزمره
    در محيط سازماني، کارهاي روزمره معمولا همان تشريفات اداري کسل کننده هستند. اما تحقيقات گسترده نشان مي دهد که ورزشکاران، دانشمندان، هنرمندان مشهور و حتي بعضي از کارکنان عادي از روتين ها و کارهاي روزمره به عنوان اهرمي براي افزايش تمرکز و عملکردشان استفاده مي کنند. شرکت کنندگان مصاحبه ما نيز از همين روش استفاده مي کردند.
    بعضي از روتين ها کمک مي کنند کارها روي روال بيفتد: مثل برنامه ريزي، تهيه ليست کارهاي انجام دادني، انجام کارهاي سخت در ابتداي روز يا جارو کشيدن کف اتاق هنگام فکر کردن به پروژه جديد. ساير روزمرگي ها جنبه سلامتي دارند، مثل خواب، مديتيشن، تغذيه يا ورزش. هر دو گروه باعث مي شوند نظم و کنترل بيشتري داشته باشيد.
    هر کسي برنامه ريزي خاص خودش را دارد، يکي هر روز صبح دوش مي گيرد و کارهايي را که بايد انجام دهد، تجسم مي کند. يکي ديگر صبح ها ساعت ۶ بيدار مي شود، ورزش مي کند و ساعت ۸ وارد اتاق کارش مي شود و کارهاي مهم تر را صبح ها انجام مي دهد. بعضي ها پا را فراتر گذاشته و پيش از ورود به اتاق کارشان، لباس رسمي تر مي پوشند، درست مثل کسي که هر روز از خانه به شرکت مي رود.
    اين روش ها هرچند سختگيرانه به نظر مي رسند، اما به شرکت کنندگان ما کمک کردند که در کار خود غرق شوند.
    
    • ارتباط با هدف
    تمام شرکت کنندگان ما وقتي تصميم گرفتند از محيط سازمان خداحافظي کنند و مستقل شوند، در ابتداي کار مجبور بودند هر کاري انجام دهند تا جاي خود را در بازار کار پيدا کنند. اما همه آنها ايمان داشتند که موفقيت يعني انجام کاري که شما را به يک هدف متصل مي کند. همه آنها مي گفتند که کارشان فراتر از بازاريابي يا کمک به رهبران سازماني است.
    به باور آنها، کار تنها يک راه براي کسب درآمد و امرار معاش نيست. هدف، ميان علايق و انگيزه هاي آنها و يک نياز جهاني ارتباط برقرار مي کند. يکي از آنها مي گفت: «به مرور زمان، ديدگاهم نسبت به موفقيت تغيير کرد. حالا معتقدم که موفقيت يعني خدمت به مردم و زيباتر کردن سياره زمين.»
    يکي از مربيان اجرايي به ما گفت که هدفمند بودن به او کمک مي کند ثابت قدم باشد، انگيزه بگيرد و انگيزه بدهد. او مي گويد: «يکي از مهم ترين تفاوت هاي کارکنان مستقل موفق و کساني که پس از مدتي دلسرد مي شوند و به سازمان ها بازمي گردند اين است که کارکنان موفق مي دانند براي انجام چه کاري ساخته شده اند. اين کمک مي کند تا از فراز و نشيب ها به راحتي عبور کنم و اگر کاري غيرمرتبط با هدفم به من پيشنهاد شد، جسورانه آن را رد کنم. کمک مي کند تا کسب وکارم را بسازم و به کساني خدمت کنم که براي خدمت به آنها به دنيا آمده ام.»
    ما دريافتيم که مولفه هدف نيز مثل سه مولفه ديگر، هم فرد را به کار متصل مي کند و هم به او آزادي عمل مي بخشد.
    
    • ارتباط با مردم
    انسان يک موجود اجتماعي است. تحقيقات همواره نشان داده است که ديگران تا چه حد در زندگي شغلي ما تاثير دارند، چه به عنوان الگو و چه به عنوان شريک راه. محققان درباره پيدايش «اپيدمي تنهايي» در محيط کار هشدار داده اند. کارکنان مستقل بيشتر از کارکنان سازماني در معرض اين خطر قرار دارند.
    اما شرکت کنندگان مصاحبه ما کاملا از خطرات انزواي اجتماعي خبردار بودند و سعي مي کردند منزوي نباشند. هرچند بعضي از آنها نسبت به گروه همسالان خود، احساس دوگانه اي دارند و به نظرشان ارتباط با همکاران در سازمان ها فرقي ندارد. اما همه شرکت کنندگان ما کساني را دارند که براي گرفتن انگيزه و قوت قلب به آنها رجوع مي کنند. بعضي از اين افراد در نقش الگو يا شريک کاري هستند که از کارمند مستقل حمايت مي کنند. بعضي از کارکنان مستقل نيز به خانواده، دوستان يا آشنايان خود رجوع مي کنند که شايد نتوانند در زمينه کار به آنها کمک کنند، اما تحقيقات ما نشان داده که در شرايط بحراني، حامي آنها هستند.
    متيو، يکي از شرکت کنندگان مصاحبه ما مي گويد که وقتي دچار استرس مي شود، به نزديکانش پناه مي برد. کارلا مي گويد: «تمام کاري که در اقتصاد گيگي انجام مي دهم را مديون ارتباطاتم هستم. اگر رشد و پيشرفت کرده ام، به خاطر گفت وگوهايم با نزديکانم بوده است. آنها کمک کرده اند که بدانم براي چه کاري ساخته شده ام.»
    
    اقتصاد گيگي و تعريف جديد موفقيت
    از قديم گفته اند که در عرصه مديريت، موفقيت به دو عامل «امنيت» و «تعادل فکري» وابسته است. براي کارکنان مستقل اما، رسيدن به امنيت و تعادل به هيچ وجه آسان نيست. با وجود اين، بسياري از شرکت کنندگان ما مي گفتند که احساس موفقيت مي کنند.نتيجه گيري ما اين بود که در اقتصاد گيگي، موفقيت تعريف ديگري دارد. موفقيت يعني ايجاد توازن، ميان قابليت پيش بيني و احتمال و ميان ثبات و پويايي (منظور از ثبات، احساس امنيت شغلي براي ادامه کار است. منظور از پويايي، احساس سرزندگي، اعتبار و تکاپو در انجام کار است). کليد برقراري اين توازن، ايجاد يک محيط تسهيل کننده است. اين محيط به افزايش بازدهي و کاهش استرس کمک مي کند. اين احساسات مي توانند منشا خلاقيت و رشد باشند. مارتا مي گويد نسبت به زماني که در محيط سازماني کار مي کرد احساس موفقيت بيشتري دارد. احساس مي کند هويت دارد. او نه تنها ديگر به کار ثابت نيازي ندارد بلکه از نظر او ثبات، محدودکننده است.
    
    تعريف متفاوت موفقيت در اقتصاد گيگي / چگونه از روابط انگيزه بخش براي داشتن کار مستقل استفاده کنيم؟
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4305 به تاريخ 27/1/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار



آثار ديگري از "مريم مرادخاني"

  راهكارهايي براي داشتن كارمنداني سرزنده و خلاق / چگونه شور و اشتياق را به محيط كار برگردانيم؟(بخش دوم)
مريم مرادخاني، دنياي اقتصاد 31/2/97
مشاهده متن    
  راهكارهايي براي ايجاد حس سرزندگي در كار / چگونه شور و اشتياق را به محيط كار برگردانيم؟(بخش نخست)
مريم مرادخاني، دنياي اقتصاد 24/2/97
مشاهده متن    
  بستر فرهنگي؛ عاملي موثر در تصميم گيري سازماني / بررسي ساختار قدرت و تصميم گيري در جوامع مختلف
مريم مرادخاني، دنياي اقتصاد 23/11/96
مشاهده متن    
  آيا شركت شما بايد يك مدير ارشد ديجيتال استخدام كند؟
مريم مرادخاني، دنياي اقتصاد 15/8/95
مشاهده متن    
  مديريت افراد ناسازگار در محيط كار
مريم مرادخاني، دنياي اقتصاد 7/10/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه هوش محاسباتي در مهندسي برق
متن مطالب شماره 4 (پياپي 804)، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است