|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/3: چه زماني موفقيت برايتان پوچ مي شود؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4662
سه شنبه 1 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4311 3/2/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


مهارت هاي مديريتي 
چه زماني موفقيت برايتان پوچ مي شود؟


نويسنده: Jesse Sostrin
مترجم: آناهيتا جمشيدنژاد
برگرفته از: strategy-business

براي بسياري از رهبران سازماني، درک معنا و هدف در کار دشوار است. به عنوان يک مربي در زمينه رهبري سازماني و مشاور کسب و کار، شکاف بين آنچه رهبران سازماني در زمان رسيدن به يک مرحله برجسته شغلي انتظار آن را دارند و آنچه واقعا احساس مي کنند، بسيار برايم تعجب برانگيز بود. شما مدت طولاني براي چنين روزي –يک ترفيع، پاداش يا پيشرفت بزرگ- صبر کرده ايد، تصور مي کرديد که به همه چيز رسيده ايد و رضايت زايدالوصفي وجود شما را فراخواهد گرفت، اما به دلايلي اين اتفاق نمي افتد. در واقع نوعي افسردگي غيرمنتظره سراغتان خواهد آمد. اما علت اين ناراحتي و پريشاني چيست؟ در واقع آنچه رهبران سازماني به عنوان هدف معنادار تصور مي کردند، صرفا پيگيري موفقيت آنها بود، در حالي که اينها دو مساله کاملا متفاوت هستند.
    فردي در دنياي مشاوره آن را به اين شيوه توضيح داده است: «من يک سال زودتر از همتايانم ترفيع يافتم. اين يک هدف خاص بود که من براي خودم تعيين کرده بودم و براي دستيابي به آن به شدت تلاش کردم. طي اين مسير، فرضيات بسياري در مورد معناي اين کار و چگونگي احساس آن براي خودم داشتم؛ اما صادقانه بگويم واقعا براي رسيدن به اين هدف هيچ احساسي ندارم. تنها از خودم مي پرسيدم: خب مرحله بعد چيست؟»
    فرد ديگري، که يک کارشناس جهاني تکنولوژي است مي گويد: «در گروه من، به ندرت پيش مي آيد که يک پروژه را از شروع تا پايان هدايت کنند؛ اما من روسايم را متقاعد کردم که عنان امور را به من بدهند. من سفر کردم و با کارشناسان بسياري وارد همکاري شدم که اين کار چشم انداز من را گسترش داد و خلاقيتم را تحريک کرد. اما در سراسر پروژه بسيار تحت فشار و استرس بودم و فقط مي خواستم پروژه به پايان برسد. نتيجه کار موفقيت آميز بود؛ اما اين بخش آسان کار بود، رسيدن به هدف. باقي ماندن در آن لحظه و لذت بردن از اين تجربه، داستان ديگري بود ، رسيدن به معنا.»
    اين بازتاب هاي صادقانه از سوي رهبران سازماني موفق دو نکته مهم را نشان مي دهد. اول اينکه، ما معمولا پيگيري موفقيت مان را با يک انتظار گره مي زنيم که در آن نتيجه کار يک تجربه معنادار خواهد بود. و دوم اينکه، تمرکز ما روي دستاوردهاي بيروني ممکن است ما را از تجربيات روزمره که مي تواند معناي حقيقي تري براي ما ايجاد کند منحرف سازد.اگر مي خواهيد در حالي که معناي بزرگ تري در کار روزانه خود تجربه مي کنيد، در شغل تان نيز پيشرفت کنيد و به عنوان يک رهبر سازماني رشد داشته باشيد، اين استراتژي ها را در نظر بگيريد.
    هدف هايتان را تفکيک کنيد: بسيار مفيد است که در مورد هدف در دو بعد به تفکر بپردازيد. اولين بعد، بعدي جامع است با جهت گيري به سوي آنچه بيشترين اهميت را دارد؛ که آن را «هدف کلي» بناميم. بعد ديگر کوچک تر است و ارتباط خاص تري با تجربيات روزانه دارد که به يک نحوي معني دار است؛ من آن را «هدف جزئي» مي نامم. به چند دليل، اغلب رهبران سازماني تشويق به تمرکز بيشتر بر هدف هاي «کلي» مي شوند؛ که هميشه مفيد نيست. گرچه پرسش هايي که براي تعريف اين هدف به رهبران سازماني داده شده اند به نظر بزرگ مي آيند، اما وزن آنها مي تواند فشار غيرضروري ايجاد کند. «چه چيزي موجب مي شود صبح ها از خواب بلند شويد؟» «در زندگي به دنبال چه چيز جذابي هستيد؟» «آيا هدفتان را تعريف کرده ايد؟»در حالي که پاسخ به اين سوالات غيرقابل تعريف هستند، تمرکز بر «هدف جزئي»مي تواند فشار را کاهش دهد و شما را به چيزي قابل توجه و مهم (حتي اگر مقياس آن کوچک تر باشد) نزديک تر سازد؛ داشتن يک هدف بسيار مهم است، اما از آن مهم تر داشتن يک «انتخاب» در طول مسير رسيدن به «هدف کلي» است.
    احساس اشتياق و علاقه براي آنچه در حال انجامش هستيد، وقف زمان بيشتر روي چيزهايي که از آن لذت مي بريد و ايجاد تفاوتي مثبت در ديگران، تنها چند مثالي هستند که نکاتي کوچک اما انرژي بخش را ارائه مي کنند که مي توانند ظرفيت شما را براي يک تجربه معنادارتر افزايش دهند.معناي کار را از موفقيت جدا کنيد: براي جداسازي اين دو، يک آزمايش فکري ساده را امتحان کنيد. در سمت راست يک صفحه، يک ستون به نام «موفقيت ها» قرار دهيد (به عنوان مثال، ترفيع زودهنگام) و ستوني در سمت چپ صفحه را با عنوان «تجربيات معنادار» نام گذاري کنيد (به عنوان مثال، به چالش کشيدن خودتان براي اينکه فراتر از انتظارات حرکت کنيد).
    ابتدا با فهرست بندي ستون سمت راست شروع کنيد؛ شامل پيشرفت هاي مهم، مراحل برجسته و دستاوردهاي محسوس که هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت برايتان مهم هستند. وقتي اين ستون کامل شد، توجه کنيد که چه چيزي در مورد آن موفقيت خاص، شخصا برايتان معنادار است و آن را در ستون سمت چپ بنويسيد. ممکن است دريابيد که اين تجربيات در مسير موفقيت يا کاملا خارج از آن هستند. اين به معناي آن است که شما مي توانيد به خودتان اجازه دهيد تا زودتر از آنها بهره ببريد؛ همچنين مي توانيد برخي تعهدات تان را که ممکن است بيشتر در مورد رسيدن به موفقيت و کمتر در مورد معناي نهفته در آن باشد دوباره مورد مذاکره قرار دهيد.
    به دنبال پاسخ هاي دروني باشيد: چالش اصلي اين است که ما به طور طبيعي از رفتارهاي اطرافيانمان مي آموزيم و با دقت از آنها تقليد مي کنيم. فرهنگ نيز از رفتار ياد مي گيرد، به اشتراک گذاشته مي شود و منتقل مي شود؛ بنابراين مي شود گفت که در زندگي سازماني، ما همان اندازه که محصول افراد دور و برمان هستيم، نيرويي به شمار مي رويم که آنها را شکل مي دهد. هرچند، درک خودتان از هدف براي پذيرش از سوي ديگران بسيار مهم است. به عنوان مثال، اگر شما رئيس تان را براي اشتياقش براي کمک به ديگران ستايش مي کنيد و مي خواهيد از تعهد او براي مشاوره به افراد حرفه اي نوظهور تقليد کنيد، بسيار عالي است؛ اما تنها زماني که آگاهانه اين رفتارها، نگرش ها و آرزوها را وام بگيريد و با سبک خودتان ترکيب کنيد.
    براي دريافتن اينکه چه چيزي براي شما مهم است، اين سوال را از خودتان بپرسيد: من در محيط کار چه کاري انجام مي دهم که هم ارزش به تيم يا سازمان من اضافه کند و هم بزرگ ترين معنا، رضايت و هدف را به من بدهد؟ اين پرس و جو به شما اجازه مي دهد تا فصل مشترک موفقيت فردي و سازماني مناسب را پيدا کرده و ترسيم کنيد. استفاده از اين سه استراتژي در مورد جست وجوي بي رحمانه براي ظهور يک «هدف کلي» نيست که ممکن است به نظر خوب بيايد و جهان اطراف شما را راضي سازد؛ بلکه يک پيشرفت براي از بين بردن آشفتگي ها و يافتن معناي کار براي خودتان و براي اطرافيانتان است. اين تغيير به شما اجازه خواهد داد تا هدف و معنا را در مسير و نه فقط زماني که به مقصد رسيديد، پيدا کنيد.
    
    مهارت هاي مديريتي: چه زماني موفقيت برايتان پوچ مي شود؟
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4311 به تاريخ 3/2/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار



آثار ديگري از "Jesse Sostrin"

  «چابكي يادگيري»، توانايي آموختن در كوتاه ترين زمان / چگونه آمادگي خود را براي يادگيري تسريع كنيد؟
Jesse Sostrin، دنياي اقتصاد 24/5/97
مشاهده متن    
  هنر گذار در دنياي كسب و كار! / روش هايي كه در حركت از يك وظيفه به وظيفه ديگر كارآيي شما را افزايش مي دهد
Jesse Sostrin، دنياي اقتصاد 2/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم و فناوري نفت و گاز
شماره 2 (پياپي 802)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است