|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/3: تحصن بازرگانان در آستانه مشروطه
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4662
سه شنبه 1 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4311 3/2/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


تحصن بازرگانان در آستانه مشروطه




    
    انقلاب مشروطه ايران به عنوان جنبشي ضداستبدادي، محصول تفکرات و تغييرات فکري و نيز اقدام عملي مردم و برخي از گروه هاي خاص سياسي بود. گرچه تغييرات فکري، خيلي پيش تر از آن و تحت تاثير تحولات جهاني رخ داده بود؛ اما اولين و موثرترين اقدام عملي در اين زمينه با جنبش مهاجرت صغري آغاز شد. اين جنبش که ريشه در برخي اقدامات استبدادي حکومت و از جمله حاکم تهران داشت، در نهايت باعث تحقق برخي از خواسته هاي معترضان شده و اولين گام مردم در پيروزي عليه استبداد و تسليم پادشاه در برابر مردم بود. اما آنچه که در رابطه با اين جنبش حائز اهميت بوده و آن را از جنبش هاي پيش از آن متمايز مي کند برجستگي حضور برخي از گروه هاي خاص و تسليم پذيري مظفرالدين شاه بود. با اين مقدمه کوتاه، به تحليل اين جنبش و نقش گروه هاي خاص سياسي در آن و چرايي تسليم پذيري شاه در برابر مردم پرداخته مي شود.
    مهاجرت صغري که ۲۳ آذر ۱۲۸۴ رخ داد، ريشه در برخي از تحولات داخلي از جمله موضوع اخراج نوز بلژيکي و به دنبال آن اهانت حاکم تهران به بازرگانان داشت. اخراج نوز به برخي از سياست ها و اقدامات توهين آميز او به روحانيون و مردم بازمي گشت. نوز فردي بلژيکي بود که براي اصلاح امور گمرکي به ايران آمده و برخي از اقدامات او در راستاي اهداف و مقاصد روسيه بوده و باعث شده بود تا بسياري از بازرگانان ايراني از اين شرايط متضرر شده و نسبت به سياست هاي اتخاذي نوز معترض شوند و چون جنبه روحانيت نهضت مشروطه غلبه داشت و روس ها مخالف آن بودند، نوز بلژيکي را لباس روحانيت پوشاندند و از او در اين حال عکس گرفتند. انتشار اين عکس اعتراض روحانيون و در نهايت برکناري نوز را در پي داشت.
    در جريان اين اتفاق بسياري از روحانيون از جمله آيت الله بهبهاني و آيت الله طباطبايي ضمن اعتراض به اين موضوع، به يکديگر نزديک شده و بعدها با همکاري يکديگر نقش مهمي در احقاق مشروطيت ايفا کردند. بعد از اين جريان از آنجا که علاءالدوله حاکم تهران از برکناري مسيو نوز کينه به دل داشت، با اهانت به برخي بازرگانان و تجار به بهانه گران شدن قند و شکر و به فلک بستن برخي از آنان، باعث اعتراض مردم و علما و تحصن آنان در حرم عبدالعظيم شد که اين تحصن بعدها به مهاجرت صغري معروف شد. پيشنهاد تحصن در حرم عبدالعظيم از سوي آيت الله طباطبايي مطرح مي شود و علت انتخاب اين مکان قداست و در نتيجه احتمال ايمن بودن آن از خطر حمله عوامل حکومت بود.
    از سويي آيت الله طباطبايي بر اين باور بود براي دوري جستن از پيشامد فتنه و فساد بهتر آن است که براي چندي تهران را ترک کرده و به حضرت عبدالعظيم روند. در اين تحصن مردم چهار خواسته اصلي خود را به دولت اعلام کردند: برکناري حاکم تهران، عزل نوز؛ اجراي شريعت و تاسيس عدالتخانه. معترضان، موضوع تاسيس عدالتخانه را مبهم گذاشتند تا در مذاکرات بعدي دستشان باز باشد. در پي مهاجرت صغري و تحصني که در حرم عبدالعظيم صورت گرفت، مردم چهار خواسته اصلي خود را به دولت اعلام کردند: برکناري حاکم تهران، عزل نوز؛ اجراي شريعت و تاسيس عدالتخانه.
    حاکم تهران عين الدوله، فردي مستبد بود و شيوه استبدادي وي در حکومتداري منجربه نفرت مردم از او شده بود، از اين رو مردم خواستار برکناري عين الدوله نيز بودند. قانون و تشکيل نهادي جهت اجراي آن و نيز طرح شکايات از ديگر خواسته هاي مردم بود که مورد بي توجهي يا کم توجهي حکومت قرار گرفته بود. حفظ شريعت نيز از ديگر موارد تاکيدي مشروطه خواهان و از جمله روحانيون بود. همان طور که آخوند خراساني در اين رابطه مي گويد: برحسب وظيفه شرعي خود و آن مسووليت که در پيشگاه عدل الهي به گردن گرفته ايم، تا آخرين نقطه در حفظ مملکت اسلامي و رفع ظلم خائنان از خدا بي خبر و تاسيس اساس شريعت مطهر و اعاده حقوق مغصوبه (غصب شده) به مسلمين خودداري ننموده... و فروگذار نخواهيم کرد. اين درخواست ها به گوش مظفرالدين شاه که در سفر به عثماني به سر مي برد رسيد و مورد موافقت قرار گرفت.
    آنچه که در مهاجرت صغري غيرمنتظره بود، واکنش متفاوت مظفرالدين شاه به خواسته هاي مردم بود؛ چنانچه پادشاهان پيش از او همچون ناصرالدين شاه گرچه با استقرار برخي نهادهاي دموکراتيک موافقت کرده بودند؛ اما بسياري از آن نهادها جنبه تشريفاتي داشت و در نهايت هنوز هم شاه مرجع اصلي و نهايي قدرت محسوب مي شد. درحالي که مظفرالدين شاه با صحه گذاشتن بر خواسته هاي مردمي، برخلاف مواضع پادشاهان پيشين رفتار کرد. علت واکنش مظفرالدين شاه از چند جنبه کلي قابل تحليل است. اول اينکه مظفرالدين شاه مدتي بعد از سلطنت با ايجاد فضاي باز سياسي تلاش کرد مخالفت هاي مردمي را کاهش دهد. وي بر اين باور بود که ايجاد شرايط براي تحقق خواسته هاي مردمي، مي تواند ضمن ايجاد رضايت آنها، از بار مخالفت ها نيز بکاهد. به همين منظور، «ناگهان تدابير امنيتي و انتظامي را کاهش داد... مرزهاي کشور را به روي روزنامه هايي مانند حبل المتين و پرورش که در کلکته و قاهره منتشر مي شد باز کرد، همچنين ممنوعيت مسافرت را از ميان برداشت؛ ملکم را به مقام سفير ايران در رم گمارد و مهمتر از همه اينکه تشکيل انجمن هاي صنفي و آموزشي را تشويق کرد و...»
    هرچند در نهايت نتايج برخلاف انتظار پادشاه بود و سياست هاي وي که همزمان «با نفوذ گسترده غرب بود، فقط مخالفان را به تشکيل سازمان هاي نيمه مخفي تشويق کرد». از سويي مظفرالدين شاه که به واسطه معالجه بيماري خود چندين بار به خارج از کشور سفر کرده و با مظاهر تمدن غرب آشنا شده بود، خود نيز رضايت چنداني از وضعيت سياسي و اقتصادي ايران نداشت. پيتر آوري با اشاره به اين موضوع مي نويسد: «حتي شخص شاه و ايرانياني که مانند شاه به خارج رفته و با شيوه هاي حکومت و کاميابي هاي اروپاييان آشنا شده بودند، از اوضاع راضي نبودند.»
    شخصيت ضعيف مظفرالدين شاه نيز عامل مهم ديگري بود که مانع از اتخاذ تصميمات مقتدرانه توسط وي مي شد. شاه شخصيت ضعيفي داشت و بسيار ترسو بود. داستان هاي شرم آور وي در سفرهاي فرنگ و ترس هاي مضحک وي از سوارشدن بر قطار تا ترس از تاريکي که بازگو کردن آنها تکرار مکررات است؛ همگي نشان دهنده شخصيت ضعيف اين پادشاه قاجاري است. مخبرالسلطنه نيز با تاکيد بر اين بعد از شخصيت مظفرالدين شاه، علت موافقت وي با فرمان مشروطيت را نه علم و آگاهي شاه، بلکه ناشي از شخصيت وي و نيز ترس او از ناآرامي مي داند. «مظفرالدين شاه مزاجا دموکرات بود، روزي مرا به فرح آباد خواست رفتم، در ايوان راه مي رفت. جز سيد بحريني کسي نبود. نوبتي به من نزديک شدند. آهسته سوال فرمودند: ژاپن مجلس دارد؟ عرض کردم هشت سال است...»
    
    منبع: ابراهيم صفايي «نهضت مشروطه بر پايه اسناد.»
    
    تحصن بازرگانان در آستانه مشروطه
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4311 به تاريخ 3/2/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي بهينه سازي در مهندسي عمران
شماره 4 (پياپي 904)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است