|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/4: مجموعه كتاب هايي كه هر مديري بايد بخواند : خلاقيت را از هنرمندان بياموزيد
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4661
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4312 4/2/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


مجموعه كتاب هايي كه هر مديري بايد بخواند : خلاقيت را از هنرمندان بياموزيد


نويسنده: دكتر محيا كربلايي* (mk@IEB.today)
برگرفته از: www.IEB.today

«اگر نياز مادر نوآوري است، کنجکاوي قطعا پدر آن است»، اين جمله اي است که ويل گمپرتز (Will Gompertz) در ابتداي فصل سوم کتاب «مانند يک هنرمند فکر کنيد» مي آورد.
    

    اگر بخواهيم منصفانه نگاه کنيم احتمالا هيچ حرفه ديگري را نخواهيم يافت که نوآوري و خلاقيت در آن به اندازه هنر لازم به نظر برسد. در حقيقت اگر در هنر به اندازه کافي خلاق نباشيد، خود به خود از بازي حذف خواهيد شد. آقاي ويل گمپرتز که نويسنده، روزنامه نگار و کارشناس هنري است، سعي مي کند در اين کتاب طرز فکر هنرمندان را به کارآفرينان معرفي کند. اين طرز تفکر را با کارآفرينان موفق مقايسه مي کند و معتقد است کارآفرينان موفق همان فاکتورهاي شخصيتي را دارند که هنرمندان موفق دارا هستند و از سوي ديگر هنرمندان بزرگ را نيز مي توان از زاويه اي ديگر به عنوان يک فروشنده خبره در نظر گرفت که با زيرکي دريافته اند براي فروش آثار خود بايد چگونه فکر کنند.
    او که سال هاست در زمينه تحليلي هنر فعاليت مي کند و بسياري از برترين هنرمندان جهان را از نزديک مي شناسد، معتقد است، اين هنرمندان در ناخودآگاه خود مانند يک کاسب فکر مي کنند؛ يا بهتر است بگوييم، کاسبان و کارآفرينان موفق مانند يک هنرمند با فعاليت حرفه اي خود برخورد مي کنند. هنرمندان نيز در نهايت بايد بتوانند آثار خود را به فروش برسانند و به همين دليل بايد راهي خلاقانه براي آن بيابند.آقاي گمپرتز در مقدمه کتابش مي نويسد، من تا کنون به هيچ هنرمندي برخورد نکرده ام که نسبت به محيط اطراف خود بي تفاوت بوده باشد؛ آنها هميشه درباره چيزي کنجکاو هستند. آنها منتظر نمي شوند تا يک اثر سراغ شان بيايد، بلکه به دنبال ايجاد يک اثر هستند.در ادامه کتاب که به يازده فصل تقسيم مي شود، نويسنده شاخصه هاي مختلف هنرمندان را برمي شمارد. او معتقد است چنين شاخصه هايي در همه افراد وجود دارد، اما هنرمندان (احتمالا به دليل ماهيت فعاليت خود) بيشتر از هر صنف ديگري به اين شاخصه هاي خود بال و پر مي دهند و آنها را توسعه مي دهند.
    او در هر فصل با معرفي يک يا چند هنرمند مطرح دنيا به بررسي اين شاخصه ها مي پردازد. اين ليست را با معرفي اينکه «هنرمندان شکست نمي خورند» آغاز مي کند. نويسنده کتاب معتقد است در کل چيزي به نام شکست وجود ندارد، بلکه احساس شکست وجود دارد که متاسفانه احساس ناخوشايندي نيز هست، اما يکي از اجزايي است که بدون آن نمي توان به خلاقيت دست يافت. او در زمينه ممارست، توماس اديسون را يک هنرمند مي داند و به نقل از اديسون مي نويسد: «من ۱۰ هزار بار شکست نخورده ام. حتي يک بار هم شکست نخورده ام. بلکه موفق شده ام نشان دهم که ۱۰ هزار راه وجود دارند که به هيچ جا نمي رسند. وقتي اين ۱۰ هزار راه غلط را حذف کردم، مسير درست را يافتم.»
    اين طرز فکر يک فرد خلاق است: او از اينکه مسير جديدي را امتحان کند خسته نمي شود. با ديدن اينکه مسير جديد جواب نمي دهد، دست از کار نمي کشد، بلکه به سراغ يافتن مسيري ديگر مي رود. هنرمندان موفقي که نام و آثار آنها پس از سال ها هنوز باقي مانده اند، به دليل همين عدم قبول شکست به موفقيت رسيده اند. آنها توانسته اند، يک راه حل دوم (Plan B) براي خود بيابند. در اين فصل نويسنده ماجراي موفقيت هنرمندان مختلفي را ذکر مي کند که در بعضي موارد کلا روش کار خود را تغيير داده اند. اين در حالي است که بسياري از افراد عادي در برابر تغييرات اساسي مقاومت مي کنند. اما براي اينکه بتوانيد مسيرتان را تغيير دهيد بايد بتوانيد ايده هاي جديد خلق کنيد. جان اشتاين بک، نويسنده آمريکايي، مي گويد: «ايده ها مانند خرگوش مي مانند. همين که بتوانيد چند جفت از آنها را به دست بياوريد و کنار هم قرار دهيد، به زودي چند جين زاده خواهند شد.»
    يکي از مواردي که هنر را از ساير بخش ها مجزا مي سازد اين است که شما مي توانيد يک مدرک دانشگاهي يا آکادميک در هنر بگيريد، اما ممکن است هيچ گاه يک هنرمند نشويد. در واقع ساز و کار دنياي هنر طوري شکل گرفته است که اگر فرد نتواند خلاقيت خود را به نمايش بگذارد، مدرک برايش موفقيتي به همراه نخواهد آورد. اين در حالي است که در فعاليت هاي ديگر، چنانچه يک فرد مدرکي در دست داشته باشد، اين مدرک ممکن است با قابليت او براي انجام وظايفش معادل در نظر گرفته شود. درحالي که در عمل همه ما مشاهده کرده ايم که چنين اتفاقي الزامي نيست.ديويد آگيلوي (David Ogilvy)، مدير و کارآفرين بريتانيايي که به او لقب «پدر تبليغات» داده شده است مي گويد: «اگر نمي توانيد محصول تان را به فروش برسانيد براي اين است که آن محصول به اندازه کافي خلاقانه نيست.» اما براي اينکه بتوانيد محصولي بيافرينيد که به اندازه کافي قابل توجه باشد، لازم است خودتان به اندازه کافي در مورد دنياي اطرافتان توجه به خرج دهيد. نويسنده کتاب مي نويسد، هنرمندان موفق به شدت کنجکاو هستند.
    اما کنجکاوي به تنهايي به خلاقيت منتهي نمي شود. خلاقيت شاخصه اي است که بايد بتوانيد آن را پرورش دهيد. نويسنده در بخش هاي بعدي کتاب توضيح مي دهد، چگونه هنرمندان براي آفريدن يک اثر خلاقانه مسيري تکاملي را مي پيمايند. او پابلو پيکاسو را به عنوان نمونه اي معرفي مي کند که توانسته است اين مسير را به درستي طي کند. پيکاسو مي گويد: «يک هنرمند خوب کپي مي کند، يک هنرمند فوق العاده مي دزدد.» البته بايد با دقت بسيار به مفهوم «دزديدن» در جمله پيکاسو فکر کنيم. نويسنده کتاب مفهوم نهفته در اين جمله پيکاسو را چنين بيان مي کند که دستيابي به خلاقيت يک روند پيوسته است. طبيعتا کسي را نمي توانيم بيابيم که بگويد آثار پيکاسو دزدي اثر فرد ديگري بوده است. مي توانيد «دزديدن» را با اين مثال روشن کنيد؛ گاهي به مواردي برمي خوريم که ايده اصلي نهفته در شکل گيري يک اثر، يک محصول جديد يا يک طراحي به خوبي از سوي خالق آن به اجرا درنيامده است. به عبارتي ايده اي که در پشت آن بوده است در ميانه راه يا نيمه کاره رها شده است يا به بهترين شکل ممکن ارائه نشده است. چنين اتفاقي ممکن است به دلايل بسياري بيفتد. اينکه فردي که آن را پياده کرده است، از مهارت کافي برخوردار نبوده است يا شرايط زماني و مکاني فرصت رشد کافي به اين ايده را نداده است. اگر به گذشته نگاه کنيم، مي بينيم که فرد ديگري، بعدا همان ايده را به صورتي کامل تر پرورانده است و توانسته آن را به بهترين شکل ممکن ارائه کند.
    تقريبا تمامي هنرآموزان در ابتداي کار ياد مي گيرند که آثار ساير هنرمندان را کپي کنند. پيکاسو با اين جمله مي خواهد بگويد شما نمي توانيد يک هنرمند فوق العاده شويد بدون اينکه هنرمند خوبي باشيد. نويسنده با توضيح برخي از آثار پيکاسو اين مفهوم را به درستي براي خواننده روشن مي کند که «خلاقيت يا ايده اي کاملا نوين به صورت مطلق وجود خارجي ندارد» و هنرمنداني که توانسته اند اين مساله را به خوبي درک کنند، با ترکيب کنجکاوي مي توانند اثري جديد خلق کنند. در واقع يکي از چيزهايي که پيکاسو در آثارش نشان مي دهد اين است که نوآوري لزوما به معناي اضافه کردن جزئيات بيشتر نيست، بلکه به معناي حذف کردن است. هرچه بتوانيد ايده ها را ساده تر کنيد، احتمال اينکه بتوانيد خلاقيت بيشتري در آنها ايجاد کنيد بيشتر خواهد بود. از ديگر شاخصه هايي که مي توانند به خلق ايده هاي جديد کمک کنند و بسياري از هنرمندان آن را دارا هستند، بدبيني است. شکاک بودن در کار مي تواند زاويه هاي جديدي را پيش چشمان مان قرار دهد که بتوانيم کار يا اثر خود را از اين روزنه ها نگاه کنيم. اشکالات آن را بيابيم؛ تغييرش دهيم يا حتي به طور کلي آن را کنار بگذاريم. اگر در مورد ايده هايمان شکاک نباشيم نمي توانيم تمامي جوانب آن را بسنجيم. نويسنده معتقد است، زير سوال بردن مسائل يا ايده ها، خلاقيت را سخت تر نمي کنند، بلکه به ايده ها خلوص و شفافيت بالايي اعطا مي کند. وقتي هرآنچه را که مي شنويم يا مي خوانيم بدون چون و چرا بپذيريم، عملا روح خلاقيت را در خود از بين برده ايم.
    درحاليکه با سوال پرسيدن بيشتر و بيشتر، متوجه نادانسته هايمان مي شويم و همين موضوع باعث مي شود سراغ پاسخ سوالات برويم. نويسنده در ادامه داستان طراح و معمار ايتاليايي، فليپو برونلسکي (Flippo Brunelleschi) را شرح مي دهد که چطور با پيروي از فلسفه سقراطي در اوايل قرن ۱۵ ميلادي پرسپکتيو را در نقاشي و طراحي ها ايجاد کرد. تا آن زمان تمامي نقاشي ها بدون بعد شکل مي گرفتند. به اين ترتيب يک نقاش تا آنجا که صفحه جا داشت مي توانست طرح هاي مختلف را در تصوير بگنجاند. فليپو با معرفي سايه و نور در نقاشي توانست به آن بعد دهد و بتواند بيشتر از آنچه که در تصاوير دو بعدي مي توان نشان داد، به نمايش بگذارد. او با زير سوال بردن مداوم، توانست تحولي عظيم در هنر ايجاد کند.
    البته همچنان که يک هنرمند يک شبه خلاق نمي شود و در طول زندگي خود سبک يا آثار خلاقانه خلق مي کند، نمي توانيم انتظار داشته باشيم که يک کارآفرين نيز يک شبه خلق شود. خلاقيت يک سفر است که با يافتن ايده هاي جديد، به کارگيري آنها، تغيير يا کنار گذاشتن برخي دائما تکامل مي يابد. اما اگر بتوان اين سفر را از کودکي آغاز کرد، احتمال دستيابي به موفقيت در آينده بيشتر و بيشتر خواهد بود. آقاي گمپرتز معتقد است اگر مدارس به درس هنر توجه بيشتري نشان دهند، بالطبع در آينده مي توانيم افرادي خلاق تر داشته باشيم. طبيعي است که همه کودکان هنرمند نخواهند شد، اما از آنجا که در سنين پايين اکثر کودکان خلاقيت بالايي دارند با پرورش اين قوه مي توانيم آينده و جامعه اي بهتر را در چشم انداز داشته باشيم.
    احتمالا يکي از بزرگ ترين اشکالاتي که مي توانيم به نظام آموزشي کشور بگيريم، همين کم توجهي به پرورش روح خلاقانه کودکان مان است که در بهترين حالت، آنها را در آينده به همان هنرمندي تبديل مي کند که مي تواند آثار هنرمندان پيشکسوت را کپي کند. اما از آنجا که هيچ وقت به پرورش شاخصه هاي ديگر نپرداخته است در ايجاد اثري نوين باز مي ماند. اما شايد همين امروز نيز تغيير براي بهتر شدن دير نباشد.کتاب «مانند يک هنرمند فکر کنيد» در ۲۰۰ صفحه و در سال ۲۰۱۵ از سوي انتشارات وايکينگ منتشر شده است. نسخه الکترونيکي آن را مي توانيد در اينترنت تهيه کنيد. در طول مطالعه اين کتاب با خصلت هايي آشنا خواهيد شد که مي توانيد رفته رفته با تمرين در خود ايجاد کنيد و در ايجاد خلاقيت در کارتان از آنها بهره بگيريد.
    
    *تحليلگر اقتصادي و کسب وکار مجموعه کتاب هايي که هر مديري بايد بخواند : خلاقيت را از هنرمندان بياموزيد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4312 به تاريخ 4/2/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 41 بار



آثار ديگري از "دكتر محيا كربلايي"

  موفقيت هاي يك شبه، يك دهه زمان مي برند! / مجموعه كتاب هايي كه هر مديري بايد بخواند
دكتر محيا كربلايي *، دنياي اقتصاد 13/6/97
مشاهده متن    
  متفاوت ترين تجربيات پدر تبليغات دنيا / مجموعه كتاب هايي كه هر مديري بايد بخواند
دكتر محيا كربلايي *، دنياي اقتصاد 9/5/97
مشاهده متن    
  به موانعي كه سر راه خلاقيت وجود دارند غلبه كنيد / مجموعه كتاب هايي كه هر مديري بايد بخواند
دكتر محيا كربلايي *، دنياي اقتصاد 5/4/97
مشاهده متن    
  آينده صنعت پوشاك بربال فناوري / رواج استارت آپ هايي كه مشتري را از لباس خريدن رها مي كنند
دكتر محيا كربلايي، دنياي اقتصاد 29/3/97
مشاهده متن    
  مديريت را به زندگي شخصي خود بياوريد! / گذراندن دوره بيكاري مانند يك شغل تمام وقت
دكتر محيا كربلايي*، دنياي اقتصاد 22/3/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان
نظر بدهيد

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات اقتصاد كشاورزي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 42)، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است