|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/4: چرا كاركنان خوب استعفا مي دهند و كاركنان بد ترفيع مي گيرند؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4661
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4312 4/2/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


كافه سوال 
چرا كاركنان خوب استعفا مي دهند و كاركنان بد ترفيع مي گيرند؟


نويسنده: Liz Ryan
مترجم: مريم مرادخاني
برگرفته از: Forbes

مشاور عزيز، به تازگي با شرکتي قرارداد يک ساله بسته ام. خيلي هيجان زده هستم. اولين بار است که به عنوان مشاور مستقل با شرکتي همکاري مي کنم اما سابقه ارائه مشاوره به شرکت هاي بسياري را داشته ام.
    

    اين شغل قراردادي را رئيس سابقم، «پم» به من پيشنهاد کرد. براي اولين بار در عمرم، قراردادي را امضا کرده ام که درآمدم را به مدت يک سال تضمين مي کند (مگر اينکه کار احمقانه اي از من سر بزند). بيش از ۲۲ سال است که کار مي کنم اما تا به حال، هيچ وقت امنيت شغلي نداشته ام. آخرين شغلي که داشتم، يک شغل تمام وقت بود. محيط کارم اصلا خوب نبود. کارکنان خوب استعفا مي دادند و کارکنان بد ترفيع مي گرفتند. کساني که ايده هاي خوب داشتند، منزوي بودند و ناديده گرفته مي شدند. کساني که چاپلوسي مي کردند، حتي اگر ايده اي نداشتند، ترفيع رتبه مي گرفتند و در جلسات، درباره برنامه هايشان براي تعطيلات صحبت مي کردند (اين را مي دانم چون مجبور بودم در بسياري از اين جلسات حاضر شوم).
    خيلي ساده بودم. سعي مي کردم مشکلات و سختي ها را به جان بخرم و به شرکت کمک کنم. هر چه بيشتر تلاش مي کردم، بيشتر بدرفتاري مي ديدم. وقتي يکي از همکارانم که هيچ گونه صلاحيتي نداشت، صرفا به خاطر آنکه آشناي معاون شرکت بود، ترفيع گرفت، حس کردم آنجا ديگر جاي من نيست و استعفا دادم. ترک کردن شرکتي که برايش سنگ تمام گذاشته بودم، سخت بود اما به محض خروج از آنجا، حس کردم بار سنگيني از دوشم برداشته شده است.
    حالا مي فهمم که داشتم خودم را فريب مي دادم. فکر مي کردم مي توانم شرايط را عوض کنم. فرهنگ آنجا ناکارآمد بود و شرايط تغيير نخواهد کرد، مگر اين که مديران ارشد سازمان، تغيير را از خودشان شروع کنند. مدير ارشد اجرايي فعلي به هيچ وجه حاضر نيست به مشکلات اقرار کند يا درخواست کمک کند. مشکلات سازمان از حوزه درک او خارج است. سوالم اينجاست که چرا در بسياري از شرکت ها، افرادي بي کفايت، ترفيع رتبه مي گيرند و به راحتي به جايگاه هاي مديريتي راه پيدا مي کنند؟ اين کار عواقب بدي دارد چون موفقيت يا شکست سازمان تا حد زيادي به عملکرد مديران بستگي دارد. به نظرم شرکت ها بايد در مورد جايگاه هاي مديريتي وسواس بيشتري به خرج دهند چون اگر فرد نامناسبي به جايگاه مديريت برسد، ريسکش بسيار بالاست. نظر شما چيست؟
    پاسخ: دوست عزيز، کساني که دچار ترس هستند معمولا دور و بر خود را با آدم هاي مثل خودشان پر مي کنند. البته منطق اقتصادي ايجاب مي کند که نه تنها براي جايگاه هاي مديريتي، بلکه براي همه جايگاه ها، شايسته ترين گزينه را انتخاب کنيد. اما گاهي سازمان ها خلاف اين منطق عمل مي کنند.
    بزرگ ترين ترس مديران ترسو چيست؟ آنها از اينکه کسب وکارشان شکست بخورد نمي ترسند چون به راحتي مي توانند شکست را توجيه کنند يا بهانه تراشي کنند. مي توانند بگويند: «تقصير هيات مديره بود يا سقوط ارزش سهام باعث شکستمان شد.» هر بهانه اي مي توانند بياورند.اما آنها يک ترس بزرگ تر دارند. بزرگ ترين ترس آنها اين است که از طرف يکي از کارکنانشان به چالش کشيده شوند يا دستشان جلوي کارکنان رو شود. حس خودخواهي در آنها غالب است.در سازمان هاي مبتني بر ترس، کارکنان بي کفايت به جايگاه هاي مهم راه پيدا مي کنند چون اين افراد نمي توانند مدير را به چالش بکشند، پس تهديد محسوب نمي شوند. در يک محيط کاري مسموم، بهترين کاري که مي تواني انجام دهي اين است که تهديد به حساب نيايي. انگار اين يکي از مهم ترين شرايط استخدام است.
    اگر به محيط هاي مبتني بر ترس دقت کني، مي بيني که اعضاي ارشد، ظاهرا به موفقيت کسب وکار اهميت مي دهند چون دائما درباره اش حرف مي زنند اما در عمل، تنها چيزي که برايشان مهم است، حفظ جايگاه قدرتشان است. آنها ترجيح مي دهند کسب وکارشان به خاک سياه بنشيند اما هرگز به اشتباهات يا نارسايي هاي خود اعتراف نکنند. در شرکت هايي که داراي فرهنگ سالم هستند، افراد درباره مشکلات مذاکره مي کنند. مديران مي دانند که کارکنان هوشمند، قرار نيست هميشه با آنها موافقت کنند. اختلاف نظر يک امر طبيعي است و ممکن است هنگام تصميم گيري هاي مهم مديريتي، بعضي از کارکنان با آنها مخالفت کنند اما اين مديران، هرگز راه مذاکره را نمي بندند. آنها کسي را به خاطر اظهار نظر مخالف، سرزنش نمي کنند چون مي دانند يک مذاکره سالم و سازنده، به نفع سازمان و به ضرر رقيبانشان است. اما در سازمان هاي ناسالم، هيچ مذاکره اي صورت نمي گيرد. هيچ اختلاف نظري وجود ندارد. اگر اطاعت نکنيد، اخراج مي شويد و وقتي احساس مي کنيد طاقتتان تمام شده و ديگر نمي توانيد شرايط نابسامان را تحمل کنيد، به ناچار سازمان را ترک مي کنيد. به همين علت است که کارکنان خوب، زودتر از بقيه استعفا مي دهند. آنها هم اعتماد به نفس بيشتري دارند و هم ده ها فرصت شغلي بهتر در انتظارشان است. اما کارکناني که دچار ترس هستند، مي مانند و تحمل مي کنند. وقتي در دل ترس هستيم به سختي مي توانيم آن را ببينيم. حالا که از آن محيط ناسالم بيرون آمده اي، نگاهي به ترس هايت بينداز. احساس شرمندگي نکن. همه ما گاهي دچار ترس مي شويم. به ترس هايت دقت کن تا بتواني از آن درس بگيري. چرا تعلل کردي و زودتر آن شرکت را ترک نکردي؟ چرا صبر کردي تا «پم» شغلي به تو پيشنهاد کند؟ شايد در ذهنت اين جمله ها دائما تکرار مي شدند:
    ۱. نقد را بچسب و نسيه را رها کن.
    ۲. درست است که از شغلم متنفرم اما حداقل کارم را بلدم. اگر يک کار جديد را شروع کنم، ممکن است شکست بخورم.
    ۳. اين شغل آن قدرها هم بد نيست. هيچ شغلي بي عيب و نقص نيست. چرا کارم را رها کنم و از اول شروع کنم؟
    بايد از ترس عبور کنيم تا بتوانيم راهمان را ادامه دهيم و قدرتمندتر شويم. بيرون آمدن از منطقه امن، اولش ترسناک است اما وقتي قدم اول را برداشتي، ديگر احساس ترس نخواهي کرد.
    هرگز خودت را در موقعيتي قرار نده که مجبور شوي براي امرار معاش و پرداخت قبض ها، يک شغل ناخوشايند را تحمل کني.
    بخشي از درآمد شغل جديدت را پس انداز کن تا در آينده پشتوانه داشته باشي. پس انداز کردن کار آساني نيست، به خصوص وقتي مخارج زندگي بالاست. حتما کارهاي هيجان انگيز زيادي هست که دوست داري با درآمدت انجام دهي اما فراموش نکن که هيجان انگيزترين چيزي که امروز (با پذيرفتن يک شغل مستقل) به دست آورده اي، آزادي است.
    
    كافه سوال: چرا کارکنان خوب استعفا مي دهند و کارکنان بد ترفيع مي گيرند؟
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4312 به تاريخ 4/2/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 41 بار



آثار ديگري از "Liz Ryan"

  در فرستادن رزومه براي استخدام عجله نكنيد
Liz Ryan، دنياي اقتصاد 27/6/97
مشاهده متن    
  راهنماي گام به گام براي استعفا از سازمان
Liz Ryan، دنياي اقتصاد 20/6/97
مشاهده متن    
  آيا اخراج شدن مزيتي هم دارد؟
Liz Ryan، دنياي اقتصاد 13/6/97
مشاهده متن    
  روش هاي تشخيص دروغ در مصاحبه شغلي
Liz Ryan، دنياي اقتصاد 6/6/97
مشاهده متن    
  اشتباهات رايج در رابطه با نت وركينگ (شبكه سازي)
Liz Ryan، دنياي اقتصاد 30/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مهندسي تونل و فضاهاي زيرزميني
متن مطالب شماره 1 (پياپي 801)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است