|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/4: چرا رضاخان، شاه شد نه رئيس جمهور
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4659
شنبه 29 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4312 4/2/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


چرا رضاخان، شاه شد نه رئيس جمهور


نويسنده: حسين سخنور

روي کار آمدن رضاخان و استقبال مردم از سردار سپه، يک بار ديگر اولويت ايرانيان را معرفي کرد؛ نخست امنيت و بعد آزادي خواهي و مشروطه طلبي. سر و کله رضاخان ها هم دقيقا زماني در تاريخ ما پيدا شده که کشور مبتلا به امراض کشنده آشوب، تجزيه و ناامني بوده است. قزاق چکمه پوش نيز در شرايط بي ثباتي، خود را ناجي ايران و منادي امنيت خواند. زماني که اقوام به جان هم و همه شان به جان حکومت مرکزي افتاده بودند.
    

    رضاخان و سيدضيا نيز به اين خواست عمومي توجه داشتند و در اعلان تشکيل حکومت خود اظهار داشتند که با پايان دادن به تجزيه داخلي، انجام دگرگوني هاي اجتماعي و نجات کشور از اشغال بيگانگان، عصر احياي ملي را آغاز مي کنند. هرچند محققان و مورخان معتقدند بايد عوامل ديگري را در تغيير نگرش و فروکش کردن شور آزادي خواهي و مشروطه طلبي مردم در نظر گرفت. گرچه شکست مشروطه و پيامدهاي ناگوار آن در اين تغيير فکري موثر بود، ولي نبايد از موج پيدايش گفتمان هاي نخبه گرا در اروپاي اين دوره غافل شد؛ موجي که عاقبت پيدايش دولت هاي فاشيست در فاصله بين دو جنگ جهاني را در پي داشت.روشنفکران جوان ايراني نيز که همواره نگاهي به غرب داشتند از تاثيرهاي اين موج بي نصيب نماندند. (اسلام سياسي در ايران، سيدمحمدعلي حسيني زاده) البته بايد يادآور شد با افول مشروطه، رهبري اجتماعي و سياسي از علما به روشنفکران جوان منتقل شده بود.
    نظريه مشروطه را عالمان ديني بسط داده بودند اما با تغيير شرايط و با کنار رفتن آنان، روشنفکران جوان سرخورده از مشروطه، سردمداري تفکر سياسي را به عهده گرفته بودند.غرب، سکولاريسم، ديکتاتوري مصلح و ناسيوناليسم، مهم ترين نشانه هاي گفتمان اين روشنفکران بود. مجله کاوه، مهم ترين ارگان روشنفکري اين دوره نيز به تبليغ اين اصول مي پرداخت و «استبداد منور» را به عنوان تنها راه حل مشکل هاي موجود تلقي مي کرد. در يکي از مقالات اين روزنامه آمده است: «راه هاي پيش روي ايران يکي استبداد منور، مثل پتر کبير و ميکادوي ژاپن است يا استبداد سنتي يا مشروطه که مشروطه امکان پذير نيست و شق اول اولويت دارد.» توجه به جمله «مشروطه که امکان پذير نيست»، گوياي همه چيز و روشن کننده تمامي شرايطي است که در آن شرايط رضاخان تبديل به رضاشاه مي شود.
    ايرانشهر از ديگر مجله هاي روشنفکري آن زمان که کاظم زاده ايرانشهر در برلين آن را منتشر مي کرد و در آن روشنفکراني همچون قزويني، رضازاده شفق، رشيد ياسمي، اقبال آشتياني، مشفق کاظمي و پورداوود قلم مي زدند، مشابه نظر فوق و در حمايت از «دماغ مصلح» يا «ديکتاتور منور» مي نويسد:«يک نفر مصلح، يک دماغ منور و فکر باز لازم است که هر روز صبح به زور درب منزل ما را جاروب کند،چراغ کوچه هاي ما را به زور روشن کند، وضع لباس ما را به زور يکنواخت کند. معارف ما را به زور اصلاح کند. از فتنه هاي مجلس ملي ما به زور جلوگيري کند، دربار سلطنتي ما را به زور اصلاح و تصفيه کند، عمله خلوت آن را به زور از اشخاص منورالفکر بگمارد، مستخدمين بي هنر ادارات را به زور اخراج کند، چرخ ادارات را به زور به راه بيندازد، مداخلات روحانيان را در امور سياسي و سياسيون را در امور روحاني به زور جلوگيري کند، براي مجلس شورا به زور اشخاصي انتخاب نمايد که بين انستيتو پاستور و اصطبل و قهوه فرق گذارند.
    فقط يک ديکتاتور مصلح نياز است که به زور، سعادت و ترقي را بر ما تحميل کند.» در اين مقاله نيز تعدد عبارت «به زور» قابل توجه است، به طوري که در کمتر از ده سطر، بيشتر از ده بار اين واژه تکرار شده است و جالب آنکه در آخر، مجلس هم از اين توصيه نويسنده بي نصيب نمي ماند و آرزو مي کند تنها نهاد انتخابي کشور،«به زور» به دست «ديکتاتور مصلح» تعيين شود. اما نکته جالب تر آنکه نويسنده اين نوع مقاله ها، نظاميان و خان و خانزاده ها نيستند بلکه روشنفکراني هستند که قاعدتا بايد پاسخ دهندگان به اين مقالات باشند. در چنين فضايي است که رضاخان در آبان ۱۳۰۴ با تشکيل مجلس موسسان سلسله قاجار را خلع کرد و خود بر تخت سلطنت نشست و در فروردين ماه سال بعد رضاخان با لباس نظامي و جواهرات سلطنتي، به شيوه سرمشق خود ناپلئون تاج گذاري کرد و خود را شاهنشاه ايران خواند و تبريزي ها که در برقراري مشروطه مجاهدان و سرداران بزرگي را فدا کرده بودند با مخابره تلگرامي به تهران تهديد کردند که آذربايجان از ايران جدا مي شود مگر آنکه مجلس رضا پهلوي را جايگزين احمد شاه سازد.
    در همين فضا، افرادي چون مصدق مخالف اين امر بودند و اظهار مي داشتند: «رضا پهلوي نخست وزير و فرمانده نظامي ممتازي است اما هرگونه سمت جديدي او را به صورت تهديدي براي مشروطه نوپا درمي آورد» اما اين مخالفت ها در جمهوري خواهي رضاخان، به گونه اي ديگر مطرح بود و کساني چون عشقي و عارف که پيش تر در مدح رضاخان مي گفتند و مي سرودند، جمهوري رضاخاني را قلابي خواندند. در مجلس (مجلس پنجم) نيز اقليتي به رهبري مدرس حضور داشتند که مخالف رضاخان و طرفداران وي بودند. رضاخان متاثر از مصطفي کمال در ترکيه سعي در تغيير جامعه سنتي و پيگير نوسازي غربي بود و مدل جمهوري را براي تحقق اين اهداف مناسب مي دانست. اما به نظر برخي از مورخان (يرواند آبراهاميان) مصطفي کمال و رضاخان از يک جنبه مهم با هم تفاوت داشتند. مصطفي کمال آگاهانه پشتيباني پرشور روشنفکران را به سوي حزب جمهوري خواه سوق داد، در حالي که رضاشاه نتوانست جمهوريت و فايده و ضرورت آن را درست تبيين کند، به همين دليل از ابتدا نسبت به جمهوري رضاخاني بدبيني به وجود آمد و برخي آن را طرح انگليسي مي دانستند و برخي آن را زمينه ساز ديکتاتوري. ملک الشعراي بهار که خود در بحث جمهوري خواهي در مجلس پنجم جزو اقليت محسوب مي شد، معتقد بود: «موافقت سردار سپه با جمهوري، اسباب ترديد مردم شده است و مردم نتيجه چنين جمهوري را ديکتاتوري رضاخان مي بينند.» (تاريخ مختصر احزاب سياسي)
    اقليت مجلس به دليل اعتقادي که به مشروطيت و قانون اساسي داشتند و رژيم مشروطه را با توجه به اوضاع آن روز کشور مناسب تر از جمهوري مي دانستند، با جمهوري رضاخاني به مخالفت پرداختند و تغيير رژيم مشروطه به جمهوري را غيرضروري مي دانستند. از نظر مخالفان، مشروطه براي ايران کافي و وافي و حمايت از آن به منزله حمايت از آزادي بود. به اعتقاد آنان کساني که واقعا طالب پيشرفت و آزادي ايران بودند بايد تلاش خود را در راستاي تکامل و اجراي کامل مشروطيت و قانون اساسي به کار گيرند، نه اينکه درصدد انهدام آن برآمده و به تبليغ جمهوريت بپردازند. البته اتفاق ديگري در مجلس پنجم رخ داد که در جريان شکست جمهوري رضاخاني موثر بود و آن سيلي حکايت دار حسين بهرامي به مدرس بود، سيلي اي که جريان را تغيير داد و افکار عمومي را به نفع اقليت ميل داد. دعوايي که بر سر اعتبار نامه ميرزا هاشم آشتياني از رهبران اقليت آغاز شد. مدرس در دفاع از آشتياني و در پاسخ به اکثريت، تدين عضو فراکسيون تجدد را مخاطب قرار داد و گفت تدين مي کوشد جنگ بيرون از مجلس را که عبارت از جمهوري خواهي است و همه تلاش ها و سينه چاک کردن ها براي آن است، به درون مجلس بکشاند.
    تدين هم تمام حرف هاي مدرس را اشتباه دانست و تاکيد کرد که وي حرف هاي خصوصي خود را مطرح مي کند و او بايد سخنان خود را پس بگيرد. مدرس نيز برداشت هاي تدين را غلط ارزيابي کرد و گفت اگر انتخابات تهران مشکل داشته باشد، به دليل اينکه داراي يک رويه مشخص است به همه نمايندگان پايتخت مربوط مي شود نه به شخص آشتياني. در اين هنگام تدين با تحکم گفت نوبت تو نيز به زودي فرا مي رسد. مدرس پاسخ داد که بنده و آشتياني و صدتن امثال بنده فداي اين جنگ هاي بيروني مي شويم. در پي ادامه بحث، تدين از صندلي خود بلند شد تا از مجلس خارج شود و با اشاره او فراکسيون تجدد و نيز موتمن الملک، رئيس مجلس از جا برخاست و مجلس را به تنفس فراخواند. پس از آنکه جلسه تعطيل شد، نمايندگان فراکسيون ها به اتاق هاي فراکسيون خود رفتند. اما مدرس به عنوان سخنگوي اقليت، باقي مانده نطق خود را در اتاق تنفس ايراد کرد و ظاهرا به دليل حمله اي که به رضاخان کرد، بهرامي درحالي که نمايندگان فراکسيون هاي مختلف درحال بحث و تبادل نظر بودند، به تحريک تدين، سيلي محکمي به صورت مدرس نواخت که از شدت آن عمامه مدرس بر زمين افتاد. به تعبير حسين مکي، «صداي اين سيلي مانند رعد در تهران و اطراف آن منعکس و پراکنده شد.»
    به موازات مبارزات پارلماني عليه جمهوري خواهي رضاخاني، نويسندگان و شعرايي بودند که تمام همت خود را صرف روشن ساختن ابعاد مختلف اين طرح مي کردند. بخش عمده اي از آنان پشت پرده اعلام جمهوريت از سوي رضاخان را انگلستان مي دانستند و اين نوع جمهوريت را هموارکننده راه نفوذ بيگانه تلقي مي کردند. نکته پاياني اينکه امروز برخي از صاحب نظران معتقدند که مخالفت ها با جمهوري خواهي رضاخاني نه تنها نفعي براي ما نداشت بلکه طرح شعار جمهوريت را به بيش از نيم قرن به تعويق انداخت. اما نکته جالب توجه در اين خصوص بخشي از خاطرات عين السلطنه (قهرمان ميرزا سالور) است، که خود از مخالفان جمهوري رضاخاني بود. او ضمن قلابي خواندن غائله جمهوري رضاخاني و حاميان انگليسي او و با اشاره به ناکامي آن، از مردم کشور تمجيد مي کند که موجبات عقيم ماندن اين طرح ايذايي را فراهم آوردند. سپس پيرامون اين جمهوري خواهي کذايي مي نويسد: «اين وقايعي را که من تا اينجا از اين نهضت دروغي جمهوري نوشتم اگر در يک کتابي که از صد سال قبل تحرير مي شد، بود و ما امروز مي خوانديم چه مي گفتيم، جز آنکه به همچو مملکتي، به همچو ملتي، به همچو بزرگ و کوچکي طعن و لعن نماييم. چيز ديگري شايسته آن مملکت و آن قوم بود؟ حالا هم اي کساني که بعدها اين وقايع را مي خوانيد (قرائت مي کنيد) به شما اجازه مي دهيم و حلال مي کنيم که هر چه دشنام و فحش و سقط و بداهت درباره ما بگوييد ما سزاوار آن هستيم.»
    
    چرا رضاخان، شاه شد نه رئيس جمهور
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4312 به تاريخ 4/2/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 66 بار



آثار ديگري از "حسين سخنور"

  وضعيت مطالعات فلسفي دين / نگاهي به فلسفه دين-٢
حسين سخنور، اعتماد 24/10/96
مشاهده متن    
  فلسفه دين، فلسفه باقي مي ماند؟ / نگاهي به فلسفه دين-يك
حسين سخنور، اعتماد 23/10/96
مشاهده متن    
  طالقاني استبداد را عبوديت غيرحق مي دانست / گفت وگو با حجت الاسلام محمدجواد حجتي كرماني
حسين سخنور، اعتماد 19/6/90
مشاهده متن    
  اروپايي هاي مطمئن و آمريکايي مردد / نگاهي به مواضع ميهمانان گوادلوپ1
حسين سخنور، دنياي اقتصاد 5/12/89
مشاهده متن    
  حك شدگي اقتصاد بر پيكر سياست / ارزيابي تعامل سياست و اقتصاد در گفت و گو با محمد مالجو؛
حسين سخنور، اعتماد ملي 28/7/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بينات
متن مطالب شماره 3-4 (پياپي 100)، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است