|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/17: عجز اروپا مقابل ترامپ ياغي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4321 17/2/97 > صفحه 1 (صنعت و معدن) > متن
 
 


عجز اروپا مقابل ترامپ ياغي
نظريه پرداز سرشناس روابط بين الملل در فارن پاليسي تحليل كرد



    
    دنياي اقتصاد : استفان والت، نظريه پرداز سر شناس آمريکايي و استاد دانشگاه هاروارد در تحليلي که در مجله «فارن پاليسي» منتشر کرد، رهبران اروپا را عامل اصلي فرو پاشي احتمالي برجام دانست. نويسنده کتاب مشهور «لابي اسرائيل و سياست خارجي آمريکا» در اين تحليل، نه لابي اسرائيل و نه عربستان که «استراتژي هاي نامناسب اروپا و عجز رهبرانش در مواجهه با آمريکا و ناتواني آنها در تغيير نظر واشنگتن» را عامل اصلي برهم خوردن احتمالي برجام توصيف کرده است. اين تئوريسين سرشناس مکتب رئاليسم تدافعي، در بخش ديگري از اين يادداشت آورده است: «رهبران اروپايي به جاي آنکه موضعي سرسختانه در برابر ترامپ اتخاذ کنند و به او هشدار دهند که اروپا بر سر تعهدات خود باقي خواهد ماند و با اعمال تحريم هاي ثانويه ازسوي آمريکا مخالفت کنند، مسير دلجويي از ترامپ را در پيش گرفته اند.» به باور والت، نتيجه اين «تملق گويي ها» و استراتژي هاي نا کارآمد اروپا «فاجعه بار» بوده است. والت همچنين معتقد است که «اگر ترامپ در اجراي توافق کنوني و عمل به تکاليف برجامي اش متعهدانه عمل مي کرد، هيچ چيز مانع از ترغيب ايران به پذيرش توافقي تازه در موضوعات جديد نمي شد.» همزمان ديپلماسي موافقان و مخالفان برجام در آستانه زمان تصميم گيري ترامپ درباره توافق هسته اي شدت گرفته است.
    استفان والت، نظريه پرداز سر شناس آمريکايي و استاد دانشگاه هاروارد در تحليلي که در مجله «فارن پاليسي» منتشر کرد، رهبران اروپا و انفعال آنان در برابر ياغي گري هاي ترامپ را عامل اصلي فرو پاشي احتمالي برجام دانست. او عجز رهبران اروپايي در برابر باج خواهي هاي ترامپ را فاجعه بار توصيف کرد. متن اين مقاله در پي مي آيد:
     اگر آمريکا توافق برجام را برهم بزند، اين اقدام را نمي توان تنها يکي از اشتباهات بزرگ ترامپ يا حاصل اثرگذاري لابي هاي قدرتمند اسرائيل و عربستان سعودي دانست. چنين اقدامي حاصل استراتژي هاي نامناسب اروپا و ناتواني جمعي رهبرانش در مواجهه با آمريکا يا تغيير دادن موضع ايالات متحده در موضوعي با اين درجه از اهميت نيز هست.
    برجام توافقي چندجانبه ميان ايران، آمريکا، روسيه، چين، فرانسه، بريتانيا، آلمان و اتحاديه اروپا است. به موجب اين توافق در ازاي اعمال محدوديت هايي بر فعاليت هاي هسته اي ايران، بنا بود تحريم هاي بين المللي عليه ايران برداشته شوند و اين کشور به تدريج خود را بار ديگر با جامعه جهاني همگام سازد. کشورهاي اروپايي، چين و روسيه مدافع سرسخت اين توافق هستند. اين موضع ناشي از ساده لوحي و حماقت آنها نيست، بلکه مي دانند بديل بهتري براي اين توافق وجود ندارد. نويسنده مقاله ادعا مي کند نقض برجام نهايتا ايران را به سوي ساخت سلاح هسته اي سوق خواهد داد، تا همچون کره شمالي با در اختيار داشتن توان هسته اي و موشکي، در مذاکرات دست بالا را داشته باشد. به اين ترتيب آمريکا براي جلوگيري از آنکه ايران به کره شمالي ديگري بدل شود، درگير جنگ پيشگيرانه ديگري در خاورميانه خواهد شد. منطقه اي که از زمان اشغال نافرجامعراق در سال ۲۰۰۳ تاکنون کانون تشنج بوده است.
    از زمان امضاي توافق تاکنون، هم آژانس بين المللي انرژي اتمي و هم دولت آمريکا پايبندي ايران به تعهدات برجامي اش را تاييد کرده اند، اما منابع متعددي خاطرنشان کرده اند که آمريکا عهدشکني کرده و مانع از دستيابي ايران به منافع اقتصادي برجام شده است. رئيس جمهور آمريکا مرتبا اين توافق را تقبيح مي کند، بي آنکه نواقص آن يا بهبودهاي موردنظر را برشمارد. در عوض ترامپ و مشاورانش مدام اشاره مي کنند که در روز دوازدهم ماه مه اين توافق نابود خواهد شد.
    
    مماشات ناشيانه
    در طرف ديگر رهبران اروپايي، يعني امانوئل مکرون، رئيس جمهور فرانسه، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و ترزا مي، نخست وزير انگلستان براي متقاعد کردن ترامپ بسيار کوشيده اند. مکرون خود را دوست ترامپ قلمداد کرد و به کاخ سفيد رفت. پس از آن مرکل هم در ديدار کوتاهي موضوع را پيگيري کرد و گفته مي شود «مي» نيز مرتبا به صورت تلفني با ترامپ گفت و گو مي کند. او مي کوشد روابط پرتنش خود را با کاخ سفيد بهبود بخشد. او توهين هاي ترامپ نسبت به شخص خودش و صادق خان، شهردار لندن را ناديده گرفت و با وجود آنکه مردم بريتانيا نظر مساعدي نسبت به ترامپ ندارند، با سفر تابستاني او به انگلستان موافقت کرد.
    هر سه رهبر اروپايي به جاي آنکه موضعي سرسختانه در برابر ترامپ اتخاذ کنند و به او هشدار دهند که اروپا بر سر تعهدات خود باقي خواهد ماند و با اعمال تحريم هاي ثانويه از سوي آمريکا مخالفت کنند، مسير دلجويي از ترامپ را در پيش گرفته اند. مکرون کوشيد ترامپ را متقاعد سازد که اجازه دهد او با ميانجي گري قرارداد تازه اي ميان طرفين تنظيم کند و سرانجام در پايان ديدارش از کاخ سفيد اعلام کرد ترامپ به دلايل داخلي برجام را نقض خواهد کرد. پس از او مرکل به ميدان آمد که پس از ديداري سه ساعته با ترامپ به خبرنگاران گفت قرارداد هسته اي کنوني کافي نيست. گفته مي شود مي پس از سفر اين دو به آمريکا با آنها گفت و گو کرده است و سه رهبر اروپايي بر سر تشکيل جبهه اي براي دفاع از برجام توافق کرده اند، البته بنا است اين حمايت به گونه اي باشد که به منزوي کردن ترامپ منجر نشود.
    
    حاصل فاجعه بار تملق ها
    نتيجه عملي اين تملق گويي ها فاجعه بار بوده است. سه قدرت بزرگ اروپايي به آنجا رسيده اند که ديدگاه دولت ترامپ را درخصوص ناکافي بودن توافق برجام تاييد مي کنند و خواستار تکميل يا جايگزيني آن با توافقي ديگر شده اند. از منظر تئوري هيچ اشکالي بر مذاکره مجدد با ايران درخصوص فعاليت هاي کنوني اش مترتب نيست. در صورتي که ترامپ در اجراي توافق کنوني و عمل به تکاليف برجامي اش متعهدانه عمل مي کرد، هيچ چيز مانع از ترغيب ايران به پذيرش توافقي تازه در موضوعات جديد نمي شد. بدين ترتيب توافق پيشين همچنان معتبر بود و الزامات تازه اي نيز براي طرفين تعيين مي شد. البته آمريکا نبايد انتظار مي داشت که ايران به سادگي درخصوص موضوعاتي نظير برنامه موشکي و حضور منطقه اي اش حاضر به مصالحه شود. تجربه نشان داده است که چنين توافقي بايد واجد منافع قابل توجهي براي ايران باشد. نبايد از نظر دور داشت که در صورت پيشبرد چنين مذاکراتي آمريکا هم ناگزير مي شد به درخواست هاي ايران تن دهد.
    مخالفان برجام مدت ها است که ايده «اصلاح» اين توافق را به عنوان نقشه اي هوشمندانه براي نابودي کامل برجام مطرح کرده اند. آنها اميدوار بودند که يا ترامپ توافق را برهم بزند يا طرف ايراني طبق اختياراتش از مذاکره مجدد و تغيير مفاد برجام سر باز بزند و راه را براي مقابله مستقيم هموار سازد. احتمال ديگر آن بود که تهران از اين چيدمان فرسايشي به ستوه بيايد و توافق را نقض کند. اما حال رهبران اروپايي در دام ادعاي ترامپ مبني بر «نقص» برجام افتاده اند و خواهان مذاکره براي «تکميل» آن هستند. به اين ترتيب عملا در صف مخالفان برجام قرار گرفته اند. آنها در تلاشي کورکورانه براي متقاعد ساختن ترامپ به حفظ اين توافق، در حقيقت در موضعي قرار گرفته اند که موجب تقويت او مي شوند.
    
    دليل رفتار اروپا
    يکي از دلايل مسامحه اروپايي ها آن است که از اعمال تعرفه بر واردات فولاد و آلومينيوم مي هراسند. ترامپ دو ماه پيش اعلام کرده بود واردات اقلامي از اروپا را مشمول تعرفه هاي سنگين گمرکي خواهد کرد و مهلتي براي مذاکره و حصول توافق در اين زمينه تعيين کرد. چنين اقدامي هيچ توجيهي از منظر اقتصادي ندارد، اما ترامپ پيش از اين هم تصميمات غيرمنطقي متعددي گرفته است. رهبران اروپايي تصور مي کنند اعمال فشار بيش از حد درخصوص مساله ايران بر ترامپ، او را به طغيان وادار خواهد کرد و گام هاي بعدي او مي تواند زندگي مردم در هر دو سوي اقيانوس اطلس را با موانع بسياري روبه رو سازد.
    دليل ژرف تر مي تواند اين باشد که رهبران اروپايي تصور مي کنند ترامپ هيچ تعلق خاطري به پيمان ناتو يا هر تشکل سياست خارجي ديگري ندارد. او تاکنون سخني در تقابل با ناتو بر زبان نرانده است، اما مواضع او قابل اتکا و پايدار نيست. رهبران اروپايي در طول ساليان بر چتر حمايت نظامي آمريکا تکيه کرده اند و اکنون نمي خواهند خطر از دست دادن آن را بپذيرند. پاسخ رهبران اروپايي نشان مي دهد آمريکا به خوبي توانسته است قدرت هاي پيشين جهاني را که زماني کنترل عرصه ديپلماتيک بين المللي را در اختيار داشتند، مهار کرده و تحت انقياد خود درآورد. بيش از ۷۰ سال است که جهان به جولانگاه آمريکا بدل شده است و اروپايي ها نه تنها توان مقابله سرسختانه با آمريکا را ندارند، بلکه قدرت تفکر استراتژيک را نيز از دست داده اند. آلمان، چهارمين اقتصاد بزرگ جهان نيز در وضعيت خلع سلاح داوطلبانه است و نمي تواند بر وقايع خارج از مرزهاي اتحاديه اروپا اثرگذار باشد.
    اروپا پيش از اين شاهد بالندگي رهبراني پرصلابت نظير وينستون چرچيل، شارل دوگل، کنراد آدناور و حتي مارگارت تاچر بوده است. رهبران اخير اروپا همچون فرانسوا اولاند و ديويد کامرون در مقام مقايسه عموما در حد و اندازه هاي کوچک تري ظاهر شده اند. مرکل در اين ميان يک استثنا است، اما نفوذ او هم در طول سال گذشته به سرعت کاهش يافته و به پايان دوره فعاليت سياسي اش نزديک مي شود. فدريکا موگريني، نماينده سياست خارجي اتحاديه اروپا، به سهم خود در دفاع از برجام فصيح و استوار عمل کرده است اما او از جايگاهي سخن مي گويد که قدرت واقعي چنداني ندارد. هنگامي که رهبران اروپايي نمي توانند در برابر ديکتاتور خودکامه اي نظير ويکتور اوربان مقاومت کنند، نمي توان انتظار داشت در برخورد با ترامپ نيز شهامت به خرج دهند. اگر برجام نابود شود، مکرون و مرکل بايد مسووليت خود را درخصوص اين زوال بپذيرند. بيشترين تقصير البته بر عهده ترامپ خواهد بود، اما تلاش هاي کورکورانه در جهت مماشات با ترامپ به اميد حفظ برجام نيز بي تاثير نبوده است.
    
    عجز اروپا مقابل ترامپ ياغي / نظريه پرداز سرشناس روابط بين الملل در فارن پاليسي تحليل كرد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4321 به تاريخ 17/2/97، صفحه 1 (صنعت و معدن)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 63 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه روان شناسي كاربردي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 50)، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است