|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/25: توزيع دموكراتيك اطلاعات
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4660
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4328 25/2/97 > صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان) > متن
 
 


توزيع دموكراتيك اطلاعات


نويسنده: امير عباس امامي *

اين روزها فضاي رسانه اي پر است از تعريف و تمجيد از يک تکنولوژي انقلابي به نام «بلاک چين». جملاتي شبيه به اينکه اين تکنولوژي زندگي آينده را متحول خواهد کرد يا بيت کوين با تمام شگفتي هايش تنها يکي از کاربردهاي بلاک چين است، زياد به گوش مي رسد. اخيرا نيز مجمع جهاني اقتصاد پيش بيني کرده است تا چند سال آينده ۱۰ درصد توليد ناخالص جهان از طريق بلاکچين مديريت مي شود. اما بد نيست ببينيم اين اکسير جادويي واقعا چيست؟ آيا اين طاووس زيبا، پاي زشتي هم دارد؟ اصلا مزيت اصلي اين تکنولوژي کجاست و پيامدهاي مثبت و منفي اقتصادي آن چيست؟ در اين نوشتار کوتاه، گرچه نمي توان به تمام ابعاد شناخته شده اين موضوع پرداخت، اما سعي شده است به موارد مهم اشاره شود.
    در ابتدا ببينيم بلاک چين چيست. بلاک چين معروف ترين و فراگيرترين تکنولوژي پياده سازي مفهومي به نام تکنولوژي دفترکل توزيع شده (Distributed Ledger Technology) است. بنابراين همين ابتدا بايد توجه کرد تکنولوژي هاي ديگري نيز براي پياده سازي مفهوم دفترکل توزيع شده وجود دارد. با اين حال در ادامه، به دليل فراگيري استفاده از کلمه بلاک چين، هرجا از اين عبارت استفاده شده منظور همان مفهوم عام دفتر کل توزيع شده است و نه معني خاص و فني بلاک چين.
    براي شروع شايد مهم ترين سوال اين باشد که اساسا تکنولوژي بلاک چين قصد حل چه مساله اي را دارد؟ در پاسخ مي توان گفت هرجا براي ايجاد اعتماد بين افراد، به شخص سومي نياز باشد که بتواند با تجميع انحصاري اختيار، قدرت و اطلاعات، مشکل اعتماد افراد به يکديگر را حل کند، بلاک چين راه حل جايگزيني براي آن است. مثال متداول اين موضوع، سيستم مالي و نقل و انتقالات مالي است. در سيستم سنتي، بانک ها به عنوان شخص سوم مورد اعتماد، نقش واسطه تبادلات مالي را بازي مي کنند، نقشي که مي توان آن را به بلاک چين واگذار کرد. مثال ديگر، سيستم راي گيري است. مکانيزم سنتي يک انتخابات بر اساس اعتماد به يک سيستم راي گيري متمرکز است. در اينجا هم مي توان اين سيستم را بر پايه بلاک چين طراحي و بدون نياز به يک سيستم متمرکز، اطميناني حتي فراتر را براي راي دهندگان تضمين کرد، اما اساس اين تکنولوژي چيست و چگونه کار مي کند؟
    اساس تکنولوژي بلاک چين بر «توزيع» پايه گذاري شده است. در واقع بلاک چين چيزي نيست جز توزيع (دموکراتيک) اطلاعات، اختيار و قدرت بين ذينفعان يک شبکه. از جهت عملياتي، يعني پردازش اطلاعات به منظور صحت سنجي و سپس ذخيره اطلاعات در شبکه، به صورت غيرمتمرکز انجام مي شود. براي مثال تصور کنيد به جاي اينکه تراکنش هاي افراد به صورت متمرکز در مرکز شتاب ارزيابي و ذخيره شود، اين کار در شبکه گسترده اي از سرورها انجام پذيرد. در واقع به جاي يک مرکز شتاب، صدها و هزاران مرکز شتاب براساس يک پروتکل مشخص، نسبت به بررسي، صحت سنجي، ذخيره و به روزرساني پايگاه داده هاي خود اقدام کنند. بد نيست به عنوان يک موضوع جانبي در اين مثال به اين نکته اشاره کنيم که در اينجا يک تفاوت فني وجود دارد. تراکنش ها در شبکه شتاب به صورت تک به تک ارزيابي و ذخيره مي شوند، درحاليکه مثلا در بيت کوين به دليل يک سري الزامات فني اين گونه نيست. در بيت کوين چندين تراکنش به صورت يکجا و همزمان بررسي و در صورت صحت، در يک فايل با حجم محدود (در بيت کوين يک مگابايت) ليست و اين فايل به عنوان يک بسته (بلاک) ذخيره مي شود. به دليل اينکه هر بلاک داراي يک شماره شناسايي منحصربه فرد به نام «هَش» است، و اين هش يکي از اطلاعات ذخيره شده در بلاک بعدي است، عملا بلاک ها به صورت ديجيتالي به يکديگر متصل مي شوند و وجه تسميه اصطلاح زنجيره بلوکي نيز همين واقعيت است. اما سوال مهم بعدي اين است که اين کار چه خاصيتي دارد و اصلا مزيت اين سيستم غيرمتمرکز در مقايسه با سيستم هاي متمرکز فعلي چيست؟
    مي توان گفت انحصارزدايي و جلوگيري از سوءاستفاده انحصارگر از تجميع اختيار (يعني اختيار تغيير در قوانين و قواعد پروتکل يا محتواي شبکه)، تجميع قدرت (به معني اعمال محدوديت ارائه خدمات، تمرکز قدرت پردازش، ذخيره سازي و...) و تجميع اطلاعات (به مفهوم دسترسي به اطلاعات، امکان نقض حريم خصوصي، فروش آن به اشخاص ديگر و...) مهم ترين و اساسي ترين مزيت تکنولوژي بلاک چين است. در واقع در مثال بانکي فوق، اولا، هرگونه تغييري در قواعد و قوانين حاکم بر شبکه بايد با اجماع يا حداقل موافقت اکثريت ذينفعان شبکه صورت گيرد (توزيع اختيار)، ثانيا، به دليل اينکه تمام تراکنش ها و حساب ها در تعداد زيادي سرور مرتبط با يکديگر پردازش و طي مکانيزم اجماعي اعتباردهي و ذخيره مي شوند، هيچ سروري امکان اعمال محدوديت، دستکاري و سوءاستفاده نخواهد داشت و عملا هر سرور در هر لحظه در حال کنترل تمام سرورهاي ديگر است (توزيع قدرت). ثالثا، با رمزنگاري و توزيع اطلاعات در تمام شبکه علاوه بر اينکه هيچ سروري به اطلاعات محرمانه کاربران دسترسي ندارد، هيچ قدرت انحصاري اي نيز تمام اطلاعات را در اختيار ندارد (توزيع اطلاعات). در اين شرايط عملا امکان تبعيض، سوء استفاده، تقلب و دستکاري اطلاعات وجود ندارد. از ديد اقتصادي، نفس اين انحصارزدايي و ايجاد اين مکانيزم اعتماد و اطمينان غيرمتمرکز، اثرات قابل ملاحظه اي در کاهش هزينه هاي تراکنش (Transaction cost) دارد. توجه کنيد هزينه تراکنش به مفهوم تمام هزينه هاي انجام يک معامله و مبادله، مفهومي فراتر از هزينه هاي مستقيم انجام تراکنش است.
    اما مزيت هاي بلاک چين به موارد فوق محدود نيست. «امنيت»، به مفهوم عدم امکان حملات مخرب توسط هکرها به شبکه، به دليل توزيع شدگي سرورها و همچنين در دسترس بودن دائم شبکه به دليل بي تاثير بودن خرابي برخي سرورها، از ديگر مزيت هاي تکنولوژي بلاک چين است که اثرات اقتصادي قابل توجهي دارد. «شفافيت» مزيت ديگر پلت فرم هاي بلاک چيني است. يعني تمام ذي نفعان به تمام محتواي شبکه دسترسي دارند. براي مثال در بيت کوين يا اتريوم هر چند مشخص نيست حساب ها براي چه کساني است اما تمام افراد امکان مشاهده جزئيات تراکنش ها را دارند. البته سطوح و ميزان دسترسي در پروتکل هاي مختلف متفاوت و قابل تعريف است. يکي ديگر از مزيت هاي بلاک چين در برخي کاربردها، «کاهش هزينه هاي مستقيم شبکه» است، گرچه اين مساله عموميت ندارد. به عنوان آخرين مزيت مي توان گفت اين تکنولوژي، همانند ساير تکنولوژي ها بستر مناسبي براي کارآفريني و ايجاد ارزش و درآمد براي طيف وسيعي از ذي نفعان از توسعه دهندگان تا کاربران نهايي فراهم مي کند و البته طبعا مي تواند باعث حذف برخي مشاغل و کسب و کارها نيز شود.
    اما پاي زشت اين طاووس کجاست؟ بازيابي و بازگرداني (Recovery and Revocation)، مقياس پذيري (Scalability)، کارآيي از جهت زماني و هزينه اي (Efficiency)، ناشناسي (anonymity)، مصرف انرژي و حملات مخرب درون شبکه اي مثل حمله ۵۱ درصد، برخي از مهم ترين نقاط ضعف اين تکنولوژي هستند. به طور خلاصه منظور از «بازيابي» عدم امکان بازيابي کليد خصوصي، به عنوان مجوز دسترسي فرد به اطلاعات يا اعتبار خود در شبکه است. يعني اگر فردي مقداري بيت کوين داشته باشد و کليد خصوصي خود را گم کند، دسترسي و امکان انتقال تمام اعتبار بيت کويني موجود در آدرس خود را از دست خواهد داد و اين کليد قابل بازيابي مجدد نيست. «بازگرداني» به معني عدم امکان بازگرداندن يک تراکنش است. يعني اگر فردي تراکنشي را اشتباه تاييد کند امکان بازگرداندن و لغو تراکنش، پس از تاييد شبکه وجود ندارد. «مقياس پذيري» اشاره به تعداد تراکنش شبکه در هر ثانيه دارد. به دليل محدوديت هاي فني، در حال حاضر اغلب شبکه هاي عمومي بلاک چيني در مقايسه با سيستم هاي متمرکز نمي توانند از تعداد مناسبي از تراکنش ها پشتيباني کنند. اين مساله باعث مشکل بعدي يعني «کارآيي» مي شود. به طور کلي تغيير اطلاعات در يک شبکه بلاک چيني نياز به صرف هزينه و زمان بسيار بالاتري در مقايسه با يک بانک اطلاعاتي متمرکز دارد و اين مساله کارآيي شبکه را در مقايسه با سيستم هاي سنتي در وضعيت پايين تري قرار مي دهد. مورد بعدي مربوط به «ناشناسي» افراد در شبکه است. اين مساله گرچه در برخي زمينه ها و در راستاي حفظ حريم خصوصي قابل دفاع و مطلوب است، اما در بسياري موارد ديگر زمينه مناسبي را براي پولشويي، فرار مالياتي و معاملات غيرقانوني فراهم مي کند. مصرف انرژي شبکه هاي بلاک چيني نيز به معني مصرف برق سرورهاي شبکه (نودها) براي بررسي و تاييد تراکنش ها است که در شبکه بيت کوين اصطلاحا به آن اثبات کار (Proof of Work) مي گويند. حملات ۵۱ درصد نيز به مفهوم تمرکز بيش از ۵۰ درصد قدرت پردازش شبکه در اختيار يک گروه است که در اين صورت مي توانند در شبکه اختلال ايجاد کنند.
    در مجموع به نظر مي رسد، در آينده اي بسيار نزديک پيشرفت تکنولوژي، در کنار بلوغ قانون گذاري، مشکلات و چالش هاي اين تکنولوژي را تا حد بسيار زيادي حل خواهد کرد و مسائل فوق مانعي در مسير فراگيري اين تکنولوژي نخواهد بود. در اين خصوص ذکر اين نکته ضروري است که هرچند ممکن است گاهي منفعت مالي مستقيم يک سيستم غيرمتمرکز کمتر از يک سيستم متمرکز باشد، به دليل منافع غيرمستقيم اقتصادي-اجتماعي اين سيستم ها، احتمالا در بلندمدت، جوامع، تمايل بيشتري به جايگزيني سيستم هاي متمرکز با نوع بلاک چيني آنها خواهند داشت.
    
    *دانشجوي دکتراي اقتصاد دانشگاه تربيت مدرس توزيع دموکراتيک اطلاعات
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4328 به تاريخ 25/2/97، صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 21 بار



آثار ديگري از "امير عباس امامي "

  پيشنهادي در باب ايجاد رمز ارز ملي ريال پايه
امير عباس امامي*، دنياي اقتصاد 16/1/97
مشاهده متن    
  ضرورت انتشار اوراق مشاركت فاجعه (Catastrophe Bonds) در كشور
امير عباس امامي*، دنياي اقتصاد 11/11/96
مشاهده متن    
  اوراق مشاركت به جاي يارانه
امير عباس امامي *، دنياي اقتصاد 8/11/92
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه علوم باغباني
متن مطالب شماره 1 (پياپي 3301)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است