|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/2/26: اهل سرمايه، هنر اجتماعي را به انحراف كشاندند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6854
پنجشنبه بيست و پنجم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6781 26/2/97 > صفحه 12 (تجسمي) > متن
 
      


اهل سرمايه، هنر اجتماعي را به انحراف كشاندند
گفت و گو با مرتضي اسدي درباره نمايشگاه جديد «بچه هاي كوره پزخانه» در گالري آريا

نويسنده: محمود مكتبي


    
    مرتضي اسدي متولد ۱۳۳۶ در تهران و از نقاشان معاصر ايراني است. او را سال هاست که مي شناسم و در دانشگاه بسيار از او آموخته ام. شايد مهم ترين ويژگي مرتضي اسدي نقاش بودن او به معناي دقيق و کامل کلمه است. شناخت او از نقاشي بسيار بالاست و شايد کمتر هنرمندي را بتوانيد پيدا کنيد که به دقت او آثار نقاشي را نقد کند. او داراي دکتراي تاريخ هنر از دانشگاه سوربن پاريس، دکتراي پژوهش هنر از دانشگاه شاهد، فوق ليسانس تصويرسازي و ليسانس نقاشي از دانشگاه تهران و فارغ التحصيل رشته نقاشي از هنرستان هنرهاي زيباي پسران است. او همچنين تدريس در دانشگاه هاي دانشکده هنر دانشگاه شاهد، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشکده معماري دانشگاه يزد، آموزش عالي سوره و عضويت گروه نقاشي مرکز هنرهاي تجسمي را در کارنامه فعاليت هنري خود دارد. او برنده جايزه اول نمايشگاه گل و طبيعت، برگزيده دومين دوسالانه نقاشان ايران، برگزيده جايزه ويژه چهارمين دوسالانه نقاشي ايران، جايزه سوم طراحي تمبر پستي به مناسبت چهل وپنجمين سالگرد اعلان جهاني حقوق بشر، توکيو شده است.
    
    از عنوان نمايشگاه شروع کنيم و اينکه به چه دليل «بچه هاي کوره پزخانه» را انتخاب کرديد؟
    اين مجموعه را من به اين دليل کار کردم که در سال 1360 برادر من اميرحسين اسدي که نخستين نقاش جنگ تحميلي بود، اين موضوع را براي پروژه پاياني ديپلم هنرستان خود انتخاب کرده بود اما در عمليات آزادسازي کرخه از ناحيه کتف مجروح شد و به علت قطع عصب هاي دست راست، متاسفانه کار نيمه کاره ماند. اميرحسين بعد از چند ماه دوباره راهي جبهه شد و در عمليات فتح المبين به شهادت رسيد و به کل کار نيمه کاره باقي ماند. سال ها گذشت و من با خودم عهد کرده بودم که اين موضوع را دنبال کنم و به هر صورت 40 سالي از انقلاب گذشته و من فکر مي کردم دست کم پس از اين سال ها بايد اتفاق ديگري براي اين کوره ها بيافتد و شايد به يک حالت صنعتي برسند. بحث کودکان کار در کوره هاي آجرپزي هميشه من را اذيت مي کرد و در اين چند سال هرچه آنها را رصد مي کردم هيچ اتفاق جديدي براي آنها نيفتاده بود، حال هيچ فرقي هم نمي کند کارگر ايراني باشد يا افغاني. به نظر من در جامعه اي که همه ما به دنبال عدالت اجتماعي هستيم، کارفرما حق ندارد از کودک به عنوان کارگر استفاده کند. اين کارگرها از چه خدمات اجتماعي بهره مند هستند؟ متاسفانه در همه اين سال ها شرايط اين افراد هيچ تغييري نداشته است. اين براي کشوري که در آن انقلاب شده است، خوشايند نيست. من سعي کردم مجموعه را با عنوان «بچه هاي کوره پزخانه» کار کنم و نوع زندگي، روابط کاري و آرزوهاي اين آدم ها را تا جاي ممکن در تابلوها به نمايش بگذارم. در اين مجموعه هفت تابلو کار کردم و 14 ارديبهشت هم نمايشگاه در گالري آريا افتتاح شد.
    
    خود شما در جريان خلق اين مجموعه و سال هاي اخير به اين مکان ها و کوره پزخانه ها سر زديد و چيزي از زندگي آنها وارد کار شما شده است؟
    من در سال ها 57 و 58 به همراه دوستان در دوره دانشجويي، يادداشت هايي از اين کوره پزخانه ها داشتم و با کارگرها صحبت مي کرديم. بخشي از کار براي آن زمان است و اخيراً هم گزارش هاي تصويري در رسانه ها مي ديدم که مسئولان شهرداري يا انجمن هاي خصوصي سري به اين افراد و اين کوره ها مي زدند اما بيشتر براي گرفتن عکس يادگاري، نه براي کمک به اين افراد. اين مجموعه نياز به عکس يادگاري ندارد و بايد به اين قضيه خيلي جدي توجه شود و اين کارگاه ها از يک حالت سنتي به حالت صنعتي و مدرن دربيايد تا بچه دو ساله مجبور به برداشتن خشت نباشد و بفهمد که مدرسه و عروسک و اسباب بازي چيست و يک کارگر از يک زندگي ابتدايي برخوردار باشد. اينها حداقل امکانات اجتماعي است که بايد فراهم مي شده است، اما تا به امروز نشده. اين ها دغدغه هاي من براي اين مجموعه بوده است.
    
    خودتان به عنوان يک هنرمند فکر مي کنيد که چقدر وجه اجتماعي کار شما تاثيرگذار است؟ به طور ويژه اين پرسش را از شما دارم چراکه به عنوان يکي از هنرمندان انقلابي ما با هنر متعهد و اجتماعي بيگانه نيستيد.
    در رابطه با زبان هنر معتقدم که مطمئناً تاثير مي گذارد اما حال اين تاثير روي چه کسي باشد مهم است. به هر صورت اين مساله کوره هاي آجرپزي يک مساله صنفي است و مديريت و سرمايه گذار دارد. من بعيد مي دانم که سرمايه گذاري که عادل هست و براي کارگر احترام قائل باشد اين نوع زندگي بيغوله اي و کپرنشيني را نمي پذيرد. چرا کارگر کوره پزخانه نبايد احساس امنيت کند و مجبور باشد که خانواده خودش را از هر گروه سني براي تعدادي خشت بيشتر درگير کار کند. اينها فاجعه است. حال زبان سينما و مستند به نظر من تاثيرگذارتر از زبان هنر است. اما نقاشي با اينکه زبان شخصي تري است مي تواند زواياي پنها ن تري را بيان کند که سينما و دوربين نمي تواند آن را بيان کند. هنرمند نقاش مي تواند دقت بيشتري به زندگي آنها داشته باشد و چيزي متفاوت تر بگويد. من معتقدم هرچند اين نمايشگاه ها از اين نوع در حد مخاطبين روشنفکر و نيمه روشنفکر تحصيلکرده دانشگاهي و دوستان اهل هنر پيش مي رود و شايد حداکثر 2 هزار مخاطب داشته باشد ولي به هر حال به عنوان يک حرکت مي تواند تاثيرگذار باشد. شايد به اين بهانه دوستان ديگري هم با اين موضوع کار کنند. کودکان کوره پزخانه بخشي از کودکان کار هستند. اگراين مسائل بتواند در جامعه مطرح شود، تاثير خودش را مي گذارد. به نظرم مسئولان صنفي و وزارت کار موظف هستند که جدي به اين مساله بپردازند. اين حداقل حقوق يک شهروند است.
    
    دوست دارم نظر شما را درباره هنر و نقاشي پس از انقلاب را بدانم، در اين 40 سال به طور کلي چه اتفاقي براي هنر ما افتاده است؟
    به نظر من نقاشي و هنرهاي تجسمي پس از انقلاب گسترش پيدا کرده اما به جاي کيفيت به کميت آن پرداخته شده است. ببينيد تعداد هنرستان ها گسترش پيدا کرده است، هرچند که کيفيت آنها مورد تاييد ما نيست اما تعداد هنرجوها بيشتر شده و خانواده ها با هنرهاي تجسمي آشنا شده اند، اين يکي از خاصيت هاي انقلاب است. يکي از خوشحالي هاي من پس از انقلاب اين است که به مساله هنر پرداخته شده است. در مورد کيفيت و آموزش بايد سر جاي خودش درباره آن بحث کرد. تا اواخر دهه 60 و نيمه دهه 70 هنرهاي تجسمي ما در يک سطح خوب پيش مي رفت اما از آنجايي که مساله اقتصاد هنر در دهه 80 وارد شد، اين مساله نقاشي اجتماعي را به انحراف کشيد. هنگامي که پول وارد بازار شد خيلي ها با پول از خارج از ايران وارد هنر ما شدند و جريان را به نفع خودشان تغيير دادند. حتي سيستم دولتي و بخش خصوصي روشنفکر که مدعي ارتقاي فرهنگي تصويري تجسمي بود به آن شکل لازم نتوانست به کار بپردازد و همه چيز در پي بازار و به قول خودشان مارکت هنر قرار گرفت. خيلي از هنرمندان مجري سفارشات مديران گالري ها و مجموعه دارها شدند. آن شکلي را که نقاشي و هنر اجتماعي ما بايد پيش مي رفت و اينجا من بيشتر بر اين مساله تاکيد دارم به انحراف کشيده شد. من بحثم اين نيست که همه بايد با رويکرد اجتماعي کار کنند، هرکسي هرچيزي که دوست دارد کار مي کند و من نمي توانم نسخه و حکم صادر کنم. اما در نهايت به نظر من بخشي از نقاشي کشور مظلوم واقع شد و هجومي که اهل سرمايه بر اقتصاد هنر آوردند اين نوع هنر را به تعطيلي رساند. امروز کمتر کسي را مي بينيم که در رابطه با موضوعات اجتماعي و معضلات آن نقاشي بکشد.
    
    پرسشي که اينجا مطرح است، اين است که هنرمندان نسل اول انقلاب جداي بحث مارکت و بازار هنر، توانسته اند خودشان را با فضاي جديد جامعه تطبيق دهند و هماهنگ کنند؟
    منظور از فضاي جديد چيست؟
    
    منظورم اين است که دغدغه هايي که در دهه 60 و بحبوحه انقلاب و جنگ وجود داشت، در دهه 80 و 90 تغيير کرد و ديگر نمي شود به همان زبان و سبک گذشته در جامعه حرف زد و کار کرد.
    مساله فقط جنگ نيست! کوره پزخانه ربطي به جنگ ندارد. مسائل اجتماعي شکلش تغيير مي کند اما مگر فقر در کشور تغييري کرده است؟ ربطي ندارد که در دهه 60 باشد يا دهه 80.
    
    دغدغه خود هنرمندان تغيير نکرده است؟
    به نظر من اگر ما در دوره اي حرفي نزديم به خاطر دوره جنگ بود و اينکه کشور تضعيف نشود و اجازه بدهيم که شرايط تغيير بکند و در زمان ديگري حرف مان را بزنيم. ما حتي براي جنگ هم کار درست و حسابي نکرديم و همواره در حاشيه حرف زديم. خيلي از زواياي زندگي در جنگ پنهان ماند. ما کار جدي براي جنگ نکرديم، قرار نبود که ما براي جنگ تبليغ کنيم ما مي خواستيم از دفاع يک ملت از سرزمينش بگوييم. ما قرار بود حرف هايي را بزنيم که دوربين سينما و تلويزيون نمي توانند بگويند. متاسفانه سيستم هاي مديريتي کاري کردند که اين مساله در نطفه خفه شود. خيلي ها ممکن است ناراحت شوند اما من بارها گفته ام که نقاشي و هنر انقلاب در دهه 60 مرد و دلايل خاص خودم را هم دارم.
    
    همين مساله جاي سوال دارد که پس از جنگ بخش زيادي از مديريت هنري دست هنرمندان انقلاب بوده است، پس چرا اين اتفاق افتاده است؟
    خير اصلاً اين طور نيست، کدام مديريت دست هنرمندان انقلاب بوده؟ اسم ببريد.
    
    مثلا مديريت دوسالانه ها، جشنواره هاي مختلف، شهر و نقاشي ديواري ها... نقاشي ديواري ها که همه اش پول است و شما چه نقاشي ديواري مي بينيد که ارتباطي به اجتماع داشته باشد؟ همه اش تزئيني است.
    بله قبول دارم و بحث همين جاست. ببينيد ما اگر چهره شهيدان را در ابتداي انقلاب مي کشيديم، امروز همان چهره ها فقط نو شده و دوباره نقاشي شده اند و بيش از هر چيز تزئيني هستند.
    بله حرف ما هم همين است. من از همان زمان هم با کشيدن پرتره هاي پرسنلي مخالف بودم و حالا امروز کنار پرتره ها، چند تکه اسليمي هم مي آورند و مي شود. بحث اين است که اين شهدا کار اساسي انجام دادند و مي شود با آن موضوعي برخورد کرد، حال اينکه شما تصوير پرسنلي اين شهيدان را 20 متر در 30 متر روي ديوار نقاشي کنيد، مشکلي را حل نمي کند!
    
    اين کارها تبديل به يک کليشه شده اند.
    دقيقاً. شما بايد ببينيد مسئولان زيباسازي چه کساني هستند؟ کسي که مثلاًرشته فلسفه يا اديان خوانده اند مي شوند مديرزيباسازي تهران، اين افراد چه درکي از هنر دارند. مديران اين بخشند يا کاملاً سياسي هستند يا درکي از هنر ندارند. برخي از مديران زيردست آنها مدرک هنري دارند اما هنرمند نيستند. از هنرمندان در شوراها استفاده شده اما در حد چند امضاء. من يک سال در شوراي سياستگذاري زيباسازي بوده ام. آنجا يک لابي هايي وجود دارد که قابل بحث است. کاري از بالا تاييد مي شد که ما به اجبار بايد در شوراي فني آن را تاييد مي کرديم و البته خيلي از دوستان تاييد نمي کردند. هنر نبايد دست دلالان باشد. ببينيد متوليان اين امر يکي وزارت ارشاد است و يکي حوزه هنري، شما ببينيد پس از دهه اول انقلاب مديريت اين دو بخش براي هنر انقلاب چه کرده اند؟ گه گاهي هنرمندان دغدغه اي داشته اند اما مديران ما چه کاري انجام داده اند؟ چراکه مديريت هيچ وقت فرهنگي نبوده و همواره مديران ما مديران سياسي بوده اند. من بارها در مصاحبه هايم گفته ام که سياسيون حق نشستن بر صندلي فرهنگ و هنر را ندارند و غاصب آن هستند. اينها حرف دل ما است در جهت ارتقاي فرهنگ و هنر ملي و ديني خودمان. بحث سهم خواهي هم نيست، دلمان براي اين هنر مي سوزد و تا کي بايد بادکنک روي ديوارهاي شهر باشد؟ زيباسازي فقط تزئين شهر نيست، بحث ما بحث جدي است. متوليان فرهنگ وهنر ما متاسفانه موازي حرکت مي کنند و اين غلط است. حوزه هنري چند هنرمند معرفي کرده است؟ وزارت ارشاد هم که گويا، هيچ بودجه و برنامه اي براي خريد آثار ندارد. بنابراين هنرمندان ناچار هستند که به سمت بخش خصوصي بروند و در اين بخش هم هنرمندان انقلاب بايکوت مطلق هستند. من مي گويم که اينها بخش خصوصي هستند و هيچ اشکالي ندارد اما کسي که به عنوان نهاد انقلابي شعار مي دهد چه؟ اينها وظيفه خودشان را درست انجام نمي دهند.
    من جزو مدافعان هنر پيشرو بودم و به آن اعتقاد دارم و با آن ساخت نوين نقاشي مي کنم اما بحث من تعهد اجتماعي است. ساختار بهانه است براي بيان دغدغه هاي اجتماعي در جامعه خودش و همچنين در جامعه جهاني. من هنرمندان را به هنر اجتماعي دعوت نمي کنم اما مي گويم که دولت حق ندارد که رفتارش را شبيه به بخش خصوصي کند.
    
    اهل سرمايه، هنر اجتماعي را به انحراف کشاندند / گفت و گو با مرتضي اسدي درباره نمايشگاه جديد «بچه هاي کوره پزخانه» در گالري آريا
    


 روزنامه ايران، شماره 6781 به تاريخ 26/2/97، صفحه 12 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    



آثار ديگري از "محمود مكتبي"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله توسعه مديريت منابع انساني و پشتيباني
متن مطالب شماره 47، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است