|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان97/2/26: ديدي كه چگونه گور «برجام» گرفت؟!
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21956
پنجشنبه بيست و هشتم تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21907 26/2/97 > صفحه 8 (دانشگاه) > متن
 
      


يادداشت دانشجويي 
ديدي كه چگونه گور «برجام» گرفت؟!


نويسنده: محمد زندي*

فرق انسان با ساير جانداران در برخورداري از نعمت عقل و به تبع آن، انباشتگي تجارب است. در نظر بگيريد که در جاده ها و محورهاي مواصلاتي برون شهري، وقوع تصادفات متعدد ميان خودروهاي عبوري و حيوانات، انسان را به اين تجربه رسانده است که بايد با نصب علائم هشدار در مقاطع پرخطر، مانع از تکرار حوادث مشابه شود. حال اينکه چرا ساير جانوران از اين تصادفات مکرر، عبرت نمي گيرند تا دست کم مسير ترددشان را بگونه اي تغيير دهند که جاده را قطع نکند يا هم چون آدمي، به نحوي خطر را به هم نوعانشان گوشزد کنند؛ سوالي است مضحک چراکه جوابش از پيش معلوم است!
    اگرچه در مَثَل مناقشه نيست اما در نگاه نخست، شايد مقدمه فوق الذکر، بي ربط با عنوان اين وجيزه به نظر برسد؛ درحالي که غرض آن بود که بدانيم «من جرب المجرب حلت به الندامه» يعني تکرار تجارب تلخ، جز ياس و پشيماني، حاصلي به همراه نخواهد داشت.
    تجربه «برجام» از جمله تجارب تلخي بود که بر نقض تمثيل «انسان عاقل از يک سوراخ دوبار گزيده نمي شود!» صحه گذاشت و نشان داد که هم مي توان در «ماجراي مک فارلين» نقش ايفا نمود و هم پديدآورنده «توافق برجام» بود و کماکان از هيچيک از اين دو رسوايي بزرگ نيز عبرت نگرفت!
    حال وقت آن رسيده که از 5 سال پيش تاکنون را مُجسم کنيم!
    آن وعده هاي سَر خرمن و نمايش درِ باغِ سبز را بخاطر بياوريم: «سانتريفيوژ بايد بچرخد اما چرخ زندگي مردم هم بايد بچرخد.»، «تحريم هاي بايد از بين برود تا سرمايه بيايد و مشکل محيط زيست، اشتغال و آبِ خوردن مردم حل شود.»، «در روز اجراي برجام، همه تحريم ها بالمره لغو خواهد شد و نه تعليق.»، «برجام فتح الفتوح است.»، «برجام مانند آفتاب تابان بود.»، «برجام را خدا آورد.»، «برجام معجزه قرن و بزرگ ترين دستاورد تاريخ ايران است.»، «برجام نشانه تسليم همه قدرت هاي بزرگ در برابر اراده ملت ايران است.»، «پيروزي برجام بزرگ تر از فتح خرمشهر بود.»!
    آن معرکه خَر بِرفت و خَر بِرفت را دوباره به نظاره بنشينيم: «با برجام، هر دلار هزار تومان مي شود.»، «خسارت تاخير در برجام، روزانه 400 ميليارد تومان است.»، «برجام بايد به عنوان يک افتخار ملي در مدارس تدريس شود.»، «برجام در نگاهي کلي، بدون شک موفقيت بزرگي است.»، «اگر برجام نبود، گزينه بعدي جنگ بود.»، «منتظر هجوم سرمايه خارجي بعد از برجام باشيد.»، «با برجام، بذر اقتصاد ايران به ثمر مي نشيند.»، «برجام خروج سريع کشور از رکود را رقم خواهد زد.»، «برجام متوازن است.»، «والله، والله، والله با برجام، در مسائل هسته اي نه با کندي روبه رو خواهيم شد نه توقف.»، «برجام، تاج و سند افتخار براي ملت ايران خواهد بود.»!
    آن تيترهاي روزنامه هاي مشاطه گر زنجيره اي را باز بخوانيم: «اينک بدون تحريم»، «فتح الفتوح ديپلماسي ايران»، «سد تحريم شکست»، «برچيده شدن ظرف تحريم ها»، «روز شکست حصر اقتصادي»، «تحريم ها هم رفت»، «کليد چرخيد؛ ايران خنديد»، «مُهر تدبير بر پيشاني تحريم»، «پيروزي تدبير بر تحريم»، «غروب تحريم؛ ساحل توافق»، «ظريف گُل زد؛ ايران خنديد»، «تحريم به تاريخ پيوست»، «سلام بر ايران بي تحريم؛ خلاص شديم»، «پيروزي بدون جنگ»، «انقلاب ديپلماسي»، «حصر ايران شکست»، «انفجار اتمي بدون بمب»، «توافق قهرمانانه ايران»، «گذار از مصدق به ظريف»، «امضاي کري تضمين است.»!
    اينک اما بعد از 5 سال آزگار، انگار نه انگار که اين دور تسلسل باطل مجدداً به خانه اول بازگشته و عمر ملتي به هيچ و پوچ سپري شده است!
    اين همه در حالي بود که در همان ايام، بسياري از دلسوزان و علاقه مندان به اسلام و انقلاب، چنين فرجامي را براي برجام پيش بيني مي کردند و با خيرخواهي و دلواپسي، دولتمردان را از اين خسارت محض انذار مي دادند اما در پاسخ تنها با توهين و تمسخر روبه رو مي شدند: «يک عده بزدل سياسي هستند و تا حرف مذاکره پيش مي آيد مي گويند ما مي لرزيم. به جهنم! برويد يک جاي گرم براي خود پيدا کنيد؛ خدا شما را ترسو و لرزان آفريده است.»، «يک عده تازه به دوران رسيده، نمي خواهند اينقدر نسبت به آينده انقلاب و اسلام دل نگران باشند.»، «روزي که مي خواستيم به توافق برسيم، بددل ها و بدبين ها و بدگمان ها گفتند که قابل اجرا نيست و آن روز که به برجام رسيديم، باز همان ها گفتند که آنان به وعده عمل نخواهند کرد.»، «والله، بالله اين دروغ ها درباره برجام مثل آبِ شور است؛ آبِ شور نخوريد، آبِ شيرين هم وجود دارد.»، «چطور آب و صابون بياوريم تا رويتان را بشوريد؟! ناراحتيد تحريم برداشته شد؟ کاسبان تحريم ناراحتيد؟ مي خواهيد تحريم برگردانيد؟ تحريم برنمي گردد.»!
    اگرچه دلواپسان از اعتماد به شيطان بزرگ بيمناک بودند و فقط کشتيِ خودساخته يِ اقتصاد مقاومتي را جان پناه مي دانستند اما اميدواران به غرب، ايشان را به طعنه و سخره مي گرفتند و نقض عهد را دروغ، و عذاب تحريم را بعيد مي پنداشتند! اکنون که صدق گفتار دلواپسان اثبات شده و سيل تحريم هاي ثانويه باز فرا رسيد است، برآنند تا پناهنده يِ سُست تپه يِ اروپا شوند، غافل از اينکه در هنگامه عذاب تحريم، تنها جاي امن، داخل کشتيِ اقتصاد مقاومتي است و نه هيچ مامن واهي ديگر!
    با اين همه، سوال اساسي اينجاست که مسئوليت پاسخگويي درخصوص «اميدواري» ملت در سال 92 و سپس «سرخوردگي» ايشان در سال 97 به گردن چه کساني است؟! به راستي چه کساني مردم را «شاد و پشيمان» کردند؟! آيا سرتيم مذاکره کنندگان هسته اي که در جلسه کميسيون امنيت ملي، صراحتاً بر اشتباهات پرشمار طرف ايراني در برجام اعتراف مي کند و عاجزانه مي خواهد تا سخنانش رسانه اي نشود، تقصير ندارد و مقصر، بنيه دفاعي کشور و شعارهاي روي موشک است؟! آيا تصويب 20 دقيقه اي، بدون تشريفات و سازماندهي شده برجام در بهارستان تقصير ندارد و مقصر، اشک هاي دلواپسانه نماينده سابق و غيور مجلس است؟! آيا تحريم هاي «ايسا» و «کاتسا» و ايراد جمله «دستاورد تقريباً هيچ ايران از برجام» از سوي رئيس بانک مرکزي، مقصر نيستند و تقصير بالا رفتن چند جوان از ديوار سفارتخانه يِ خالي از سکنه يِ کشوري است که 464 حاجي ايراني را در فاجعه مشکوک منا، شهيد کرد؟! اينجاست که بايد گفت، امان از بلندي ديوار حاشا! فغان از فرافکني!
    در پايان، اميد است تا گوينده جمله «همه مسئوليت مذاکرات هسته اي با من است.» با عذرخواهي از پيشگاه ملت کريم ايران، از گذشته درس گرفته و با خروج از ضرر محض برجام، منافع مردم را بيش از اين به خطر نياندازد.
    * فعال دانشجوييیادداشت دانشجویی: ديدي که چگونه گور «برجام» گرفت؟!
    


 روزنامه كيهان، شماره 21907 به تاريخ 26/2/97، صفحه 8 (دانشگاه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 40 بار
    



آثار ديگري از "محمد زندي"

  حراج به علت تغيير شغل!
محمد زندي *، كيهان 20/4/97
مشاهده متن    
  «ايثار»، «وظيفه» يا «خيانت»؟!
محمد زندي، كيهان 3/12/96
مشاهده متن    
  در سوگ سازه!
محمد زندي*، كيهان 26/10/96
مشاهده متن    
  صادرات انقلاب به داخل!
محمد زندي*، كيهان 19/7/96
مشاهده متن    
  تكنوكرات هاي بي تكنيك!
محمد زندي*، كيهان 1/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه دانش حسابرسي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 70)، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است