|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/26: دولت بي وزير
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4402
پنجشنبه بيست و پنجم مرداد ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4329 26/2/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


دولت بي وزير
دوره نادرشاه و محو «ديوان سالاري»



    نادرشاه از ايل ترکماني افشار بود. مينورسکي طايفه نادر را يکي از طوايف صحرانشين و جزو ميمنه سپاه اغوزخان دانسته است. وي مي نويسد، طايفه افشار از بيم مغول ترکستان را ترک کرده و به آذربايجان کوچيدند. جهانگشاي نادري و عالم آراي نادري درخصوص تبار و نژاد نادرشاه عموما سکوت و به صورت ضمني نيز به تبار قومي/ عشيره اي نادرشاه اشاره مي کنند. جهانگشاي نادري در مقدمه، نادرشاه را «قهرمان سلسله جليله ترکمانيه» معرفي مي کند و در ذکر سلسله نسب نادري نيز به تبار ترکماني وي اشاره دارد.
    استرآبادي در ابتداي اين باب اشاره مي کند که جناب نادر «نه مفاخرتش به نسب است و نه مباهاتش به سلطنت مکتسب، زيرا که به مدلول نص و کتاب، اين دو در پيشگاه نظر بلندهمتان پست ترين پايه سلم اعتبار است و نازل ترين مرتبه اي از مدارج افتخار» و سپس ادامه مي دهد: «اما چون غرض اين کتاب ضبط کليات احوال اين خديو بي همال است و ذکر انساب نيز لوازم اين مقال، لهذا بر سر اجمال نگاشته لوح بيان مي شود که آن حضرت از ايل قرقلو و قرقلو اويماقي از نوع افشار و افشار از جنس ترکمان است. مسکن قديم ايل مزبور ترکستان بوده است. در ايامي که مغوليه بر ترکستان استيلا يافتند، از ترکستان کوچ کرده، در آذربايجان توطن اختيار و بعد از ظهور خاقان گيتي ستان، شاه اسماعيل صفوي انارالله برهانه به تقريبات کوچ کرده و در سرچشمه مياب کوپکان من محال ابيورد خراسان.»
    روايت تاريخ عالم آراي نادري هم از تبار نادر مويد و مقوم مآخذ نخست است. نادرشاه پس از فتح هندوستان با سلطان گورکاني هند ملاقات مي کند و سعي دارد به نوعي از وي دلجويي کرده و شان اين فرمانرواي شکست خورده را حفظ کند. از اين رو هدف خود را از سفر به هندوستان ملاقات فرمانرواي گورکاني اعلام مي کند؛ زيرا افشارها و گورکاني از يک ريشه و تبار هستند: «حضرت صاحبقران از راه ملاطفت و احسان درآمده، کمال عزت و احترام به عمل آورده، فرمود که: چون بندگان همايون ما به جماعت افشار اشتهار داريم، افشار نيز از طايفه ترکمان است و جدوآباي ما به سلسله ترکماني متصل... غرض از آمدن ما به اين نواحي محض ملاقات بندگان عظيم الشان شما است.» درخصوص توجه ويژه نادر به ايل افشار و به ويژه طايفه قرقلو منابع وحدت نظر دارند. منزلت بالاي افشارها در آن دوره مويد اين نکته است. پس از افشارها، ايل قاجار و سپس کردهاي قوچان در بلوک قدرت ايلي قرار مي گرفتند.
    
    درآمدي بر دولت و ديوان در عصر نادري
    درخصوص ماهيت دولت نادري، بايد پيشينه تاريخي آن را مدنظر داشت. نادر از ابتدا به عنوان يکي از سرداران صفويه پا به ميدان گذاشت و خود را خادم آنان معرفي مي کرد. پس از تاج گذاري و اعلام تاسيس سلسله جديد نيز همان طور که خواهد آمد، در استمرار صفويان و اهداف کلي آنها گام برداشت. در بررسي ساختار دولت در عصر نادري و تطبيق آن با انديشه ايرانشهري موارد متناقضي قابل مشاهده است. نادر عملا در زمينه دولت مداري يعني آرايش نهادها و ساختارهايي مانند ديوان سالاري، نهاد وزارت و مذهب نسبت کمي با سنت هاي ايرانشهري دارد. حکومت نادر بر ايران ١٢ سال بود و پژوهش در زمينه ساخت نهادي دولت عصر نادري نشان مي دهد که نادر در زمين باير حرکت نمي کرد و سنت صفوي را پيش رو داشت؛ اما استبداد نادري و نظامي گري مانعي بزرگ در برابر فهم اداري و سياسي ايرانشهري از حکومت بود. ساختار نهادي دولت صفوي از سه لايه نظامي، ديواني و مذهبي تشکيل مي شد؛ اما در دوره نادري تنها شاهد حضور لايه نظامي در ساختار دولت هستيم و ساير لايه ها اهميت خود را از دست مي دهند.
    مينورسکي و جيمز فريز در تحقيقات خود، به تلاش نادر براي از رسميت انداختن تشيع و استخفاف روحانيت پرداخته اند که شامل قتل «رئيس العلماء صدرالصدور» و رسميت بخشيدن ضمني به مذهب جماعت نيز مي شد. طرد روحانيت شيعي در بلندمدت ضربه مهمي بر اعتبار نادر وارد کرد. روحانيون از دوران ساساني نقش مهمي در ارکان دولت داشتند و اين نقش در دوره صفوي به شکل ديگري تجديد شد؛ اما در عصر نادر، به صورت تعمدي کمرنگ شد. نهاد دين در انديشه سياسي ايران از دوره باستان اهميت وافري داشت. در وصيت نامه به جامانده از اردشير بابکان به نام «عهد اردشير» که مسکويه رازي در تجارب الامم متن آن را آورده، گفته مي شود: «بدانيد که پادشاهي و دين دو برادر همزادند که پايداري هر يک جز به آن ديگري نباشد زيرا دين شالوده پادشاهي است و تاکنون پادشاهي پاسدار دين بوده است... دين پايه کشور است» و در ادامه مي گويد: «شاه نبايد بپذيرد که مغان و هيربدان به کار دين از وي سزاوارتر باشند.» ساير سياست نامه نويسان مانند امام محمد غزالي و خواجه نظام الملک نيز عين همين عبارت عهد اردشير را تکرار کرده و به کاربرده اند که دليل روشن بر تداوم و انتقال انديشه سياسي باستان به دوره اسلامي است.
    نادر از دوران تاج گذاري در دشت مغان نسبت به موضوع روحانيت و دين کم اعتنايي کرد؛ اما اين بدان معنا نيست که نادر به طورکلي نسبت به ارزش هاي ديني بي اعتنا بود، طلاکوبي مرقد اميرالمومنين(ع) در نجف نشانگر اهميت ارزش هاي ديني براي نادر بود؛ اما همان طور که گفته شد، نهاد ديانت در دولت و دربار نادري منزلت مشخصي نداشت. «نهاد وزارت» از ديگر ارکان مهم انديشه سياسي ايرانشهري و به گفته طباطبايي نهاد اصلي تامين مصالح عاليه ملي بود. از نظر وي نهاد وزارت در انديشه سياسي ايرانشهري حائز اهميت است. با چيرگي ترکان بر ايران زمين وزارت به نهادي پراهميت تبديل شد؛ زيرا شاهان ترک در بهترين حالت جز جهانگشايي چيز ديگري نمي دانستند.
    از اين دوره قاعده بر آن بود که «دولت بي وزير نمي پايد»؛ بنابراين در دوران حکومت حاکمان غيرايراني به ويژه غزنوي و سلجوقي دستگاه وزارت و وزيران ايراني از اهميت بالايي برخوردار و حراست از مصالح ملي از نهاد سلطنت به نهاد وزارت منتقل شد. اما نهاد وزارت در عصر نادري اگر نگوييم حذف شد، تقليل داده شد و اين مساله دولت را به يک نهاد خودکامه و تک پايه (نظامي) تبديل و تمام ارکان حکومت را به شخص شاه وابسته کرد. اين فقدان، باعث مي شد که در غياب شاه کارآيي دولت (امنيت و بقاي کشور) به کلي مختل شود، امري که با وزراي کاردان، قابل کنترل بود. به همين دليل با مرگ نادر بنيان دولتش نيز فروپاشيد. با اين حال نادر از مشاورت برخي از بزرگان ايراني که به طور سنتي در امر دولت مداري مهارت داشته و به خانواده هاي دهقان و ديوان سالار ايراني نژاد تعلق داشتند، استفاده مي کرد. ميرزاعلي اکبر ملاباشي از خراسان، ميرزا ابوالقاسم شيخ الاسلام از کاشان، ميرزا زکي از کرمانشاه، عبدالباقي خان از ايل زنگنه، حسنعلي خان معيرالممالک از نسل گرجي، احمدخان مروي و ميرزا مهدي استرآبادي از مهم ترين مشاوران سياسي نادر بودند.
    «ديوان سالاري» نيز در عصر نادر به اغما رفت به طوري که به جز دفترداران مالياتي ساير ديوانيان مرخص شدند. منزلت نهاد ديوان که در عصر صفويه به خوبي تقويت شده بود، در عصر نادري فروريخت و همان دفترداران مالياتي نيز از گزند خشم نادر در امان نبودند. نکته مهم اينکه، پيش از عصر نادري دربار و ديوان از يکديگر متمايز بودند. تصميمات سياسي با «دربار» و امور اداري با «ديوان» بود؛ اما در اين دوره «سپاه، دربار و ديوان» يکي شدند و دفترداران نيز همراه با سپاه نادر از دياري به دياري ديگر در حرکت بودند به طوري که در زمان حرکت سپاه، روحانيون، دفترداران و کارگزاران کشوري مانند فرماندهان سپاه، ملازم شاه بودند. علاوه برنهاد وزارت و ديوان سالاري يکي ديگر از مولفه هاي مهم انديشه سياسي ايرانشهري در عصر نادر ناديده گرفته شد که عبارت از «عدالت و دادگري» بود. نادر در اوج محبوبيت و به نام امنيت و بيرون راندن افغانان از ايران به قدرت رسيد؛ اما حکومت مطلقه و سياست جهانگشايي، شهرها را از رونق انداخت و هزينه هاي بسياري را به مردم تحميل کرد. نادر به کشورگشايي اهميت مي داد اما از کشورداري غافل بود.
    طول مرزهاي ايران در زمان نادر به ١٨ هزار و ٢۵۰ کيلومتر مي رسيد که هند و خوارزم تا فرات و قفقاز و بحرين را دربرمي گرفت اما بازرگانان و دهقان هايي که در آغاز از قدرت گيري وي خوشحال بودند، به تدريج از وي متنفر شدند. ويليام فلور به نقل از بازرگان هاي هلندي ساکن ايران گزارش مي دهد که برخي مردم براي رهايي از ستم هاي مالياتي حکومت نادر دست به خودکشي مي زدند. احمد درستي در پژوهش مهم خود تحت عنوان ساخت دولت در ايران پيش مدرن، مي گويد که نخبگان اصلي دولت افشاري نظاميان بودند يعني فرماندهان و روساي ايلاتي که به صرف وفاداري به شخص پادشاه به حلقه قدرت راه پيدا کرده بودند و اعلام وفاداري به «شخص» و نه «نهاد» جهت ورود به بلوک قدرت کافي بود. در نتيجه سرداراني از مناطق مختلف اعم از ايراني و غيرايراني (ازبک، افغان، ترکمن، هندي و ترک) گردهم آمده بودند.
    جمع شدن نخبگاني از قوميت هاي مختلف بدون آنکه اقدامي جدي براي ادغام آنها در راستاي حفظ همبستگي شان صورت بگيرد خطرناک بود و هر لحظه امکان داشت اين جمعيت چندپاره با کوچک ترين ضربه اي فروبپاشد. به ويژه آنکه ايلات افشار و کرد که پيشينه طولاني تري در همکاري با نادر داشتند، نسبت به ورود تازه واردهاي ترکمن، هندي، افغان و ازبک شديدا احساس نارضايتي مي کردند. پس از مرگ نادر اين اتفاق رخ داد و سرداران نادر براي کنترل نواحي تحت امر خود شورش کردند. بي شک نهادينه نشدن يک منبع وفاداري بالاتر از شخص حاکم، در اين فروپاشي دخيل بود.
    
    منبع: به نقل از يک مقاله به قلم سالار سيف الديني، مندرج در فصلنامه مطالعات ملي؛ ۶٩، سال هجدهم، شماره ١،١٣٩۶دولت بي وزير / دوره نادرشاه و محو «ديوان سالاري»
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4329 به تاريخ 26/2/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 23 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه دامپزشكي ايران
متن مطالب شماره 59، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است