|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/30: راستي آزمايي تضمين هاي عملي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4332 30/2/97 > صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان) > متن
 
 


راستي آزمايي تضمين هاي عملي


نويسنده: رحمن قهرمانپور *


    اکنون يکي از مهم ترين پرسش ها اما نه الزاما مبهم ترين آنها در تهران و بروکسل اين است که آيا اتحاديه اروپا مي تواند بعد از خروج آمريکا از برجام به ايران تضمين هاي عيني لازم براي ماندن در برجام را بدهد؟
    اما پاسخ به اين پرسش به يک مقدمه نظري شبه فلسفي احتياج دارد. حداقل اينکه بايد روي دو عبارت اتحاديه اروپا و تضمين هاي عيني تامل کرد. اتحاديه اروپايي که الان با آن مواجهيم از جهات متعددي با اتحاديه اروپاي سال ۲۰۰۳ که ايران با آن توافق سعدآباد و بروکسل را امضا کرد و توانست براي مدتي بحران هسته اي را آرام کند، فرق دارد. در آن سال ها اتحاديه اروپا با بحران مالي ۲۰۰۸ و ورشکستگي اقتصادي يونان، خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا، بحران مهاجرت آوارگان سوري، خيزش راست افراطي، تقويت جريانات ضد اسلامي و جنگ داخلي ليبي در جنوب مديترانه و در مرزهاي آبي اتحاديه اروپا مواجه نبود. اتحاديه اي بود اميدوار به آينده و درصدد تبديل شدن به يک بازيگر اصلي معادلات جهاني به موازات آمريکا يا حداقل يک مرتبه پايين تر از آمريکا. در سال ۲۰۰۳ اتحاديه اروپايي بلندپرواز درصدد گسترش اتحاديه اروپا و جذب اعضاي جديد و تدوين سياست خارجي و دفاعي مشترک و انتخاب رئيس جمهور بود. اما بحران مالي ۲۰۰۸ خيلي چيزها را تغيير داد و برگزيت دومين ضربه کاري را بر پيکره اتحاديه اروپا وارد کرد و به تبع آن سياست خارجي و دفاعي مشترک اتحاديه اروپا هم موضوعيت و اهميت گذشته خود را از دست داد. در اين ميان تحولات جهان عرب در سال ۲۰۱۱ و به دنبال آن جنگ داخلي در ليبي و سوريه هم مزيد بر علت شد. در نتيجه اروپايي ها مهار موج ناامني راه افتاده از خاورميانه به سمت اروپا را در اولويت خود قرار دادند. بنابراين امروز اولويت يک اتحاديه اروپا اين است که از تبديل شدن برجام پساآمريکايي به يک تهديد امنيتي جدي براي اروپا جلوگيري کند و رهبران آلمان و فرانسه در ديدارهاي خود با ترامپ صراحتا اشاره کردند که اتحاديه اروپا و آمريکا درباره پيامدهاي خروج از برجام اختلاف نظر دارند و دليل اين امر همانا نگراني هاي امنيتي اروپاست. اتحاديه اروپا از آن بيم دارد که با خروج ايران از برجام و تشديد رقابت ايران و آمريکا در منطقه ناامني ديگري در منطقه رخ داده و موج جديدي از آوارگان را راهي اتحاديه اروپا کند.
    ورود مهاجران بيشتر يعني تقويت راست افراطي، تقويت احتمالي اقدامات تروريستي، هزينه هاي رفاهي بيشتر و کسري بودجه، هزينه هاي کنترل مرزي بيشتر، کاهش اعتبار ويزاي شينگن، بروز اختلافات و درگيري هاي فرقه اي و مذهبي و حتي قومي در اروپا و در يک کلام تهديد نظم اجتماعي و به تبع آن سياسي در اروپا يا حداقل بخشي از اروپا. با علم به اينکه اتحاديه اروپا واقعا نگران امنيت خود است، پرسش اين است که آيا اروپا مي تواند با توجه به مشکلات عديده داخلي خود، به تنهايي و بدون تکيه بر آمريکا، برجام را حفظ کند و تضمين هاي عيني باورپذير به ايران بدهد؟
    با تصوير ترسيم شده به نظر مي رسد پاسخ اين پرسش مثبت نباشد. با اينکه اتحاديه اروپا عميقا نگران امنيت خود بعد از خروج آمريکا از برجام است اما در عمل توان زيادي براي ايستادگي در برابر آمريکا در طولاني مدت ندارد. بزرگ ترين قدرت اتحاديه اروپا در بعد اقتصادي آن است و تداوم اين قدرت، عمدتا وابسته به مراودات اقتصادي، تجاري و بانکي اتحاديه اروپا با آمريکاست. در حالي که حجم تجارت ايران با اتحاديه اروپا در قياس با حجم تجارت در روابط فرا آتلانتيکي بسيار اندک است.
    دومين مفهوم قابل تامل «تضمين هاي عيني» است. طي سال هاي ۲۰۰۵-۲۰۰۳ ايران و سه کشور اروپايي همواره درباره تضمين هاي عيني اختلاف نظر داشتند. اروپايي ها به ايران مي گفتند شما بايد تضمين عيني و محکم بدهيد که به سمت ساخت سلاح هسته اي نمي رويد و ايراني ها مي گفتند شما هم بايد تضمين دهيد که حق ايران براي غني سازي اورانيوم را به رسميت مي شناسيد. اين اختلاف نظر در آن زمان حل نشد.
    پس سوال اين است که اولا از نظر ايران تضمين عيني يا محکم چيست و ثانيا آيا اتحاديه اروپا مي تواند بدون آمريکا چنين تضمين هايي بدهد، آن هم در حالي که اقتصاد و تجارتش سخت با اقتصاد و تجارت آمريکا گره خورده است؛ قاعدتا يکي از خواسته هاي اصلي ايران از اروپا اين است که تحريم هاي هسته اي اعمال شده از سوي شوراي امنيت را که مطابق برجام تعليق شده اند، بعد از خروج آمريکا اجرا نکند و به تحريم هاي احتمالي يکجانبه آمريکا در آينده عليه ايران نپيوندد. عملي کردن اين خواسته با توجه به درهم تنيدگي فني و مالي شرکت هاي اروپايي و آمريکايي کاري بسيار دشوار است. مگر آنکه شرکت هاي صرفا اروپايي کوچک بتوانند با حمايت دولت هاي متبوع خود سرمايه گذاري هاي اندکي در ايران انجام دهند بي آنکه مشمول مجازات آمريکا شوند. درباره امکان اجرا نکردن تحريم هاي هسته اي شوراي امنيت که بعد از خروج آمريکا از برجام طي چند ماه آينده (و طبق قطعنامه ۲۲۳۱) برخواهند گشت مسائل حقوقي متعددي وجود دارد. در حال حاضر آن دلايلي که باعث ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت درگذشته شدند وجود خارجي ندارند و آژانس بين المللي انرژي اتمي پايبندي ايران به توافق جامع پادماني را مکرر تاييد کرده است. لذا در چنين شرايطي فلسفه وجودي تحريم هاي هسته اي عليه ايران زير سوال مي رود. زيرا فرض مذاکره کنندگان برجام اين بود که خطر خروج ايران از برجام بيشتر است تا خطر خروج آمريکا. لذا در قطعنامه ۲۲۳۱ تلويحا گفته مي شود که اگر ايران از برجام خارج شده و به تعهدات خود پايبند نماند، تحريم هاي هسته اي گذشته باز خواهد گشت. بايد ديد اروپا و ايران چه راه حلي براي اين معضل در آينده خواهند يافت. قاعدتا در اين مورد هم ايران دغدغه اي جدي دارد.
    لذا مذاکرات ايران و سه کشور اروپايي درباره برجام پس از آمريکا حول مذاکره و گفت وگو درباره موارد فوق و البته ساير موارد فني و سياسي هم خواهد بود و اگر اين مذاکرات شکست بخورد با دو حالت مواجه خواهيم شد، يا ايران از برجام خارج مي شود و به محدوديت هاي خودخواسته بر فعاليت هاي هسته اي خود پايان مي دهد که در اين صورت بازگشت تحريم هاي هسته اي شوراي امنيت بسيار محتمل خواهد بود. يا اينکه ايران بدون خروج از برجام يا حتي در صورت خروج از آن، برخي محدوديت هاي اساسي بر فعاليت هاي هسته اي خود (نظير سطح غني سازي و ميزان اورانيوم ذخيره شده و ميزان توليد آب سنگين) را داوطلبانه اجرا مي کند که در اين صورت فلسفه وجودي تحريم ها زير سوال مي رود، اما تحريم ها برقرار مي شود و لذا واضح است که اين سناريوي دوم فايده چنداني براي ايران ندارد.
    بايد منتظر بود و ديد در هفته هاي پيش رو احتمال تحقق کدام سناريو بيشتر مي شود.
    
    *پژوهشگر ارشد مسائل خاورميانه راستي آزمايي تضمين هاي عملي
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4332 به تاريخ 30/2/97، صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار



آثار ديگري از "رحمن قهرمانپور "

  چهار فاكتور تعيين كننده
رحمن قهرمانپور *، دنياي اقتصاد 13/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه بشارت
متن مطالب شماره 121-122، مهر الي دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است