|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/2/30: سرقت مكالمات دولت ايران
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4659
شنبه 29 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4332 30/2/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


سرقت مكالمات دولت ايران
دكتر مجيد تفرشي، سندپژوه با اشاره به ديپلماسي خارجي بريتانيا اعلام كرد

برگرفته از: سايت مورخان

موزه وزارت امورخارجه بريتانيا

    
    
    اشاره: يکي از مهم ترين منابع پژوهش هاي تاريخي، اسناد است. مجيد تفرشي، سندپژوه در طول سال هاي اقامتش در بريتانيا کوشيده تا پلي ميان اسناد خارج از کشور و پژوهشگران تاريخي باشد. سايت «مورخان» با او درباره اسناد موجود در مراکز آرشيوي انگلستان و وضعيت مراکز اسنادي در داخل کشور گفت وگويي انجام داده است که در ادامه مي خوانيد.
    
    شما در انگلستان در حوزه اسناد تاريخي کار مي کنيد. کمي در اين زمينه توضيح دهيد؟
    حدود ۲۵ سال است که مقيم بريتانيا هستم. يعني محل اصلي اقامتم آنجاست و کار اصلي من سندپژوهي و تاريخ نگاري است. ارتباط من با موسسات آرشيو آنجا کاملا مستمر است و خودم هم موسسه پژوهشي کوچکي دارم براي ارائه فعاليت هايم يا توانمند کردن يا منظم کردن کارهاي پژوهشي.
    
    با چه آرشيو هايي از آنجا کار مي کنيد؟
    با آرشيو کتابخانه ملي بريتانيا يا آرشيوي که اسناد نفت ايران در آنجا هست و آرشيو دانشگاه کمبريج، آکسفورد، آرشيو بانک شاهي، باقي آرشيوهاي دانشگاهي و موسسات پژوهشي آنجا کار مي کنم. در ۲۵ سال اخير ارتباط منظم و پيوسته اي با اين آرشيوها داشته ام و از اين آرشيوها براي پژوهش هاي خودم و مراکز علمي و پژوهشي ايران استفاده مي کنم. البته انتقال اسناد ديجيتالي به ايران هم در اين مدت کار اصلي و دغدغه من بوده است. سعي کردم پلي باشم براي استفاده پژوهشگران و محققاني که به اين اسناد دسترسي ندارند؛ اين منابع ذي قيمت و در بسياري از مواقع غيرقابل جايگزين براي مطالعات تاريخ ايران، در قرون ۱۹ و ۲۰ ميلادي.
    به چه ميزان اسنادي که متعلق به ايران است، در مراکز اسنادي و آرشيوهاي دانشگاهي انگلستان وجود دارد؟ يعني اسنادي که متعلق به ماست ولي اکنون در خارج از کشور نگهداري مي شود.
    سوال شما دو بخش دارد؛ يکي اسناد يا اشيايي که منشا ايراني دارند، مثل اشياي موزه اي که به خارج از کشور برده شده اند. اما در حوزه اسناد، بيشتر اهدايي هستند. يعني اسنادي که به مجموعه هاي بين المللي مثل دانشگاه آکسفورد اهدا شده اند. يا اسنادي که ماموران يا مستشرقان يا پژوهشگران غربي خريداري کرده اند و از ايران خارج شده اند. تعداد اين اسناد زياد نيست، ولي قابل توجه هستند. اما بخش ديگري است که شامل اسنادي مي شود که در داخل ايران توليد شده اند. مکاتبات مقامات رسمي خارجي؛ آلماني، ايتاليايي، بريتانيايي و آمريکايي که در ايران انجام شده يا گزارش هاي مخفي که به وسيله ماموران محلي آنها انجام شده است.
    لزوما هم تمام اين گزارش ها به زبان انگليسي نيست. بسياري از اين اسناد به زبان فارسي هستند. اين اسناد در واقع براي ما نبوده اند، اما در ايران تهيه شده و بعد هم توسط آنها خارج شده است. مورد سومي هم وجود دارد که کمتر کسي به آن توجه کرده است و من در مطالعاتم خيلي به آن نگاه مي کنم؛ به دليل اينکه راه هاي مراسلاتي و اموري مثل تلگراف در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم در ايران، در اختيار و تملک بريتانيا بوده، در بسياري از موارد، مکالمات دولت ايران با کشورهايي غير از بريتانيا، افراد و دولت هاي ديگر سرقت مي شد. در واقع از تمام اين مکالمات، در نيمه راه، يک کپي تهيه مي شده و به سمع و نظر آنها مي رسيد. به اين ترتيب آنها از سازوکار و تصميمات دولت ايران براي منافع و مصالح خودشان مطلع بودند.
    
    و اسناد اين تلگرام هاي سرقت شده اکنون موجود است؟
    بسياري از آنها موجود است. نمي توانم بگويم که همه اش هست. اما آنها که من ديدم، بسيار زياد بود. مثلا وزراي ايران يا صدراعظم مکاتبه اي دارد با سفير روسيه. يک نسخه از اين مکاتبه در آرشيو انگلستان وجود دارد و نشان مي دهد که در نيمه راه اين تلگراف دزديده شده است. چون مديريت تلگرافي ايران در آن زمان به عهده انگليس ها بوده است و اسناد زيادي از اين بابت در آرشيو اسناد انگليس وجود دارد.
    
    آيا سرقت اسناد رسمي هم صورت گرفته است؟
    آن طور که اشياي موزه اي را مي توان رديابي کرد. به طور دقيق درباره سرقت اسناد نمي توان صحبت کرد. چون اشياي موزه اي از مجموعه هاي شخصي يا حراجي ها سر در مي آورند، مي توان آنها را رديابي کرد. اما در مورد اسناد، در دوره هايي مثل دوران ملي شدن صنعت نفت يا انقلاب، مجموعه هايي که غارت شده يا در تملک خانواده ها بوده به خارج از ايران برده شده است. حالا يا کساني آمده اند و اين اسناد را براي خارجي ها خريداري کرده اند يا خود اينها آمده اند و اين اسناد را به خارج برده و فروخته اند. در ميان اين اسناد، اسناد دولتي هم هست. اما اين اتفاق به معناي اين نيست که اسناد از مراکز دولتي دزديده شده است.
    به دليل اينکه سازوکار آرشيوي ما جديد است و پيش از اين سابقه آرشيو نداشته ايم، بسياري از رجال و صاحب منصبان و اشخاص ذي نفوذ، اسناد را نزد خودشان نگه مي داشتند. بعدها، هنگام ملي شدن صنعت نفت يا سال هاي انقلاب و حول و حوش جنگ، اينها به دست خود اين افراد يا دلال هايي که اين اسناد را از آنها خريده اند به خارج از کشور برده شده است که در ميان آنها اسناد دولتي هم ديده مي شود اما از مراکز دولتي خريداري نشده است. اينها اسناد دولتي بوده اند که در تملک خانواده هاي اشخاص بوده اند. يعني به نوعي اين سرقت صورت گرفته است اما نه به شيوه سيستماتيک و برنامه ريزي شده و اين اتفاق هم در خارج از مراکز دولتي افتاده است.
    
    مراکز اسنادي ايران را چطور مي بينيد؟
    من نزديک ۳۵ سال است که در حوزه اسناد کار مي کنم. از هفده، هجده سالگي افتخار اين را داشتم که دستيار مرحوم ايرج افشار باشم يا مرحوم عبدالحسين حائري. اکنون در ايران چند آرشيو بسيار مهم داريم که کار سندي مي کنند. مهم ترينش سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران است که با بخش آرشيوي اين مجموعه، سال ها است که همکاري داشته ام يا پروژه هاي مشترکي با هم داشته ايم. البته آرشيو ملي ايران در آنجا هست و بايد شامل همه اسناد شود، اما متاسفانه اين اتفاق صورت نگرفته است. دولت و حکومت، نسبت به آرشيو ملي ايران، نگاه شاملي ندارند. يعني آن قدر که قانون موظف شان کرده، همه اسناد به آنجا منتقل نشده است.
    البته موسسات ديگري، مثل برخي وزارتخانه ها به دلايل مختلفي از زير بار مسووليت شانه خالي مي کنند و اسناد خودشان را به مرکز اسناد منتقل نمي کنند. با همه اينها، مرکز اسناد کتابخانه ملي در اين زمينه پويا ترين است. البته در جايي که بايد باشد، قرار ندارد و خيلي پايين تر از سطح واقعي اش است ولي همچنان بهترين است. ولي موسسات ديگري هم هستند؛ مثل «موسسه مطالعات تاريخ معاصر» که کار اصلي آنها نگهداري و ضبط و ثبت اسناد مصادره اي از خانواده هايي است که بعد از انقلاب اموال آنها مصادره شده است. البته بخشي از اين اسناد هم بعد از مصادره، به صورت طبيعي به اين مرکز منتقل شده است. در کنار اين، کتابخانه مرکز اطلاع رساني قوي اي وجود دارد و مراکز ديگري، مثل مرکز اسناد وزارت امور خارجه يا مرکز اسناد رياست جمهوري که به طور قانوني بايد به آرشيو ملي منتقل شود و تا حالا اين کار انجام نشده است. مرکز اسناد انقلاب اسلامي و مرکز اسناد آستان قدس رضوي که از نظر سندي مهم و غيرقابل چشم پوشي هستند.
    
    به لحاظ شيوه هاي نگهداري اسناد در حد استانداردهاي بين المللي هستيم؟
    از نظر تکنيکي، امکانات خيلي خوب است. با دنيا فاصله داريم اما فاصله مان در اين زمينه کمتر از باقي امور است. مهم ترين مساله اي که الان وجود دارد، اطلاع رساني و اجازه استفاده عموم از اسناد است. بايد اين فرهنگ جا بيفتد و هنوز جا نيفتاده که استفاده از اسناد، يک حق عمومي است، نه يک امتياز ويژه. اين اعطاي حق به عموم مردم و محققان، بدون هيچ اما و اگري در دنيا وجود دارد اما در ايران، هم به دلايل سياسي و هم قانوني و هم به دليل فرهنگ شخصي مسوولان گاهي رعايت نمي شود. بايد ياد بگيريم که اسناد، ملک شخصي ما نيست. حق عمومي مردم است. به قول مرحوم باستاني پاريزي «ما آرشيو داريم. مارشيو نبايد داشته باشيم.» ماري که روي گنج خوابيده و به ديگران اجازه استفاده از آن را نمي دهد. اسناد بايد بدون هيچ اما و اگري در اختيار همه قرار بگيرد. موانع قانوني هم در اين زمينه وجود ندارد. گاهي سليقه هاي شخصي مانع مي شود.
    
    
    
    
مجيد تفرشي

    
    
    
    
    
    سرقت مكالمات دولت ايران / دكتر مجيد تفرشي، سندپژوه با اشاره به ديپلماسي خارجي بريتانيا اعلام كرد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4332 به تاريخ 30/2/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 22 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله هوش مصنوعي و داده كاوي
شماره 3 (پياپي 703)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است