|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/3/7: جزيره هرمز خليج فارس؛ ميزبان جشنواره هاي هنري
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3365
چهار شنبه 24 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3159 7/3/97 > صفحه 10 (هنر) > متن
 
      


جزيره هرمز خليج فارس؛ ميزبان جشنواره هاي هنري
گفت و گو با جمشيد بايرامي، عكاس و ايده پرداز مطرح كشورمان

نويسنده: فرانك آرتا


    
    جمشيد بايرامي، هنرمند عکاس شناخته شده ايراني است. دست کم اگر او هيچ کاري نکرده باشد، فقط عکس هاي تحسين برانگيز او از «خانه خدا» در سال 1380 که به طور شگفت انگيزي جان او را به خطر انداخته بود، کفايت مي کند تا با شخصيت او بيشتر آشنا شويم. اگر شُرطه هاي عربستان مي فهميدند که او دارد از مکان هاي ممنوعه حرم عکاسي مي کند، قطعا سرش را از بدنش جدا مي کردند! البته خوشبختانه سر او از آن پروژه به سلامت بيرون آمد، اما حالا او عزم خود را جزم کرده که جشنواره هاي هنري را در «جزيره هرمز» استان هرمزگان راه اندازي کند. پيش از آغاز گفت وگو درباره ابعاد مختلف و جدي بودن اين پروژه براي همه ايران، کلي توضيح داد و تاکيد کرد: «بهتر است همه با هم «جزيره هرمز» را بسازيم». با او درباره فعاليت هاي هنري در «جزيره هرمز» به گفت وگو نشستيم که مي خوانيد.
    
    

    
     چرا «جزيره هرمز»؟
    من به دليل کار عکاسي مي توانم به جرئت بگويم که تقريبا تمام خاک ايران را از نزديک ديده ام. هميشه اين خاک برايم مقدس بوده؛ چه آن زمان که در جبهه ها حضور داشتم و چه بعد از آن. همواره شکوفايي وجب به وجب اين خاک را دنبال کرده ام. اين داستان از 21 سال پيش آغاز شد.
    وقتي به «جزيره هرمز» رفتم متوجه شدم که چقدر بکر و درعين حال زيباست. بعد از آن هر سال به اين جزيره سفر کردم. به مرور متوجه شدم که آنجا دارد آب مي شود! يعني معماري، طبيعت و فضاي زندگي آنجا روزبه روز کوچک تر و محدود مي شود! برايم اين س‍وال به وجود آمد که اين جزيره مانند نگيني درخشان وسط «خليج فارس» با ويژگي هاي منحصربه فرد طبيعي و بکر، چرا بايد آن قدر محروم و ساکنانش فقير باشند؟!
    
     آيا در دوران جنگ تحميلي، «جزيره هرمز» خساراتي هم ديد؟
    خير. اصلا درگير جنگ نشده بود. در مجموع 14 جزيره در خليج فارس وجود دارد که همگي زير نظر استان هرمزگان هستند که فقط سه جزيره کيش، قشم و هرمز فعال هستند. «جزيره کيش» بيشتر توريستي و به اصطلاح لاکچري شده. «جزيره قشم» هم بيشتر محل تبادلات کالاهاي ارزان و متاسفانه گاهي هم قاچاق است. فقط «جزيره هرمز» پتانسيل بالايي براي گردشگري و طبيعت گردي دارد که تاکنون اصلا توجهي به آن نشده است! درحالي که به نظر من «جزيره هرمز» عروس خليج فارس است.
    
     با اين توصيفات به نظر مي رسد عروس بدون جهيزيه است؟!
    کاملا.
    
     11 جزيره ديگر در خليج هميشگي فارس چه وضعيتي دارند؟
    آنها هم سرنوشتي نظير «جزيره هرمز» دارند. متاسفانه بايد بگويم ما به جاي اينکه روي جزاير کشورمان سرمايه گذاري کنيم تا جوانان خودمان و گردشگران خارجي جذب آنها شوند، از آنها غافل شده ايم. درعوض کاري کرده ايم مردم ميلياردها دلار سرمايه خود را به کشورهاي بيگانه ببرند تا در آنجا کمي تفريح کنند! دست آخر هم فرهنگ مبتذل بيگانه را با خود وارد کشور مي کنند، بدون اينکه نسبتي با آن داشته باشند! در نتيجه خودمان فقيرتر مي شويم، اما با پول ما، کشورهاي ديگر ساخته و آباد مي شوند! اين نقطه ضعف جدي ماست. وقتي به اين موضوع فکر مي کنم، به شدت ناراحت مي شوم. البته خوشبختانه امسال استاندار محترم هرمزگان، آقاي همتي، در احياي جزاير استان هرمزگان و جذب توريست ها فعال شده اند و برنامه هاي زيادي در دست اجرا دارند.
    
     اصلا «جزيره هرمز» چه ويژگي هايي دارد؟
    جزيره هرمز چندين ثروت طبيعي و خدادادي دارد؛ اول معدن خاک سرخ است. يک قرن طول مي کشد تا يک سانت از اين خاک به وجود بيايد. درحالي که متاسفانه تاکنون بيش از 15 هزار تن خاک هرمز را فروخته اند که ديگر نمي شود با صدبرابر آن قيمت، حتي آنها را پس گرفت.
    
     جدي؟! همچنان اين خاک فروخته مي شود؟
    خوشبختانه الان اين معدن بسته شده و اميدوارم براي هميشه بسته بماند. اين يک ثروت ملي است که نبايد هيچ وقت فروخته شود. معدن خاک سرخ نه تنها متعلق به 80 ميليون ايراني است، بلکه به ميراث طبيعي جهان تعلق دارد. اگر اين معدن به بخش خصوصي سپرده شده، اشتباه بوده و البته مي شود اين اشتباه را جبران کرد.
    ثروت دوم آن کوه هاي رنگي است. به قول جري پولاک لهستاني که 50 سال قبل به «جزيره هرمز» آمده بود «اگر خداوند همه دنيا را رنگ کرده باشد. آخرسر به جزيره هرمز آمده و پالت رنگش را اينجا گذاشته است». دقيق نمي دانم دليل اين قرمزي خاک چيست. اما معادن زيادي هست که بخشي نمکي و بخش هم رنگي است و بر اثر فعل و انفعالات بارش اين اتفاقات رخ مي دهد. اما جالب است تنها خاک خوراکي دنياست و نان محلي به نام «توموشه» به وسيله مردم در کوچه ها هر روز پخته مي شود که اين خاک را مثل سماق روي نان مي ريزند و مي خورند.
    
     يعني جنبه دارويي دارد؟
    بله. من پنج ماه است که از اين نان به عنوان غذا استفاده مي کنم. جالب اينکه قوت مردم از خاک و آب شان است؛ يعني ارگانيک ترين نوع زندگي در دنيا. آنها ماهي و خاک را مي خورند. حال چطور مي شود اين خاک را فروخت؟ ثروت سوم هرمز سواحل آن است. ميان ماسه کرم رنگ و کمي نوک مدادي ساحل کمي کريستال وجود دارد که درخشندگي آن در شب ها کاملا طبيعي است و شنيده ام چنين ساحلي با اين مواد فقط در استراليا وجود دارد. حتي جزاير قشم و کيش هم چنين ويژگي هايي ندارند و فقط مختص شگفتي هاي «جزيره هرمز» است. به لحاظ تاريخي هم اين جزيره حدود 500 سال پيش مرکز تجارت شرق آسيا، آفريقا و حتي اروپا بوده. پرتغالي ها حمله کرده و اين جزيره را فتح و 200 سال راهزني مي کنند. قلعه اي را که پرتغالي ها در قشم ساخته اند، در لارک و هرمز هنوز وجود دارد. در واقع اولين بار آنها «تنگه هرمز» را بستند و از کشتي هايي که تردد مي کردند، راهزني مي کردند که بعد از 200 سال بالاخره سردار «امامقلي خان» در دوره شاه عباس صفوي عليه آنها مي جنگد و جزيره را آزاد مي کند. اسم قديمي جزيره در گذشته «گمبرون» بوده و مردم ميناب هم هرمزي هستند. از نظر بافت معماري، خانه ها بسيار شبيه کوچه هاي مراکش است. سقف ها حصيري و از جنس الوار هستند و خانه ها هويت دارند. با اين توصيفات، شما يک جزيره در دنيا به من معرفي کنيد که اين برندها را همگي و يکجا داشته باشد؛ کوه هاي رنگي، معدن خاک سرخ، سواحل، موسيقي زالوگ و ليوال، لباس هاي رنگين و خاص، غذا و آيين و آداب و رسوم منحصربه فرد. حتي طبخ غذا و نان مخصوص به خودشان را دارند. يعني هيچ چيز آن وارداتي نيست. به همين دليل مي گويم که ما دچار فقر فرهنگي، مديريتي و ايده هستيم. چون سال هاست که نسبت به اين همه ثروت بي تفاوت بوده ايم. ولي درعين حال همچنان حواس مان به سفرکردن به دوبي و ترکيه است! هرچند آنها از دريا و ساحل خود به خوبي نگهداري مي کنند که بايد تحسين شان کرد. اصلا مي دانيد چرا مي گويند «روز خليج فارس»؟ به اين علت که در آن روز «جزيره هرمز» از دست پرتغالي ها آزاد شده است. اين نکته اهميت «جزيره هرمز» را يادآوري مي کند و اينکه ما همواره در طول تاريخ هيچ گاه اشغالگر نبوده ايم و هميشه به ما حمله شده. حالا اينکه ما را به عنوان تروريست معرفي مي کنند، بسيار عجيب، يک ظلم بزرگ و کاملا اشتباه است.
    
     آيا مي توان «جزيره هرمز» را همچون شهر «يزد» ثبت جهاني کرد؟
    بله اين امکان وجود دارد. توريست هاي آلماني و فرانسوي زيادي به هرمز مي آيند و پول زيادي هم خرج مي کنند. جالب است وقتي به هرمز مي آيند شهرهاي ديگر را فراموش مي کنند يا با بغض و گريه مي روند که به زودي دوباره برگردند.
    
     خب حالا قرار است در جزيره چه کارهايي انجام دهيد؟
    من پنج ماه است که در «جزيره هرمز» زندگي مي کنم. به عنوان مشاور اين طرح در جزيره مشغول به کار شدم. اما اينکه چطور شد من در «جزيره هرمز» توقف کردم، اين است که باور کنيد جزيره هرمز من را صدا کرد. گاهي که مي خواهم عکس بگيرم سوژه من را پيدا مي کند و گاهي هم من سوژه را پيدا مي کنم. من کارمندي نبودم که با حکم کسي به هرمز رفته باشم. نه شرکت پيمانکاري هستم، نه جيبي براي آن دوخته ام. يک هنرمند آزاد هستم. سال گذشته به طور خودجوش طرحي براي احياي جزيره نوشتم؛ اينکه چه کار کنم تا جزيره زنده شود. خيلي ها مي گفتند چقدر اعتمادبه نفس داري! چطور مي شود جزيره را به تو بدهند. باور کنيد زماني که طرحم را مي نوشتم، تصور مي کردم بانک مرکزي در جيب چپم پول و رئيس جمهور حکم تام الاختيار در جيب راستم گذاشته اند. من به حکم وظيفه به «جزيره هرمز» کشيده شدم. طرحم را ارائه کردم. مورد تاييد استاندار محترم قرار گرفت و از من خواستند که در جزيره مستقر شوم و اين پروژه را مديريت کنم. تيم اجرائي را انتخاب و طراحي محيطي و نظارت هنري را آغاز کرديم. صفر تا صد اين مرحله را انجام داديم و حالا هم تحليل مي کنيم. طبق طرح اول گفتم بافت قديمي جزيره را که جزء ميراث بشري است نجات دهيم. در ابتدا تمام ديوارها سيمان سياه و کف خيابان ها خاک و نخاله بود. اگر شما در چنين مکاني زندگي کنيد، قطعا افسرده مي شويد. اگر سيمان سياه را بکنيد زيرش سيمان سفيد بوده. جزايري در مديترانه مثل يونان همه سفيد هستند. زير اين ديوارها با مرجان ساخته شده بودند. اما به جاي اينکه مرجان ها را حفظ کنند، هزاران تن بتون رويش ريخته اند. اين يک غفلت و اشتباه بود که درستش کرديم. نکته مهم اينکه تمام درها آهني و زنگ زده شده بود. اولين کارم اين بود که تمام ديوارها را سفيد و درها را چوبي کردم. تمام کف ها را آجر خشتي زرد خاکي کردم و تنها درختي که در جزيره بسيار خودنمايي مي کند، گل هاي کاغذي قرمز دارد. ما جلوي هر خانه گل کاغذي قرمز کاشتيم. يعني هيچ کار اضافه اي نکرديم. هرآنچه هويت خودشان بود را دوباره بازسازي و احيا کرديم. در واقع به زيبايي هاي خود جزيره دوباره جان داديم. جالب اينکه مردم استقبال زيادي کردند. الان همه خانواده ها که قبلا در خانه ها مي ماندند، بيرون مي آيند و رو به دريا تا غروب مديتيشن مي کنند. از قسمت هاي ديگر جزيره به بولوار کنار ساحل براي قدم زدن مي آيند. کار من احياي بافت فرسوده سنتي و بازسازي خط ساحلي است. نکته ديگر؛ سپاه زمان جنگ سنگرهايي با بلوک هاي سيماني به عنوان پناهگاه ساخته بود که امروز به مرکز زباله و معتادان تبديل شده. همه پيشنهاد دادند که تخريبش کنيم. اما تخريب نکرديم. بلکه تغيير کاربري داديم و در اين مکان نخستين «کافه کتاب» را تاسيس کرديم. اعلام کرده ايم هرکس بخواهد به شناسايي جزيره هرمز کمک کند، ما استقبال مي کنيم. موجي از جوانان از سراسر ايران اعلام آمادگي کرده اند. آغوش جزيره هرمز به روي همه باز است اما از يک نکته نگرانم. در برنامه تلويزيوني «هزارداستان» اعلام کردم؛ دوستان عزيزي که به عنوان توريست به «جزيره هرمز» مي آييد، قدمتان روي چشم، فقط با شکل ايراني بياييد نه غربي. مثلا دخترها با موهاي يک سانتي قرمز و آبي، با شلوارهاي پاره يا حلقه روي بيني شان مي آيند که اصلا شبيه ايراني ها نيست. اگر به هرمز مي آييد به فرهنگ و آداب و رسوم آنجا احترام بگذاريد و فرهنگ جزيره را غربي نکنيد. در اين صورت دو سال بعد هويت هرمز هم غربي مي شود و اصلا جالب نيست. به جاي اينکه اداي غربي ها را دربياوريد، لباس بندري بپوشيد. آرزويم اين است؛ روزي که دختران تهراني مي خواهند از هرمز ديدن کنند با لباس بندري بيايند.
    
     قيمت لباس هاي محلي زنانه چه ميزان است؟
    از 300 هزار تومان تا يک ميليون تومان.
    
     ظاهرا بايد کاري کرد که قيمت ها کمتر شود تا فروش بيشتري داشته باشد؟
    خب يکي از اهداف ما اين است که بحث صنايع دستي و توانمندي خانواده ها را پيش ببريم تا هنرهايشان مورد بهره برداري قرار گيرد و حتي احيا شود.
    
     چه کار هنري اي قرار است در هرمز انجام شود؟
    قرار است جشنواره هاي هنري راه اندازي کنيم. سه بخش فرهنگي داريم. اولين جشنواره فيلم و عکس با موضوع دريا امسال در بهمن ماه برگزار خواهد شد. دوم، راه اندازي جشنواره موسيقي ساحلي کوبه اي خليج فارس در جزيره هرمز و سوم، جشنواره غذاهاي دريايي و ساحلي است. روز اول با چهار نفر کار را شروع کردم. کاري که انجام دادم اين بود که هنرمندان بومي جزيره را پيدا کنم. پيرزني در جزيره هست به نام «خاله کنيز» که نقاشي مي کند و نمايشگاهش 9 شهريور در تهران و بعد در نيويورک برگزار خواهد شد. «بابامحسن» هنرمند ديگري است که من نامش را بابا پيکاسو گذاشته ام. ايشان سه اتاق داشته، يک اتاقش سيمان سفيد بوده؛ تمام دردهاي زندگي اش را روي ديوارها نقاشي کرده بود. ايشان و خاله کنيز با هم در تهران نمايشگاه خواهند داشت. شب عيد فقط 20 تن زباله از هرمز خارج کرديم. کل خط ساحلي را نخل کاشتيم. چشم بابا پيکاسو در حال کورشدن بود که دکتري ايشان را رايگان عمل کرد.
    
     آقاي سينايي فيلمي ساختند به نام «جزيره رنگين» که درباره جزيره هرمز است.
    بله. هم آقاي سينايي و هم آقاي نادعليان زحمات زيادي کشيدند. آقاي خسرو سينايي هم فيلمي قابل احترام ساختند. ايشان مثل کامران شيردل جزء سرمايه هاي سينماي کشور ما هستند. آقاي نادعليان اوايل که به جزيره آمده بود، به بچه هاي بومي ياد مي داد که با ماسه ها نقاشي کنند. قرار است در آينده در جزيره از درشکه، دوچرخه و شتر براي تردد استفاده شود. نماي ساختمان ها هم يا زرد است يا سفيد. آقاي جري پولاک هنرمند لهستاني 50 سال قبل به هرمز آمد و مدرسه و يک سري خانه ساخت و معماري آنجا را پايه گذاري خوبي کرد. الان «خانه جري پولاک» يکي از آثار تاريخي «جزيره هرمز» است. هرمز يک حسينيه قديمي داشت که در حال بازسازي کل حسينيه هستيم. البته من معمار و بنا نيستم و دراين باره فردي عمل نکرده ام. اولين تيم فني- مهندسي، ميراثي و هنري را تشکيل دادم؛ مهندس، آرشيتکت، متخصص ميراث (آقاي زينالي) و من. آنها ايده مهندسي مي دادند و من ايده هنري. نماينده ميراث فرهنگي هم نظارت مي کرد و نظارت اجرائي هم بر عهده مهندس معمار بود. دستيار اصلي من آقاي علي کني هستند و با خيلي از سينماگران کار کرده اند. ايشان سه ماه شبانه روز در جزيره حضور داشتند و عاشقانه کارشان را انجام دادند. خلاصه اينکه همه کارها حاصل يک اتاق فکر بود. فقط اميدوارم اين رونق تداوم داشته باشد.
    
    جزيره هرمز خليج فارس؛ ميزبان جشنواره هاي هنري / گفت و گو با جمشيد بايرامي، عكاس و ايده پرداز مطرح كشورمان
    


 روزنامه شرق، شماره 3159 به تاريخ 7/3/97، صفحه 10 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 148 بار
    



آثار ديگري از "فرانك آرتا"

  عذرخواهي مي كنم / روايت مدير گالري «ايوان» از تعطيلي نمايشگاه نقاشي تهمينه ميلاني
فرانك آرتا، شرق 19/6/97
مشاهده متن    
  مظفري: جاي خالي «خانه هنرهاي تجسمي» احساس مي شود / نخستين نشست رسانه اي مديركل هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 14/6/97
مشاهده متن    
  در محدوده مربع تهديد / گفت و گوي «شرق» با سيدمجتبي حسيني معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
فرانك آرتا، شرق 7/6/97
مشاهده متن    
  نصيريان: با مهرجويي وارد سينما شديم / آيين نكوداشت بيستمين جشن خانه سينما برگزار شد
فرانك آرتا، شرق 4/6/97
مشاهده متن    
  مبارزه با فراموشي / گفت و گو با حسين دهباشي، تاريخ پژوه و تهيه كننده فيلم مستند
فرانك آرتا، شرق 18/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه بازي و اسباب بازي
متن مطالب شماره 63، بهمن 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است