|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/3/8: طالبان از فرود تا فراز
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6951
سه شنبه 27 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6792 8/3/97 > صفحه 12 (جهان) > متن
 
      


طالبان از فرود تا فراز
گفت و گوي اختصاصي «ايران» با «بارنت آر. روبين» مشاور ارشد در وزارت خارجه امريكا و «تيم فاكسلي» تحليلگر نظامي دولت بريتانيا درباره قدرت گيري مجدد طالبان در افغانستان

نويسنده: نوژن اعتضادالسلطنه


    
    «وجود تهديد خارجي به اسلامگرايي قدرتي انرژي بخش مي دهد. در واقع، حضور غربي ها در افغانستان طالبان را قادر ساخت تا موجوديتش را قابل هضم و باورپذير کند. جهاد افغان ها عليه نيروهاي شوروي احساسات ملي گرايانه اي را در يک چارچوب اسلامي برانگيخت و دست کم در آغاز تاثير اتحادبخشي را داشت». اين بخشي از نوشته هاي «اليور روا» در کتاب «اسلام و مقاومت در افغانستان» است که در دهه ۹۰ ميلادي نوشته بود. اکنون با گذشت نزديک به بيش از دو دهه از آن زمان هنوز هم به نظر مي رسد طالبان با تاکيد بر حضور نيروهاي خارجي در افغانستان اقدامات خود را توجيه مي کند. فساد در ساختار سياسي و شکننده بودن اجماع ميان جريانات مختلف نيز سبب شده اند طالبان بر تحرکات اخير خود بيفزايند. «بارنت آر. روبين» مشاور ارشد سابق دستيار ويژه رئيس جمهوري امريکا در امور افغانستان و پاکستان در وزارت خارجه امريکا. مدير برنامه منطقه اي افغانستان و پاکستان در مرکز همکاري بين المللي دانشگاه نيويورک و «تيم فاکسلي» تحليلگر نظامي و سياسي دولت بريتانيا که سال ها در افغانستان بوده در گفت و گو با «ايران» به چرايي شدت فعاليت هاي طالبان در هفته هاي اخير پرداخته اند.
    
     چرا طالبان پس از گذشت سال ها از تشکيل دولت در افغانستان هنوز از بين نرفته است؟
     بارنت روبين: از نظر داخلي، بخش مهمي از فرماندهان امنيتي و نظامي افغانستان مورد حمايت نيروهاي خارجي هستند. آنان در ظاهر مقام هاي دولتي افغانستان هستند اما در عمل متعهد به قانون نيستند و از قدرت سوء استفاده مي کنند. نيروهاي خارجي نيز اغلب به دليل سرپيچي از قانون نه تنها باعث تلفات غير نظاميان مي شوند که دست به بازداشت هاي غير قانوني و حتي شکنجه زده اند. در نتيجه، بقاي طالبان در چنين شرايطي عجيب نيست.
    تيم فاکسلي: عدم دعوت از طالبان براي شرکت در کنفرانس بن براي مذاکرات صلح در دسامبر ۲۰۰۱ ميلادي سبب شد تا منازعات به طور مسالمت آميز حل شوند. پس از آن طالبان بتدريج فعاليت هاي خود را در جنوب و شرق افغانستان آغاز کرد و دولت افغانستان نيز از نظر امنيتي توان برقراري ثبات را نداشت. مشکل اساسي ديگر آن بود که فساد و نواقص زيادي در دولت افغانستان وجود داشت و همچنين تلاش جامعه بين المللي براي کمک به بازسازي و توسعه افغانستان ناهماهنگ و نامتوازن بود. تمام اين عوامل در بقاي طالبان نقش داشته اند.
    
     آيا طالبان در ميان مردم افغانستان جاذبه دارد؟ طرفداران طالبان بيشتر از چه طبقات و گروه هايي هستند؟ علت اصلي جذب مردم به سوي طالبان چيست؟
     بارنت روبين: علت اصلي پيوستن به طالبان حمايت از ايدئولوژي يا برنامه طالبان نيست بلکه دلايل مختلف ديگري نيز دارد که قرباني شدن توسط نيروهاي خارجي يکي از آنهاست. موضوع ديگر آن است که جنگ يک بخش اقتصادي نيز دارد. پسران جوان با تحصيلات پايين و بيکار به طالبان پيوسته اند. طالبان در ميان پشتون ها در قندهار ظهور کرد آنان از نظر تاريخي موقعيت پايين تري نسبت به ديگر قبايل داشتند. اين قبايل فاقد زمين داران بزرگ و تحت تاثير علماي مذهبي بودند. طالبان در گسترش قدرت پشتون ها به ديگر مناطق کشور نقش مهمي داشتند.
     تيم فاکسلي: طالبان مي خواهد نشان دهد در قلب مردم افغانستان جاي دارد اما من چنين باوري ندارم. پايگاه اصلي جذب نيروي طالبان از ميان مردان جوان پشتون است که بيکار هستند. آنان از جنوب و شرق افغانستان مي آيند. ديگر جنگجويان از آسياي مرکزي و پاکستان مي آيند. آنان انگيزه هاي مختلفي براي پيوستن به طالبان از افتخار، غرور، خستگي از اوضاع موجود تا پول و منافع مالي دارند. نتايج نظرسنجي سالانه بنياد آسيا (Asia Foundation) نشان داد که تنها ۵ درصد از مردم افغانستان با طالبان ابراز همدلي مي کنند.
    
     به نظرتان بين رويکرد اوباما و ترامپ در قبال افغانستان کدام يک کارآمدتر بود؟
     بارنت روبين: اوباما رهبري بسيار منطقي تر با ذهني سازمان يافته بود. او اين منطقي بودن خود را در حصول توافق هسته اي با ايران و قدرت هاي جهاني نيز نشان داد. او براي کوتاه مدت تصميم به افزايش نيروهاي امريکايي در افغانستان براي جلوگيري از بدتر شدن وضعيت امنيتي آن هم به دليل اهمال دولت بوش گرفت. با اين حال، راه حل سياسي در افغانستان هرگز اولويت نخست اوباما نبود. مهم ترين اولويت او عقب نشيني نيروهاي امريکايي از افغانستان و مبارزه عليه القاعده بود. ترامپ هيچ چيزي در مورد سياست جهاني نمي داند. او مي خواهد روند هدر رفت منابع امريکا در جنگ در افغانستان را متوقف کند اما همزمان مي خواهد تروريست ها نيز کشته شوند. او در مورد چگونگي مبارزه با تروريسم جز از طريق کشتن تروريست ها هيچ ايده ديگري ندارد.
    تيم فاکسلي: استراتژي پرزيدنت اوباما افزايش قدرت جنگاوري و مقابله با طالبان تا پيش از زمان کاهش نيروها و عقب نشيني از افغانستان بود. بسياري از تحليلگران از جمله خود من معتقد بوديم که تعيين زمان براي خروج نيروهاي امريکايي از افغانستان اشتباه است چرا که باور داشتيم طالبان منتظر مي مانند تا امريکايي ها خارج شوند. ترامپ پرونده افغانستان را به ژنرال هاي نظامي امريکايي واگذار کرده است. استراتژي آنان نيز صرفاً بمباران بيشتر با افزايش استفاده از نيروي هوايي امريکا در افغانستان عليه مواضع طالبان است.
    
     برخي تحليلگران مي گويند واشنگتن بايد هدفي واقع گرايانه داشته باشد و اطمينان کسب کند که طالبان در افغانستان برنده نمي شود اما چگونه مي توان به اين هدف رسيد؟ آيا امريکا براي صلح در افغانستان آماده است؟
    بارنت روبين: امريکا مدعي است از توافق سياسي بين دولت افغانستان و طالبان حمايت مي کند اما واقعيت آن است که عمده تلاش هاي امريکايي ها نظامي است و دولت امريکا براي تلاش هاي سياسي منابع زيادي در اختيار نمي گيرد. به همين خاطر است که سخنگوي اصلي سياست امريکا در افغانستان يک نظامي است که به نظر مي رسد درک صحيحي از راه حل سياسي ندارد.
    تيم فاکسلي: کارشناسان جنگ هاي نامنظم مي گويند شورشيان با نباختن برنده مي شوند. دشوار است که بگوييم هدف واقعي اين است. من فکر نمي کنم که امريکا در حال حاضر واقعاً بداند چه چيزي فراتر از اين مي خواهد. شايد اجتناب از سقوط دولت افغانستان هدف واقعي باشد. شايد کاهش نيروهاي امريکايي از صدها به ۱۲ هزار نيرو و کاهش هزينه هاي نظامي ميليارد دلاري امريکا در افغانستان هدف واقعي باشد.
    
     داعش چگونه به افغانستان رسيد؟ آيا رقيبي جدي براي طالبان است؟ آيا قادر به جذب افغان ها در مقياسي وسيع است؟
    بارنت روبين: آنچه ما به عنوان داعش در افغانستان مي شناسيم ترکيبي از عناصر مختلف است. من فکر مي کنم دو گروه مرتبط با داعش در افغانستان وجود دارند يک گروه در شرق افغانستان که توسط يکي از اعضاي سابق طالبان پاکستان رهبري مي شود و ديگري در شمال افغانستان مستقر است که توسط رهبر جنبش اسلامي ازبکستان رهبري مي شد که اين اواخر در جريان حمله پهپادي امريکا کشته شد. نخستين پيروان داعش چند تن از رهبران سابق طالبان مانند «عبدالرئوف خادم» بودند که در زماني که در گوانتانامو به اتهام ارتباط با القاعده بودند به جهادگرايان سلفي و راديکال تبديل شدند. اين گروه منازعه زيادي با رهبري طالبان داشت که حنفي بودند و در نهايت از آن گروه خارج شد. امريکا خادم را با پهپاد به قتل رساند. واقعيت آن است زماني که داعش در تابستان سال ۲۰۱۴ ميلادي در موصل قدرت گيري خود را رسماً اعلام کرد فرماندهان ناراضي افغان جذب داعش شده و با بغدادي بيعت کردند. آنان به عنوان شاخه ولايت خراسان دولت اسلامي شناخته شدند که متشکل از پشتون هاي پاکستان و افغانستان بودند.
     تيم فاکسلي: داعش در افغانستان در سال ۲۰۱۵ ميلادي در نتيجه شکست هايش در خاورميانه ظهور کرد. بسياري از اعضاي اوليه داعش در افغانستان اعضاي طالبان بودند که ايده هاي آن گروه را پذيرفتند و با تشکيل گروهي تازه پول واعتبار بيشتري کسب کردند. بقيه نيروها جنگجويان خارجي بودند. طالبان و داعش با يکديگر در شرق افغانستان جنگيده اند و تلفات انساني داده اند. به نظر مي رسد داعش تلاش مي کند تا هرگونه حمايت مردمي در افغانستان را به نفع خود جلب کند. داعش اما به طور طبيعي با فرهنگ و ارزش هاي افغانستان همخواني ندارد اگرچه موفقيت هايي در شرق آن کشور داشته است. من چشم اندازي براي غلبه داعش بر طالبان و موفقيت داعشي ها در سطح گسترده در افغانستان متصور نيستم.
    
     آيا اتحاد طالبان و داعش در افغانستان در آينده امکان پذير است؟
     بارنت روبين: طالبان و داعش در افغانستان نمي توانند ائتلافي تشکيل دهند مگر آنکه در مورد يک امر واحد به توافق برسند که اين امري ناممکن است.
     تيم فاکسلي: داعش گروهي بسيار تندخو، فاقد تساهل جويي، بشدت خشن و تندرو است؛ بسيار تندروتر از طالبان. طالبان دست کم به فرهنگ و تاريخ مشترک افغان ها اشاره مي کنند و در ميان بخشي از جمعيت آن کشور حضور داشته اند. افغان ها به داعش به عنوان يک نيروي «بيگانه» نگاه مي کنند که با مخاطبان طالبان رقابت مي کند. من فکر مي کنم امکان ائتلافي ميان دو گروه وجود نداشته باشد.
    
     حملات اخير طالبان چه تاثيري بر انتخابات بعدي افغانستان مي گذارد؟
    بارنت روبين: حملات طالبان مانعي بر سر راه برگزاري انتخابات آينده است و ممکن است زمان برگزاري آن را به تاخير اندازد. مشکل اساسي اما جاي ديگري است و آن عدم سرشماري دقيق و نبود بانک اطلاعاتي قوي درباره تعداد راي دهندگان است.
     تيم فاکسلي: طالبان انتخابات را غيرقانوني مي داند و در هر دوره از انتخابات در افغانستان حملات خود را آغاز کرده و غير نظاميان زيادي را کشته است. با اين حال، مردم افغانستان در حال بازگشت به روند ثبت نام و شرکت در انتخابات دموکراتيک هستند و طالبان توان متوقف کردن اين روند را ندارد. در اين وضعيت محبوبيت اين گروه بيش از پيش کاهش مي يابد. دولت افغانستان سقوط نخواهد کرد با اين حال، با فشارهاي قابل توجهي در چند سال آينده مواجه خواهد بود.
    
     نيروهاي طالبان بخشي از فراه را تصرف کردند. علت ضعف نيروهاي امنيتي و نظامي افغانستان چيست؟ آيا اين شکستي براي امريکايي ها نيست که نتوانسته اند بخوبي نيروهاي امنيتي افغان را آموزش داده و تجهيز کنند؟
     بارنت روبين: شکست اصلي نيروهاي امنيتي و نظامي افغانستان به دليل رهبري آن است. رهبري همراه با جناح بندي و چند دستگي است. به احتمال زياد فرماندهان نظامي، فرمانداران و روساي امنيتي به جناح هاي مختلف تعلق خاطر دارند و ارتباط و هماهنگي اي با يکديگر ندارند. اين موضوع تاثير بسيار بدي بر روحيه سربازان مي گذارد. مربيان امريکايي اين وضعيت را خيلي خوب درک نمي کنند.
     تيم فاکسلي: حتي پس از ۱۵ سال نيز ارتش افغانستان کماکان در حال کار براي پيشرفت بيشتر است. ايجاد يک ارتش تازه از صفر، کار دشواري است با اين حال، نيروهاي مسلح هنوز هم در حال استخدام و جذب پرسنل جديد هستند. فساد و ناکارآمدي در صفوف آنان وجود دارد. من فکر مي کنم جامعه بين المللي در تصور آن چه مي تواند در افغانستان به دست آورد بيش از اندازه خوش بين بود همچنين درباره سرعت و روند دستيابي به اهداف.
    
     نقش دولت پاکستان را در حملات اخير طالبان چگونه ارزيابي مي کنيد؟
     بارنت روبين: پاکستان تلاش مي کند از طالبان به عنوان اهرمي براي فشار بر امريکا در افغانستان استفاده کند. واقعيت آن است که صرف يک توئيت انتقادي ترامپ درک پاکستان از منافع و امنيت ملي خود را تغيير نمي دهد. همچنين ، پرداخت صدها ميليون دلار به پاکستان نيز تغييري در تصميم آن کشور ايجاد نمي کند چرا که در مقابل، چين بيش از ۵۰ ميليارد دلار در پاکستان سرمايه گذاري کرده است.
     تيم فاکسلي: ملا عبدالسلام ضعيف سفير سابق حکومت طالبان در اسلام آباد در کتاب خود «زندگي من با طالبان» تنش در روابط ميان طالبان و دولت پاکستان را برجسته کرده بود. با اين حال، من باور دارم که سرويس هاي اطلاعاتي پاکستان در تماس گسترده اي با اعضاي طالبان هستند و يکي از اهداف اصلي پاکستان آن است که رژيمي در افغانستان در قدرت باشد که حافظ منافع پاکستان باشد. با اين حال سطح حمايت فعلي پاکستان از طالبان به نوع روابط با امريکا بستگي دارد.
    
     به نظرتان آينده طالبان چگونه خواهد بود؟ آيا دولت افغانستان مجبور به دادن امتياز به آن گروه خواهد شد؟
    بارنت روبين: موضع امريکا و جامعه بين المللي آن است که طالبان تنها در صورت پذيرش قانون اساسي افغانستان، روند سياسي، قطع روابط با ساير گروه هاي تروريستي و بر زمين گذاشتن سلاح به رسميت شناخته خواهد شد. از نظر درون سازماني، تا زماني که ملاعمر که داراي اقتدار منحصر بفرد مذهبي و کاريزماي قابل توجه بود، رهبري اين گروه را در دست داشت، کسي نمي توانست در درون آن گروه تصميمات و دستورات او را به چالش بکشد. با اين حال، دو جانشين بعدي هيچ يک از چنين اقتداري برخوردار نبودند. ملا اختر منصور بازرگاني ثروتمند بود که بر قاچاق مواد مخدر و ساير قاچاق ها از طريق دوبي نظارت داشت. او در مورد مسائل ايدئولوژيک مانند مذاکرات صلح انعطاف پذيرتر از ملاعمر بود اما اقتدار مذهبي زيادي براي اعمال تصميمات دشوار را نداشت. مولوي هيبت الله آخوندزاده نيز يک عالم ديني شناخته شده است و در علم حديث تخصص دارد. او تمايل دارد که بر پايه اجماع حکمراني کند و از سوي اطلاعات پاکستان مجبور شده تا به شبکه حقاني در شرق افغانستان نقش مهم تري را واگذار کند. شبکه حقاني مطيع اوامر اطلاعات ارتش پاکستان است. تاکنون «هيبت الله» هيچ گونه تمايلي يا توانايي اي براي اعمال اراده از خود نشان نداده است. به همين خاطر است که طالبان هيچ گونه پاسخ آشکاري به پيشنهاد برگزاري مذاکرات صلح نداده است. شواهدي وجود دارند که نشان مي دهند اعضاي طالبان نمي توانند دردرون خود به توافق برسند که پاسخي بدهند چرا که اقتدارهيبت الله براي حل اختلافات نيز بسيار ضعيف است.
    
     تيم فاکسلي: وضعيت در افغانستان در بن بست است و براي همه بخصوص براي پاکستان، ايران وهمسايگان و جامعه بين المللي منازعه اي بر بستري مخرب است که مشخص نيست چه زماني پايان خواهد يافت. اشرف غني به روشني در سال جاري به طالبان پيام فرستاد و من باور دارم که پيام صلح معقول و واقعي بود. اين پيشنهاد صلح از سوي طالبان رد شد و اکنون هر دو طرف با زبان نبرد با يکديگر صحبت مي کنند با گفتمان پيروزي يا شکست. به نظر مي رسد که طالبان در حال پيشرفت نظامي است. اين باعث مي شود آنان کمتر مايل به شرکت در گفت و گوها باشند. با اين حال، شکست دولت افغانستان هر چند خطري است که وجود دارد اما تا زماني که امريکا و جامعه بين المللي از آن دولت حمايت سياسي و اقتصادي مي کنند امري بعيد است. طالبان توانايي نظامي براي قبضه قدرت در افغانستان را ندارد با اين حال، نه ارتش افغانستان و نه ارتش امريکا هيچ يک توانايي شکست دادن طالبان با صرف تکيه بر قواي نظامي را ندارند.طالبان دو آينده پيش رو دارد: يکي آن است که به عنوان يک گروه شورشي در جنگ باقي بماند و ديگري آن است که با پذيرش اشتباهات قبلي در روند تدريجي اما دردناک به سوي تبديل شدن به يک حزب سياسي حرکت کند؛ شايد به همان مسيري که گلبدين حکمتيار انتخاب کرده بود.
    
    يادداشت
    
    يادداشت اختصاصي احمد مجيديار رئيس بخش ايران در انستيتو خاورميانه براي «ايران»لزوم تقويت نهادهاي نظامي و اداري براي کشاندن طالبان پاي ميز مذاکره
    
    باوجود آنکه طالبان پس از مداخله نظامي تحت رهبري امريکا در سال ۲۰۰۱ ميلادي از قدرت ساقط شدند، هرگز با شکست قطعي دائمي مواجه نشدند. بيشتر رهبران طالبان به پاکستان نقل مکان کردند و از آنجا شورش عليه دولت جديد افغانستان را رهبري کردند. حمله امريکا به عراق نيز سبب شد تا واشنگتن نتواند تمرکز لازم براي نهادسازي در حوزه نظامي و غيرنظامي در افغانستان را از خود نشان دهد و مانع از ظهور طالبان شود. مانع عمده ديگر براي شکست طالبان آن بود که آن گروه از پشتيباني گروه هاي مسلح در پاکستان برخوردار بود. فساد و ناکارآمدي دولت افغانستان نيز مانع ديگري در برابر شکست طالبان بوده است.
    اکنون طالبان در تحرک تازه اي کنترل فراه را در دست گرفته اند. اين ولايت غربي افغانستان مسير قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ايران است و منطقه وسيع مرزي است. شورشيان طالبان مي خواهند اين مسير زميني مهم را تحت کنترل خود داشته باشند. همچنين ، ضعيف بودن عملکرد نهادهاي غيرنظامي و نظامي افغانستان به طالبان اجازه داد تا نفوذ خود را افزايش دهد. علاوه بر آن مقام هاي افغان مدعي هستند که تهران از طريق برخي از گروه هاي محلي شبه نظامي خود در فراه ناامني ايجاد کرده تا اجراي پروژه آب ميان افغانستان، ترکمنستان، هند و پاکستان را مختل کند، هر چند ايران اين ادعا را رد کرده است. اکنون مشکل در افغانستان صرف وجود طالبان نيست بلکه داعش نيز ظهور کرده است. ظهور داعش در افغانستان گسترش طبيعي آن گروه تروريستي در سوريه و عراق نيست بلکه بيشتر بازنويسي نسخه اي از گروه هاي افراطي شده از طالبان افغانستان و پاکستان است. واقعيت آن است که فعلاً جنگجويان خارجي زيادي از سوريه و عراق به افغانستان نيامده اند اما اگر بي ثباتي گسترده در افغانستان حاکم شود ممکن است جنگجويان خارجي بيشتري جذب داعش در آن کشور شوند.
     تنها راه حل براي پايان دادن به خشونت، مذاکره با طالبان است. رهبري ايدئولوژيک طالبان اما تاکنون پيشنهاد مذاکره را رد کرده است. دولت افغانستان بايد نيروهاي امنيتي و نهادهاي سياسي خود را تقويت کند تا به طالبان و شهروندان آن کشور اطمينان دهد که پيروزي نظامي طالبان امکان ناپذير است. در آن زمان است که طالبان و ديگر گروه هاي شورشي مجبور به خلع سلاح و پيوستن به روند صلح خواهند شد.

    
    طالبان از فرود تا فراز / گفت و گوي اختصاصي «ايران» با «بارنت آر. روبين» مشاور ارشد در وزارت خارجه امريكا و «تيم فاكسلي» تحليلگر نظامي دولت بريتانيا درباره قدرت گيري مجدد طالبان در افغانستان
    


 روزنامه ايران، شماره 6792 به تاريخ 8/3/97، صفحه 12 (جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 59 بار
    



آثار ديگري از "نوژن اعتضادالسلطنه"

  مذاكره با طالبان آري يا خير؟ / بررسي سياست هاي امريكا در افغانستان 17 سال پس از 11 سپتامبر 2001 در گفت و گوي «ايران» با «آرنه استراند» معاون رئيس انستيتو كريستيان ميكلسن و «جان كرياكو» كارشناس پيشين سيا
نوژن اعتضادالسلطنه، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  ناتوي عربي؛ ائتلاف كاغذي ناپايدار / «جورج بشارت» كارشناس سياست خارجي امريكا در خاورميانه و «كريستوفر ديويدسون» استاد مطالعات خاورميانه دانشگاه دورهام بريتانيا در گفت و گو با «ايران» مطرح كردند
نوژن اعتضادالسلطنه، ايران 17/6/97
مشاهده متن    
  تركيه بازيگر مستقل، نه تابع / پروفسور «ازدن زينب اكتاو» و «بيرول يشيلادا» استادان روابط بين الملل تركيه و امريكا در گفت و گو با «ايران» مطرح كردند
نوژن اعتضادالسلطنه، ايران 3/6/97
مشاهده متن    
  مكزيك در دوراهي چپ روي و عمل گرايي / گفت و گوي مشترك با «جفري ديويدو» سفير سابق امريكا در مكزيك و ونزوئلا و «جيمز جونز» سفير سابق امريكا در مكزيك
نوژن اعتضادالسلطنه، ايران 1/5/97
مشاهده متن    
  داستان دو شاه ، از همراهي تا رقابت / بررسي روابط امارات و عربستان در گفت و گوي اختصاصي «ايران» با «جوست هيلترمن» مدير برنامه خاورميانه و شمال آفريقاي گروه بين المللي بحران و «راجر شاناهان» مقام سابق سفارت استراليا در رياض و ابوظبي
نوژن اعتضادالسلطنه، ايران 10/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه سرآمد
متن مطالب شماره 47 (پياپي 52)، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است